به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    همسفر گاه گدار
    Status : قاسم احمری آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2012
    محل سکونت : اراک
    نوشته ها : 77
    تشکر : 26
    تشکر شده 183 بار در 51 ارسال

    پیش فرض بوسه بر آبشاریخی دماوند - شهریورماه 1396و بازدید از آبشار لاسم












    با نام و یاد خداوند منان


    سفر به سوی دماوند زیبا را در عصر روز بیستم شهریور 96 که مصادف با ولادت با سعادت امام موسی کاظم (ع) بود آغاز و از اراک به سمت پلوربا وسیله شخصی و بدون همراه را آغاز که به لحاظ سفر درمیانه هفته و با خواست خدا با ترافیک شدید جاده هراز روبرو نشدیم.

    قبل از ورود به پلور توفیقی حاصل شد تا به زیارت امام زاده هاشم (ع) رفته ودر آنجا به دنبال تهیه شام مقوی و سالم بودم که گویا همه مغازه ها آش میپختند در همین حین شخصی خیری که نذری تقسیم میکرد بسته ای نذری ازجوجه کباب وبرنج عالی به من اهدا کرد که بسیار خوشمزه و بجا این روزی از طرف خدا برایم حواله گردید انشا الله که قبول حق باشد .

    شب را در محل فدراسیون کوهنوردی پلور و در داخل چادر سپری کردم ولی اگر خواستید این کار را بکنید به نکات ذیل توجه داشته باشید والا تا صبح نخواهید خوابید اولاچادرتان را در کنار ساختمان بنا نکنید چون از ساعت 5 صبح شبنم های موجود در شیروانی بر روی چادر روانه شده و خواب نازنین را از شما خواهد گرفت دوما قاطرها به سمت سطل آشغال هجوم آورده و تاصبح همه را کنکاش میکنند تا چیزی برای خوردن پیدا کنند سوما سگها ولگرد هم شما را آسوده نخواهند گذاشت بنابراین بهتر است پول بیشتری بدهید و بروید داخل خوابگاه تخت اجاره کنید هر تخت 7 هزار تومان 7 هزارتومان برای کرایه پارکینگ هرشب برای حمام هم 7 هزار تومان باید پرداخت کنید .ما که تا صبح از دست سگ و قاطر و چک چک آب نخوابیدیم


    روز سه شنبه21شهریورماه 96
    باتوجه به اینکه فصل صعود دماوند کم کم تمام میگردید و در میانه هفته هم بود تعداد همنوردان کاهش یافته بود و وسیله ایاب و ذهاب هم برای رفتن به گوسفند سرا و مسجد صاحب الزمان(عج) دماوند هم کم بود و به ناچاربا خودرو به محل پارکینگ کنارجاده ورودی دماوند رفتم بلکه وسیله ای برای رفتن مهیا شود که از آنجائیکه خداوند با ما یار بود دوتن از مسئولین فدراسیون ازجمله جناب آقای سلطانی برای بازدید از محل بارگاه عازم شده بودند که با درخواست اینجانب قبول کردند با وسیله اختصاصی خودشان من را به گوسفند سرا ببرند که قبلا از بزرگواری ایشان کمال تشکر و قدردانی را مینمایم .

    با نگاه به دماوند متوجه شدیم در روزهای قبل برف زیادی در قله باریده و همه را سفید پوش کرده است واز صعود سخت و همراه با سرما حکایت میکرد و قاطرچی ها هم قصد داشتن ما را از رفتن به دماوند منصرف کنند که به آنها گفته شد تا اینجا آمده ایم و تا هر کجا هم که توان داشته باشیم و خداوند اجازت دهد خواهیم رفت .

    قاطرچی عزیزوسایل داخل گونی را کمی سبک سنگین کرد و گفت باید هشتاد هزار تومان برای حمل آن پرداخت کنی که به ناچارپول پرداخت شد و با نام خدا صعود به محل بارگاه سوم دماوند در حدود ساعت 7ونیم صبح آغاز گردید در میانه راه به تعدادی از بسیجیان عزیز که در حال خواندن زیارت عاشورا بودند برخورد کرده و پس از خدا قوت در ساعت 12 ظهر پس از 4 ساعت و نیم کوهنوردی نیمه سنگین به محل بارگاه سوم رسیدم.

    همانگونه که عرض شد بعلت اتمام فصل صعود محل کمپ بارگاه خالی از هر گونه چادر بود و اکثر همنوردان داخلی و خارجی هم در داخل بارگاه اسکان داده شده بودند متاسفانه بسیجیان یاد شده از صعود به دماوند منصرف شدند و در نتیجه قاطرهائی که قرار بود بار آنان را بیاورد هم برگشت شده و گونی اینجانب هم با آنها برگشت داده شده بود هر چه منتظر ماندیم خبری نشد کم کم غروب میشد و ما بلا تکلیف بودیم توسط یک از قاطرچی های عزیز با گوسفند سراتماس حاصل شد و آنها مجبور شدند فقط گونی من را با یک قاطر اختصاصی به بارگاه بیاورند پس از رسیدن قاطر و تحویل بارمن هم بهترین مکان بارگاه را که از دسترس باد در کنار صخره ها بود انتخاب و چادر را بنام کردم .


    یک تجربه سخت
    سعی کردم با مقدار برنجی که همراه خود آورده بودم پلو درست کنم که هر چه آب در ظرف برنج میریختم و برنج جوش میخورد برنج نپخت که نپخت بعدا متوجه شدم بعلت فشارو کمی هوا اصلا غذا در ارتفاع 4200بارگاه سوم نمیپزد و اشتباه دوم اینکه برنج نیم پز را خورده و معده بدبخت با وجود کمبود هوا نمیتوانست برنج را هضم کند و همین کار اشتباه باعث شد فردای آن روز در نزدیکی قله معده را بهم ریخته وکار صعود را مشکل کند .با وجود چادر دوپوش و کیسه خواب نه چندان خوب سرمای شب را تحمل کرده وشب به صبح رساندم .ضمنا ساعت 12 شب خود را به محل بارگاه رساندم تااز شارژدوربینی که به پریز وصل کرده بودم خبر حاصل کنم که به محض ورود به بارگاه موشی از زیرپایم فرارکرد ، همه در خواب بسر میبردند خوابی شیرین و گرم و بی خبر ازما چادر نشینان؟؟؟

    یک تجربه خنده دار اشتباه دیگر
    سعی کنید برای دماوند خرمای نرم و شیره دار ببرید من خرمای خشک زاهدی همراه خود برده بودم که بعلت سرمای دماوند همه آنها مانند چوب خشک شده و برای خوردن نیازمند گرم کردن آنها بود بگونه ای که مانند بادام میبایست با سنگ بر روی آنها بکوبیم تا خرد شده و بعد خوردنی شودکه از بابت این بی تجربگی بر خود لعن فرستادم.



    چهارشنبه 1396/6/22
    ساعت 4و نیم صبح ازکیسه خواب خارج شده و با درست کردن چای و نسکافه صبحانه ای مختصر نان و پنیر میل کرده و بساط کوله حمله را آماده کردم و صبر کردم تا اذان صبح داده شود و پس از اقامه نماز صعود را آغاز کنم واقعا رفتن به سمت توالتهای جدید بارگاه و وضو گرفتن کار بسیار دشواری است لذا از خداوند اجازه خواستم که نمازم را با تیمم قبول فرماید .

    کوهنوردان خارجی با آوردن غذا های آماده و استفاده از رستوران بارگاه به اندازه کافی خود را شارژ ومهیا صعود میکردند و وقتی من خودم را با آنها مقایسه میکردم با خود میگفتم مارا ببین با یه تیکه نون و پنیر میخواهیم صعود کنیم ولی خارجی ها عجب امکانات و وسایلی با خود آورده بودند بگذریم همینش هم خدا را شکر ؟؟؟

    یه نکته دیگر که از کوهنوردان خارجی بعید بود با وجود اینکه محل توالت جدید در نزدیکی پناهگاه بارگاه سوم واقع شده است به پشت پناهگاه بروند و خود را خالی کنند چند مورد را خودم از نزدیک دیدم و متاسفانه آنقدر به پشت پناهگاه و روی نرده ها این کار را کرده بودند که ازبوی تیز پیشاب آنها نمیشد از محل عبور کنیم این هم ازفرهنگ خارجی هامون بگذریم ؟؟؟؟

    ساعت 6 صبح تنهائی حرکت خود را به سمت قله ادامه دادم هر از چند گاهی به همنوردانی از کشورهای دیگر برخورد و با یک کلمه سلام یا هی یا هلو آنها ر ا بدرقه میکردم سرمای صبحگاهی از داخل کاپشن پر و گورتکس عبور میکرد و بدن را نوازش میداد از محل پاکوب کف دره به سمت صخره ها رفته و کم کم اوج میگرفتم و هر از چند گاهی که خسته میشدم با خود فکر میکردم که کوهنوردی دیگر چه ورزش گندی است آیا ورزش قحطی بود که این کار را انتخاب کردی کمبود هوا وتنهائی و ..... همه بر من فشار زیادی وارد میکردند یواش یواش خورشید گرمای خود را بر دماوند مستولی میکرد من هم به کنار آبشار یخی رسیده بودم ساعت حدود 10 صبح بود و آرزو داشتم اگر هم به قله نرفتم لااقل به کنار آبشار یخی بروم برای این کار به سمت آبشار تراورس کرده و با پاکوب کردن برفها به سوی آبشار رفتم نزدیکی آبشار یخی دماوند چند قطعه سنگ بزرگ است که میبایست با دست به سنگ از آنها عبور کنیم که با خواست خدا توانستم به محل آبشار بروم واقعا وقتی آبشار را از نزدیک میبینی هیبت بسیار عالی و زیبائی برخوردار است سجده شکر در کنار آبشار بجا آورده و از ذوق دیدن آبشار بوسه ای بر آبشار زده و آنرا در بغل گرفتم و خدا را بلحاظ این نعمت شکر گذار بودم که توانائی داده است در سن 54 سالگی بتوانم در کنار بلند ترین آبشار خاورمیانه قرار گیرم .

    با آبشار یخی خداحافظی کردم و درمسیر صعود قرار گرفتم با یک همنورد دیگری که او هم تنها صعود میکردم برخورد کردم ایشان از جانبازان جنگ تحمیلی بود و یک پایش از زیر ساق پا را از دست داده بود و پایش مصنوعی مینمود ایشان میگفت واهمه دارم که چگونه میتوانم از روی برفها با یک پا فرود داشته باشم وی عزم و اراده قوی برای صعود داشت با وی تا نزدیکی تپه گوگردی آمدم که بناگاه اون برنجهای نیم پزی که شب گذشته خورده بودم مانند بمب عمل کرده و حالم را دگرگون کرد از طرفی هم وضع جوی هوا و مه غلیظ باعث شد مرا از ادامه صعود از نزدیکی تپه گوگردی منصرف نماید با حالی خراب با دوست جانباز خداحافظی کرده و راه فرود را به پیش گرفتم که یک از همنوردان اهل سیستان به دادم رسید و با دادن مقداری کشک بهبودی نسبی پیدا کردم و خودم را راضی کرده بودم که اگر این بار هم نتوانستم به قله راه یابم ولی توانستم در کنار آبشار یخی دماوند قرار گیرم

    ساعت حدود یک بعدا از ظهر به بارگاه رسیده و تصمیم گرفتم وسایلم را جمع کرده و بابارگاه خداحافظی کنم دوباره قاطرچی گونی را برانداز کردو این بار گفت قاطر ندارم ولی خودم تا مسجد حاضرم بیاورم وبا بی انصافی زیاد 100هزار تومان مطالبه کرد ما که مانده بودیم چگونه میخواهد گونی را بر سر شانه های خودش تا پائین حمل کند که ناگاه با چاقو از جائی که حمایل کوله است شکاف زد و آنها را درآورد و بدون اینکه گونی از جایش تکان بخورد با مهارت خاصی آنرا بر روی شانه انداخت و حرکت کرد .

    عدم رعایت حقوق حیوانات
    متاسفانه قاطرچی ها با سنگ بر سر و صورت قاطرها میکوبیدند و بشدت به آنان سیلی میزدند تا اوامر آنان را اجرا کند آنانی که این صحنه ها را میدیدند بشدت آزرده خاطر میشدند و کاری از دستشان برنمی آمد .
    غروب همانروز به گوسفند سرا رسیدم و بعلت خستگی زیاد در کنار مسجد چادر را بر پا کرده و بدون خوردن شام تا اذان صبح در خواب آرامش بخشی فرو رفتم


    پنج شنبه 96/6/23
    صبح پنج شنبه سر وصدای زیادی از پاترولها و لندرورها برخواسته بود گویا مراسمی در پیش بود بله روسای فدراسیون کوهنوردی و آقا زاده ها به خانواده به قصد تفرج در اطراف مسجد و گوسفند سرا به آن محل آمده بودند و خوش میگذراندند ما هم از فرصت استفاده کرده و با پاترولهائی که آنها را آورده بود به پارکینگ رفتیم راننده محترم پاترول آقای درزی که اهل آب اسک بود پیشنهاد کرد چنانچه فرصت کافی برایم وجود دارد از چشمه و آبشار لاسم که در نزدیکی پلور است بازدیدی داشته باشم که متاسفانه پس از عزیمت به آن محل بعلت خشک سالی خبری از آبشار نبود و لی چشمه لاسم کمی از زمین میجوشید که باز هم متاسفانه بعلت قرارگرفتن در کنار منازل مسکونی و ویلاها با فاضلاب آنها مخلوط میگردد به نحوی که با آب آن چای درست کردم چایش کدر شد و حتی روی چای هم مقداری مایع روغنی مشاهده میگردید که نشانه آلودگی چشمه میباشد

    از همه اینها که بگذریم طبیعت دشت لاسم و رودخانه ای که از کنار درختان زیبای آن میگذرد بسیار دل انگیز است پس از برگشت از لاسم به تهران رفته و سعادت دیدار اقوام نصیب گردید.







    غروب زیبای خورشید از بارگاه سوم دماوند در عکس سد لار و چادرهای زرد رنگ نیروهای امدادی هلال احمر را ملاحظه میفرمائید


    بارگاه سوم دماوند از فراز ابرهای زیبا



    بوسه برا آبشار یخی بلند ترین آبشار یخی خاورمیانه در ارتفاع 5200متر در کوهستان دماوند ایران





    حضور یکی از برادران جانباز قطع پا در آبشار یخی دماوند





    بارگاه سوم دماوند بدون حجم انبوه همنوردان ساکت و عالی

    نمائی از طبیعت وراه ورودی آبشار لاسم
    ویرایش توسط قاسم احمری : 12-10-2017 در ساعت 10:50 AM

  2. #2
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,044
    تشکر : 3,413
    تشکر شده 14,004 بار در 3,533 ارسال

    پیش فرض

    سپاس از شما

    امیدوارم همیشه تندرست باشید
    کانال تلگرام آنوبانینی
    اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید در این انجمن مطرح کنید.
    اگر سوالی دارید در
    این انجمن مطرح کنید.
    اگر در مورد تورها سوالی دارید
    این تاپیک را مطالعه کنید.
    پیام خصوصی های مرتبط با موارد فوق بدون پاسخ خواهند ماند.
    تور لیدر - راهنمای تور

  3. #3
    همسفر گاه گدار
    Status : قاسم احمری آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2012
    محل سکونت : اراک
    نوشته ها : 77
    تشکر : 26
    تشکر شده 183 بار در 51 ارسال

    پیش فرض

    سلام تشکر از لطف جنابعالی در پناه خدا باشید انشاا..
    ویرایش توسط قاسم احمری : 05-10-2017 در ساعت 09:19 AM


 

موضوعات مشابه

  1. تور ماسوله تا ماسال - 5 تا 9 مهرماه 1396 (4 روزه)
    توسط Mehdi در انجمن تورها، برنامه های سفر و دوره های آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-09-2017, 03:26 PM
  2. جنگل سوباتان تا لیسار - 28 تا 30 تیرماه 1396 (2 روزه)
    توسط Mehdi در انجمن تورها، برنامه های سفر و دوره های آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-07-2017, 03:28 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •