به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    تازه مسافر
    Status : amir5981 آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2010
    نوشته ها : 2
    تشکر : 3
    تشکر شده 13 بار در 2 ارسال

    پیش فرض گزارش سفر به آبشار شوی - فروردین 1392

    معرفی
    یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین آبشارهای ایران در رشته‌کوه‌های زاگرس آبشار شوی یا تله زنگ در سردشت از توابع دزفول واقع در استان خوزستان، و با فاصله اندکی از استان لرستان و در بین کوههای سرتنگ شوی در ۱۰ کیلومتری ایستگاه راه آهن تله زنگ و در مسیر راه آهن سراسری تهران - اهواز واقع شده‌است.
    آبشار شوی، پس از بیرون آمدن غار، از گردنه‌ای بلند به پایین سرازیر می‌شود. ارتفاع آبشار 80 متر و عرض آن ۴۰ متر است. آب آن پس ازعبور از کوه‌ها و دره‌ها، به رود دز و سد دز در استان خوزستان می‌ریزد. پوشش گیاهی اطراف این آبشار، تشکیل شده از درختانی مانند بید، انجیر، مو، زبان‌گنجشگ، افرا، کیکم و بلوط است. در زیر آبشار و بر روی دیواره‌های آن گیاه سیاه وشان و سایر گیاهان آب دوست روییده‌است. در نزدیکی این آبشار، آبشار بزرگ دیگری وجود دارد که گاه از آن به آبشار دوم شوی یاد می‌شود.

    گزارش سفر روز پنج شنبه مورخه 22 فروردین ماه ساعت 11:30 با قطار تهران اهواز به سمت اهواز حرکت کردیم با توجه به محلی بودن ایستگاه تله زنگ فقط فطار عادی تو این ایستگاه توقف داره و باقی قطارها این ایستگاه توقف ندارند و در ساعت 3 بامداد جمعه در ایستگاه تله زنگ پیاده شدیم.
    (پیشنهاد این قطار از نوع اتوبوسی هست و جای خواب راحتی نداره و کوپه ها 6 نفره هست که بهتره چهار نفر یک کوپه بگیرند که راحتتر باشند). بعد از این که از قطار پیاده شدیم از روی پل به عقب برگشته و بعد از پل از مسیری که سمت راست پل هست به پایین حرکت کردیم و از مسیر کنار رودخانه شروع به حرکت کردیم تا به یک قبرستان رسیدم درست از وسط قبرستان عبور کردیم ( تو دل شب ) و در این جا یک مقدار از رودخانه فاصله گرفتیم و به سمت چپ و مسیر که آب باران از کوه سرازیر میشده رفته و از کوه بالا رفتیم بعد از مقداری که تو این مسیر حرکت کردیم به دیوار چین کوتاهی رسیدیم که در امتداد دیوارچین حرکت کردیم تا سپیده زد و ما هم چراغ ها و هد لایت ها رو خاموش کردیم بعد از یک مقدار پیاده روی به یک رود دیگه رسیدیم که اون طرف رود گنبد نقره ای امامزاده محمود در میان درختان انار و چسبیده به روستای شوی خود نمایی میکرد که این خودش نشونه خوبی هست برای ادامه مسیرقبل از ادامه مسیر ما متوقف شدیم و جاتون خالی صبحانه رو به بدن هدیه کردیم که خیلی لازم بود بعد از 3 ساعت پیاده روی تو دل شب، بعد از صبحانه و یک استراحت کوتاه ادامه مسیر دادیم و از کنار رودخانه و حدودا یک کیلومتر بالاتر از جایی که صبحانه خورده بودیم یک جای مناسب پیدا کردیم که گروه بتونیم با امنیت بهتری از رودخانه رد بشیم متاسفانه این رودخانه پل نداره و برای رد شدن ازش باید یک مقدار احتیاط کرد. ( بعد از این تک درخت که کنارش چادر هست میتونید برید کنار رودخانه و هرجا که دیدید مناسب هست از رودخانه رد بشید )
    (تصویر امام زاده محمود از آنتهای دیوار چین)


    (تصویر درختی که به عنوانه نشانه از کنار این درخت میتونید برید کنار رودخانه و از اونجا رد بشید)



    بعد از رد شدن از رود خانه از وسط باغ ها به سمت روستا حرکت کردیم و بعد از چند دقیقه به روستای شوی که محل کمپ اکثر گروه های طبیعت گرد هست رسیدیم ما برای استراحت اول ایوان اداره مخابرات ماهواره ای روستا رو انتخاب کردیم که جای خوبی هست اما برای شب مونده مناسب نیست چون صبح ممکنه یک سری از وسایل شما دیگه نباشه . ما بعد از یک مقدار استراحت میهمان یکی از اهالی روستا به نام دایه شدیم که پیرزن بسیار مهربان و ساده دلی بود و بعد از انداختن لوازم و تجهیزات تو اتاقی که دایه در اختیار ما قرار داد شروع کردیم به گشتن تو ده و به چشمه نزدیک ده رفتیم و آب مورد نیاز رو از اونجا تهیه کردیم که پیشنهاد اکید میکنم آب رو قبل از این که بجوشانید به هیچ عنوان مصرف نکنید بعد از چشمه هیزم برای اجاق و یک سر هم به امام زاده محمود زدیم که البته به نظر من با توجه به جهت جغرافیایی و جاهای قبلی که دیده بودم اینجا امام زاده نبود و بیشتر شبیه به یک اتشکده خاموش بود تا امام زاده. بعد از برگشت از گردش تو دهکده نزدیک شب بود و گروه خسته شام رو خوردیم و بعد از تاریک شدن هوا همه تو چادر هامون خوابیدیم. لازم به ذکرهست که دهکده برق نداره و آب هم نداره و آب خوراکی دهکده همون آب چشمه هست و تنها وسیله ارتباطی شما با دنیای بیرون خط تلفن همراه اول هست ایرانسل تو کل منطقه آنتن نداره و برق هم نیست که موبایل رو شارژ کنید پس حواستون به شارژ باتری گوشی باشه.


    (تصویر مرکز مخابرات و کمپ اول )







    (تصویر تک درخت اشاره شده از بالا و محلی که برای خوردن صبحانه ایستادیم از امامزاده محمود)






    شنبه 24/1/92
    صبح زود با صدای دل انگیز خروس های دایه از خواب بیدار شدیم و شروع کردیم به آماده شدن برای حرکت به سمت آبشار اول از همه برای حرکت توی راه به میزان لازم آب برداشتیم، یک وعده غذا ( ما کنسرو بردیم)، به تجهیزات واجب طبیعت گردی مثل پانجو و .. نیاز دارید اما لوازم اضافی مثل چادر و ... رو اگر قرار نیست کنار آبشار شب بمونید با خودتون نبرید و یک جای امن که قفل بشه تو دهکده بزارید و نکنه مهم اینه که دستهاتون در طول مسیر آزاد باشه برای رفتن به سمت آّبشار کنار ایستگاه مخابرات یک راه هست که به سمت خلاف جران آب رودخانه میره و یک جوی آب هم کنارش در جریان هست و این راه رو ادامه میدین تا به صخره های سر به فلک کشیده میرسین از صخره ها با احتیاط کامل و میرید بالا و فلش ها رو دنبال میکنید و هیچکس نباید خلاق جریان فلش ها حرکت کنه یا از بیراهه بخواهد حرکت کنه چون ممکنه خطرناک باشه و اصلا تو این بخش از مسیر تلاش نکنید تا یک مسیر جدید پیدا کنید نکنه مهم اینه که لیدر ها و کسانی که تو صخره نوردی و کوه نوردی از باقی همنوردان پیشرفته تر هستند حتما با خودشون طناب (20 متر کافی هست) برای حمایت و کارابین و تونیک ببرن تا خدای نکرده برای کسی اتفاقی بدی نیافته مخصوصا تو مسیر برگشت این قسمت خطرناک هست.
    (بخش صخره ها که نیاز به احتیاط کامل داره البته با احتیاط کامل افراد بی تجربه هم میتون با حمایت دوستان با تجربه از این منطقه به سلامت عبور کنند)













    بعد از رد شدن از صخره های بلند و هیجان آور یک مقدار دیگه پیاده روی میکنید تا به آبشار شوی برسید یک نمای کاملا رویایی از یک آبشار که من خودم اگر عکسش رو میدیدم فکر هم نمیکردم تو دزفول همچین آبشاری باشه اینجا میتونید یک مقدار استراحت کنید و از این آبشار بسیار زیبا لذت ببرید آبشاری که وقتی جلوش می ایستی تازه میفهمی چقدر بزرگ هست.



    آبشار زیبای شوی




    بعد از استراحتی که اینجا کردیم از روبروی آبشار ادامه مسیر دادیم و حدود 30 تا 40 دقیقه دیگه ادامه مسیر دادیم تا به آبشار دوم شوی رسیدیم جایی که آبشارش کوچکتر از ابشار قبلی بود ولی دریاچه پایین آبشار به مراتب بزرگ تر از آبشار اول و اینجا بود که لباس ها رو در آوردیم و تو دریاچه آب یخ این آبشار شروع به شنا کردیم که به حق ارزش تمام این پیاده روی رو که هیچ ارزش دو برابر این رو هم داشت یک آب بسیار تمیز و بسیار سرد که واقعا خستگی رو از تن آدم به در میکنه بعد از شنا و رفع خستگی و یک مقدار استراحت، سه چهار ساعت مانده به غروب به سمت روستا حرکت کردیم که با توجه به سختی مسیر برگشت و خطرناک بودن به شب نخوریم.
    (آبشار دوم شوی برای شنا یک مقدار در لبه ها احتیاط کنید سنگ های زیر آب نا هموار و لیز هستند اما اون وسط دیگه گود هست و کف پاتون به سنگ نمیخوره )








    تو مسیر برگشت بود که بارون شروع شد و پانچوها رو در آوردیم اما وقتی به صخره ها رسیدیم مجبور شدیم به خاطر دیدن جلو پا و احتیاط بیشتر پانچو ها رو دوباره جمع کنیم که اینجا اونهایی که بادگیر همراشون بود خیلی به نفعشون شد چون بادگیر ها جلو دست و پا رو نمیگرفت و خیس نشدن بعد از رسیدن به بالای صخره ها دوستانی که حرفه ای تر بودن تو طول مسیر جا گرفتن و دوستان مبتدی تر رو با استفاده از کارابین که به سیم بکسل های نصب شده میبستن به پایین صخره ها هدایت کردن که خوشبختانه برای هیچ کدوم از بچه ها اتفاقی نیافتاد و به سلامت به پایین دره رسیدیم از اینجا به بعد مسیر دیگه راحت بود و با همخوانی و شوخی تا دهکده رفتیم و اونجا لباس ها رو عوض کردیم چون لباسها کاملا خیس شده بود دیگه نزدیک غروب بود که بچه ها همگی داشتن از این که چرا این منطقه به این زیبایی اینقدر محروم هست صحبت میکردن که احسان با قابلمه ماکارانی که رو آتیش پخته بود و روی ذغال دم کرده بود همه رو شگفت زده کرد دیگه شام رو دور هم خوردیم و چادرها رو تو ایوان خونه دایه خانم برپا کردیم و با صدای بارون و بوی خاک بارون خورده بیهوش شدیم .


    یک شنبه 25/1/92روز برگشت هم صبح نزدیک ساعت 8 از خواب بیدار شدیم و وسائل رو چون شب قبل جمع کرده بودیم ساعت 9 حرکت کردیم به سمت ایستگاه تله زنگ مسیر برگشت با توجه به این که صبح بود و شب ثبل باران باریده بود اما آفتاب خوزشتان خودش رو نشون میداد و یک مقدار گرم و خسته کننده بود که با توجه به زمانی که داشتیم مسیر رو خسته کننده و یک نواخت نکردیم و هرجا که نیاز بود کل گروه با هم استراحت های کوتاه میکرد و دوباره ادامه مسیر میدادیم و تا این که حدود ساعت 12 بود که به ایستگاه قطار رسیدیم قطار برگشت ما ساعت 3 قرار بود به ایستگاه برسه تو این فاصله از فروشگاه کوچکی که پشت ایستگاه هست و دو فروشگاهی که روبروی ایستگاه بالای پله ها هست نوشیدنی های خنک گرفتیم و نهار رو همون تو ایستگاه کنسرو ها رو گرم کردیم و خوردیم تا قطار بیاد البته چند نفر از دوستان هم به مسجد داخل دهکده تله زنگ رفتند و اونجا استراحت کردند قطار با کمی تاخیر حدود ساعت 3:30 بود که رسید این قطار قطاری هست که ساعت 10:30 از اهواز به سمت تهران حرکت میکنه با توجه به این که ما از قبل بلیط برگشت رو رزرو کرده بودیم مشکلی با جا نداشتیم اما دوستانی که بلیط نداشتن یک مقدار به مشکل خوردن و مجبور شدن تا خالی شدن کوپه ها تو راهرو قطار سر کنن . قطار حرکت کرد و و حدود ساعت 7 صبح دوشنبه به تهران رسید . اینجا بود که سفر ما هم تمام شد اما آبشار شوی با همه زیبایی و مردم خون گرمش یک تکه از دل ما رو با خودش نگه داشت .
    دوستان اگر این مطلب ایرادی داشت به بزرگی خودتون ببخشید نویسنده خوبی نیستم، اما بیشتر تلاش کردم که جزئیات رو بگم که اگر کسی قصد سفر داشت یک مقدار کمی اطلاعات از مسیر و تجهیزاتی که ممکنه لازمش بشه رو بهش داده باشم .

    پیشنهادات :


    1. زمان سفر به آبشار شوی از 15 اسفند تا آخر اردیبهشت هست بعد از اردیبهشت منطقه گرم میشه و پیاده روی با کوله زیر آفتاب یک مقدار سخته.
    2. تو سفر اجناس قیمتی و غیر لازم با خودتون نبرید منطقه یک مقدار نا امن هست و تنها و تو گرو های زیر 5 نفر جایی نرید .
    3. اگر دوست داشتید برای بچه های شوی لباس و اسباب بازی خوب و مناسب ببرید جای دوری نمیره.
    4. مواد غذایی مورد نیازتون رو کامل با خودتون ببرید تو شوی فروشگاه نیست فقط میتونید تخم مرغ محلی و یک مقدار لبنیات محلی بخرید تازه اگر برای فروش داشته باشد .
    5. آب رو حتما قبل از مصرف بجوشونید .
    6. چراق قوه و هدلایت و چادر خیلی مهم هست اما کیسه خواب اگر کسی نبرد تو این فصل میتونه با پتو مسافرتی هم خواب راحتی داشته باشه.
    7. تجهیزات ایمنی مثل کارابین، طناب، تونیک حداقل یکی همراهتون باشه تا اگر لازم شد بتونید نوبتی ازش استفاده کنید.
    8. موبایل فقط همراه اول آنتن داره اون هم اطراف روستا، کنار آبشار هیچ آنتنی وجود نداره و برق هم برای شارژ گوشی نیست خودتون باطری گوشی رو مدیریت کنید.
    9. عینک دودی ، کلاه آفتاب گیر و کرم ضد آفتاب خیلی به درد میخوره تو مسیر.
    10. یک مقداری دارو مثل مسکن و دارو های ضد اسهال همراهتون باشه بد نیست، اگر استفاده نشده ببخیشید به روستائیان چون اونجا بهداری یا خانه بهداشت نداره.
    11. به هیچ عنوان از جایی نپرید جتی از روی یک سنگ ده سانتی چون اگر سنگ زیر پاتون شل باشه باعث پیچ خوردن پا میشه و خیلی مشکل درست میکنه.
    12. هزینه برنامه شامل بلیط قطار رفت و برگشت 27000 تومان و خوراک و آب به میزانی که میخواهی بمانید و البته اگر خونه یکی از اهالی موندین کرایه شبی 20 تا 40 هزار تومان هست که بستگی به خودتون داره چقدر بخواهید بدید مردمش در این رابطه ها زیاد سخت نمیگرند
    13. در طول مسیر وقتی از ایستگاه قطار به سمت روستا در حرکت هستید قبل از قبرستان یک رودخانه کم آب هست که از روش رد میشید 50 متر بالاتر از رود خانه سمت راست یا قبرستان یک چشمه از زیر کوه میاد بیرون که آبش خوردنی هست و این تنها چشمه در طول مسیر هست که آب خوراکی داره

    این هم چنتا عکس دیگه امید وارم خستتون نکرده باشم و این مطالب به درد کسی بخوره
    من خودم اولین سفرم به این آبشار بود و این اولین پستم تو آنوبانینی















    تصاویر پیوست شده

  2. 8 کاربر مقابل از amir5981 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Ali.Goli (29-04-2013), donkishot (27-04-2013), Dr Ernesto (27-04-2013), JackLondon (27-04-2013), Mehdi (27-04-2013), nasimsun (28-04-2013), shirez (29-05-2013), هومن (27-04-2013)


 

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •