به انجمن خوش آمدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
  1. #1
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض همدان و دیدنی های آن

    بدین گونه تا شهر همدان رسید
    بجایی که لشگر فرود آورید (شاهنامه فردوسی)

    شهرستان و شهر همدان مرکز استان همدان است؛ که در دامنه شرقی کوه الوند واقع و به عنوان یکی از شهرهای مهم تاریخی-فرهنگی ایران شناخته شده است. اين شهر از لحاظ کشف آثار باستانی دوران مادها در کشور بي نظير بوده و دارای آثار باستانی متعددی از دوره های هخامنشي، ساساني و دوره اسلامی نيز مي باشد. از لحاظ اکو توريسم با توجه به آب و هوای متنوعی که همجواری با کوه الوند در اين شهر بوجود آورده؛ جز در چند ماه سرد سال، شرايط براي طبيعت گردی در آن بسيار مساعد است.






    تصاویری از شهر همدان

    نام همدان؛ نخستین بار در 1100 سال پیش از میلاد، در كتیبه تیگلات پالسر اولین حاكم آشوری؛ به نام آمَدَنَ (به فتح همه حروف) یا آمادای ضبط شده است. و از آن زمان همواره با تلفظی تقریبا شبیه به تلفظ امروزی این نام به پایتخت امپراطوری ماد اطلاق گردیده است. هرودت مورخ یونانی نام همدان را اكباتان (Agbatana) ثبت كرده و بنای احداث شهر همدان را به دیااكو نخستین امپراتور ماد نسبت داده است.
    مادها گروهی از آریائیان بودند که بین قرنهای سیزدهم و نهم قبل از میلاد از شرق ایران به غرب ایران مهاجرت می کنند و با هم متحد می شوند. مادها در 674 پ.م. به رهبری خشثریته بر آشوریان مهاجم پیروز می شوند و پادشاهی مستقل ماد را تاسیس می کنند. از آن پس این سرزمین چندین بار دیگر مورد حمله آشوریان و سکاها قرار میگیرد و تصرف می شود. تا اینکه در 625 پ.م. هُوَخشَتَره رهبری مادها را بر عهده گرفته و ماد را از سلطه سکاها آزاد میکند. هُوَخشَتَره در 614 پ.م. شهر آشور را تسخیر می کند و با شکست کامل آشوریان در 605 پ.م. سرزمین آشور را بین خود و بابلیان تقسیم می کند. این پادشاه قدرتمند نواحی هیرکانیا (گرگان)، پارت (خراسان)، هرئیوه (هرات) و احتمالا سیستان را تسخیر می کند.
    پس از هُوَخشَتَره، ایختوویکو (585-550 پ.م.) منطقه ارمنستان و شمال ارس را تصرف می کند.تا اینکه در سال 553 پیش از میلاد، کوروش کبیر، موسس سلسله هخامنشی، مخالفت با حاكم ماد را آغاز كرد و در 550 پیش از میلاد همدان را فتح کرد. وی با انقراض سلسله ماد به واسطه مزایای طبیعی همدان، آنجا را مقر فرماندهی خود قرار داد.






    تصاویری از شهر همدان

    آنچه مسلم است در تمام دوره تسلط مادها همدان مركز سیاسی آنها بوده است. هخامنشیان علاوه بر حفظ و توسعه آثار دیااكو و هوخشتره، خود نیز ساختمان هایی در اكباتان احداث كردند. باستانشناسان معتقدند همزمان با تاسیس سلسله ماد در اواسط قرن هفتم پیش از میلاد دین زرتشتی در سرزمین ماد رواج یافته است. در میان بقایای قلعه ومعبد های باستانی نوشی جان، در جنوب همدان، آتشگاهی کشف شده که میتوان آن را از قدیمیترین آتشکده های مادی دانست. در این محل همچنین کاسه ای مفرغی حاوی بیش از دویست شی نقره ای مربوط به750-550 پ.م. کشف گردیده است.
    مورخین و باستان شناسان عقیده دارند كه خزانه حكام هخامنشی نیز در هگمتانه نگهداری می شد و كشف آثاری مانند الواح زرین و سیمین در این محل موید این نظریه است. با توجه به حفاری های متوالی كه در محله های شاه داراب و سرقلعه بند هگمتانه به عمل آمده و منجر به كشف آثار شهر باستانی مزبور شده، در اینکه كاخ حكمرانان هخامنشی در محل كنونی تپه هگمتانه بوده است، تردیدی نیست.
    بنا بر تحقیق آنوبانینی در همدان مجموعا ده کتیبه هخامنشی کشف شده است که از میان آنها یک کتیبه از آن آریارمنه (645-590 پ.م.) یک کتیبه از ارشامه (پدر بزرگ داریوش)، دو کتیبه مربوط به داریوش بزرگ (521-485 پ.م.)، دو کتیبه خشایار شاه (485-465 پ.م.)، یک کتیبه داریوش دوم هخامنشی(423-404 پ.م.) و سه کتیبه مربوط به اردشیر دوم هخامنشی(404-359 پ.م.) است.
    از این میان کتیبه های اردشیر دوم به جهت نام بردن از سه "بغ" بسیار مهم هستند. زیرا در یکی از آنها بر خلاف دیگر کتیبه های هخامنشی، علاوه بر اهورا مزدا از دو ایزد دیگر: "ناهید" و "مهر" نیز یاد شده و از آنها تقاضای یاری و پایندگی شده است.
    هر چند به غیر از مجسمه شیر سنگی و آثار به دست آمده از گورستان شمال شرقی میدان سنگ شیر، تاكنون آثار دیگری از دوره سلوكی در همدان به دست نیامده ولی همین مقدار آثار نیز می تواند دلیل برحضور سلوكیان در شهر باستانی اكباتان باشد. آثار و شواهدی كه در تپه مصلی وجود دارد حكایت از تنها قلعه نظامی همدان در عهد اشكانیان دارد و چنین به نظر می رسد كه همدان در این دوره نیز مورد توجه بوده است.
    حكام ساسانی هم با توجه به موقعیت ویژه همدان و نزدیكی آن به تیسفون و شوش، كاخ های تابستانی خود را در همدان تدارك دیده بودند.




    تصاویری از شهر همدان

    دیلمیان در جنگ با كردهای حسنویه و كاكویه به این شهر مسلط شده و آن را ویران كردند. چنان که پاره ای از مورخین از بین رفتن یكی از دو شیر سنگی كه در كنار دروازه باب الاسد قرار داشته است را به این دوران منسوب می کنند. در تقسیمات فتوحات دیلمیان، همدان از آن ركن الدوله شد و سپس شمس الدوله از طرف سیده خاتون زمامداری همدان را به دست آورده و فیلسوف بزرگ شرق، بوعلی سینا را به وزارت خویش برگزید.
    هر چند همدان از كشمكش های دوران دیلمیان آسیب فراوانی دید، لیكن بعد از مدت كوتاهی در زمان سلاجقه دوباره عظمت از دست رفته خود را باز یافت؛ به طوری كه مدتی مركز حكومت سلجوقیان شد.
    این شهر در زمان حمله مغولان و تیمور لنگ همانند بسیاری دیگر از نقاط ایران به صورت وحشیانه ای توسط آنان غارت شده و مردمش به قتل می رسند.
    در زمان سلاطین صفوی شهر همدان از نعمت آبادانی بهره‌مند بود. پس از انقراض صفویه و بروز هرج و مرج در سال 1138 هجری، همدان به تصرف احمد شاه، والی عثمانی، درآمد؛ ولی شش سال بعد به همت نادر شاه افشار از نیروهای مهاجم عثمانی باز پس گرفته شد.
    استان همدان در دوره های قاجاریه و پهلوی نیز به عنوان یكی از مهم ترین مناطق ایران؛ همواره آباد و مستقل بوده و هم اكنون نیز یكی از قطب های مهم و با اهمیت ایران است.
    همدان زادگاه مانی آورنده دین مانوی است؛ که در 215 یا 216 میلادی در همدان متولد شد و در سال 242 میلادی همزمان با روز تاجگذاری شاپور اول به طور رسمی دین خود را عرضه کرد.
    مانی کتابی به فارسی در مورد آیین خود نوشت و نام آن را شاپورکان (شابورقان) گذارد و آن را به شاپور اول ساسانی (241-272 م.) تقدیم کرد. شاپور دین او را پذیرفت و به مخالفت با آیین زرتشتی بر خواست لیکن پس از مدتی از این دین برگشت و مانی را طبق آیین زرتشت به هند تبعید کرد و از او عهد گرفت که هرگز به ایران بازنگردد. زیرا زرتشت حکم داده بود که مدعیان پیامبری را از کشور اخراج کنند.
    مانی در زمان بهرام شاه ساسانی (273-276 م.) به ایران بازگشت و بهرام او را دستگیر کرد و به خاطر عهد شکنی اش به قتل رساند.
    زندیق که بعدها به همه کفار اطلاق شد، در گذشته لقب پیروان آیین مانی بود. بنابر تحقیق پرفوسور بوان، زندیق در اصل یک واژه آرامی است (که از زبانهای سامی بوده). به معنای کسانی که ریاضتهای بسیار در دین مانوی میکشیدند و به مقام بالای دینی می رسیدند. که در عربی "صدیق" از آن گرفته شده است. این واژه عینا به فارسی آمده و تبدیل به زندیک (زندیق) شده است.
    این دین به دلیل ادغامی که میان عقاید و آیین های مسیحیت و زرتشی انجام داد از هر دو سو مطرود و منفور واقع شد. این آیین به زهد و ریاضت و انزوا و انقطاع از دنیا توجه داشته و دروغ، دزدی آدمکشی، زنا و... را حرام میدانسته است.
    بسیاری از بزرگان را به پیروی از این دین منسوب کرده اند؛ که از مشهورترین آنها میتوان به برمکیان در دوران خلافت مامون عباسی اشاره کرد.
    مانی در ادبیات و فرهنگ ما به عنوان نقاش بزرگ ایرانی دوران پیش از اسلام شناخته می شود و ارژنگ مانوی یا نگارخانه مانی نماد زیبایی گشته است. که محققان این امر را به دلیل توجه بیش از حد او به خطاطی و نگار گری کتابهایش مربوط می دانند.

    منقش است سَرایش ز گونه گون صورت
    چو نقش مانی هر صورتی به رنگ دگر (امیر معزی)

    همدان زادگاه بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب ایران است بدیع الزمان همدانی، شاعر، ادیب و عارف بزرگ قرن چهارم؛ که اولین مقامه (مقامات) توسط او نوشته شده است از آن جمله میباشد.
    عین القضات همدانی عارف، فیلسوف و صوفی شهیر شهید قرن ششم؛ نیز از افتخارات این خطه است. ابوالمعالی، عبدالله بن محمد همدانی، مشهور به عین القضات همدانی در سال492 ه.ق. در همدان زاده شد. او را تالی حسین منصور حلاج می دانند، زیرا چه از لحاظ عقاید، اندیشه ها، اشارات و بیانات و چه از نظر نحوه شهادت به حسین منصور حلاج و انا الحق گفتنش می ماند. وی از کودکی در مجالس صوفیه شرکت میکرده و در جوانی به مرتبه ارشاد می رسد. عین القضات از مهمترین شاگردان امام احمد غزالی، زاهد و عارف مشهور (صاحب کتاب سوانح العشاق و متوفی به 525 ه.ق.) است؛ که پنج سال نیز با هم مکتبه داشته اند؛ امام احمد غزالی او را "قرّت العین" خطاب می کند.
    وی همچنین چند سال به مطالعه آثار امام محمد غزالی عارف و فقیه معروف (صاحب احیا ء العلوم و کیمیای سعادت) مشغول بوده است.
    قاضی صوفی همدانی در آثار خود در پی عشقِ خطر پذیری است که در نهایت سر خویش را بر راه آن عشق می نهد.
    یک هفته قبل از بردار شدن در کاغذی سر به مهر این رباعی را نوشته و به یکی از مریدانش می دهد که بعد از شهادتش گشوده می شود:

    ما مرگ و شهادت از خدا خواسته ایم
    وان هم به سه چیز کم بها خواسته ایم
    گر دوست چنان کند که ما خواسته ایم
    ما آتش و نفت و بوریا خواسته ایم (عین القضات)

    این گونه در سال 525 ه.ق. قاضی القضات همدان را در میدان شهر به دار آویختند و سپس او را شمع آجین کردند و در بوریا پیچیدند و آتش زدند. شمار کتابها و رساله های عین القضات همدانی بیش از یازده عدد است که بسیاری از آنها به سرنوشت خود او مبتلا شدند و امروز تنها چند کتاب او باقی مانده است.
    این شهر همچنین زادگاه فخرالدین ابراهیم همدانی، متخلص به عراقی؛ از بزرگترین شاعران و عرفای قرن هفتم و صاحب کتاب لمعات است که از امهات کتب صوفیه میباشد.
    عراقی در جوانی به هندوستان رفته و در صحبت شیخ بها الدین زکریا در آمده و پس از مرگ او جانشین وی میشود. پس از سالها اقامت در هند به آسیای صغیر رفته و در قونیه معین الدین پروانه شاگرد و مرید وی شده و برایش خانقاهی میسازد. او در سالهای پایانی عمر به شام رفت. در 688 ه.ق. در دمشق درگذشت و پیکرش در کنار محی الدین عربی، صوفی بزرگ، به خاک سپرده می شود. ابیات ذیل از یک غزل اوست:

    نخستین باده کاندر جـــام کردند
    ز چشم مــست ساقی وام کردند
    به عالم هر کجا درد و غمی بود
    به هم کردند و عشقش نام کردند
    چو خود کردند راز خویشتن فاش
    عـــــــــــراقی را چرا بد نام کردند (عراقی)

    همدان دارای دیدنی های باستانی و طبیعی فراوانی است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
    كتیبه های بزرگ داریوش و خشایار شاه هخامنشی درگنجنامه (همدان)
    كاخ هگمتانه (همدان)
    تپه باستانی و آثار باستانی شهر تاریخی هگمتانه (همدان)
    دریاچه پشت سد اكباتان (9 كیلومتری جنوب شرقی همدان)
    آبشار گنجنامه (همدان)
    دره زینا (دامنه‌های میدان میشان)
    قله الوند (همدان)
    دریاچه و تله سیژ منطقه تفریحی عباس آباد(همدان)
    آبشار دوزخ دره (امام‌زاده كوه، الوند)
    پیست اسكی الوند (15 كیلومتری غرب شهر همدان)
    قلعه دختر (اطراف شهر همدان)
    پل شكسته (روستای خسرو آباد)
    بازار قدیمی (همدان)
    میدان تاریخی امام (همدان)
    آرامگاه ابوعلی‌سینا (همدان)
    آرامگاه بابا طاهر عریان (همدان)
    مقبره استرو مردخای (همدان)
    گنبد علویان (همدان)
    قبر اسكندر (خیابان نظر بیك نزدیک تپه هگمتانه)
    برج قربان (نزدیك دبیرستان ابن سینا)
    تپه پیسا (شمال تپه هگمتانه)
    خانه قدیمی شهبازیان (ابتدای خیابان بوعلی)

    منابع:
    anobanini
    istta (dot) ir
    iranyad (dot) ir
    fa (dot) wikipedia (dot) org
    تاریخ ادبیات، دکتر ذبیح ا.. صفا
    تاریخ ادبیات ایران، ادوارد براون
    تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی
    احوال و آثار عین القضات، رحیم فرمنش
    عین القضات همدانی، هاشم بناء پور
    ایران باستان، نادر میر سعیدی
    کتیبه های ایران باستان، محمد تقی راشد محصل
    دیوان اشعار، عراقی
    دیوان اشعار، امیر معزی
    شاهنامه، فردوسی

  2. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), ebi goudarzi (28-02-2014)

  3. #2
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض باباطاهر همدانی (آرامگاه باباطاهر)

    نام اين عارف ربانى در همه مأخذ ايرانى و خارجى باباطاهر ذکر شده است. اين شاعرِ دَر دو بيتی هايش خود با روشنى بر اين نام و نشانى تأکيد می کند.

    مو از روز ازل ”طاهر“ بزادم
    ازين رو نام باباطاهر ستم

    باباطاهر از شعراى نامى و مشايخ بزرگ طريقت در اوايل قرن پنجم يعنى دوران بارورى دانش معرفت در ايران می باشد. ولادتش در همدان می بايست در اوايل قرن چهارم هجرى باشد. بعضى از محققين هم تولدش، را با استفاده از حساب حروف ابجد از اين دو بيتى استخراج کرده اند و سال تولدش را ۳۲۶ دانسته اند.

    من آن بحرم که در ظرف آمد ستم
    من آن نقطه که در حرف آمد ستم
    ســــــــــــر الفى الف قدى برآيو
    الف قـــــــدم که در الف آمد ستم

    از نام پدر و گذشتگان او اطلاع درستى در دست نيست. در نزديکى خاکدان باشکوه و بی پيرايه اش که ساختمانى ساده دارد گورى به نامِ فاطمه لارى می باشد که گروهى آن را دايه اش دانسته اند و گروهى ديگر آن را معشوقه و خواهرش ذکر کرده اند. درباره سال مرگش نجم الدين ابوبکر راوندى در کتاب راحةالصدور که در سال ۵۹۹ براى سلجوقشاه ابوالفتح کيخسرو نوشته است اينگونه به معرفى باباطاهر پرداخته است:
    شنيدم که چون سلطان طغرلبک به همدان آمد از اولياء سه پير بودند، باباطاهر و باباجعفر و شيخ حمشاد. کوهکى است بر در همدان آن را خضر خوانند بر آنجا ايستاده بودند، نظر سلطان بر ايشان آمد کوکبهٔ لشکر بداشت و پياده شد و با وزير ابونصر اسکندرى پيش ايشان آمد و دستهايشان ببوسيد. باباطاهر پاره اى شيفته گونه بودي، او را گفت اى ترک با خلق خدا چه خواهى کرد. سلطان گفت آنچ تو فرمائى! باباطاهر گفت آن کن که خدا می فرمايد...
    سلطان بگريست و گفت چنين کنم. بابا دستش بستد و گفت از من پذيرفتى؟ سلطان گفت آرى! بابا سَرِ ابريقى شکسته که سالها از آن وضو کرده بود در انگشت داشت بيرون کرد و در انگشت سلطان کرد و گفت مملکت عالم چنين در دست تو کردم بر عدل باش.


    آرامگاه باباطاهر؛ همدان؛ عکس از علی مجدفر

    او با توجه به اينکه سلطان سلجوقى طغرل در سال ۴۴۷ هجرى به همدان رفته بود نمی توان بر آن تکيه کرد و يا اينکه سال تولدش با آنکه اشاره شد درست نيست، زيرا عمر باباطاهر ۱۲۲ سال می شود که به نظر بسيار بعيد است. استاد فرزانه دکتر ذبيح الله صفا به استناد گفتهٔ هدايت در مجمع الفصحا سال مرگش را ۴۱۰ هجرى ذکر کرده است که با توجه به سال تولدش درست بهنظر می رسد.
    اينک براى گذشتن از هاله هاى مبهمى که زندگى او را چون ديگر بزرگان در بر گرفته، بهتر است زادگاه و نحوهٔ زندگيش را از زبان خود شاعر بشنويم که به اين دو بيتی ها بسنده می شود.

    من اســـــــــپيده بازم همدانى
    که لانه دارم انــــدر کُه نهانى
    به بال خود پرم کوهان به کوهان
    به چنگ خود کنم نخجير بانى

    و يا اين دو بيتى ديگر:

    بشم به الوند دامان مونشانم
    دامن از هر دو گيتی ها وشانم
    نشانم نوله و مـــويم به زارى
    بى که بلبل هـــنى اول نشانم

    منابع:
    anobanini
    aftab (dot) ir
    fa (dot) wikipedia (dot) ir


  4. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)

  5. #3
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض هگمتانه

    خوشا اکباتان و خوشا شهر شوش
    خوش آن بلخ فرخنده جای سروش (ملک الشعرای بهار)

    هگمتانه نام باستانی شهر همدان بوده و معنایش "جای گرد آمدن مردمان" است. برخی هگمتانه را "دژ مادها" برگردان کرده اند. این شهر از نخستین شهرهای باستانی ایران و پایتخت مادها بوده. این نام را یونانیان اكباتان (Agbatana) می‌‌خواندند که یونانی شده هگمتانه است. هرودوت این شهر را ساخته دیااکو می‌‌داند که در 800 پیش از میلاد ساخته شده است و می‌‌گوید که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره‌ها بوده اند.








    منطقه باستانی هگمتانه؛ همدان

    هرودوت در این زمینه میگوید: مردم ماد (از دیااکو) اطاعت کردند و شهری را که اکنون اکباتان نام دارد بر پا ساختند که دیواره های آن بلند و محکم دایره وار تو در تو ساخته شد، هر دیوار از دیوار بعدی بلند تر... شماره ی دایره ها هفت تاست. کاخ پادشاهی و خزانه در درون محوطه ی آخری است... اولی سفید دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی و تمام اینها را با الوان رنگین کرده بودند و دو تای آخری یکی از نقره و دیگری از طلا مستور شده بود.
    لوح زرین به نام "آریارمنه" در تپه باستانی هگمتانه کشف شده که از زر ناب و به ابعاد ۱۲در ۸ سانتیمتر و دارای ۱۰ سطر به سه زبان است. آریارمنه نیای داریوش یکم از شاهان هخامنشی است.






    منطقه باستانی هگمتانه؛ همدان

    بنا به اظهارنظر باستانشناسان این لوح قدیمی‌ترین کتیبه هخامنشی می‌‌باشد که در حال حاضر در آلمان نگهداری می‌‌شود.
    علاوه بر این کتیبه چند کتیبه زرین و سیمین دیگر هخامنشی نیز در این محل کشف شده است که نشان می دهد هگمتانه احتمالا محل اصلی خزانه هخامنشیان بوده است.
    در حال حاضر قسمتی از این شهر باستانی از زیر خاک خارج شده و حفاریها در این منطقه ادامه دارد.






































    منطقه باستانی هگمتانه و موزه آن؛ همدان

    منابع:
    anobanini
    fa (dot) wikipedia (dot) org
    دیوان اشعار، ملک الشعرای بهار
    تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی



  6. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)

  7. #4
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض گنجنامه

    كتیبه‌های گنج‌نامه كه یادگارانی از دوران داریوش و خشایار شاه هخامنشی است بر دل یكی از صخره‌های كوه الوند در 5 كیلومتری غرب همدان و در انتهای دره عباس آباد حكاكی شده است. كتیبه‌ها هر كدام در سه ستون 20 سطری به زبان های پارسی باستان، بابلی و عیلامی نوشته شده‌اند. متن پارسی در سمت چپ هر دو لوح قرار گرفته است و پهنایی معادل 115 سانتی‌متر دارد. متن بابلی در وسط هر دو كتیبه نوشته شده و متن عیلامی نیز در ستون سوم قرار دارد. با توجه به سوراخ‌های كنار كتیبه، به نظر می‌رسد كه كتیبه‌ها روپوشی داشته‌اند كه آنان را از گزند باد و باران حفظ می‌كرده است.







    مسیر منتهی به گنج نامه؛ همدان
    لوح سمت چپ كه كمی بالاتر از كتیبه دیگر در كوه كنده شده مربوط به داریوش بزرگ هخامنشی(521-485 پ.م) است. طول آن حدود 290 سانتی‌متر، ‌ارتفاعش 190 سانتی‌متر و دارای متنی به شرح زیر است:
    "خدای بزرگ است اهورامزدا كه این زمین را آفرید؛ كه آن آسمان را آفرید؛ كه مردم را آفرید؛ كه شادی برای مردم آفرید؛ كه داریوش را شاه كرد، شاهی از بسیاری، فرمانروایی از بسیاری.
    منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌ها كه نژادهای گوناگون دارند، شاه سرزمین دور و دراز، پسر ویشتاسب هخامنشی".
    كتیبه‌ی خشایار شاه (485-465 پ.م.) نیز در قسمت پایین همین كتیبه است به طول 270 سانتی‌متر و ارتفاع 190 سانتی‌متر و متن آن عبارت است از:
    "خدای بزرگ است اهورامزدا، بزرگ‌ترین خدایان است كه این زمین را آفریده كه آن آسمان را آفریده كه مردم را خلق كرد كه برای مردم شادی آفرید كه خشایار شاه را شاه كرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا، از میان فرمانروایان بی شمار. من خشایار شاه، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی".

    این کتیبه ها در کنار آبشار با شکوه گنجنامه و دره زیبای عباس آباد در دامنه کوه الوند قرار دارند و همه روزه پذیرای گردشگران بسیاری از اقصی نقاط جهان است. مردم همدان خود در روزهای تعطیل به خصوص در ماه های گرم به این منطقه می آیند.
    به دلیل پتانسیل بالای گنجنامه از لحاظ گردشگری، چه از لحاظ طبیعت گردی و چه فرهنگی و باستانی، لازم است توجه ویژه ای به آن معطوف شود.

    منابع:
    anobanini
    istta (dot) ir
    fa (dot) wikipedia (dot) org

  8. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)

  9. #5
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض گنبد استر و مردخای

    گاه "کلیو پاتره" گشته گاهی "همای"
    گاه "استر" گشته دخت "مردخای" (ملک الشعرای بهار)

    آرامگاه یا بقعه استر و مردخای، مقبره‌ای در همدان متعلق به قرن سوم هجری قمری است که به نظر می‌رسد در سده هفتم تجدید بنا شده‌ است. آرامگاه استر و مردخای جزء مهم‌ترین زیارتگاه های یهودیان ایران و جهان می باشد. وجود این زیارتگاه، عامل مهمی در شکل گیری و تداوم حضور جامعه یهودی در همدان بوده است.









    نماهای مختلفی از آرامگاه استر و مردخای؛ همدان

    بر اساس داستانی در تورات، خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه وشتی میخواهد در برابر مردان بیاید تا زیبایی او را به رخ مهمانان بکشد. اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی اش قبول نمی کند و به همین دلیل پادشاه خشمگین شده و تصمیم می گیرد شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب کند. در این بین یک دختر یهودی به نام هدسه (استر) مورد توجه شاه قرار می گیرد و به عنوان ملکه انتخاب می شود. ملکه ابتدا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست؛ هامان وزیر خشایارشاه را برکنار کرده و به همراه 12 پسرش می کشند و مردخای را جانشین وی می کنند.




    تصاویری از گنبد استر و مردخای؛ همدان؛ عکس از علی مجدفر

    یکی از بخش های پايانی کتاب مقدس یهودیان که در دوره هخامنشی نوشته شده؛ دفتری است به نام "اِستِر" که در پارسی باستان به معنی "ستاره" بوده است. اعمال استر و مردخای موجب جشنی با عنوان جشن پوریم برای يهوديان شده است که جهت کسب اطلاعات بيشتر در مورد آن مي توانيد به جشن های يهوديان در بخش دانستني ها مراجعه نماييد.






    نماهای مختلفی از آرامگاه استر و مردخای؛ همدان

    منابع:
    anobanini
    fa (dot) wikipedia (dot) org
    دیوان اشعار، ملک الشعرای بهار

  10. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)

  11. #6
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض گنبد علویان

    گنبد علویان در چهار باغ علویان در نزدیکی میدان امامزاده عبد الله همدان قرار دارد. این اثر که یکی از شاهکارهای معماری و گچ بری بعد از اسلام در همدان و به قولي مهمترين اثر باستاني دوره اسلامي در شهر همدان است. این گنبد یکی از یادمان های متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم هجری است که توسط خاندان علویان ابتدا به عنوان مسجد احداث شده و سپس در دوره های بعد با ایجاد سردابی در زیر زمین به مقبره آن خاندان تبدیل گردیده است.

    خاقانی به کنایه از آن به عنوان گنبد سبز یاد نموده است:

    دلا دوشم دلا دوشم دلا دوش
    به حق گنبد سبز سیه پوش

    علت نامگذاری این بنا به گنبد علویان این بوده که در گذشته‌های دور دارای گنبد بوده و از سوی دیگر علاقه شدید مردم به سادات و دوستداران علی (ع) و مدفون بودن دو تن از خاندان علویان در این بنا از دلایل این نامگذاری ذکر شده است.


    منابع:
    anobanini
    fa (dot) wikipedia (dot) org

  12. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)

  13. #7
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض غار علیصدر (غار آبی علي صدر همدان)

    غار علیصدر مهمترین غار آبی و توریستی ایران و از جمله غارهای دیدنی و استثنایی جهان است؛ که همه ساله خیل عظیمی از گردشگران و دوست داران طبیعت را به سوی خود می کشد. این غار در فاصله 75 کیلومتری شمال غربی همدان در کوه های زاگرس در ارتفاع 1980 متر از سطح دریا واقع شده است.
    مردم روستای علیصدر و روستاهای اطراف، از قدیم الایام به وجود این غار پی برده بودند و از آب آن بهره برداری می کردند. در 5 مهرماه 1342 شمسی، گروهی 14 نفره از اعضای هیئت کوه نوردی همدان، غار علیصدر را مورد بازدید و کاوش قرار دادند و توانستند با وسایل ابتدایی، مانند فانوس و تیوپ لاستیکی، مسافتی از غار را طی کنند. در سال 1346 با پخش خبر کشف این غار شگفت انگیز و بی انتها در سطح رسانه های ملی، سیل محققان، کوه نوردان و علاقه مندان به آثار طبیعی به سوی آن سرازیر شد.







    تصاویری از غار دیدنی علیصدر؛ همدان؛ عکس از علی مجدفر
    در سال 1352، کوه نوردان همدان؛ دهانه و ورودی غار را به قطر 50 سانتی متر تعریض کردند و از سال 1354 استفاده عمومی از غار علیصدر آغاز شد. از آن روز تاکنون جهت سهولت بازدید و رفاه حال گردشگران کارهای زیادی درون غار انجام شده که علاوه بر افزایش طول مسیر آبی برای قایقرانی، مسیرهایی در خشکی به مسیر بازدید افزوده گشته که مناظر جدید و بدیعی را در مقابل دیدگان مشتاق گردشگران قرار میدهد.
    آنچه که غار علیصدر را از سایر غارهای آبی جهان متمایز میکند، سهولت استفاده از کانالهای آبی درون آن است که به سبب وسعت آن به راحتی میتوان در آن طی مسیر کرده و با قایق های معمولی از درون آنها گذشت.










































    غار علیصدر؛ همدان؛ عکس از علی مجدفر


    منابع:
    anobanini
    fa (dot) wikipedia (dot) org

  14. 4 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sajadpalang (31-05-2012), sorosh (28-11-2010), sun (23-05-2012)

  15. #8
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض آرامگاه حجت الحق، شیخ الئیس ابن سینا (ابوعلی سینا، پورسینا)

    از جرم حضیض خاک تا اوج زحــــل
    کردم همه مشکلات عالم را حل
    بیرون جستم ز بند هر مکر و حیل
    هر بند گشاده شـد مگر بند اجل (شیخ الرئیس)

    آرامگاه بو علی سينا در همدان يکی از مهمترين جاذبه های گردشگری استان و نماد شهر همدان است. حجت الحق، شیخ الرئیس ابن سینا (پورسینا)، تالی و جانشین ارسطو در جهان اسلام، و از بزرگترین دانشمندان و حکیمان ایران، در سال ۳۷۰ هجری قمری در بخارا متولد شده است.
    نام او حسین و نام پدرش عبدالله است که به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تالیفات بسیاری است که شامل حدود 238 کتاب و رساله و نامه می شود و از جمله مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از "شفا" در فلسفه و منطق و "قانون" در پزشکی و طب.

    خداوندا به جان آمد دلم از درد بی دردی
    شفای خویش از قانون طب بوعلی سینا ( حسین منصور حلاج)

    وی شاگردان دانشمند و کارآمدی مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.


    بخشی از زندگینامه او به گفته خودش و به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی می باشد بدین شرح است:
    پدرم عبدالله از مردم بلخ بود که در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود. من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم . نام مرا حسین گذاشتند. چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم، آنچنان که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.
    در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد. او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست؛ پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.
    ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرا می‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.
    چون ناتلی از بخارا رفت، من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم. اندکی بعد رغبتی در فرا گرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم. چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاهترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.
    بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب "مابعدالطبیعه" ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم. از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنانکه مطالب آن را حفظ کرده بودم، اما به حقیقت آن پی نبرده بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست. یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم، کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آنرا خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی بود؛ هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.
    وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد. اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.
    چندی پس از این ایام پدرم درگذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت. من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم. نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم. پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود. ناچار من از گرگانج بیرون آمدم، مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.


    ابو عبید جوزجانی گوید: "این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم. استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را که به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد. از آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید، استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد. ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر در آورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان، پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختی های بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد."
    آنچه مسلم است جهان اسلام دانشمندی همچون بو علی سینا به تعداد انگشتان دست هم نداشته است. وسعت و عمق دانش وی تا حدی است که حتی امروز نیز از بسیاری از کتب علمی او استفاده می شود. گفته شده که ابو علی سینا چون به هجده سالگی رسید از تعلیم همه علوم فارغ شده بود؛ و در تاریخ ایران به دانستن همه علوم مشهور و زبانزد است.

    همه علوم بداند، چو بو علی سینا
    همه نجوم شناسد، چو خواجه بو معشر (ادیب الممالک فراهانی)






    سنگ قبر ابن سینا؛ همدان

    آنوبانینی از آثار معروف او به پارسی، می تواند از دانشنامه ی علایی در حکمت؛ رساله نبض، رساله معراجیه و قراضه طبیعیات نام برد. داستان دیدار او با شیخ ابوالحسن خرقانی و همچنین ملاقات و بحث و مراوده اش با شیخ ابو سعید ابوالخیر بسیار مشهور است.
    می گویند شیخ ابو سعید بعد از سه شبانه روز بحث و صحبت با او در موردش به اصحاب می گوید: آنچه ما می بینیم او می داند.
    و نقل است که ابو علی سینا نیز در موردشیخ گفته بود: آنچه ما می دانیم، او می بیند.

    آرامگاه بو علی سینا در میدانی به همین نام در مرکز شهر همدان و در فضایی زیبا و با صفا واقع شده است و موزه ی جالب توجهی نیز از آثار تاریخی ایران در این محل برپاست؛ که تصویر چهره شیخ الرئیس در آن با توجه به شکل جمجمه، بوسیله رایانه بازسازی گشته است. همچنين عکسهايی از آرامگاه قبلي شيخ و سنگ قبری که پيشتر بر آن قرار داشته در اين موزه ديده مي شود.
    موزه و آرامگاه پور سینا در همدان همه ساله پذیرای گردشگران بسیاری از سراسر جهان می باشد؛ و یکی از نماد های سابقه ایران در علم و دانش و فرهنگ جهان به شمار می آید.

    منابع:
    anobanini
    fa (dot) wikipedia (dot) org
    تاریخ ادبیات، دکتر ذبیح ا.. صفا
    تاریخ ادبیات ایران، ادوارد براون
    تذکره الاولیا، شیخ عطار
    اسرار التوحید، محمد ابن منور
    دیوان اشعار منسوب، حسین منصور حلاج
    دیوان اشعار، ادیب الممالک فراهانی

  16. کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    3aeed (04-04-2011)

  17. #9
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض برج قربان

    برج قربان یکی از آثار تاریخی قرون هفتم یا هشتم هجری قمری است که در محل زندهای شهر همدان بین چهارباغ شهید مدنی و خیابان طالقانی، جنب دبیرستان ابن سینا واقع است. این بنا مدفن شیخ السلام حسن بن عطار حافظ ابو العلاء همدانی و جمعی از امرای سلجوقی است.



    تاریخ وفات حافظ ابوالعلاء را در ذیحجه 488 هجری قمری نوشته‌اند. حافظ برای فرا گرفتن حدیث و علوم قرآنی به بغداد، اصفهان و خراسان مسافرت نموده و استادان بزرگی را درک کرده است تا آنجا که بعدها حفاظ و بزرگان حدیث از وی نقل حدیث و روایت کرده‌اند. او یکی از زهاد محدثین و حافظان قرآن بوده ودر طول زندگی اش وقت خویش را با قرآن و حدیث گذرانده و به ارشاد مردم زمان خود پرداخته است سپس به همدان مراجعت نموده و در محلی که فعلا برج قربان نامیده می‌شود و در گذشته باب الاسد خوانده می‌شده می‌‌زیسته است".


    وی در 19 جمادی الاول 567 هجری قمری در سن 79 سالگی در همدان وفات یافته و در سرداب برج مدفون شده است. از جمله تالیفاتش کتاب الهادی و زادالمسافرین در 50 مجلد می‌‌باشد. درباره مقام او اشعاری از خاقانی شروانی و موفق بن احمد مکی موجود است. از شاگردان او می‌‌توان از ابن ممانی همدانی نام برد که در جهاد بر ضد مغولان در سال 618 هجری قمری خود و فرزندش به شهادت رسیده‌اند.


    درباره علت نام گذاری این بنا به برج قربان معروف است که؛ در جریان شورش افغان ها در اواخر دوره صفویه، فردی به نام قربان این محل را سنگرگاه خود قرار داده و ضمن دفع شورشگران از اهالی محل دفاع کرده است و از این رو مسجد و بقعه به نام او شهرت یافته است.

    منابع:
    anobanini
    fa (dot) wikipedia (dot) org

  18. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)

  19. #10
    موسس
    Mehdi آواتار ها
    Status : Mehdi آنلاین نیست.
    تاریخ عضویت : Apr 2009
    محل سکونت : تهران
    نوشته ها : 8,171
    تشکر : 3,431
    تشکر شده 14,111 بار در 3,583 ارسال

    پیش فرض قبر اسکندر

    شکر این معنی که عمر جاودانی یافتی
    مشت آبی، ای خِضِر، بر خاک اسکندر فشان (صائب تبریزی)

    قبر اسکندر در شهر همدان و در خیابان نظر بیک نزدیك تپه هگمتانه واقع شده است. در مورد صاحب قبر نظرات مختلفی ابراز شده است. گروهی او را پیر و مرشد و گروهی اسكندر مقدونی می‌دانند. برخی نیز قبر را متعلق به یکی از سرداران اسكندر مقدونی به نام "هفایستون" می‌دانند كه در همدان كشته شده است. بنا بر گفته اهالی در این مقبره، سنگ قبری وجود داشته كه توسط افراد ناشناس به سرقت رفته است.
    اسکند مقدونی که نام او الکساندروس، فرزند فیلیپ و المپیا بود؛ در سال 365 پیش از میلاد مسیح در مقدونیه زاده شده است.
    او به یاری بخت توانست ایران و قسمت اعظم جهان آن روز را به تصرف در آورد و انتقام شکستهای مکرر رومیان از ایرانیان را بگیرد.
    در زمان داریوش سوم هخامنشی (336-330 پ.م) اسکندر به ایران حمله میکند و در سال 330 پ.م. با به قتل رساندن داریوش سوم، حکومتی را پایه گذاری می کند که با دو سلسله سلوکیان و اشکانیان، حدود 550 سال بر ایران حکومت می کند. تا اینکه اردشیر بابکان (پاپکان) بنیانگذار امپراطوری بزرگ ساسانی (226-642 میلادی) با پیروزی بر اردوان چهارم اشکانی مجددا حکومت ایرانیان را بر سرزمین خود محقق کرد.
    بنا بر تحقیق آنوبانینی در روایتهای اصلی و حقیقی زرتشتی (مانند اردویرافنامک که به زبان پهلوی است) از اسکندر با عنوان "اسکندر ملعون رومی" یاد شده است که سبب کشتار و خرابی و ویرانی ایران گردید و تخت جمشید و کتب مقدس زرتشتی را سوزاند:
    "پس اهریمن برای بی دین کردن مردمان، اسکندر پلید رومی مصر نشین را فریفت و با رنج بسیار، برای نبرد و ویرانی به ایرانشهر فرستاد.
    اسکندر رومی مصر نشین پتیاره بدبخت بی دین بدکار بدکردار، اوستا و زند را بر آورد و بسوخت."
    اما در روایات فارسی بعد از اسلام داستانهایی که در مورد اسکندر نقل شده است بیشتر به افسانه می ماند، از جمله در شاهنامه اسکندر را پسر دارای اول می داند؛ یا نظامی آن سفاک خونخوار را به واسطه آنکه تربیت یافته ارسطو بوده پیامبر می شمارد.
    آنچه در مورد اسکندر در ادبیات فارسی بسیار مشهور است آن است که او در پی آب حیات تا انتهای جهان و به ظلمات رفت اما آن را نیافت.

    به سان خضر رسیدم کنون به آب حیات
    اگر چه رنج کشیدم بسان اسکندر (امیر معزی)

    نکته دیگر اینکه در راه یافتن آب حیات میگویند که خضر او را راهنمایی می کرد؛ ولی خود از این آب نوشید و جاودانه شد و اسکندر از آن محروم ماند.

    آنچه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار
    جرعه ای بود از زلال جام جان افزای تو (حافظ)

    منابع:
    istta (dot) ir
    ایران باستان، نادر میر سعیدی
    تخت جمشید، حسین سلطان زاده
    ارتاویراف نامه، به کوشش دکتر رحیم عفیفی
    اسکندر نامه، نظامی گنجوی
    شاهنامه، فردوسی
    دیوان غزلیات، حافظ
    دیوان اشعار، امیر معزی



  20. 2 کاربر مقابل از Mehdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    3aeed (04-04-2011), sorosh (28-11-2010)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •