PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تجربیات سفر مصر: آذر 1388



Mehdi
19-12-2009, 03:16 PM
احتمالا همه همسخن هستیم که یکی از پربارترین سفرهای زندگی ما بود این سفر!
برای من که خیلی!
تجربیات من در طول این سفر قابل دسته بندی در چند دسته مختلف هستن که سعی می کنم بیان کنم.

الف) تجربه مدیریتی
1- در طول تاریخ سرپرستی سفرهام برای اولین برا مجبور شدم از مینی بوس استفاده کنم. حتما همه یادتون هست که هیچوقت در اتوبوس ها جای خالی پیدا نمیشد. به هر حال در این سفر به دلایل مختلف مجبور به استفاده از مینی بوس شدیم. اولش خیلی حالم گرفته بود از این بابت. اما الان واقعا خوشحالم. چون به یکی از سوالات و ابهامات مدیریتی خودم رسیدم. همیشه می خواستم بدونم ایده آل ترین تعداد نفر برای سفرهای ادونچر چند نفره که فکر می کنم به جواب سوالم رسیدم.
از این به بعد فکر می کنم زیاد از مینی بوس استفاده کنم.

2- به علت شرایط خاصی که این سفر داشت و نبود تقریبا هیچ امکاناتی تا چند کیلومتر مجبور بودم به تمام جوانب سفر فکر کنم. دانشی که تا حالا تئوری بود عملی شد و اعداد و ارقامی که قبلا در کتاب ها خونده بودم بر اساس نیاز و مصرف گروه بهینه شد. استفاده از اتومبیل، منبع های ذخیره آب، استفاده از عوارض طبیعی، استفاده از تمام اجزاء طبیعت اطراف و... بخش از این دانش بود.

3- تجربه اقامت در کویر به دست آمد و واهمه اجرای این برنامه هم در همین سفر از ین رفت.

ب) تجربه استفاده از تجهیزات
تا حالا کم اتفاق افتاده بود که از جی پی اس برای راهیابی استفاده کنم. تا حالا تقریبا همیشه مسیر مشخص بود و صرفا برای ایجاد امنیت بیشتر و ذخیره داده های مسیر استفاده میشد. اما در طول این سفر در دو شب متوالی برای پیدا کردن راه از جی پی اس استفاده کردم که تجربه منحصر به فردی بود. این راهیابی در شرایطی بود که تقریبا هیچ راه دیگه ای برای راهیابی وجود نداشت. شب، تاریکی و نبود علایم مشخص از ویژگی های پیاده روی های شبانه در دل کویر بود. الان دیگه می دونم که با خیال راحت می تونم هرجا دلم خواست برم و می تونم مطمئن باشم که در کوتاه ترین زمان به مبدا بر می گردم.

ج) تجربه سفر و کمپینگ
1- فکر می کنم همه به این نتیجه رسیدیم که گروه داره برای برنامه های جدی تر آماده میشه و حتی میشه گفت آماده شده. درسته که در این سفر سختی زیادی حس نکردیم. درسته سرمای زیادی تجربه نکردیم اما این به معنای سرد نبودن هوا نبود. نمی دونم کسی از راننده پرسید هوا چطور بوده؟ راننده با خودش 4-5 تا پتو (شاید هم بیشتر) آورده بود و وقتی ازش پرسیدم راحت خوابیدی یا نه؛ تازه فهمیدم که هوا خیلی سرد بوده!
بچه ها! تجربه زیادی به گروه منتقل شده. الان دیگه میشه روی سفرهای جدی تر فکر کرد.

2- این سفر تقریبا همه دوستان باتجربه بودن. بیشتر هم از دوستان قدیمی بودن که هماهنگی لازم را با گروه داشتن. به همین خاطر درگیری ذهنی من کمتر شده بود و فکر می کنم خودتون هم متوجه شدید که شروع کرده بودم به استفاده از دانش تئوریکی که تو این چند ساله مطالعه کرده بودم. توالت صحرایی و سیستم گرمایشی دو نمونه از همینا بود. فکر می کنم وقتش رسیده باشه که یه تیم منسجم تشکیل بشه.

3- برای اولین بار از بیواک استفاده کردم. فکر می کنم چیز خوبی باشه.

4- چند نفری از دوستان در هوای آزاد (بیرون از چادر) خوابیدن. باور کنید کار هرکسی نیست این کار. درسته تدابیر زیادی اندیشیده شده بود اما باز هم به نظر من آدم های حرفه ای هم جرات این کارو ندارن. تو این سفر فهمیدم که اگر نیاز باشه بدون چادر هم میشه خوابید. از شما چه پنهان چیزای دیگه ای هم بلد بودم که گذاشتم برای یک سفر دیگه. اگر یک شب دیگه هم بودیم فکر می کنم می تونستم کاری کنم که دوستان بدون کیسه خواب هم بتونن راحت بخوابن.
خلاصه اینکه فهمیدم بدون چادر و کیسه خواب در هوای سرد کویر هم میشه خوابید اگر بلد باشی چیکار کنی.

Fardar
19-12-2009, 08:11 PM
اقا مهدي عالي بود . خيلي زياد . هميشه اينقدر خنده رو باشي جوون :ymapplause: :ymparty: :ymapplause: :ymapplause:

Hamed Ehsani
20-12-2009, 01:27 AM
برای من هم این سفر جالب بود .با این که سفر های سیاه و سفیدزیادی به کویر داشتم ولی بودن در کنار بچه هااین سفر رو برای من رنگی کرد.

omid
20-12-2009, 09:07 PM
تجارب ارزنده ای بود که مهدی جان اشاره کرد.دست مریزاد به آقا مهدی.و آفرین و درود به همسفرای فهیم باشعور و...
آقا مهدی یادمون نره که اغلب این سفرا بدون حاشیه و درگیری بین هیچ کدوم از افراد داره سپری میشه.آفرین به این مدیریت و آفرین به این بچه ها که جلوی هر نوع سوء تفاهم و تضادی رو میگیرن.به اندازه شوخی میکنن.حریم ها رو حفظ میکنن.رعایت متاهل ها رو میکنن.رعایت مجرد ها رو میکنن.و...
من به شخصه خیلی مسایل رفتاری و اجتماعی از این گروه یاد گرفتم و خواهم گرفت.
در ضمن مینیبوس مشکلاتی هم داشت به نظر من :
-سرعت نسبتا آهسته.شاید با سرعت میانگین حرکتی 70 داشتیم میرفتیم.
-راحت نبودن صندلی ها مخصوصا برا افراد ورزشکار ;) .تقریبا روی یک خواب شب راحت تو مینی بوس نباید حساب باز کرد.

Amir
20-12-2009, 10:31 PM
من هم موافقم که سفر درخور توجهی بود و نکته های بسیار تازه ای برای من داشت و این ها همه به خاطر تجربه های دوستان قدیمی تر بود که همین جا ازشون ممنونم.
با امید موافقم که روی یک خواب راحت شب در مینیبوس نمیشه حساب کرد و این وقتی مهم میشه که روز اول سفر بخواهیم برنامه تا حدی سنگین اجرا کنیم که در این صورت لازمه شب قبل خواب خوبی داشته باشیم. که البته مطمئنم که این ماجرا رو مدیران بهتر می دونند که هرجایی نمیشه از این وسیله استفاده کرد.( برای این سفر که بسیار مناسب بود)

چقدر خوب بود کار کردن با این جی پی اس رو میتونستیم به صورت آموزشی تا همون اندازه که بقیه بلد بودند داشته باشیم البته من همیشه جنبه آموزش در سفر برام مهم بوده ولی گویا هر کس باید خودش پا پیش بذاره و من کوتاهی کردم باید خودم میرفتم و نحوه کار کردن با دستگاه رو یاد می گرفتم.

یک اتفاق خوب دیگه اون برگه ای بود که شامل یه سری اطلاعات اولیه راجع به منطقه بود که به همت دوستان تهیه شده بود هر کدوم باید یه گوشه کار رو بگیریم تا پیشرفت کنیم . من این حرکت رو دوست داشتم و از بانیانش تشکر می کنم.

نحوه گرم نگه داشتن فضای خواب در کویر سرد ، ایجاد سرویس بهداشتی صحرایی و .. از مواردی بود که برای همسفران تازگی داشت و از نقاط برجسته سفر بود .

و همین طور تجربه خوردن کله پاچه در یک صبح دل انگیز پاییزی در کویر که این رو نتونستم نگم اینجا که دوستان بدونند در یک همچین سفر هایی با درجه سختی 8 از 10 بسیار می چسبه.

این همه موارد مثبت گفتم، یک ضعفی که وجود داشت هم بگم و اون عدم هماهنگی های لازم در مسیر برگشت برای توقف ها و خوردن غذا و استفاده از سرویس بهداشتی بود که تا حدی طبیعی بود ولی به نظرم قابل پیشگیری .

یه نکته ای هم دارم راجع به عضو گیری که ترجیح میدادم تو چهاردیواری عنوان کنم ولی هم جای مناسبی پیدا نکردم هم خیلی شاید مهم نباشه چون نظر شخصیه و اون اینه که شاید باید در دعوت از دوستان جدید برای برنامه های چند روزه حساسیت بیشتری وجود داشته باشه مثلا بهتره حضور در چند برنامه یک روزه پیش برنامه حضور دوستان جدید در یک برنامه 3 و 4 روزه باشه تا بیشتر با خلق و خوی هم آشنا بشیم من مشخصا در این سفر و سفر خارتوران این موضوع به ذهنم رسید. این جوری خیال مدیر برنامه ها هم راحت تره.

Meghdad
21-12-2009, 12:11 AM
يكى از مواردى كه در اين سفر برخلاف سفرهاى اخير وجود نداشت وجود گروه‌هاى غذايى بود.
البته مطمئنا اين كار نه به دليل كوتاهى بلكه به خاطر مشغله زياد و حجم كارى فزاينده‌ايى كه معمولا در چند روز باقيمانده به اجراى برنامه پيش مياد انجام نگرفته بود.
ولى عدم گروه‌بندى غذايى در اين سفر به نظرم باعث شد تا موقع برگشت عده‌ايى از دوستان با وجود توصيه هاى مديران گروه نسبت به تدارك نهار و شام بين راه كوتاهى كنند و به خاطر اين موضوع مجبور شديم كه الزاما در شهر توقف داشته باشيم كه با توجه به بعد مسافت و زمان در تقريبا شام و نهار يكى شد و اون عده از دوستان كه نهار خودشون رو با برنامه ريزى آماده كرده بودن با تاخير چند ساعته غذا خوردن كه از همينجا ازشون عذرخواهى ميكنيم.
به نظرم اگر مثل برنامه هاى قبل گروه بندى غذايى داشتيم بالاخره هر سر گروه خودش رو مسئول مى‌دونست كه قبل از حركت نسبت به تهيه و تدارك نهار و شام در مسير برگشت با همراهى گروه خودش برنامه ريزى كنه و در اين صورت تمام دوستان نهار و شام رو به موقع صرف ميكردن و سفر كاملا بى نقصى رو داشتيم. ;)

hossein pat
21-12-2009, 11:46 PM
با اینکه فکر می کردم این سفر خیلی سخت تر از این حرفها باشد ولی به نظر من که خیلی خوب بود. فقط من اگر می دونستم که مصر اینقدر رملهای پر شیب داره حتما اسنوبردم را همراه می آوردم تا لذت این سفر را بعد از یک آفرود حسابی با یک شن اسکی جانانه تکمیل تر میکردم.

Peymankhah
24-12-2009, 01:02 PM
این همه تجربه تو این سفر
بابا یه حالی هم به ما بدید که نیومدیم!! =((
از بیرون چادر خوابیدن، غذا درست کردن، آتیش درست کردن و از بازیهای دسته جمعی، از این که چه جوری میشه ارز اون فضا و مشابه اش لذت وافری برد بگید.

Mehdi
24-12-2009, 02:05 PM
چقدر خوب بود کار کردن با این جی پی اس رو میتونستیم به صورت آموزشی تا همون اندازه که بقیه بلد بودند داشته باشیم البته من همیشه جنبه آموزش در سفر برام مهم بوده ولی گویا هر کس باید خودش پا پیش بذاره و من کوتاهی کردم باید خودم میرفتم و نحوه کار کردن با دستگاه رو یاد می گرفتم.

چند باری سعی کردم که به بهانه های مختلف همچین چیزایی آموزش بدم اما عموما خیلی استقبال نمیشه.
همینجا اعلام می کنم اگر چیزی بلدم که می خواید یاد بگیرید در طول سفر بخواید که براتون توضیح بدم. ;)

فرزاد
24-12-2009, 09:54 PM
من هم با آقا امید موافقم. در مورد جی پی اس هم چندبار پیش قدم شدم فقط سرتون شلوغ بود

omid
26-12-2009, 11:56 AM
من هم با آقا امید موافقم. در مورد جی پی اس هم چندبار پیش قدم شدم فقط سرتون شلوغ بود
حالا که این رقمه خودم دارم برات ;) .یه چبزایی بلتم...در خدمتم.البته با اجازه اوس مهدی. :)

فرزاد
27-12-2009, 09:38 AM
omid: یه چبزایی بلتم...در خدمتم.البته با اجازه اوس مهدی
بسمه ا... داش امید اینبار این مرامت منو کشته :ymhug:

Meghdad
28-12-2009, 08:12 PM
این همه تجربه تو این سفر
بابا یه حالی هم به ما بدید که نیومدیم!! =((
از بیرون چادر خوابیدن، غذا درست کردن، آتیش درست کردن و از بازیهای دسته جمعی، از این که چه جوری میشه ارز اون فضا و مشابه اش لذت وافری برد بگید.
فكر كنم بد نباشه اگر كمى در مورد دماى هوا و تغييرات اون در طول روز و شب صحبت كنيم.
به نظرم مهمترين نكته‌ايى كه با شنيدن "دما" به ذهن خيلى از ما در وهله اول خطور ميكنه، كمينه و بيشينه دماى محيط هست كه براى روز و شب انتظار داريم. در حالى كه مشخصه‌هاى مهم ديگه‌ايى مثل فشار، رطوبت، سرعت باد، نقطه شبنم و... هم هست كه ما كمتر به اون توجه ميكنيم.

در طول اين سفر تاثير اين مشخصه‌ها و تغييراتش كاملا نمود داشت. براى نمونه در طى دو شب اقامت كمپى در كوير، فشار هوا تغييراتى بين 1016Hpa تا 1022Hpa داشت و با در نظر گرفتن ارتفاع حدودى منطقه به ميزان 934m كمى اين فشار هوا بيشتر از انتظار به نظر مياد. علت اين افزايش چيزى نيست جز رطوبت كه كمترين و بيشترين اندازه اون رو در طول سفر مشاهده ميكنيد:

[attachment=0:3imfgi1j]Termograph Data.png[/attachment:3imfgi1j]
البته دماى هوا كمتر از اين‌ها بود، طورى كه نيمه‌هاى شب آبى كه روى زيرانداز ريخته شده بود يخ بسته بود. اما با توجه به تغييرات دمايى، دماى نقطه شبنم (كه بين -1 تا 1 درجه بود) و بيشترين ميزان رطوبت هوا كه در حدود ساعت 6 صبح اتفاق افتاد، انتظار ميرفت نزديكى‌هاى صبح رطوبت از هر روزنه‌ايى به داخل چادر و كيسه خواب نفوذ كنه كه همين اتفاق هم افتاد.
مطمئنا خيس شدن كيسه خواب و نم گرفتن لباس‌ها اون هم موقع خواب نه تنها باعث ميشه آدم خواب راحتى نداشته باشه، بلكه بسته به مقاومت بدنى افراد و ميزان آمادگى‌شون ممكنه مشكلاتى رو براشون بوجود بياره.
خوشوقتانه در طول دو بار شب‌مانى سرعت باد بسيار ناچيز و در حد هواى راكد بود ولى اگر به مشكلات ممكن اين مورد رو هم اضافه كنيم موضع خيلى جدى‌تر خواهد شد.

در نظر گرفتن تمامى اين موارد باعث شد كه قبل از برنامه حتما يك كيسه بيواك تهيه كنم كه تا حدى از نفوذ رطوبت و به ميزان زيادى از تقطير آب روى خود كيسه خواب جلوگيرى بشه. اگر حفره فوقانى بيواك رو هم با يك پارچه پر بشه تو اين قضيه خيلى موثره.
براى شب اول هم سعى كردم يك پوشش نايلونى رو روى بيواك بندازم ولى چون سطح كمى رو پوشش داد خوب جواب نداد.
استفاده از بطرى‌هاى آبجوش در داخل كيسه خواب و به خصوص پاهام كه من هميشه باهاش مشكل دارم(!) خيلى خوبه. و اگر يك جوانمرد مثل آقا رضا هم ساعت 5 صبح دو تا بطرى آب داغ ديگه به آدم بدن كه عالى ميشه :ymhug: (رضا جون تشكر)
شب دوم هم كه كنار آتيش به همراه سيستم گرمايش از كف خوابيديم كه خيلى خوب و عالى بود.

پيشنهادم اينه كه هميشه جدول پيش‌بينى آب و هوا رو بطور كامل تهيه و مطالعه كنيم و بنا به شرايط محيطى و اقليم نسبت به برنامه‌ريزى هاى قبلى اقدام بشه.
خودم كه تا حالا خيلى خوب جواب گرفتم و راضى‌ام.

البته اون دو شب ساير دوستانى كه بيرون از چادر خوابيدن هم از تجربه خوبى برخوردار بودن ;)

RezaDemis
28-12-2009, 11:58 PM
و اگر يك جوانمرد مثل آقا رضا هم ساعت 5 صبح دو تا بطرى آب داغ ديگه به آدم بدن كه عالى ميشه :ymhug: (رضا جون تشكر)
;)

آقا مقداد
من تو مرام حالا حالا ها بايد جلوي شما لنگ بندازم

Meghdad
30-12-2009, 01:34 AM
آقا مقداد
من تو مرام حالا حالا ها بايد جلوي شما لنگ بندازم
اختيار دارى آقا رضا، ما در برابر شما فقط عرض ارادت داريم قربان.

راستى آقا رضا يادم هست كه شما در طول دو شبى كه در كوير بوديم، شب اول رو اصلا خوب نخوابيدى ولى در عوض شب دوم براى شما بسيار خوب بود. از شما خواهش دارم براى مستند شدن تجربيات اين سفر و همچنين بهره‌مندى ساير دوستان از ماجرا، چگونگى و علت تفاوت خواب اون دو شب رو براى ما ذكر كنيد. ;)

با تشكر :D

RezaDemis
08-02-2010, 08:17 PM
وای مقداد جان شرمنده من دیر پست شما رو دیدم
راستش با ترفند آقا مهدی من شب دوم به راحتی خونه خودم خوابیدم
مهدی حدود 10 سانتی متر زیر چادر رو کند و کف اونو پر کرد از ذغال های آتیش گرفته بعد روش شن ریخت و چادر رو گذاشت روی شنهای داغ .
خلاصه اون شب توی چادر شوفاژ بود
این بود یه تجربه کویری

Meghdad
09-02-2010, 01:39 AM
اختيار دارى آقا رضا ;)
به هر حال اين صحبت‌ها و تجربيات حتما به درد دوستان خواهد خورد. :ymhug:
ممنون از اينكه مطرح كرديد.