به انجمن خوش آمدید
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 78
  1. #21

    Shahram آواتار ها
    Status : Shahram آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 2,362
    تشکر : 2,955
    تشکر شده 6,110 بار در 1,639 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط behzad نمایش پست ها
    باريكلا كاملاً علم فيزيكه، اشاره شد ستاره ها فاصله زيادی نسبت به ما ( زمين ) دارن، اصلاً موقعيت ستاره ها در فضا كجاست؟ درون يك منظومه؟ درون يك كهكشان؟ بين سيارات؟

    اصولاً قمرها رو ميتونيم ستاره به حساب بياريم يا سيارند؟

    آهان گفتيد يه سری ستاره های جوان تر، آهن دار هم هستن، ميشه بگيم اين عنصر در رنگشون تأثير داره مثلاً ميتونيم اين استنباط رو بكنيم كه آقا، من يه ستاره قرمز كه ميبينم، ناشی از حرارت پايين و عنصر آهنه؟
    تو بخش مفاهیم یه اشاره ای کردم. زمین درون منظومه شمسی و منظومه شمسی در بازوی کهکشان به همراه میلیاردها ستاره دیگه که بخشی رو شبها می بینیم درون کهکشان راه شیری و کهکشان راه شیری به همراه یه سری کهکشان دیگه درون خانواده محلی و ... قرار دارند.
    قمرها اطراف سیارات می چرخند پس عضو منظومه شمسی هستند و ستاره نیستند.
    فاصله زمین از خورشید 150،000،000 کیلومتر یا 8 دقیقه نوری است.
    فاصله نپتون از خورشید 4 ساعت نوری است.
    مدار زمین را به اندازه سرسوزن در نظر بگیرید. زمین به اندازه یک ویروس خواهد بود ! و خورشید به اندازه یک سلول بدن انسان !! اندازه منظومه شمسی در این حالت به اندازه حلقه ای خواهد بود که با انگشت اشاره و انگشت شست ساخته می شود. نزدیکترین ستاره در این حالت در فاصله 300 یاردی (هر یارد حدود نه دهم متر) خواهد بود در این حالت کل کهکشان راه شیری به اندازه قاره آمریکا خواهد بود.
    اگر کهکشان راه شیری را به اندازه یک کلاس در نظر بگیریم آندرومدا که جزو کهکشانهای محلی است حدود 600 یارد از ما فاصله خواهد داشت.
    امیدوارم یه تصویری تو ذهنت ساخته بشه از این همه عظمت


    در مورد آهن و رنگه اون هم نه. چون این عناصر در لایه های داخلی که دمای بالاتری داره می تونند ساخته بشند و رنگ ستاره بیشتر تابع دماش هست تا چیزهای دیگه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmadmobaraki نمایش پست ها
    سلام اقا بهزاد امروز صبح زودمتوجه شدم که یک ستاره شاید سیاره پرنور از شرق سروکله اش پیدا میشه . همون زهره است که تا چند وقت پیش مغربها بود و حالا نیستش یا یه چیز دیگست ؟

    سلام احمد آقا. یه مدتیه خبری از شما نیست.
    بله قربان الان زهره از غروب به طلوع منتقل شده و اول صبح و البته فعلا کمی سخت رصد می شه. منتها نمی دونم شاید واسه موقعیت شما وضعیت رصدش بهتر باشه
    کانال تلگرام آنوبانینی
    تنها، تنها به پای کوه بلندی
    تنها، تنها به روی ریگ بیابان
    می‌رود آهسته با دو پای برهنه



  2. 2 کاربر مقابل از Shahram عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Behzad (07-11-2010), JackLondon (07-11-2010)

  3. #22
    همسفر پایه
    ahmadmobaraki آواتار ها
    Status : ahmadmobaraki آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Aug 2010
    محل سکونت : پارسیان (گاوبندی ) هرمزگان- روستای میلکی
    نوشته ها : 160
    تشکر : 305
    تشکر شده 620 بار در 123 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط shahram نمایش پست ها
    تو بخش مفاهیم یه اشاره ای کردم. زمین درون منظومه شمسی و منظومه شمسی در بازوی کهکشان به همراه میلیاردها ستاره دیگه که بخشی رو شبها می بینیم درون کهکشان راه شیری و کهکشان راه شیری به همراه یه سری کهکشان دیگه درون خانواده محلی و ... قرار دارند.
    قمرها اطراف سیارات می چرخند پس عضو منظومه شمسی هستند و ستاره نیستند.
    فاصله زمین از خورشید 150،000،000 کیلومتر یا 8 دقیقه نوری است.
    فاصله نپتون از خورشید 4 ساعت نوری است.
    مدار زمین را به اندازه سرسوزن در نظر بگیرید. زمین به اندازه یک ویروس خواهد بود ! و خورشید به اندازه یک سلول بدن انسان !! اندازه منظومه شمسی در این حالت به اندازه حلقه ای خواهد بود که با انگشت اشاره و انگشت شست ساخته می شود. نزدیکترین ستاره در این حالت در فاصله 300 یاردی (هر یارد حدود نه دهم متر) خواهد بود در این حالت کل کهکشان راه شیری به اندازه قاره آمریکا خواهد بود.
    اگر کهکشان راه شیری را به اندازه یک کلاس در نظر بگیریم آندرومدا که جزو کهکشانهای محلی است حدود 600 یارد از ما فاصله خواهد داشت.
    امیدوارم یه تصویری تو ذهنت ساخته بشه از این همه عظمت


    در مورد آهن و رنگه اون هم نه. چون این عناصر در لایه های داخلی که دمای بالاتری داره می تونند ساخته بشند و رنگ ستاره بیشتر تابع دماش هست تا چیزهای دیگه.





    سلام احمد آقا. یه مدتیه خبری از شما نیست.
    بله قربان الان زهره از غروب به طلوع منتقل شده و اول صبح و البته فعلا کمی سخت رصد می شه. منتها نمی دونم شاید واسه موقعیت شما وضعیت رصدش بهتر باشه
    ممنون از لطفتون ماهستیم ول چند وقتی بود سربزیر شده بودیم اسمان نمی دیدیم دوباره اینروزا چون زهره رو دیدیم سر به هوا شدیم ساعتهای پنج و چهل دقیقه بسیارپر نور طلوع میکنه وبه راحتی دیده میشه - ما بهش میگیم ستاره صبح قدیمی ها بهش میگن ......... پیام خصوصی بهت میگم
    کانال تلگرام آنوبانینی
    خبری که دانی دلی بیازارد تو خاموش تا
    دیگری بیاورد

  4. کاربر مقابل از ahmadmobaraki عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Shahram (08-11-2010)

  5. #23

    Shahram آواتار ها
    Status : Shahram آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 2,362
    تشکر : 2,955
    تشکر شده 6,110 بار در 1,639 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط minerva نمایش پست ها
    میشه یه توضیحی در باره سیاه چاله ها و کرم چاله ها بدید؟ این قضیه سوراخ کردن فضا زمان و اینا
    هیجان انگیزه نظریه ها اما من زیاد سر در نمیارم که چطور ممکنه برای پاره کردن فضا زمان به چگالی استناد کنن در حالی که وزن یه چیز نسبیه . ینی من فکر میکردم وزن به جاذبه مربوطه و این چیزا.
    نظر خودتون رو میخوام
    والا در این مورد حالا حالا ها می شه حرف زد.
    خوب داستان سیاهچاله از اینجا شروع می شه که اگه یه چیزی از روی زمین پرتاب شه با توجه به سرعتش یا برمی گرده و یا می تونه از جو زمین خارج بشه. یه حداقل سرعت که بیشتر از اون جسمی از حیطه گرانش یه کره فرار می کنه، سرعت فرار می گن که با جرم و شعاع رابطه داره. خوب حالا اگه یه کره ای جرمش اونقدر زیاد و یا شعاعش اونقدر کم باشه که سرعت فرار روی اون هی زیاد بشه به جایی می رسیم که سرعت فرار به سرعت نور نزدیک می شه. خوب اگه سرعت فرار بشه سرعت نور یعنی هیچ نوری از سطحش نمی تونه فرار کنه، پس تاریک می شه و ما از بیرون اونو سیاه می بینیم. این مطلب قدیمیه و خیلی مشکل زا نبود.
    تا اینکه اینشتین وارد ماجرا شد.
    اینشتین تو نسبیت خاص می گه سرعت نور بالاترین سرعت ممکنه و هیچ جرمی نمی تونه به سرعتی بالاتر از اون برسه پس از اون سیاهچاله هیچ چیزی نمی تونه فرار کنه و مشکل ایجاد می شه یعنی جایی بی بازگشت. بی بازگشت می گم چون می شه به داخل رفت، خروج ممکن نیست.
    مشکلات زیاده. به عنوان مثال دو ناحیه به وجود میاد که معادلات تو اونها بینهایت می شن و جواب نمی دن که بهش می گیم تکینگی نظریه در تکینگی جواب نمی ده. خیلی کار کردند و بالاخره اثبات کردند که تکینگی ها یکی اش توهمیه و فقط یکی وجود داره و یه ذره خیالها راحت شد.
    این تنها مشکل این قضیه نیست. مشکل اساسی درون این ساختار عجیبه. وقتی ما داریم حرکت می کنیم در بیرون در فضا حرکت می کنیم و یه ساعت هم دستمونه که زمان رو می ده اون داخل این دو تا عوض می شن یعنی وقتی داری راه می ری انگار زمان می گذره و وقتی عقربه های ساعت جلو می رن انگار دارین تو فضا حرکت می کنید. اینو بهش می گیم مسئله تحولی یعنی مسئله ساکت وای نمی ایسته و هی عوض می شه.
    مشکلات همین طور ادامه پیدا می کنه و وقتی می خواییم سیاهچاله رو واقعی تر کنیم دوباره یه تکینگی دوم سر و کله اش پیدا می شه.
    باز کار ادامه پیدا کرد و یه سری نمودارهایی موسوم به پنروز-کارتر به وجود اومدند واسه نمایش سیاهچاله ها. این دفعه علاوه بر تکینگی یه سری فضاهای دیگه به وجود اومدند. اگه بگیم اونها جهان ما هستند مشکلی که به وجود میاد اینه که شما که از جهان خودت حرکت می کنی و از سیاهچاله می گذری و دوباره برمی گردی خودتو می بینی که داری به سمت سیاهچاله می ری اگه فرض کنیم که یه جهان دیگه هست باز با یه سری قوانین دیگه مشکل پیدا می کنیم. خلاصه که هر چی جلوتر می ریم اوضاع وخیمتر می شه.
    اگه مسئله سیاهچاله رو حل کنیم می بینیم که جهانی شبیه به جهان ما به وجود میاد. بعد میایم فاصله دو دهانه رو معمولی اندازه می گیریم (البته با معادله و فرمول نه در عمل) و با فاصله مستقیم دهانه به دهانه مقایسه می کنیم می بینیم که فاصله دهانه به دهانه خیلی کوتاهتر هست به همین خاطر این بخش می تونه به عنوان یه پل عبور عمل کنه. منتها این دهانه در اصطلاح پایدار نیست و روی خودش بسته می شه. این هم بهش می گن کرمچاله.
    این مدلها به قدری پر از تناقض بود که خود اینشتین وجود سیاهچاله رو رد کرد. ولی با ادامه کار شواهد برای وجود سیاهچاله قویتر شد.
    مسئله با کارهای هاوکینگ به اوج بحران رسید و تقریبا یه زلزله اساسی در جهان فیزیک بود که با کمک سیاهچاله ها اساسی ترین اصول فیزیک رو زیر سوال برد. یه 30 سالی طول کشید تا اون موضوع رو جمع کنند ولی هنوز معما به قوت خودش باقیست.
    مسئله سیاهچاله (مخصوصا داخل سیاهچاله) هنوز به طور کامل حل نشده. و شاید اگه حل بشه یه تکون اساسی به فیزیک بده. متاسفانه افراد کمی روی حل بنیادی کار می کنند و حتی می تونم با انگشتهای دستم بشمرم که روی کره زمین چند نفر رو این زمینه کار می کنند. چون بودجه خوبی در این زمینه نیست یه سری مستند عامه پسند هم ساخته شده که نشون می ده چطور سیاهچاله ها کارهای عجیب غریبی می کنند تا شاید علاقه عمومی و مالیاتها رو جذب کنند. شاید واقعا همچین رفتارهایی داشته باشند ولی نکته اینجاست که هنوز مدل ما کامل نیست و مسئله ایراد اساسی داره. که هنوز نفهمیدیم چیه.
    مسئله جزو مسائل مهم هست اما هر کسی جرات نمی کنه بره سمتش.
    ابزار کار نسبیت عام هست. شما نمی تونی فضا رو پاره کنید. یه ورق کاغذ و یه استوانه و یه دایره مثل همند و فنجان و دونات هم مثل هم ولی این دو گروه یه تفاوت اساسی دارند که در تعداد شکاف هست. پس شکاف یه خاصیت بنیادی فضاست و نمی تونی به این راحتی تغییرش بدی. می تونی دنیای اطراف رو تغییر شکل بدی ولی نه هر شکل. یه چیزهایی هست که حفظ می شه. با چی تغییر بدیم ؟ خوب باید دید که این ساختار رو چی عوض می کنه ؟ اولا این ساختار رو بهش می گن فضا زمان. یعنی هر نقطه ای از دنیا رو بخوایی بشناسی می تونی با مختصات فضایی اش و رفتار ساعتت بفهمی. این ساختار تحت تاثیر چیزهایی هست که داخلشه. خوب داخل این ساختار چی داریم ؟ ماده و انرژی. که البته هر دو یکی هستند. ما می گیم جرم. پس جرم این ساختار رو عوض می کنه و حتی توی یه سیاهچاله این ساختار رو روی خودش جمع می کنه. شما با توزیع ماده به دنیای اطراف شکل می دی. همینه که می گن سرنوشت جهان هم به میزان ماده درون اون بستگی داره.

    می دونم. بیشتر سوال ایجاد می شه تا جواب.
    کانال تلگرام آنوبانینی
    تنها، تنها به پای کوه بلندی
    تنها، تنها به روی ریگ بیابان
    می‌رود آهسته با دو پای برهنه



  6. 5 کاربر مقابل از Shahram عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aida_kh (11-01-2011), Maryam.Ghasemian (11-01-2011), Mehdi (12-01-2011), minerva (11-01-2011), tirana (12-02-2011)

  7. #24
    همسفر پایه
    minerva آواتار ها
    Status : minerva آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2009
    نوشته ها : 139
    تشکر : 302
    تشکر شده 133 بار در 75 ارسال

    پیش فرض


    نخیر اوضا خرابتر از اونیه که فکر میکردم.
    پس الان میدونیم که سیاه چاله وجود داره .
    با توجه به رفتار نور در اونجا میدونیم که جرم (ماده یا انرژی) زیادی توی شعاع کمی اونجاست.پس قضیه شعاع و انرژیه وزن نیست(الان مشکلم حل شد!)
    هیچی نمیتونه بیشتر از سرعت نور حرکت کنه و ما تا نزدیکترین ستاره 3.5 میلیارد سال نوری فاصله داریم؟ پس هرگز نمیتونیم به اونجا بریم و هرگز موجودات دیگه هم نمیتونن به دیدن ما بیان.خوب اینکه نمیشه. پس من شخصا ناچارم قبول کنم یه راهی هست. یه میون بر؟یه کرم چاله؟ یا اون چیزی که شما داری توضیح میدی چیه؟ تعداد شکاف در فضا زمان؟ یا تغییر شکل فضا زمان؟ (ارسطو میگه زمان احتمالا مستدیره و بی نهایت به هیچ مفهومی وجود نداره)
    اون چیزی که من شنیدم چی میشه پس؟ ستاره میسوزه میمیره بعد سنگین میشه چی میشه ی میشه اخرش میشه سیاه چاله؟
    بعد طبق این قانون که جهان به سمت بی نظمی پیش میره و انبساط (انبساط؟ اونم در حالی که بی نهایت وجود نداره؟) ینی نباید این طوری باشه که سیاه چاله ها هی نابود بشن؟
    بعد فرض کنیم اون فقط یه توپ بولینگه که زیادی سنگینه. جایی که سرعت فرار برابر سرعت نوره ینی چی به سر ماده میاد؟ ینی ذات ماده ؟ الکترون و اینا . اصولا همچین جایی الکترون میتونه حرکت کنه؟ ینی اون قدر چگال میشه که پاد ماده(همینو بهش میگن دیگه؟) هم نمیتونه از اونجا فرار کنه؟
    میدونم خدا نیستی ولی فعلا به همینا جواب بدید لطفا
    کانال تلگرام آنوبانینی
    ماهی سیاه کوچولو
    کی قصد دریا می کنی؟

  8. #25
    همسفر پایه
    aida_kh آواتار ها
    Status : aida_kh آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Sep 2010
    محل سکونت : Iran , tehran
    نوشته ها : 482
    تشکر : 1,039
    تشکر شده 1,197 بار در 366 ارسال

    پیش فرض

    به به بحث مورد علاقه من کرم چاله و سیاه چاله است.

    آقا شهرام نظریه جهان های موازی اثبات شده ؟ نظر خودتون در این باره چیه. در رابطه با مفهوم 11 بعدی جهان های موازی چی ؟

    بعد راجع به نظریه جهان هولوگرافیک نظرتون چیه ؟؟ آیا اثبات فیزیکی در این زمینه هست یا کسی روش کار میکنه ؟ آیا امکان پذیره ؟
    کانال تلگرام آنوبانینی
    :75:Aida Kh

  9. #26

    Shahram آواتار ها
    Status : Shahram آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 2,362
    تشکر : 2,955
    تشکر شده 6,110 بار در 1,639 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط minerva نمایش پست ها

    نخیر اوضا خرابتر از اونیه که فکر میکردم.
    1- پس الان میدونیم که سیاه چاله وجود داره .
    2-با توجه به رفتار نور در اونجا میدونیم که جرم (ماده یا انرژی) زیادی توی شعاع کمی اونجاست.پس قضیه شعاع و انرژیه وزن نیست(الان مشکلم حل شد!)
    هیچی نمیتونه بیشتر از سرعت نور حرکت کنه و ما تا نزدیکترین ستاره 3.5 میلیارد سال نوری فاصله داریم؟ پس هرگز نمیتونیم به اونجا بریم و هرگز موجودات دیگه هم نمیتونن به دیدن ما بیان.خوب اینکه نمیشه. پس من شخصا ناچارم قبول کنم یه راهی هست. یه میون بر؟یه کرم چاله؟ یا اون چیزی که شما داری توضیح میدی چیه؟ تعداد شکاف در فضا زمان؟ یا تغییر شکل فضا زمان؟ (ارسطو میگه زمان احتمالا مستدیره و بی نهایت به هیچ مفهومی وجود نداره)
    3-اون چیزی که من شنیدم چی میشه پس؟ ستاره میسوزه میمیره بعد سنگین میشه چی میشه ی میشه اخرش میشه سیاه چاله؟
    4-بعد طبق این قانون که جهان به سمت بی نظمی پیش میره و انبساط (انبساط؟ اونم در حالی که بی نهایت وجود نداره؟) ینی نباید این طوری باشه که سیاه چاله ها هی نابود بشن؟
    بعد فرض کنیم اون فقط یه توپ بولینگه که زیادی سنگینه. جایی که سرعت فرار برابر سرعت نوره ینی چی به سر ماده میاد؟ ینی ذات ماده ؟ الکترون و اینا . اصولا همچین جایی الکترون میتونه حرکت کنه؟ ینی اون قدر چگال میشه که پاد ماده(همینو بهش میگن دیگه؟) هم نمیتونه از اونجا فرار کنه؟
    میدونم خدا نیستی ولی فعلا به همینا جواب بدید لطفا

    این مستندهای دوبله شده رو نگاه نکنین چرت و پرت می گن

    1- می دونیم می تونه وجود داشته باشه. تا حالا یه دونه رو هم رصد نکردیم.
    2- بله وزن مطرح نیست.
    3- نزدیکترین ستاره چهار و سه دهم سال نوری. دیگه اینقدر دور نیست. با تکنولوژی فعلی اگه فیزیک فعلی درست باشه نمی تونیم. نظریه بر طبق علائق ما ساخته نمی شه بر اساس مشاهدات و اندازه گیری در دنیای اطراف و یه سری فرض ساخته می شه. کرمچاله ، ورق کازیمیر و ... در عمل قابل ساخت و استفاده نیستند حتی اگه درست باشند. زمان مستدیر علیت رو از بین می بره. از نظر فلسفی ما از آرای ارسطو خیلی جلوتر اومدیم. اگه اصرار داشته باشی به فیلسوفهای اون دوره بیشتر به دموکریتوس نزدیک هستیم تا بقیه. در حوزه فلسفی بیشتر به آرای پوپر و ویتگنشتاین و راسل (کلا فلسفه تحلیلی) می شه نزدیک شد. مخصوصا به عنوان خانم نباید زیاد طرفدار ایشون باشید
    در مورد بی نهایت هم کانتور و کوهن تقریبا مسئله رو حل کردند (اینجا مجال نیست)
    4- ستاره می تونه تشکیل سیاهچاله بده ولی سیاهچاله لزوما ماشین زمان نیست. ما دقیقا نمی دونیم سیاهچاله چیه.
    5- بی نظمی از نظر فیزیک تعریف داره و با بی نظمی جامعه شناسها و ... فرق داره. بی نظمی یعنی اینکه همه چیز شبیه هم می شه. دو ظرف با اختلاف دمائی یه نظمی دارن و وقتی کنار هم قرار می گیرن همدما می شن این یعنی افزایش بی نظمی.
    در جهان پادماده نداریم. سرعت نور مرز بالاست. دلیلی نداره الکترون با سرعتی کمتر حرکت نکنه.
    ماده و پادماده هیچ تفاوت ظاهری ندارند فقط چند تا خاصیت شون با هم فرق می کنه همین

    نقل قول نوشته اصلی توسط aida_kh نمایش پست ها
    به به بحث مورد علاقه من کرم چاله و سیاه چاله است.

    آقا شهرام نظریه جهان های موازی اثبات شده ؟ نظر خودتون در این باره چیه. در رابطه با مفهوم 11 بعدی جهان های موازی چی ؟

    بعد راجع به نظریه جهان هولوگرافیک نظرتون چیه ؟؟ آیا اثبات فیزیکی در این زمینه هست یا کسی روش کار میکنه ؟ آیا امکان پذیره ؟
    ما چند تا متناقض نما (پارادکس اساسی) در نظریه انفجار بزرگ داشتیم که بدون جواب دادن اونها نظریه ما شبیه سر هم بندی بود. برای حل این مشکل پیشنهاد این بود که یک دوره از انبساط رشد خیلی سریعتر از دوره های دیگه بوده که با این فرض ساده همه اونها جواب داده می شد. که بهش می گن نظریه تورم. مشکل این بود که این رفتار از کجا ناشی می شد ؟ مدل گفت که یه سری حباب های بودند که باعث این رفتار شدند (با حباب معمولی مقایسه نکنید اینها رو بهش می گن خلا کاذب و تو نظریه معرفی می شه) بعد این حبابها یکی می شن و جهان فعلی درونش شکل می گیره. بعدا گفتن اگه اینها با هم یکی نشن چی ؟ خوب هر کدوم یه جهان می شه. منتها مستقل از هم و حتی متفاوت از هم یعنی تو یکی می تونه ماده به جای جاذبه دافعه داشته باشه تو یکی دیگه اصلا الکترون معنی نداشته باشه و این حرفها این یکی دیگه از مسائل معروف به اصل انسان مداری رو جواب می ده.
    همون کارهای هاوکینگ که اشاره کردم رو کسی نتونست جواب بده تا در دوره معاصر ساسکیند ایده هولوگرافیک رو مطرح کرد. این ایده به مسئله هاوکینگ جواب می ده منتها از اون هم فراتر می ره و جهانهای هولوگرافیک رو مطرح می کنه. در حوزه نظریه ریسمان هست که شاخه کاری من نیست.
    همین طور مسئله 11 بعدی بودن هم جزو فرضیات ریسمانه و حتی تا 24 بعد هم پیش می برن. به شخصه به این مکتب فکری گرایش پیدا نکردم چون من تفاوتی اساسی بین ریاضیات و فیزیک قائل هستم. شما می تونی از نظر ریاضی هر بعدی رو به جهان بدی و هر چقدر بیشتر باشه نظریه سختتر و جواب گرفتن ازش راحتتره. منتها در حال حاضر قویترین نظریه در حوزه نظری هست و در حال آزمایشه. به طور نظری ثابت شده و خیلی ها هم دارن روش کار می کنن ولی در آزمایشگاه بررسی نشده.
    کانال تلگرام آنوبانینی
    تنها، تنها به پای کوه بلندی
    تنها، تنها به روی ریگ بیابان
    می‌رود آهسته با دو پای برهنه



  10. 4 کاربر مقابل از Shahram عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aida_kh (12-01-2011), Maryam.Ghasemian (12-01-2011), Mehdi (12-01-2011), minerva (12-01-2011)

  11. #27
    همسفر پایه
    minerva آواتار ها
    Status : minerva آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2009
    نوشته ها : 139
    تشکر : 302
    تشکر شده 133 بار در 75 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط shahram نمایش پست ها

    این مستندهای دوبله شده رو نگاه نکنین چرت و پرت می گن

    1- می دونیم می تونه وجود داشته باشه. تا حالا یه دونه رو هم رصد نکردیم.
    2- بله وزن مطرح نیست.
    3- نزدیکترین ستاره چهار و سه دهم سال نوری. دیگه اینقدر دور نیست. با تکنولوژی فعلی اگه فیزیک فعلی درست باشه نمی تونیم. نظریه بر طبق علائق ما ساخته نمی شه بر اساس مشاهدات و اندازه گیری در دنیای اطراف و یه سری فرض ساخته می شه. کرمچاله ، ورق کازیمیر و ... در عمل قابل ساخت و استفاده نیستند حتی اگه درست باشند. زمان مستدیر علیت رو از بین می بره. از نظر فلسفی ما از آرای ارسطو خیلی جلوتر اومدیم. اگه اصرار داشته باشی به فیلسوفهای اون دوره بیشتر به دموکریتوس نزدیک هستیم تا بقیه. در حوزه فلسفی بیشتر به آرای پوپر و ویتگنشتاین و راسل (کلا فلسفه تحلیلی) می شه نزدیک شد. مخصوصا به عنوان خانم نباید زیاد طرفدار ایشون باشید
    در مورد بی نهایت هم کانتور و کوهن تقریبا مسئله رو حل کردند (اینجا مجال نیست)
    4- ستاره می تونه تشکیل سیاهچاله بده ولی سیاهچاله لزوما ماشین زمان نیست. ما دقیقا نمی دونیم سیاهچاله چیه.
    5- بی نظمی از نظر فیزیک تعریف داره و با بی نظمی جامعه شناسها و ... فرق داره. بی نظمی یعنی اینکه همه چیز شبیه هم می شه.

    به جون بچم من اصلا نمیدونم فلسفه چیه. از بقل ارسطو هم همین جوری رد شدم دیدم این قدر سواد داشته الکترون و پروتن و نترون رو اثبات کنه مریدش شدم.اینایی که میگین رو اصلا نمیشناسم . من بچه این محل نیستم.
    یه دونه مستند دیدم مال بی بی سی بود زیر نویس هم بود. همونی که میگه هر جرمی به نسبت خودش روی فضا زمان خمیدگی ایجاد میکنه. توی دانشگاه هم یه استاد فیزیک بود یه خورده این جریانا رو توضیح داد. البته اون نیس مثل خودمون جوون بود یه جوری میگفت جهان های موازی انگار خودش رفته برگشته
    بی نظمی توی شیمی هم بود. همون که توی یه معادله شیمیایی واکنش به سمتی پیش میره که بی نظمی بیشتر باشه (تعداد مول بیشتر باشه). توی نظریه بیگ بنگ هم اینکه میگن اول یه عالمه چیز (چی شو من نمیدونم) بودن بعد شروع کردن به باز شدن و باز شدن و باز شدن .
    هیچم بی سوات نیستم
    ویرایش توسط Shahram : 12-01-2011 در ساعت 11:22 AM دلیل: تصحیح نقل قول
    کانال تلگرام آنوبانینی
    ماهی سیاه کوچولو
    کی قصد دریا می کنی؟

  12. #28

    Shahram آواتار ها
    Status : Shahram آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 2,362
    تشکر : 2,955
    تشکر شده 6,110 بار در 1,639 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط minerva نمایش پست ها

    به جون بچم من اصلا نمیدونم فلسفه چیه. از بقل ارسطو هم همین جوری رد شدم دیدم این قدر سواد داشته الکترون و پروتن و نترون رو اثبات کنه مریدش شدم.اینایی که میگین رو اصلا نمیشناسم . من بچه این محل نیستم.
    یه دونه مستند دیدم مال بی بی سی بود زیر نویس هم بود. همونی که میگه هر جرمی به نسبت خودش روی فضا زمان خمیدگی ایجاد میکنه. توی دانشگاه هم یه استاد فیزیک بود یه خورده این جریانا رو توضیح داد. البته اون نیس مثل خودمون جوون بود یه جوری میگفت جهان های موازی انگار خودش رفته برگشته
    بی نظمی توی شیمی هم بود. همون که توی یه معادله شیمیایی واکنش به سمتی پیش میره که بی نظمی بیشتر باشه (تعداد مول بیشتر باشه). توی نظریه بیگ بنگ هم اینکه میگن اول یه عالمه چیز (چی شو من نمیدونم) بودن بعد شروع کردن به باز شدن و باز شدن و باز شدن .
    هیچم بی سوات نیستم
    ببخشید فکر کردم شما فلسفه می خونید. خواستم کلاس بذارم.
    راستش دو جور آدم داریم تو حوزه علم. یه عده معلمند (ممکنه استاد دانشگاه هم باشه) و یه عده محقق. از نظر معلمها همه چی حل شده و جواب داره ولی از نظر محقق ایرادات اساسی هنوز وارده. متاسفانه محقق به درد درس دادن نمی خوره البته تعدادشون هم کمه
    معلم دنبال اینه که یه جوری افراد و جامعه رو به سمت مسئله جذب کنه ولی محقق جذب شده و هدفش اینه که جواب بده به مسئله. متاسفانه اکثر اونهایی که به ما فیزیک یاد میدن ، فیزیکدان نیستند و معلم فیزیکند.
    اگه مسئله ماشین زمان و سیاهچاله و ... حل شده بودند که دیگه لزومی نداشت هنوز روش تحقیق انجام بدیم. تصویر داره کامل می شه. ممکنه همین فردا بگن همه اش غلطه و یا همین فردا ماشین سفر در زمان رو بسازن. کی می دونه ؟ راستش نظریات اونقدر دقیق شدند که دیگه آزمایش کردنشون هم سخت شده. الان نظریه زیاد داریم ولی باید منتظر موند تا آزمایشها جواب بدن. چند سال بعد سالهای مهمی واسه مدلها هستند. مثلا مشاهده همین بعد بالاتر مهمه. بخشی از مدلها داره درست جواب می ده و این وسوسه کننده است.
    می دونید هاوکینگ که عمرش رو روی سیاهچاله ها گذاشته شرط بسته سیاهچاله ها وجود ندارند!! و دلیلش هم این بوده که اگه اثبات بشه وجود ندارند لااقل یه چیزی براش بمونه.

    همون بی نظمی شیمی مورد نظره. البته ما تو فیزیک یه کم جلوتر هم اومدیم. و اون آنتروپی رو به چیزهای دیگه هم ربط می دیم

    بی سوادی نیست. کسی چیزی نمی دونه خیالت راحت :001_005:
    دعا کنید یه فرصتی داشته باشم قدم به قدم این مطالب رو بنویسم. قضایا شگفت انگیزند ولی نه اون طوری که خیلی ها فکر می کنند.
    کانال تلگرام آنوبانینی
    تنها، تنها به پای کوه بلندی
    تنها، تنها به روی ریگ بیابان
    می‌رود آهسته با دو پای برهنه



  13. 2 کاربر مقابل از Shahram عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    minerva (12-01-2011), Soheila (12-01-2011)

  14. #29
    همسفر پایه
    minerva آواتار ها
    Status : minerva آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jul 2009
    نوشته ها : 139
    تشکر : 302
    تشکر شده 133 بار در 75 ارسال

    پیش فرض

    خوب حالا که بحث بحث ندونستنه یه پدر بیامرزی بیاد ماهیت خود نور رو هم بررسی کنه
    کانال تلگرام آنوبانینی
    ماهی سیاه کوچولو
    کی قصد دریا می کنی؟

  15. #30

    Shahram آواتار ها
    Status : Shahram آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Jan 2010
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 2,362
    تشکر : 2,955
    تشکر شده 6,110 بار در 1,639 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط minerva نمایش پست ها
    خوب حالا که بحث بحث ندونستنه یه پدر بیامرزی بیاد ماهیت خود نور رو هم بررسی کنه
    اینشتین یه بار گفت همه زندگی اش دنبال این بود که بفهمه نور چیه.
    اولش نیوتن گفت نور یه موجه. بعد هم ماکسول اومد و تایید کرد و گفت نور بخشی از امواج الکترومغناطیسیه که متشکل از میدانهای الکتریکی و مغناطیسیه که نوسان می کنند (به طور منظم کم و زیاد می شن)



    منتها بعدا به آزمایشهایی رسیدیم که برای توجیه اونها باید فرض می کردیم نور مجموعه ای از ذرات با انرژی ثابته (بهش می گن کوانتا یا کوانتوم نور یا همون فوتون).
    خوب حالا کدوم درسته ؟ موج یا ذره.
    مدل نهایی اینه که هر دو درسته. بستگی داره به آزمایشی که شما انجام می دی.تو یه آزمایش ذره ای رفتار می کنه و تو یکی دیگه موجی.
    حالا چرا یه ذره مثل الکترون تکلیفش مشخصه ولی فوتون نه ؟ جواب اینه که الکترون هم دو گانه رفتار می کنه. یعنی آزمایشی داریم که تو اون الکترون به جای ذره مثل یه موج عمل می کنه.
    تصاویر پیوست شده
    کانال تلگرام آنوبانینی
    تنها، تنها به پای کوه بلندی
    تنها، تنها به روی ریگ بیابان
    می‌رود آهسته با دو پای برهنه



  16. کاربر مقابل از Shahram عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    minerva (13-01-2011)


 
صفحه 3 از 8 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •