به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    همسفر گاه گدار
    Status : firooz آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Dec 2015
    نوشته ها : 30
    تشکر : 47
    تشکر شده 20 بار در 16 ارسال

    پیش فرض تجربه زندگی آنالوگ / تجربه زندگی دیجیتال

    سلام

    عنوان موضوع را کلی فکر کردم تا پیدا کنم و عنوانی که هر روزه با آن درگیر هستم

    بچگی ما پیدا کردن کرم های خاکی تو زمین بود و الان بچگی بچه ها ارتقا سیستم عامل iOS

    خوشحالم که در زندگی در گذار بین زندگی آنالوگ به دیجیتال هستم

    دنیای قبل از دیجیتال برای من تجربه ملموس تری با طبیعت بوده است. با همه ی پیشرفتهای دیجیتال، طعم بیدار شدن از خواب با هزار بد و بیراه گفتن به خروس بی محل برام پر از حس خاطره است.

    خاطره ای نه از جنس امروز. خاطره ای که با گفتنش برای نسل دیجیتال فهمیدم معنی خروس بی محل ، بی معنی است.

    در زمان آنالوگ روزنامه و مجله را می خواندیم و عکسها و مطالب خوبش را جمع میکردیم با عشق . دقیق میدانستیم چی داریم و چی دوست داریم

    خوشحالم که یک دنیای امروز و ساختن آینده ما با خواندن مجلات علمی آن زمان پایه ریزی شد. در زمان ما و دوران آنالوگ دایره المعارف ها ارزش داشتند و بهشان میشد ارجاع بدی.

    در آن زمان عشق ما رنگ کاری بود نه کار با فتوشاپ .

    من مناظر را از قدیم به یاد می آورم، مرغها، جوجه ها، خونه مادر بزرگ با چراغ سه فتیله ای اش ، من هنوز طعم غذاهای مادربزرگم را در خاطر دارم.

    برای من هنوز دهه شصت یک زمان خاطره انگیز و جادوییه! میدانید چرا چون کامپیوتری هنوز درکار نبود!!!

    بازیهای کامپیوتری نیومده بود، هنوز تکنولوژی جترش را زیر نور خورشید بالای سر ما نگرفته بود!

    آن زمان اتاقها بزرگتر بود، پارکها درخت بیشتر داشت کلا عرصه بزرگتر بود. کوه خیلی بلند بود. دریا خیلی آب داشت.

    اون موقع سفر ، خیلی چیز بود. آره یه چیز بزرگ بود ، مسیر بود ، کلی برنامه بود یه سفر یک هفته ای باسه خودش یه تابستان بود

    آره من تجربه بازی کردن در فضای باز را دارم !! آره اون موقع هنوز بازی کامپیوتری نبود

    اون موقع کسی نگران ما نبود که ردمون رو بزنه و حواسشون به ما باشه که از این تکنولوژی ها و کامپیوتر و اینترنت چه استفاده ای می کنیم

    اون موقع ما خودمان بازی هامون را میساختیم، کلا همه چیز را میساختیم ، کلا بودیم ، برای خودمان بودیم ، واقعی بودیم ، بچه بودیم، بازی های بچگی را میکردیم بزرگ میشدیم کنار محیط زندگی امان
    برامون حیوانات عجیب و غریب نبودند، گوسفند را با بز اشتباه نمی کردیم، الاغ را دوست داشتیم، از سگ نمیترسیدیم و اساسا برامون سگ حیوان خانگی نبود. سگمون هیچوقت افسرده نمیشد. مرغ عشقمون تخم طلا میگذاشت. اینقدر تخماش جوجه میشد که خودش دیگر خودش را یادش میرفت از بسکه باید به بچه هاش میرسید

    آنالوگ به دیجیتال داره تبدیل میشود و من خوشحالم که بازیهای کودکی من، با بازی های گوشی های بچه های دنیا که شبیه به هم است، فرق داشت. برای من کبریت قابلیت تبدیل به بمب را داشت اما امروز کبریتی دیگر وحود ندارد.
    ...
    خوشحالم که آنالوگ را تجربه کردم

    شما هم بگویید از تجربیاتتان

  2. کاربر مقابل از firooz عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    buy (30-05-2016)

  3. #2
    تازه مسافر
    Status : buy آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2014
    محل سکونت : دیار کوهستان آذربایجان
    نوشته ها : 27
    تشکر : 23
    تشکر شده 14 بار در 8 ارسال

    پیش فرض

    این دهه هفتادیا چی؟ نه درست حسابی آنالوگ (به قول firooz)رو درک کردن و نه درست حسابی دیجیتالو.کلا نسل بد بختین



 

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •