PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سفرنامه سیستان و بلوچستان-"5050" کیلومتر با پاترول دو در (قسمت دوم-زهک تا چابهار)



Ali.Goli
30-07-2013, 01:47 AM
صبح پنج شنبه به شهر کوچک زهک در نزدیکی مرز افغانستان رفتیم. از روستای تاریخی قلعه نو که تلاش برای حفظ بافتش شده است، دیدن کردیم. روستا معماری خاصی داشت! روی تپه ولی با گنبدهای کویری.



You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

مردم مهربانی هم داشت.





با فاصله کمی از این روستا از دهانه غلامان، شهری باقی مانده از دوران هخامنشی بازدید کردیم. مسئول آنجا جوانی به نام مهدی پیری بود و لطف کرد برایمان توضیحاتی در خصوص محوطه باستانی داد. غیر از ما بازدید کننده­ای وجود نداشت. البته به علت تخلیه منظم شهر در دوران باستان، اشیا زیادی از این شهر باستانی بدست نیامده است و به همین دلیل سر و صدای باستان شناسانه زیادی نیز بپا نکرده است. یک نقاشی بود که آن را هم نمی شد دید. خود محوطه هم جاذبه بصری زیادی نداشت البته محوطه بزرگ بود هنوز باید فصل های کاوش بسیاری را ببیند.


You can see links before reply





You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply
بعد از دهانه غلامان به سمت تفریگاه چاه نیمه یک رفتیم. چاه نیمه ها که چهارتا هستند، مخازنی بزرگ برای جمع آوری سیلاب­ها می­باشند. از آب این سدها برای کشاورزی و آب شرب استفاده می شود.
در کنار چاه نیمه یک، پارک جنگلی ای بسیا بسیار بزرگ احداث شده است.


You can see links before reply

You can see links before reply

این پارک در آن ایام خیلی خیلی هم شلوغ بود. تمام کسانی که آنجا آمده بودند، مردمی از همان استان بودند. شکل و شمایل عجیب ماشین ما با پلاک متعلق به شهری دیگر جلب توجه می کرد. ناهار را در این منطقه شلوغ خوردیم. در شهرهای آن منطقه هندوانه ای کوچک و خوشمزه و یکنفره که حتی هسته هایش را می توان خورد پیدا می شود. امتحانش کنید.

Ali.Goli
30-07-2013, 12:33 PM
این پارک در آن ایام خیلی خیلی هم شلوغ بود. تمام کسانی که آنجا آمده بودند، مردمی از همان استان بودند. شکل و شمایل عجیب ماشین ما با پلاک متعلق به شهری دیگر جلب توجه می کرد. ناهار را در این منطقه شلوغ خوردیم. در شهرهای آن منطقه هندوانه ای کوچک و خوشمزه و یکنفره که حتی هسته هایش را می توان خورد پیدا می شود. امتحانش کنید.
18556

You can see links before reply
بعلت کمی وقت از خیر بازارچه مرزی میلک گذشتیم و به زابل بازگشتیم. بعد از ظهر به زاهدان رهسپار شدیم. در راه بازگشت به زاهدان چند ساعتی را در شهر سوخته و موزه نزدیک آن گذراندیم. راهنمای جوان داخل موزه که در دانشگاه زاهدان باستانشناسی می خواند بعد از دیدن علاقه ما، با ما هم قدم و هم کلام شد و توضیحاتی جالب در خصوص اشیا و ارتباطات بین آنها و چگونگی حفظ آنها در شهر سوخته به ما داد.
You can see links before reply
You can see links before reply
You can see links before reply

You can see links before reply
You can see links before reply

1972619727197281972919730You can see links before reply


بعد از بازدید و استراحت در هوای فوق العاده دلچسب که بخاطر ریزش باران ملایم بهاری بوجود آمده بود، حرکت به سوی زاهدان را ادامه دادیم.
شب شد و در جاده بودیم. به ناگاه و بی مقدمه شدت باد مخالف بسیار زیاد شد. از چراغ دادنهای خودرویی که پی مان می آمد، کاشف به عمل آمد که روکش باربند باز شده، چادرمان افتاده، چند تکه شده و پوش دومش را باد به میان بیابان برده است. نمی شد از خیر چارد گذشت! به همت شوول و پرژکتورهایش در جهت باد وارد بیابان شدیم به امید اینکه پوش دوم را پیدا کنیم. خوشبختانه مطابق حدس، پشت تلی خاک گیر افتاده بود! کل اجزا چادر یافت شد اما دیرکها شکسته بود! شب در بیابان و طوفان دنبال چادر گشتن می تواند اضافه هیجان برای همسفرانتان داشته باشد. چنیین کارهایی را نکنید!
بالاخره برای بار دوم به زاهدان رسیدیم. زاهدان با باقی شهرهای استان تفاوت داشت. خیابانهای مرکزی، بازار و فروشگاهایش گواه بزرگ بودنش در منطقه بود. همه خیابانها از سر سبزی بهر نبرده بودند اما دانشگاه و خیابانهای اطارافش در آن آب و هوا سر سبزی قابل ملاحظه داشتند. ساختمانهای دانشگاهش نیز معظم بود. خلاصه که در مقام مقایسه، زاهدان شهریت داشت.
صبح جمعه زاهدان را به قصد چابهار ترک کردیم. به روایت نقشه زاهدان چابهار 700 کیلومتر است یعنی کمی بیشتر از فاصله تهران – یزد. اولین شهر مهم مسیر زاهدان به چابهار، شهر خاش بود. ستاد استقبال پرشوری در ورودی خاش حضور داشت. معرفی لباس محلی شان ایده خوب و خاطره سازی بود.
You can see links before reply
19725
از حوالی خاش به سمت جنوب، استان کوهستانی تر میشود و این جغرافیا تا قبل از چابهار کم و بیش ادامه دارد. تفتان در محدوده شهرستان خاش قرار دارد.

18566
You can see links before reply
18567
You can see links before reply


You can see links before reply
به دنبال مکانی برای صرف ناهار بودیم. قبل از ایرانشهر در آبادی ای کوچک، به نام نظر آباد توقف کردیم. آرایش نخل ها و سر سبزی مجود نوید جریان آبی را می داد که خوشبختانه به کمک شوول عزیز با کمی فاصله گرفتن از جاده، در میان نخلها چاه آبی که آب از ن پمپ می شد را یافتیم. کنار چاه دو دختر جوان لباس می شستند و منصور 12-13 ساله­ی بازیگوش هم همراهشان بود. جای با صفایی بود. در حال آماده کردن ناهار بودیم که ناگاه رگباری تند باریدن گرفت و هوا نسبتا سرد شد. تگرگ هم بارید!!! در آن هوای سرد منصور به میان حوضچه آب پرید. بر خلاف منصور که شور کودکی داشت، محلی های آنجا خیلی خیلی کم رو بودند.



You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply


You can see links before reply
حرکت را به سمت ایرانشهر و چابهار ادامه دادیم. اطراف ایرانشهر رمل­های کوتاهی می توان دید. مشعوف زیبایی رمل ها بودیم. جایی برای عکاسی توقف کردیم. وسوسه رمل ها ما را رها نمی کرد و بالاخره وارد رول شدم. سطح رمل ها باران خورده بود اما زیر این سطح، شن بشدت نرم و روان وجود داشت و ما را گرفتار کرد. بدتر اینکه در شیب جانبی گیر کرده بودیم و باران هم درست بعد از گیر کردنمان شروع به باریدن کرد! با آزاد کزدن نسبی شوول از شن و با بررسی شیب و پیاده روی برای یافتن مسیر فرار، بالاخره بعد از یک ساعت از رمل ها در آمدیم.




You can see links before reply

You can see links before reply

قبل تر که تایرهای غیر آفرودی داشتم (اج کوتاه) روی رمل ها بهتر حرکت می کردم. همراه داشتن پمپ باد در این شرایط کاملا ضروریست که متاسفانه من نداشتم. نکته دیگر اینکه تنبلی نکنید و سطح رمل باران خورده را پیاده امتحان کنید. اگر کمبود زمان دارید، تنها به رمل های کوتاه هم نزنید. در شیب جانبی رمل تقلای بیجا نکنید، چرخی که در سمت شیب است وزن بیشتری می گیرد و با گاز دادن حتی در حد چند ثانیه زیر خود را سریعتر از چرخ سمت ارتفاع خالی میکند و این یعنی چپ کردن در یک یا دو گاز بیجا و اضافه! از تعویض دنده یک به عقب مکرر، سریع و درست استفاده کنید و مهمترین نکته اینکه با در نظر گرفتن روحیه همسفرانتان اقدام به اینجور حرکات کنید زیرا که در شرایط سخت استرس باقی نفرات به شما منتقل شده و توان تصمیم گیری صحیح را از شما خواهد گرفت!
بالاخره به چابهار رسیدیم.


You can see links before reply

Ali.Goli
30-07-2013, 01:21 PM
بعد تلاش بسیار، قسمت دومشم نوشتم! یکی دیگه مونده! اونقدر زیاده که فکر نکنم کسی بخونتش! بنده از پرگویی عذر میخوام . قصدم این بود که هم سفرنامه نگاری باشه و هم تجربه ها رو شریک شیم تا اگه کسی خواست بره، بتونه تصمیم بگیره که کجاها رو تو برنامه اش بگونجونه.

omid020
30-07-2013, 01:34 PM
عالیه علی جان :41:
فک کنم بعضی از عکس ها اصلا بالا نمیاد :7:

Ali.Goli
30-07-2013, 01:44 PM
آره امید جان، این اشکالیه که تو سیستم من اتفاق میافته و درست کردنش کمی برای من پیچیده هست. تو فرصت مناسب از یک سیستم دیگه، تلاش میکنم درستش کنم.

Shahram
30-07-2013, 09:59 PM
مرسی علی جان. می دونم آماده کردن مطالب وقت و انرژی می گیره ولی ما هم داریم باهات سفر می کنیم :3:
من فقط عکسهای اول پست شماره 2 رو نمی بینم و بقیه رو بدون مشکل می بینم. فقط فکر کنم دوبار عکسها رو لینک گذاشتی. یکی کوچیک و یکی بزرگ دیده می شه. همون عکس کوچیک که اومد از بالا تو ابزارها اولین بخش دکمه remove formatting رو بعد از انتخاب عکس بزن ، همون عکس رو بزرگ می کنه و لازم نیست دوباره لینک بذاری.

Ali.Goli
31-07-2013, 03:52 PM
مرسی علی جان. می دونم آماده کردن مطالب وقت و انرژی می گیره ولی ما هم داریم باهات سفر می کنیم :3:
من فقط عکسهای اول پست شماره 2 رو نمی بینم و بقیه رو بدون مشکل می بینم. فقط فکر کنم دوبار عکسها رو لینک گذاشتی. یکی کوچیک و یکی بزرگ دیده می شه. همون عکس کوچیک که اومد از بالا تو ابزارها اولین بخش دکمه remove formatting رو بعد از انتخاب عکس بزن ، همون عکس رو بزرگ می کنه و لازم نیست دوباره لینک بذاری.

مرسی شهرام جان. آره والا خیلی نوشتنش و تنظیمش طول میکشه! خودم فکر نمی کردم!
من خودم نمی تونم 9 عکس اول پست دوم رو ببینم. تو می بینی؟ میتونی ویرایشش کنی؟

Shahram
03-08-2013, 08:36 AM
من خودم نمی تونم 9 عکس اول پست دوم رو ببینم. تو می بینی؟ میتونی ویرایشش کنی؟

من هم اون عکسها رو نمی بینم. می گه حذف شدند. بقیه رو هم یه یه تلاشی می کنم ببینم چطور می شه.