PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فصل 6: کتاب سیستان در گذر زمان (دلاوری مردم سیستان در آیینه تاریخ)



Mehdi
06-01-2013, 02:20 PM
سیستان را سیوستان نیز نامند و سیو به معنای مرد مرد است. آمیانوس مارسلینوس تاریخ نویس نامدار رومی، همزمان با فتح شهرآمد به دست شاهپور ذوالاکتاف، که جزء افسران مدافع شهر بوده است می نویسد :
... سیستانیان در غیرت ومردانگی مانند ندارند.

کریستین سن:
«در لشکر کشیهای داریوش و خشایارشاه، سکاها از بهترین افواج به شمار می آمدند. ساسانیان نیزبیش از همه به سیستانیان اطمینان داشتند.
یزدگرد آخرین شاه ساسانی در گریز ازفاتحان پیش و بیش از همه ایرانیان به سیستانیان دل بسته و به سیستان پناه برده است.

بلادری نویسنده فتوح البلدان در باب پرداخت خراج از سوی پادشاهان زابلستان می نویسد : (پادشاه زابلستان خراج رابه حکومت نه به خواست آنان بلکه به اختیار خویش می پردازد ونماینده ی بنی امیه می گوید « آن متاع را از ایشان بپذیر که این مرزها ناحیتی شوم است. »)


مقدسی، جغرافیا نویس عرب : سیستان « مرکز مردان گردن فراز و پیشگام است » و
« آشوبش وحشت انگیز » و مردانش دستاورهای خویش را مانند افسار می پیچند

یاقوت حموی مولف معجم البلدان : سیستانیان در بازارهای خویش با شمشیر آویخته رفت و آمد می کنند.

نصر بن احمد پادشاه مقتدر سامانی : دیدار با سرکرده ی عیاران سیستان (ابوجعفر احمد بن محمد) را از آرزوهای بزرگ خویش می شمارد.


سیستانیان در دورانی که ایران زیر سلطه مغولان بود موفق شدند، در دورترین ناحیه هند یعنی بنگلادش امروزی حکومت مستقلی را به وجود آورند و بنیانگذار بنگلادش شدند.

یعقوب لیث سیستانی که با دلاوری مردان عیارش، خود و ایران را از زیر یوغ مهاجمان رها کرد و موفق به تشکیل نخستین فرمانروایی مستقل ایرانی، پس از 250 سال سلطه تازیان شد.

اعطاء لقب یاریگر به مردم سیستان توسط بزرگترین امپراتور وقت جهان و بنیانگزار امپراتوری ایرانیان یعنی کوروش بزرگ (یا همان ذوالقرنین به نقل قران کریم کلام حق) نشان صفات بزرگ آنان است.


اما سیستان چنان سرزمین ارجمندیست و مردمانش چنان دلاورانی اند که حتی در دوران مغلوبیتش، فاتحان از آن چشم می زنند و دلیری مردمانش را می ستایند. رودکی شاعر بزرگ ایران قصیده ی بلند بالای « مادرمی »را در مدح ابوجعفر پادشاه سیستان می سراید و در آن وی را «آن مه آزادگان و مفخر ایران » می خواند و رشادت های دیگر در سال های اخیر...




اگر جنگ خواهی و خون ریختن بدانسان تکاپویو آویختن
بگو تا سوار آورم زابلی که باشند با جوشن کابلی
(فردوسی)


گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی

alileilasaba
11-01-2013, 10:51 AM
سیستان را سیوستان نیز نامند و سیو به معنای مرد مرد است. آمیانوس مارسلینوس تاریخ نویس نامدار رومی، همزمان با فتح شهرآمد به دست شاهپور ذوالاکتاف، که جزء افسران مدافع شهر بوده است می نویسد :
... سیستانیان در غیرت ومردانگی مانند ندارند.

کریستین سن:
«در لشکر کشیهای داریوش و خشایارشاه، سکاها از بهترین افواج به شمار می آمدند. ساسانیان نیزبیش از همه به سیستانیان اطمینان داشتند.
یزدگرد آخرین شاه ساسانی در گریز ازفاتحان پیش و بیش از همه ایرانیان به سیستانیان دل بسته و به سیستان پناه برده است.

بلادری نویسنده فتوح البلدان در باب پرداخت خراج از سوی پادشاهان زابلستان می نویسد : (پادشاه زابلستان خراج رابه حکومت نه به خواست آنان بلکه به اختیار خویش می پردازد ونماینده ی بنی امیه می گوید « آن متاع را از ایشان بپذیر که این مرزها ناحیتی شوم است. »)


مقدسی، جغرافیا نویس عرب : سیستان « مرکز مردان گردن فراز و پیشگام است » و
« آشوبش وحشت انگیز » و مردانش دستاورهای خویش را مانند افسار می پیچند

یاقوت حموی مولف معجم البلدان : سیستانیان در بازارهای خویش با شمشیر آویخته رفت و آمد می کنند.

نصر بن احمد پادشاه مقتدر سامانی : دیدار با سرکرده ی عیاران سیستان (ابوجعفر احمد بن محمد) را از آرزوهای بزرگ خویش می شمارد.


سیستانیان در دورانی که ایران زیر سلطه مغولان بود موفق شدند، در دورترین ناحیه هند یعنی بنگلادش امروزی حکومت مستقلی را به وجود آورند و بنیانگذار بنگلادش شدند.

یعقوب لیث سیستانی که با دلاوری مردان عیارش، خود و ایران را از زیر یوغ مهاجمان رها کرد و موفق به تشکیل نخستین فرمانروایی مستقل ایرانی، پس از 250 سال سلطه تازیان شد.

اعطاء لقب یاریگر به مردم سیستان توسط بزرگترین امپراتور وقت جهان و بنیانگزار امپراتوری ایرانیان یعنی کوروش بزرگ (یا همان ذوالقرنین به نقل قران کریم کلام حق) نشان صفات بزرگ آنان است.


اما سیستان چنان سرزمین ارجمندیست و مردمانش چنان دلاورانی اند که حتی در دوران مغلوبیتش، فاتحان از آن چشم می زنند و دلیری مردمانش را می ستایند. رودکی شاعر بزرگ ایران قصیده ی بلند بالای « مادرمی »را در مدح ابوجعفر پادشاه سیستان می سراید و در آن وی را «آن مه آزادگان و مفخر ایران » می خواند و رشادت های دیگر در سال های اخیر...




اگر جنگ خواهی و خون ریختن بدانسان تکاپویو آویختن
بگو تا سوار آورم زابلی که باشند با جوشن کابلی
(فردوسی)


گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی

مرسی مهدی جان ممنون از زحماتتون:9:

alileilasaba
12-01-2013, 11:36 AM
سیستان را سیوستان نیز نامند و سیو به معنای مرد مرد است. آمیانوس مارسلینوس تاریخ نویس نامدار رومی، همزمان با فتح شهرآمد به دست شاهپور ذوالاکتاف، که جزء افسران مدافع شهر بوده است می نویسد :
... سیستانیان در غیرت ومردانگی مانند ندارند.

کریستین سن:
«در لشکر کشیهای داریوش و خشایارشاه، سکاها از بهترین افواج به شمار می آمدند. ساسانیان نیزبیش از همه به سیستانیان اطمینان داشتند.
یزدگرد آخرین شاه ساسانی در گریز ازفاتحان پیش و بیش از همه ایرانیان به سیستانیان دل بسته و به سیستان پناه برده است.

بلادری نویسنده فتوح البلدان در باب پرداخت خراج از سوی پادشاهان زابلستان می نویسد : (پادشاه زابلستان خراج رابه حکومت نه به خواست آنان بلکه به اختیار خویش می پردازد ونماینده ی بنی امیه می گوید « آن متاع را از ایشان بپذیر که این مرزها ناحیتی شوم است. »)


مقدسی، جغرافیا نویس عرب : سیستان « مرکز مردان گردن فراز و پیشگام است » و
« آشوبش وحشت انگیز » و مردانش دستاورهای خویش را مانند افسار می پیچند

یاقوت حموی مولف معجم البلدان : سیستانیان در بازارهای خویش با شمشیر آویخته رفت و آمد می کنند.

نصر بن احمد پادشاه مقتدر سامانی : دیدار با سرکرده ی عیاران سیستان (ابوجعفر احمد بن محمد) را از آرزوهای بزرگ خویش می شمارد.


سیستانیان در دورانی که ایران زیر سلطه مغولان بود موفق شدند، در دورترین ناحیه هند یعنی بنگلادش امروزی حکومت مستقلی را به وجود آورند و بنیانگذار بنگلادش شدند.

یعقوب لیث سیستانی که با دلاوری مردان عیارش، خود و ایران را از زیر یوغ مهاجمان رها کرد و موفق به تشکیل نخستین فرمانروایی مستقل ایرانی، پس از 250 سال سلطه تازیان شد.

اعطاء لقب یاریگر به مردم سیستان توسط بزرگترین امپراتور وقت جهان و بنیانگزار امپراتوری ایرانیان یعنی کوروش بزرگ (یا همان ذوالقرنین به نقل قران کریم کلام حق) نشان صفات بزرگ آنان است.


اما سیستان چنان سرزمین ارجمندیست و مردمانش چنان دلاورانی اند که حتی در دوران مغلوبیتش، فاتحان از آن چشم می زنند و دلیری مردمانش را می ستایند. رودکی شاعر بزرگ ایران قصیده ی بلند بالای « مادرمی »را در مدح ابوجعفر پادشاه سیستان می سراید و در آن وی را «آن مه آزادگان و مفخر ایران » می خواند و رشادت های دیگر در سال های اخیر...




اگر جنگ خواهی و خون ریختن بدانسان تکاپویو آویختن
بگو تا سوار آورم زابلی که باشند با جوشن کابلی
(فردوسی)


گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی

عالی بود آقا مهدی
پیروز باشی:41: