PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فصل 1: کتاب سیستان در گذر زمان (مقدمه کلیات و پیشینه تاریخی استان سیستان و بلوچستان)



Mehdi
04-12-2012, 02:05 PM
اهميت سيستان در تاريخ تمدن و فرهنگ ايران بر كسي پوشيده نيست .سیستان سرزمینیست که شهرسوخته درآن جای دارد ،شهری که بود ،شهر هنر ، شهری که بزرگترین گواه بر هوش وخرد ، دانش وصنعت ایرانی بوده است. شهری که اسطوره برتری تمدنی بین النهرینی را شکست. شهری که هنوز هزاران رمز وراز در خود دارد.
زادگاه رستم زال ، سهراب دلاور ، اسفندیار روئین تن ، گرشاسب اژدهاکش ، کیخسرو و سیاوش هاست . سرزمین یعقوب عیار ، محل حماسه ها ، جایی که نخستین شعله های شعر و ادبیات نوی ایرانی پس از خاموشی چندصد ساله از آنجا نه تنها به تمام ایران ، بلکه از مرزهای چین تا سواحل مدیترانه ، از سواحل دریای سیاه تا سواحل نیلگون خلیج فارس گسترش یافت.
دیار پیام آور صلح و دوستی ، و ریشه های گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک از آنجا و سرزمینهای تابعه آن برخاسته و سپس در تمام ایران و بعد در جهان باستان گسترده شد.

اينجا محل نگهداري نطفه زرتشت ، محل نشو و نماي خاندان او، محل برخورد كيخسرو و افراسياب ، محل وقوع داستانهاي باستاني ايران ، محل پيدايي نخستين ( و در حال حاضر تنها ) نوشته دوران آغار عيلامي در شرق كرمان وكوير لوت ، محل و مركز شهرزرنگ پيش از اسلام و زرنج باستاني بدون توجه به تطبيق محل دقيق آن ،محل پيدايي آثار يگانه دهانه غلامان و يگانگاني چون يعقوب ، محلي بسيارمناسب براي مطالعات محيط زيست و فرهنگي شرق ايران و خلاصه برگي مهم از مجموعه اسناد هويت ايراني به شمار مي رود و شايسته آن است كه مورد توجه بيشتري قرار گيرد .منطقه اي با این اهميت هنوز داراي نقشه اي معتبر و قابل استناد ، در رابطه با آثار مادي فرهنگي محيطي نيست .كليه آثار فرهنگي و طبيعي منطقه بايد با همكاري متخصصان گوناگون در روي نقشه ثبت گردند تا پيش از آنكه اين اسناد و مدارك در مقابل هجوم امواج سهمگين و غيرقابل اجتناب تكنولوژي جديد و پيشرفتهاي عمراني به كلي از بين رفته و به دست فراموشي سپرده شوند ، آنان را بتوان براي نسلهاي آتي حفظ نمود.

تراكم محوطه هاي باستاني در اين منطقه زياد بوده است در اين زمينه جز از نتايج پژوهشهاي باستانشناسي نوين به نوشته اي از جی پی تيت اشاره داريم كه مي نويسد : در سيستان‌ آنقدر مقدار دفينه زياد بوده است كه پس از هر باران مردم در نقاط مختلف به جمع آوري آن مشغول مي شده اند و وسيله امرار معاش بيشتر خانواده هاي سيستاني از راه جمع آوري سكه و فروش آنها در جمع آوري دفينه بوده است . همچنين اضافه مي كند كه تعداد اين تپه ها و دفينه ها در جلگه هاي شرقي رودخانه هيرمند ( منطقه نادعلي ) بيشتر از جاهاي ديگر بوده است وي نيز مقدار بسياري زيادي از سكه هاي ضرابخانه هاي ساساني ، باختري ، يوناني و پارتي را از مردم محلي خريداري كرده است .
سيستان در طي تاريخ و به تناوب با نامهاي گوناگوني چون زرك ،‌زرنگا ،‌درانجانا ، سكستان ، سجستان ، سيستان ، سیوستان ونيمروز خوانده شده است . سيستان جدا از نقشي كه در تدوين تاريخ مذهبي ايران پيش از اسلام بر عهده داشته و نيز جدا از اهميت آن در تاريخ اساطيري و باستاني ايران پيش از اسلام ، در دوران اسلامي نيز از اهميت بسياري برخوردار بوده است و از آن به نامهاي انبار غله ايران و سبد نان خراسان نيز نام برده شده است . صفاتي كه مورخان براي سيستان شمرده اند البته به خاطر وضعيت كشاورزي قابل اعتنا آنجا بوده است كه آن نيز در رابطه با منابع آبي آن يعني هامون وهيرمند و ساير رودخانه و شعبات آن بوده است .


مهمترين چيزي كه در سرگذشت يك مرز و بوم توجه مردم را به خود جلب نموده جنبه داستاني و تاريخي آن است چرا كه اين مظهر عظمت خيره كننده و بي نظير و اوج ترقي انسانهايي است كه در وجود قهرمانان اين مرز و بوم جلوه گر شده است . قهرماناني كه از حيث عده با دشمنان قابل مقايسه نيستند و هيچ گونه اميدي به پيروزي نظامي نداشتند اما چون پاي ايمان و عقيده و حفظ مصالح عمومي مردمان مظلوم درميان بوده از خود گذشتگي كرده و آنچه مايه ي دلبستگي و علاقه هر بشري به زندگي است يعني جان ، مال ، اولاد ، آرامش و امنيت ، همه را در اين راه فدا كرده اند.

قهرمانان اين خطه ( رستم دستان ، يعقوب ليث , سورنا و... ) بي نظير بودند و آنچه موجب زنده بودن مينویي و نام و نشان اين مردمان و خطه است مردانکی و غیرت آنان است. فرهنگ كهن سرزمين سيستان برگ سبزيست بر تاريخ اين كشور .

سيستان در شمال استان سيستان و بلوچستان در دشت پست و همواري در 30 درجه و در 18 دقيقه و 31 درجه و 20 دقيقه پهناي شمالي و 11 درجه و 10 دقيقه تا 61 درجه و 50 دقيقه درازاي خاوري ،نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد .
از شمال به استان خراسان و از جنوب به زاهدان و بلوچستان و از شرق به كشور همسايه افغانستان و از غرب به كوير كرمان محدود مي شود . جلگه اي كه حيات او از رودخانه معروف هيرمند است كه از كوههاي بابا يغما در جنوب سلسله جبال هندوكش سرچشمه مي گيرد و بعد از طي صدها فرسنگ در محل جاربكه به مرز ايران مي رسد و پس از سيراب كردن سيستان مازاد وارد درياچه هامون شده و از طريق رودخانه شيله وارد گود زره در مرز پاكستان و افغانستان مي شود.
در گوشه و كنار این خطه آثار حيات است چون هر جا چشمه ورودي از آب بوده مردم در آن جا اسكان مي ورزيدند كه بنابر دلايلي چون سيل و خشكسالي تغيير مكان نيز مي داند ، قديميترين مكان سكونتي انسان سيستاني در شهر سوخته است ( البته مطالعات اخیر در کوه خواجه قدمت برخی آثار آنرا به دوران پارینه سنگی و قدیمیتر از شهرسوخته برمیگرداند )كه آثار آن در مسير زاهدان به زابل در كنار جاده قابل رويت است شهري قديمي كه همه چيز در آن وجود داشته ، محل زندگي و محل كار هركدام در جاي خود تعبيه و قبرستان شهر كمي دورتر در نظر گرفته شده است .

سيستان داراي تايخچه كهن است چرا كه نام اين خطه در دوره هخامنش و اشكاني ( زرنگ يا زرنگار بود ) و در كتيبه داريوش در نقش رستم و در تخت جمشید نيز ثبت شده است . با ورود آخرين دسته از آريايي ها مردم را سكه ناميده اند و نام زرنگ نيز بخاطر ورود سكاها به سكستان تبديل شده و عربها نيز سجستان گفته و بالاخره نيز به سيستان تغيير نام پيدا مي كند كه امروزه نيز به همين نام مي نامند , البته برخی سیستان را از سیوستان میدانند و سیو به معنای مرد مرد است و سیوستان یا سیستان سرزمین مردان مرد است . سيستان منطقه ایست بابیش از 900 روستا كه زندگي اكثريت مردم كشاورزي و تعدادي نيز به دامپروري مشغولند ، تعدادي خانوار گاودار و صياد نيز در كناره و درون هامون به صیادی، دامداري و شكار اشتغال داشته اند و هنوز هم تعدادي در آنجا زندگي مي كنند. املاك سيستان خالصه دولت بود . تاريخ ايران بنام سيستان افتخار مي كند چرا كه هر گاه نام سيستان به ميان مي آيد سلحشوري ، شجاعت ، مهمانوازي ، مرز داري ، اعتقاد ، قناعت و وفا مد نظر آمده است چرا كه شاهنامه فردوسي نيز از عظمت رستم اين خطه سخن گفته است .



گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی

Mehdi
04-12-2012, 02:07 PM
سرزمين با شكوه ولايي و شگفت انگيز سيستان كه در جنوب خاوري ايران قرار گرفته ، با وجود رود بزرگ هيرمند و درياچه ي زيباي هامون به عنوان بزرگترين درياچه آب شيرين فلات ايران ، دشت حاصلخيز و بزرگي را تشكيل میداده كه مي توانست ساليانه سه گونه فراورده از آن برداشت نمود بگونه اي كه اين سرزمين را انبار غله ي آسيا لقب داده اند . اين ديار بلحاظ اقتصادي در تاريخ ايران و جهان از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و به همين دليل هردوت ، ماليات سيستان در دوران هخامنشي را پس از مصر و ميان رودان ، در رتبه ي سوم قرار داده و از اين نظر سيستان مقام نخست ماليات را در ايران ، به خود اختصاص داده است ، اهميت اين سامان در دستگاه خلافت وقت به اندازه اي زياد بود ، كه روزي ليث بن ترسل در برابر خدمتي ، از زبان هارون خليفه شنيد كه فعلا حكومت مصر را به تو مي دهم و اگر در آنجا درست خدمت كردي تو را به سيستان مي فرستم تا كارت بالا بگيرد .


شكوفايي اقتصادي سيستان در هنگام فتح توسط اعراب ، به اندازه اي بود كه تنها ماليات شهر زرنگ / زرنج يك ميليون سكه طلا در سال بود . همچنين در آثار تاريخي آمده است كه سرزمين سيستان به لحاظ حاصلخيزي سرآمد زمين هاي جهان است به نحوي كه از يك تخم پانصد الي هزار تخم برداشت ميشود بسياري از پژوهشگران و تاريخ نگاران ، تاثير فرهنگ كهن سيستان و حوزه ي هيرمند را بر ايران ، جهان اسلام و حتي فرهنگ بشري ، ژرف دانسته اند .
وجود آثار مكتوب به جا مانده از دانشمندان ، فيلسوفان ، سخنوران و شاعران شهير ، به ويژه پس از اسلام دراين زاد و بوم ، گواهي روشن بر اين ادعاست . پژوهشگران مردم سيستان را تيره اي از آرياییها وبومیان، كه مردمي نيرومند و دلاور بودند مي دانند كه از ابتدا در همين خاك مقدس زيسته و در همين سرزمين نياكان نخستين خود تكامل يافته اند .(گفتنیست درواقع آریاییان درزمان مهاجرت به ایران با بومیان ایران وسیستان درآمیختند اماطبق مطالعات جدید اکثرجمعیت ایران وهمچنین سیستان بومیان قدیم آنند و ازلحاظ ژنتیکی آریاییان آنقدر با ایرانیان باستان وبومی نآمیختند و مردمان ساکن شهرسوخته وسایر نقاط ایران قبل از ورود اقوام آرییایی بودند.)


اينان نخستين دولت سازمان يافته ي ايراني در خاور ايران را پديد آوردند و كتاب اوستا در اين باره به خوبي گواهي مي دهد . همچنين سيستاني ها از اركان اصلي قدرت امپراطوريهای هخامنشی , اشکانی و بخصوص ساسانيان بودند و پادشاهان ساساني عنوان سکاشاه را با افتخار برنام خويش مي افزودند . از نمونه هاي آشكار تاثير فرهنگ اين زمين ، حق طلبي و يكتاپرست بودن مردم آن در حمايت پذيرش و گسترش دين پيامبر آسماني ايرانيان يعني زرتشت مي باشد. بزرگترين افتخار مردم سيستان اين است كه در دوراني كه امام علي ( ع) را بر تمامي منبرهاي خاور و باختر دنياي اسلام به دستور بني اميه نفرين مي كردند ، در سيستان اين عمل ننگين انجام نشد . ايمان راسخ ، يكتاپرستي و عشق و ارادت به ائمه اطهار در وجود اين مردم چشمه اي است كه هرگز نخواهد خشكيد . بر پايه ي همين مستندات تاريخي ، نخستين انوار توحيدي به پاس خرد و هوشمندي مردمانش بر اين خاك پر مهر تابيدن گرفت .


سيستان زادگاه بزرگاني چون رستم يگانه پهلوان ايران باستان ،يعقوب ليث صفاري نخستين شهريار ايران پس از اسلام ، سورنا سردار رشید سپاه ایران در دوره ای از پادشاهی اشکانی , فرخي سيستاني شاعر شهير ايران ، رابعه بنت كعب قزداري نخستين بانوي شاعره ي پارسي گوي ايران ، ابوسعيد سجزي رياضي دان و منجم شهیر سده ي چهارم هجري قمري ،‌ابوسيليمان سجستاني فيلسوف سده ي چهارم هجري قمري كه نقش بسيار زيادي در انتقال و انتشار ميراث فرهنگي دوران باستان در حوزه ي فرهنگ اسلامي و ايراني داشت . محمد بن وصيف سجستاني نخستين شاعر پارسي گوي ايران ، ابويعقوب سجستاني نويسنده كهن ترين كتاب نثر فارسي دري ( كشف المعجوب ) جرير بن عبداله سجزي اولين فقيه شيعي ، خلف بن احمد صفاري نخستين كسي كه به دستور او در قبال يكصد هزار سكه ، قرآن خطي نوشته و طراحي شد كه در حال حاضر زينت بخش موزه ي پاريس است و هزاران دانشمند ، انديشمند شاعر و فليسوف ديگر است . كه همه از سرآمدان روزگار خود بودند و نوشتن نام آنان كتابي بزرگ خواهد شد . همچنين ساخت نخستين رصد خانه ها و پيشينه ي دانش كيهان شناسي ايرانيان به سيستان بازگشته و نخستين مسجد ها و مدرسه هاي مذهبي ومراكز گفتگو نيز در اين آب و خاك داير بوده و نيز نخستين عمل رستم زاد ( سزارين ) در جهان نيز در سيستان انجام شده است .


در دوراني كه تمامي مردم ايران به زبان عربي سخن گفته و فرهنگ ايراني در حال نابودي بود ، خيزش يعقوب ليث صفاري از سيستان ، منجر به گسترش زبان فارسي و خلق شاهكارهاي ادبي حافظ ، سعدي ، مولوي ، فردوسي و... گرديد .
فردوسي در تنظيم شاهنامه علاوه بر استفاده از روايت بزرگان سيستان و خراسان از منابعي استفاده كرد كه پيش از آن توسط يعقوب ليث ، دستور گردآوري آن ها داده شده بود . اختراع نخستين آسباد در جهان ، از سيستان گزارش شده است . بر اساس برخي آثار باستاني پيدا شده اين سرزمين از گذشته هاي دور داراي فرهنگي بسيار شكوفا بوده و در اثر جايگاه ويژه اقليمي ، سياسي و فرهنگي مركز پيوند فرهنگهاي بزرگ ماوراء النهر، بين النهرين ، سند ، هند و چين بشمار مي رفته است . شهر سوخته و فرهنگ هوشمند و خلاق آن با بيش از پنج هزار سال قدمت ، بعنوان بزرگترين استقرار شهرنشيني در نيمه خاور فلات ايران نمونه اي منحصربفرد و بيانگر واقعي دانش ، صنعت و فرهنگ گذشته ي دور سيستان است . شهري كه با چهار ميليارد ماده ي فرهنگي ، كاوش آن با فناورزي امروزي 450 سال به درازا مي كشد . همچنين آثار باستانی كوه خواجه كه بازمانده از دوران اشكاني و ساساني است( البته اخیرا آثاری از دوران پارینه سنگی نیز پیدا شده است ) . در بردارنده ي عناصر مهمي از تاريخ معماري ، هنر و باورهاي مذهبي اين سامان است . شهر دهانه ي غلامان ، يادمان دوران هخامنشي ، تنها شهر شناخته شده به معني متعارف امروزي است كه الگوهاي معماري مذهبي آن بيانگر رشد و شكوفايي نخستين انديشه هاي منظم و تدوين يافته ي مذهبي است . بهمين دلايل ريچارد فراي باستان شناس و تاريخ نگار سرشناس ، سيستان را بهشت باستان شناسان لقب داده و هنري ساوج لندوز ، باستان شناس و جهانگرد انگليسي پس از ديدن برخي آثار باستاني سيستان از جمله زاهدان کهنه آنجا را« لندن شرق» ناميده است .


خيزش 19 بهمن 1330 ه . ش مردم سيستان عليه كارگزاران استعمار ، كه افتخار بزرگ و برگ زريني در تاريخ ايران و سيستان به شمار مي آيد حماسه اي جاودانه و نمادي روشن از ستم ستيزي و عدالتخواهي اين مردم است. با اين افتخارات و صدها مورد ديگر از جاذبه هاي تاريخي ، طبيعي ، فرهنگي و... در سيستان اين سرزمين به نمايشگاهي منحصر بفرد و كم نظير تبديل شده است .
آمده است:
« و حكايت سليمان را عجم گويند كه بلقيس بيمار شد و آصف منهيان به اطراف ممالك فرستاد كه جايي تعيين نمايند كه هواي او در طراوت وسردي و گرمي در اعتدال داشته باشد كه مقام را موافق يافتند و در غرب سيستان كه دريا بار بود ، ديوان را حكم كردند كه يك فرسخ در يك فرسخ تختي مدور از سنگ درغايت رفعت ساختند و مدت چهل روز تخت بلقيس در ميان دريا بر فراز آن كوه بود بعد از صحبت متوجه قصر سليماني گرديد و الحال مرقد برادر دانيال نبي در آن كوه است »
در كتاب مقدس زرتشتيان كه اوستا نام دارد و قديمي ترين سند ديني ، فرهنگي و ادبي ايرانيان است كه توسط زردتشت نوشته شده ، ملاحظه مي شود كه بيش از هر مكان ديگري از سيستان سخن رفته است و اينجا محل مناسبي براي تقديس و نيايش سنت زرتشتي و پيدايش نبيره هاي زرتشت تشخيص داده شده است . كوه خواجه سيستان تنها كوه اين ديار است كه همواره در تاريخ اين سرزمين از قداست خاصي برخوردار بوده است .بطوري كه نزد پيروان سه دين الهي يعني مسلمانان ، زرتشتيان و مسيحيان به دلايلي كه اشاره خواهد شد ، همواره مقدس بوده است در متون پهلوي ساساني و كتاب اوستا از سرزمين مقدس سيستان و رود خروشان هيرمند به همراه درياچه هامون و كوه خواجه به نيكي ياد شده است و هامون هيرمند ( كنس اويه ) و كوه خوجه (اوشيدا ) و هيلمند ( هيتومنت ) را در سرزمين سيستان ذكر كرده اند . در بند 66 زامياديشت آمده است :‌فر ( نيرومند مزدا آفريده ) از آن كسي است كه شهرياري وي از آن جايي كه رود هلمند ، درياچه كيانسيه ( هامون ) را تشكيل ميدهد برخاسته و از آن جايي كه كوه اوشيدم ( اوشيدا ) واقع است و از گرداگرد آن آبهاي بسياري از كوه ها آمده ، با هم سرازير مي شوند .


به عبارت ديگر سيستان از روزگاران عهد باستان ، يك سرزمين مردخيز و آباد بوده و با داشتن رودخانه خروشان هيرمند و درياچه پرآب هامون ، جايگاه مناسبي براي قدرت هاي مذهبي و سياسي دوران بوده است . حاصلخيزي زمين سيستان و فراواني آب رودخانه هاي آن كه هيرمند در راس همه آنها قرار داشته اين ايالت را غني ترين سرزمين از حيث محصولات گوناگون زراعي قرار داده بود.


ماكماهون انگليسي كه سال هاي زيادي را در سيستان به سر برده ، مي نويسد : تحت سرپرستي يك حكومت حسابي ايالت سيستان با مختصر سعي « مصرثاني » خواهد شد . چونكه يك زماني بسيار آباد و معمور بوده است شكي نيست كه بار ديگر به همان اندازه آباد خواهد شد .
استاد پور داوود مفسر برجسته اوستا مي نويسد : چيزي كه امروزه در سيستان دليل آبادي و ثروت و جمعيت انبوه قديم آن است همانا آثار و خرابه هاي فراوان اين ديار است كه از قرن هاي مختلف در همه جاي آن خاك پراكنده و گواه عهد بزرگي و سرافرازي آن است پس جاي تعجب نخواهد بود كه سيستان در روزگار عهد قديم از آباداني بسياري برخوردار بوده و اين آباداني باعث شده است كه در سنت مزديستا نيز تنها كوه اين سرزمين و درياچه آن مورد توجه و قداست قرار گيرد .
در اوستا سيستان يازدهمين سرزميني است كه « اهورامزدا » آفريده است . همچنين زادگاه رستم دستان قهرمان حماسي شاهنامه است . مورخين بناي سيستان را به گرشاسب يكي از نوادگان كيومرث نسبت داده اند ،در تاریخ سیستان آمده است که گرشاسب هنگامی که بدین زمین رسید و آب زلال هیرمند و هامون را دید و در کنار آن درختان انار سیستان را مشاهده نمود، عزم سکنی گزیدن در این زمین آباد را گرفت . اين ناحيه به دلايل موقعيت خاص استراتژيكي و جغرافيايي در تمام دوره هاي تاريخي از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است . سيستان در زمان هخامنشيان منطقه اي آباد بود . اين امر در كتيبه هاي بيستون و تخت جمشيد كه سيستان را يكي از ممالك شرقي داريوش ذكر كرده اند ، منعكس شده است . نام سيستان ، از نام اقوام آريايي « سكا » اخذ شده است . سكاها در حدود سال 128 پيش از ميلاد ، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه ي آن استقرار يافته اند .
نام قديمي سيستان « زرنگا » يا « زرنگ » بود . پس از مهاجرت « سكاها » به طرف جنوب در زمان فرهاد دوم اشكاني گروهي از آنان در زرنگ مستقر شدند . از اين زمان به بعد زرنگ ، به نام آنان سكستان نام گرفت



گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی

Mehdi
04-12-2012, 02:08 PM
لفظ زرنگ ، قديمي ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش زرنگا آمده است . به عقيده محققين « زرنگ » و « زريه » كه در زبان اوستايي به نام درياست و « دريه » در لغت هخامنشي و « زريا » در پهلوي و « دريا » به زبان امروزي همه يك مفهوم دارند و مراد از آن ها درياي « زره » يا « هامون » است . مولف كتاب « حدود العالم » نيز « زرنگ » را مركز سيستان دانسته است .
نيمروز نام ديگر سيستان است. بناي بيشتر شهرهاي سيستان را به پهلوانان اسطوره اي ايران چون زال ، سام و رستم نسبت مي دهند زماني كه سيستان به دست اردشير بابكان فتح شد ، جزو متعلقات دولت ساساني به شمار مي آمد . در سال 23 هجري قمري ، مسلمانان عرب اين سرزمين را فتح كردند ،‌ولي در اثر نافرماني مردم اين ناحيه شورش هاي متعددي بروز كرد . سرانجام در زمان معاويه ، مردم اين خطه به اطاعت كامل اعراب درآمدند وعبدالرحمان كه فاتح سيستان بود به حكومت آنجا منصوب شد .


اولين فرمانرواي معروف ايراني اين سرزمين بعد از اسلام « يعقوب ليث صفاري » بود كه از رودخانه سند تا شط العرب را تحت فرمان داشت . عمروليث برادر وي نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل ساماني در بغداد به قتل رسيد.


با وجود اين سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امراي صفاري باقي ماند و طاهر از نوادگان عمرولیث تا 295 هجري قمري ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و بعد از وفات او سلسله صفاري روي به ضعف گذاشت . بعد از صفاريان ، سامانيان ، غزنويان و سلجوقيان نيز هر يك مدتي در اين سرزمين فرمان راندند . در زمان مغولان و تيموريان خرابي هاي زيادي در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها ، كانال ها و مناطق آباد سيستان منجر شد . در سال 610 هجري قمري جلال الدين خوارزمشاه از هندوستان وارد سيستان شد و به منظور مبارزه با مغول ها به گردآوري و تجهيز سپاه پرداخت . چنگيز خان ، جغتاي را اعزام كرد تا ضمن تصرف هرات مانع پيوستن لشكريان تازه نفس به لشكريان جلال الدين شود . سرانجام سلطان جلال الدين از جغتاي شكست خورد و سردار مغول با بي رحمي هر چه تمام به قتل و غارت و ويرانگي در اين سرزمين پرداخت . در سال 914 ه . ق شاه اسماعيل صفوي سيستان را تصرف كرد . پس از شاه اسماعيل در زمان حكومت نادرشاه اختلاف هاي داخلي سبب خرابي هاي زيادي در اين سرزمين شد . سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادي سيستان را از دست امراي سركش پس گرفتند ودو سال بعد اين سرزمين تحت حكومت امير منصوب دولت مركزي ايران قرار گرفت . در سال هاي بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادي شد . كشمكش هاي افغانستان با ايران بر سر ادعاهاي آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان حكميت گرديد . كميسيون تشكيل شده توسط بريتانيا سيستان را در امتداد خطي از بند سيستان بر هيرمند به طرف كوه ملك سياه در غرب گودزره بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار قسمتي كه اروپائيان عنوان « سيستان خاص » به آن داده اند به ایران و در مقابل « سيستان خارجي » به افغانستان واگذار شد . طي دهه هاي اخير منطقه سيستان با توسعه زيربناها و استقرار برخي از صنايع و رشد مناسب فضاي شهري و روستايي نسبت به گذشته آباداني فراواني يافته است



گردآورنده: دکتر محمدعلی رئوفی

Mehdi
04-12-2012, 02:11 PM
در سیستان همانند سایر نقاط ایران اقوام بومی میزیستند که آثار تمدن آنان باقیست ازجمله در شهرسوخته اما با ورود آخرين دسته از آريايي ها در حدود سال 128 ق.م كه سكه ناميده مي شدند از شمال افغانستان به طرف جنوب يعني قندهار و سپس به طرف غرب راه پيمودند تا به ايالت زرنك و كناره هاي درياچه زره رسيدند و نام زرنك به واسطه ورود سكاها به سكستان تبديل گرديد و عربها سجستان مي گفتند و بالاخره به سیوستان وسيستان تغيير نام يافت . كه امروزه همين نام خوانده و شناخته مي شود گرچه در قرن 19 توسط بريتانيا قسمتي از سيستان به وسيله عهدنامه پاریس از سيستان جدا گرديد . و در آن سوي مرز ماند . اما فرهنگ مردم آداب و رسوم زبان و ادبيات آن همچنان پايدار و پابرجا و يكسان است .




ديدني ها
بقاياي آتشكده كركویه ، تخت عدالت ، كوه خواجه ، زاهدان كهنه ، سه كوهه ، شهرسوخته ،‌دهانه غلامان ، قلعه رامرود ، قلعه خاش و قلعه مچی ، قلعه سام ، قلعه تپه ، قلعه رستم ، قلعه كهك كهزاد ، چاه نيمه ، آرامگان خواجه غلطان ، و زيارتگاه بي بي دوست از جاهاي ديدني سيستان مي باشد .




شناسه
مردم سيستان از نژاد بومی وآريايي و زبانشان فارسي و با گويش زابلي ( زاولي ) است اكثيريت شيعه اثني عشري و داراي افتخارات در اين مورد و خصوصا دوران بني اميه به علت سب نكردن امام علي ( ع) هستند. زندگي اكثريت مردم كشاورزي و دامداري مي باشد . تاريخ ايران به نام سيستان افتخار مي كند . هرگاه از سيستان نامي به ميان آمده سلحشوري ، شجاعت ، مهمانوازي ، مرزداري ، اعتقاد ، قناعت و وفاي اين مردم به نظر آمده است ، بي دليل نيست كه فردوسي متون ، داستان هاو قصه هاي تاريخي شاهنامه خود را از سرزمين نيمروز ( سيستان ) انتخاب و قهرمانان آن را از اين خطه انتخاب نموده است . يعقوب ليث صفاري كه از سيستان بوده در ماندگاري زبان فارسي نقش مهمي دارد .




تاريخ و تبار سيستان
نويسنده ي تاريخ سيستان مي نويسد:
« اما بنا كردن سيستان بر دست گرشاسب بود ... »


و در باره ي وجه نامگذاري آن نوشته است :
اين جا سيوستان است و سيو مرد مرد را گفتندي بدان روزگار و سيستان بدان گويند كه هميشه آنجا مردان مرد باشند. از آن زمان اين سرزمين سيوستان ناميده شده و به مرور زمان سيوستان به سيستان ساده و روان گرديد .
برخي بر اين باورند كه سيستان تحريف شده ي سكستان است و سجستان تازه ي شده ي آن است و واژه ي پارسي سكستان يعني سرزمين ساك = سكه و آن قومي است كه بيشتر آبادي ها و آباداني هاي اين سرزمين به كوشش و پايمردي و نيروي آنان پديد آمد و داريوش در كتيبه هاي ميخي خود در بيستون ، تخت جمشيد و نقش رستم از آن ياد كرده است. واژه ي سكه از زبان پارسي باستان در زبانهاي بعد سگه شد و سگزي صفت مركب از همان واژه ي است . سگستان و سگزستان را در زبان تازي سجستان و سجزستان كرده اند و سپس سكستان در زبان پارسي دري به سيستان دگرگون شده است .


نام قوم سكا را يونانيان سكوث مي نوشتند اين كلمه ي يوناني را اروپاييان به تلفظ زبان هاي خويش درآورده و سيست خواندند و سرزمين آنان را سيستي نام گذاشته و در زبان يوناني سكوتايي مي گفتند .
پيش از چيرگي سكاها اين سرزمين به نام درنگيانا يا زرنگ خوانده مي شد ،‌ولي پس از مهاجرت قوم يادآور شده به سكستان دگرگون شد . در زبان اوستايي زريه واژه اي است كه زرنگ از آن گرفته شده است .دريه در پارسي هخامشي و زريا در پهلوي به معني درياست و واژه ي دريا در فارسي دري نيز از همين ريشه ي دريه است .


در كتاب هاي جغرافيايي سده هاي گذشته ، سيستان ، نيمروز هم خوانده شده است . گذاشتن اين نام براين بخش بر پايه ي روايت هاي گوناگوني است كه در زير خواهد آمد :
استاد پور داوود در كتاب هرمزدنامه در مقاله ي چهارسو مي نويسد « از اين كه سيستان را نيز نيمروز(=جنوب) خوانده اند ، براي اين است كه اين سرزمين در پايين جنوب خراسان افتاده است »
استاد پورداوود ، در كتاب يشت ها مي نويسد « وجه مناسبي كه در معجم البلدان در فرهنگ هاي فارسي بر اين نام ( نيمروز ) آورده اند پايه اي ندارد . ناميده شدن سيستان به نيمروز از اين جهت است كه اين سرزمين در جنوب خراسان كه يكي از بزرگترين ايالت هاي ايران بود واقع است .


نگاهي به نقشه هاي جهان و موقعيت سيستان ، گذاشتن واژه ي نيمروز بر اين بخش كاملا با دليل به نظر مي رسيد ،‌زيرا زرتشت براي ساختن زيج خود سيستان را برگزيد ، زيرا دريافته بود كه خط نيمروز از آن جا مي گذرد و دنياي كهن را به دو نيم بخش مي كند .


به سخن ديگر چون آتاي درست به روي نيمروزي جاي مي گرفت كه از سيستان مي گذرد ، از ژاپن در شرق تا جزيره هاي خالدات در غرب همه جا هنوز آفتاب ديده مي شود ، با اين تفاوت كه در شرق در حال غروب است و در غرب در حال طلوع است .


بر اين پايه بايد گفت كه نيمروز اصطلاحي علمي است براي سيستان و به نصف النهار آن مربوط مي شود كه دانشمندان ايراني اين بخش را پس از زرتشت كشور نيمروز خوانده اند .
استاد محترم دكتر فريدون جنيدي درباره ي فراگرفتن سيستان به معني نيمروز در كتاب مهاجرت آرياييان خود مي گويد :
سمت ديگر نيمروز است كه جنوب باشد و چرا سيستان را بمعني نيمروز گرفتيم يكي از افتخارات علمي نجومي آرياييان در آن زمان بوده است زيرا كه نيمروز سيستان بر روي نصف النهاري قرار گرفته است كه جهان شناخته شده ي آن روز يعني آسيا و اروپا و آفريقا را تقريبا نصف مي كند .
يعني درست هنگامي كه خورشيد در نيمروز است كه در تمام ممالك آسيايي روز است و همين نشان مي دهد كه علم جغرافي در آنزمان بدان حد رسيده بوده كه سراسر دنياي مسكون را سنجيده باشد ومركز آنرا در ايران برگزيده باشد بعدها از روي نام نيمروز واژه ي نصف النهار ترجمه شد ودر علم جغرافي مورد استفاده ي جهانيان واقع گرديد.
اما جهانيان اگر بخواهند كه واقعا مبدايي براي مدارات و نصف النهار خود در جهان داشته باشند همانا نيمروز سيستان و زرنج است نه گرينويچ انگلستان و نه پاريس اما متاسفانه زور بر علم و حقيقت مي چربد .

Mehdi
04-12-2012, 02:12 PM
پيشينه تاريخي


پیشینه تاریخی ، آداب و رسوم ، آثار باستانی و جفرافیای سیستان
پیشینه تاریخی سیستان در آئین زرتشتی از مقام و مرتبه بالایی برخوردار است . دریاچه فرزدان که همان دریاچه هامون است در سیستان واقع شده و پشتاسب ( گشتاسب ) پسر لهراسب ، پادشاه کیانی که مطابق شاهنامه واساطیر ایران ، زرتشت در زمان او ظهور کرد . در کنار دریاچه هامون برای آناهیتا ( ایزد بانوی آب و باران در مذاهب ایران باستان ) نذر کرد . هامون همان دریاچه ای است که مطابق آیین زرتشتیان سه موعود زرتشتیان در کنار آن زاده می شوند .
در زامیادیشت آمده که سیستان وطن کیانیان است . در آنجا آمده است که فرکیانی کسی راست که در سرزمینی که در آنجا دریای کیانسه ( هامون )واقع است شهریاری دارد . دریایی که رود هلمند در آن فرو می ریزد . آورده اند که نطفه زرتشت پیامبر آیین زرتشت ،توسط یکی از ایزدان به ایزد آب (ناهید )سپرده شد تادر این دریاچه حفظ شود و درهزاره های سه گانه پایان جهان ، از آنها موعدان زردشتی به وجود آیند . آنچه ذکر شد به واقع بخشی از سوابق اساطیری سیستان بود که میتواند به تعبیری سوابق تاریخی نیز منظور شود . دین زرتشتی نخست در این ناحیه تبلغ شد و پیروانی مانند سین پیدا کرد که همراه با برز مهر بغان نسک ، اوستا راتدوین کرد و پس ازحمله اسکندر اوستا سینه به سینه فقط در این ناحیه حفظ شد . وجود آتشگاه های مهم سیستان که در زمان پارتیان ( کوه خواجه ) و ساسانیان ( کرکوی ) از اهمیت بسیار برخوردار بوده اند ، باز نیز اهمیت تاریخی و مذهبی سیستان در گذشته باستان ایران نشان دارد .
خرابی عمده سیستان که پیش از آن انبار گندم آسیا لقب گرفته بود ، در عهد استیلای تیمور لنگ 708-771 هجری قمری روی داد . وی با خراب کردن بند معروف رستم ، آسیب اساسی به کشاورزی سیستان وارد کرد . این سد که به نام سد گرشاسبی نیز معروف بوده است ، تمام اراضی سیستان را آبیاری می نموده است .


بسیاری از آیین مراسم و اعتقادات فعلی مردم سیستان ، مانند دیگر مناطق ایران به سوابق تاریخی واساطیری از جمله آنچه در بالا ذکر شد ، بر می گردد . برای نمونه در سیستان (نقل از معمرین ) برای عید نوروز نانی طبخ می کردند ( و هنوز نیز میپزند ) که به آن قلیفی می گفتند . برای پختن این نان ، آرد سفید گندم را با روغن فراوان می آمیختند ،خمیر را ورقه ورقه به روغن آغشته می کردند و سپس چانه های نان را در دیگ مسی ای که به آن قلیف می گفتند می گذاشتند . زیر و بالای این دیگ مسی را به آتش می اندودند این نان روغنی مانند گولاچ است که سنگسری های که خود پسر عموهای سکایان سیستانند هنوز در پایان سال می پزند . و گفته اند که گولاچ همان نان درون مربوط به مراسم مذهبی زرتشتیان است که در هنگام جشن فروردگان حاضر می کردند .


مراسم مربوط به نوروز ، آیین های کوه خواجه ، اعتقادات و باورهای مردم ، سفرهایی که با نام های مختلف ، متکی بر آیین های قدیم ایرانیان همچنان گسترده می شود ، تاقسم خوردن به سوی چراغ ، همه نشانه هایی از ارتباط سیستان فعلی به گذشته باستانی ، تاریخی و اساطیری آن دارد .


از جنبه صرفا تاریخی باید گفت که سکاها از میان هخامنشیان از بهترین افواج لشکر به حساب می آمدند . ساسانیان در میان نیروهای کمکی بیش از همه به سکستانیان اطمینان داشتند ، یعنی سکاهایی که در ایالت زرنگ مسکن گرفته بودند . در تاریخ سیستان نیز آمده است که سیستان را مدینه العذرا گویند « که هرگز هیچکس نتوانست آن را ستدن الا تا بدانند و نتوانند تا ابدالدهر و مردان مرد حربی باشند و حرب و شوریدن سلاح ،عادت کرده باشند که آن ، ایشان را از خردی تا بزرگی پیشه باشد و به تعلیم جنگ و مقاتله آموخته باشند » چنین پیشینه تاریخی بی شک موجب آداب ، عادات ،اخلاق و باورهایی خواهد بود که نمونه آن به عنوان یک فرهنگ تا همین اواخر دیده می شده است . آنها (سیستانیان ) تا همین اواخر به حکم این فرهنگ ( سلحشوری ) نوزاد پسر را پس از تولد از پوست خشک شده دهان گرگ می گذراندند تا دلیر بار آید و نامهای گرگ علی و شیرعلی و جنگی و گردان و لشگر خان و دلاور بر آنها می نهادند ومی نهند .
میراث فرهنگی و آثار باستانی سیستان


شهرسوخته قدیمی ترین تمدنی که در سیستان آثار آن به جا مانده است ، تمدن شهر سوخته که به 3200 تا 2200 ق.م تعلق دارد . به عبارت دیگر به بیش از 5000 سال پیش باز می گردد از نظر تاریخ به دوره مورد نظر (دوره آغاز تاریخی ) می گویند . مشخصه مهم آن پیدایش خط است . در این دوره هنوز دولتها تشکیل نشده بودند اما ازدیاد تولید و جمعیت باعث شده بود که اجتماعات کوچک کشاورزی به مراکز شهری تبدیل شوند به عبارت دیگر اولین شهرهای فلات ایران که شهر سوخته یکی از آنان در شرق فلات است در این زمان ساخته شده است. مردم شهر سوخته با کار روی سنگ لاجورد که از کوههای بدخشان وارد می کردند روزگار می گذراندند و احتمال داده اند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم محصول کار خود را به بین النهرین می فرستاده اند و با آن تمدن ، دارای روابط تجاری و فرهنگی بوده اند . تا کنون در شهر سوخته معبدی یافت نشده است ،همچنان که هیچ دیوار بزرگ یا قلعه دفاعی و یا حتی دروازه ای هم پیدا نشده است که می توان این همه را به صلح جویی مردم منطقه تعبیر کرد و تنها یک گل نوشته در شهر کشف شده که اعداد و حروفی به خط عیلامی بر آن نگاشته شده است. به نظر می رسد که شهرسوخته پس از 900 سال زندگی پر از کار و کوشش ناگهان رها شده است .


دانشمندان مهمترین عامل ویرانی شهر را خشک شدن و جابجایی دلتای رود هیرمند می دانند به هر حال به دلیل شرایط اقلیمی سیستان ،در حال حاضر لایه های سخت وسیمان مانند ،روی این شهر باستانی را گرفته وآن را از عوارض زمان محفوظ داشته است . نتیجه این حفاظت طبیعی سالم ماندن اشیایی است چون پارچه ، چوب ،طناب و حتی باقیمانده های ارگانیک ، مثل موی سر که در کمتر جایی درجهان مانند دارد . از این روست که سیستان را بهشت باستان شناسان لقب داده اند .


سیستان سرزمین افسانه ساز کهن ایران خاستگاه اسطوره ها و حماسه ها و دستخوش حوادث گوناگونی در طول تاریخ ایران زمین بوده است . یازدهمین سرزمینی است که اهورا مزدا بیافرید . این سرزمین باستانی در ادوار مختلف دارای اسامی گوناگون از جمله سیوستان ، سکستان ،سیستن ، ماساژت ، آریاپلیس ، درانگیانا ، زرنگ ، زرنج ، نیمروز یا نصف النهار ، زاول ، زابل و دهها نام دیگر بوده است .
با اتصال خشکیهای اطراف قریه حسین آباد و ناصر آباد روستای بزرگی تشکیل گردید که بعد از تاسیس پادگان ارتش به اهمیت آن افزوده شد و سرانجام در سال 1307 ش شهرستان زابل شکل گرفت .
در اواخر عهد کالکولتیک یعنی بین 4000-3200 قبل از میلاد در بخش جنوب شرق ایران در سایه لطف رودخانه هیرمند و شرایط مناسب آب و هوایی آن در منتهی الیه این رودخانه بستر اولیه تمدن عظیم سیستان در شهر سوخته شکل گرفت و بعدها طی دوره های مختلف رخدادهای متعددی تا به امروز بر این منطقه حکم فرما بوده است .


مورخین بنای سیستان را به دست گرشاسب در 4000 سال قبل از اسلام می دانند پس از وی سیستان خاک جهان پهلوانان شاهنامه بوده است .از خاندانهای مهم باستانی حاکم بر سیستان ( کیومرث، هوشنگ ،طهمورث ، جمشید ) و کیانیان ( کیقباد ، کیکاووس ، کیخسرو ) البته قبل از مادها بودند که مدت حکومت پادشاهان کیانی 718 سال بوده است . زرنگ یا سیستان در هخامنشی (505-330 پ .م ) از پارت جدا شد و ساتراپ جداگانه ای را تشکیل داد که پایگاه مرکزی و مذهبی منطقه بود . در کتیبه های کوروش و داریوش کبیر از آن به عنوان زرانگیانا نام برده شده است . در سال 23 ( ه . ق ) مسلمانان وارد سیستان شده اند و سیستانیان چنان که حقانیت دین مبین اسلام را دریافتند با نامه و پیام امام حسن (ع )به اسلام روی آوردند . در محرم سال 247( ه ق ) یعقوب لیث صفاری نخستین دولت مستقل ایرانی را پس ازاسلام پایه گذاری کرد. وی خدمات فراوانی به فرهنگ ایران زمین کرد . در 19 بهمن 1330 قیام خونین مردم سیستان بر علیه حکومت خود باخته اتفاق افتاد که طی آن پرچم انگلیس را به آتش کشیدند . در سال 1357 همزمان با سایر نقاط ایران دوران رشادت های مردم و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بود وبعد از آن انقلاب نیز پاک اندیشان سیستانی با حضور در جبهه ها و در صحنه های مختلف هم پا و هم آوای برادران و خواهران خود در آبادانی و مرز داری از این آب و خاک کوشاهستند .

Mehdi
04-12-2012, 02:15 PM
سیستان افتخار تاریخ
از سیستان و مردمان سیستانی در کتب های مختلف مطالب فراوانی بیان شده که این مطالب جزء افتخارات و سربلندی مردمان سیستان بوده و هست وخواهد بود . از جمله بزرگترین افتخارات مردم سیستان امتناع از ناسزاگویی و لعن امیرالمومنین بدستور بنی امیه می باشد . یاقوت حموی در کتاب معجم البدان آورده است " از همه بالاتر و والاتر اینگه آنگاه که برتمام منابر شرق و غرب دنیای اسلام به امر بنی امیه علی بن ابیطالب ( ع) را لعن می گفتند ، در سیستان این امر انجام نشد ومردم سیستان بر این دستور بنی امیه گردن ننهادند تا آنکه طی عهد نامه ای از حکام بنی امیه تعهد گرفتند که بر منبر سیستان هیچکس نباید لعن شود و چه افتخاری بر این مردم برتر از اینست درحالی که علی بن ابیطالب ( ع) برادر رسول خدا ( ص) حتی بر منابر مکه و مدینه و در حرمین شریفین لعن می شدند اینان از انجام این عمل ننگین امتناع کردند "


بطلمیوس یکی از دانشمندان یونانی زمان داریوش هخامنشی ( یا به روایتی یکی از پادشاهان سلسله بطلمیوسیان در مصر ) سیستان را آریا پولیس یا شهر آریایی معرفی نموده است.
دفاعی که مردم سیستان در طول تاریخ از کشور خود نموده ویژگی بزرگ نژاد آریایی است زیرا آریاییان عقیده داشتند که با اهریمنان بهر شکل و بهر صورت باید جنگید و برآن غلبه کرد که دشمن خود یکی از مظاهر اهریمنی است در صورتیکه اقوام ترک و مغول قوای مضر رابوسیله عبادت و قربانیها ارضاء می کردند و مرحمت و دفع مضرات آنانرا بدینوسیله خواستار می شدند خلاصه آنکه اقوام آریایی در روابط و مناسبات خود حتی با معبودان خویش حاضربه تملق نبودند بلکه فقط به ستایش و سپاسگزاری می پرداختند .


نسل کنونی باید بداند که آبادیهای سیستان برای دفاع از ایران بارها با خاک یکسان شده شهر سوخته در 67 کیلومتری غرب شهر زابل و آثار آن که تقریبا مربوط به اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد است نمونه گویا و پیش درآمد مقاومت های تاریخی و قدیم مردم این سرزمین و ویرانیهای بسیار دیگر هر یک ورقی ازدفتر مردانگیها و دلاوریهای آنها است .
اما در قرون اخیر شرح جانبازیها و فداکاریهای مردمان وامرای سیستان آن چنانکه باید ضبط و تدوین نشده و بعد از کتاب احیاء الملوک که شامل تاریخ سیستان از ادوار باستانی تا سال 1028 هجری قمری است و به همت ملک شاه حسین سیستانی تدوین یافته تاریخ دقیق آن در حجاب فراموشی رفته است.


متاسفانه اسناد و مدارکی که تا این اواخر یعنی دوران ملک بهرام خان از بازماندگان کیانی در دست بوده از قبیل کتب و رسائل ، شجره نامه های خاندانهای محلی ،فرمانها ، تقسیم نامه ها ، دفترها و نوشته هایی نظیر اینها پس از فوت ملک بهرام خان بدست پسرش ملک جلال الدین افتاد و این اسناد بغارت رفت . در سال 1283 قمری مظفرالدوله حاکم سیستان شد و به بزرگان و امرای قدیمی سیستان دستور داد تا جمیع اسناد و نوشته های مختلف را برای احراز مالکیت و اثبات حقوق قدیم خود نزد او بیاورند . ریش سفیدان ، کدخدایان ، میران ، پاداران ، اربابان ، کلانتران و سران هر طایفه در ارائه و تسلیم این اسناد و مدارک پیشدستی کردند و زمانی نگذشت که دسته ها و بسته ها و طومارها ازاین گونه اسناد و مدارک بدست مظفر الدوله خائن افتاد و این حاکم جاهل دستور داد تا جمیع نوشته های مزبور را پاره کردند و بدست باد سپردند .
سیستان عضو دیرینه و پرافتخار خانواده بزرگ ایرانی و اسلامیست که نقش تاریخی مهمی رادر شکل دهی به هویت ایرانی و اسلامی این آب وخاک مقدس ایفا نموده است .
تاریخ و فرهنگ این آب و خاک مقدس هیرمندو هامون ورجاوند را به نیکی می شناسد که تابود مردان و زنانش با عشق به ایران زمین بدنیا آمدند . و برای اعتلا و سربلندی این آب و خاک می زیستند و در راه مبارزه با دشمنان تاریخی و فرهنگی این مرزو بوم جان می باختند .


پژوهشهای باستان شناسی که تاکنون انجام پذیرفته آغاز استقرارهای شهر نشینی را در این حوزه تمدنی با شهر سوخته به هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد می رساند جایی که شهر نشینی با هوشمندی و خلاقیت در امر تولید و دانش پزشکی و پا به عرصه وجود می گذارد و حیرت مردمان هزاره های بعد را باعث می شود شهر سوخته با بیش از هفتاد دهکده اقماری شناخته شده -دهانه غلامان تنها شهر شناخته شده به مفهوم متعارف امروزی در دوره هخامنشی ، آثار باستانی روی کوه خواجه که به زعم باستانشاسان تخت جمشیدی از خشت و گل نامیده شده ودر باورهای سه قلمرو مذهبی بزرگ ، مقدس و قابل احترام و به دوران اشکانی و ساسانی ریشه دارد ) البته در تحقیقات اخیر آثاری از دوران پارینه سنگی و قبل از تمدن شهرسوخته در کوه خواجه یافته اند .)


آتشکده کرکوی که معبد جای گرشاسب بوده و به نقل روایت تاریخ سیستان آتشخانه بود و محل خورشید و بر طبق اسناد تا قرن هفتم هجری نیز پا برجای بوده است و بالاخره وجود دهها اثر مهم و منحصر بفرد و محوطه های تاریخی حوض دار ،زاهدان کهنه ،تخت شاه یا تخت عدالت و پراکندگی آثار به گونه ایست که مستشرقین قرون هیجدهم و نوزدهم بعضی از این مناطق را پس از دیدن به لندن شرق تشبیه نموده اند . موارد فوق چکیده ایست از هزاران نکته و رازهای سر به مهر سرزمین ماسه ها و حماسه ها ،جایی که تیمورلنگ اول بار نام بزرگ و مقدس ایران را به گوش شنید که اینجا ایران است .

Mehdi
04-12-2012, 02:16 PM
خواستگاه اساطیری
هویت ایرانی ما بدون تردید از لایه های عمیق و غنی فرهنگی هزاره ها رنگ برداشته و قهرمانان شاهنامه و اساطیر ملی در واقع نمادهایی از شخصیت فردی و اجتماعی ایرانیان می باشد که ریشه در کناره های هامون مقدس دارند. شرافت هامون در پرورش فرزنداینست که با عزت و غرور نگاهبانان کیان این آب و خاک مقدس بوده اند. جغرافیای رخدادهای شاهنامه و وقایع دوران کیانیان در این حوزه فرهنگی و تمدنیست و بر همین باورهای اساطیری سیستان همواره رسالتی بزرگ و مقدس رادر قبال ایران زمین بر عهده داشته و همیشه دشمنان تاریخی این آب و خاک از نام فرزندان ایران زمین بر خود می لرزیده اند . امروز هنوز نیز در یاد و خاطره های مردمان این دیار روایتها زنده پایدارند. این باورها هر چند از حوزه تمدن هیرمند برخاسته و لیکن نهال ومیوه آن در بوستان فرهنگ و تمدن ایران روئیده و هم بثمر نشسته وهویت ایرانی بدون شناخت این مقوله نارسا و ناقص خواهد بود .

نگاه تاریخی به سیستان :
اینجا سرزمینیست که کورش هخامنشی به مردمانش لقب انصار داد و هردوت ،مالیاتش را پس از مصر و بین النهرین اعلام نمود. اینجا محل استقرار خاندان سورن بزرگترین خاندان قدیمی ایرانیست که در مراسم تاجگذاری شاه باید نمادین و شعار گون تاج را بر سر شاه ایران می گذاشت که مفهوم حمایت مادی و معنوی از شاه جدید را داشت. اینجا محل پرورش ولیعهد ایران زمین در دوران ساسانی بود. آثار باستانی بر جای مانده ازاین دوران موید این روایتهای مستند تاریخی اند. اینجا اولین رصد خانه های ایرانیان شکل گرفته و نیمروز یعنی نصف النهار قدیم ، نصف النهار مبدا اولیه جهان آنروز وپیشینه دانش کیهان شناسی ایرانیان به سیستان بر می گردد . و زرتشت پیامبر توحیدی ایران باستان رسالتش را از اینجا فرا گیر نمود کوی اوشیدا ( کوه خواجه زابل ) محل گفتگوی زرتشت با اهورامزدا بوده و از حرکت ستارگان و خورشید پرسشهای بیشماری داشته است از اینجاست که گستره فرهنگی و تمدن ایران در نهایت شرق فلات ایران شناخته می شود .
با ورود به عصر اسلام رویارویی مردم منطقه باسپاه اسلام نیر خواندنیست .به مردم از قبل از آمدن پیامبری در آخر زمان بشارت رسیده بود به همین دلیل سیستان را به صلح بدادند و سپس در حاکمیت ظلم و جور بنی امیه نخستین مقاومت منفی در برابر ظلم وجور عرب و گرایش به خاندادن عدالت و امامت در سیستان شکل گرفت . بنابراین دربخش هویت اسلامی مان نیز نخستین شکلگیریها از جهت گیری تاریخی سیستان ومردم تمدن حوزه هیرمند به تشیع پدیدار می گردد .
جهت گیری که در فرایند تکوین خویش به حاکمیت تشیع در سرتاسر ایران انجامید و برای مطالعه شناخت ریشه های عناصر شکل دهنده به هویت ایران اسلامی ما ناگریز از شناخت این حوزه تمدن باشیم .

Mehdi
04-12-2012, 02:16 PM
شاخصه های فرهنگی منطقه :
شاخصه های دیگر تاثیر گذار در تاریخ و فرهنگ تمدن ایران اسلامی که ریشه دراین حوزه تمدنی دارند علاوه بر شاخصه های فرهنگی شهر سوخته، آثار معبد دهانه غلامان و کوه خواجه در اسناد تاریخی به ثبت رسیده است و به اختصارمی شود از حضور زرتشت در منطقه یادآورد. به گونه ایکه جغرافیای تاریخی بخش اعظمی از سروده های کهن زرتشت مربوط به سیستان وحوزه تمدن هیرمند و دریاچه هامون است به دلیل بستر غنی فرهنگی و تاریخی موجود در این مکان پاسداری از هویت ایرانی اول بار در این منطقه به ثبت رسیده است.
گرایش به تشیع نخستین قدم ومقاومت در برابر زبان عرب و گرایش به زبان پارسی نوین بزرگترین قدم ایرانیان بود که از این حوزه آغاز گردیده و اولین شعر پارسی بعد از اسلام در دربار یعقوب لیث سروده شده است و از همین جا گرایش به جمع آوری اسناد شاهنامه نشان داده می شود وحتی از منابع شاهنامه به جز آزادسرو سیستانی ، یزدانداد بن شاهپور سجزی به عنوان منبع مهم فردوسی به شمار می رفته است .
و خلاصه سيستان اين دشت نازاي خشك و بي حاصل ، سرزمين تفتيده ، كه گرماي خورشيد نيمروزي و طوفان شنهاي ناخواسته طبيعت و دخالتهاي بي دعوت سياست آن را پاره پاره كرده و در تاريخ داستاني اساطيري، مذهبي ، رزمي فلات ايران نقشي گسترده تر از آنچه مي شناسيم داشته است . روزگاري دور سيستان محل نگهداري نطفه زرتشت ، سرزمين رود پرخروش هيرمند و درياچه كيانسه ،سرزميني كه فرنيرومند مزدا آفريده را از آن كسي مي داند كه شهرياري وي از آنجايي كه رود هيرمند درياچه كيانسه ( هامون )را تشكيل مي دهد ، برخاسته ، در آنجايي كه كوه اوشيدم ( كوه خواجه ) واقع است و از گرداگرد آن آب (رودهاي ) بسياري از كوهها آمده با هم سرازير مي شود ، سرزمين خواسترا ( خاشرود ) هوسپا ( خوس پاس )فرداثا ( فراه رود ) و آن خوار ننگهيتي زيبا ( هاروت رود ) و آن اشتوئيتي توانا ( دارنده آرزوها ) و اورواذا ، دارنده چراگاه هاي بسيار و ارزي و زرنومئيتي ، رود زرين به آن فرو مي ريزد ، هيرمند با شكوه و فرهمند كه امواج سفيد بر مي انگيزد و طغيان مي كند ، سرزمين كيانيان ، محل نشو و نماي رستم دستان و خاندانش ، محل برخورد كيخسرو افراسياب ، محل وقوع داستانهاي باستاني ايران ، محل نشو و نماي رويگران و يگانگاني چون يعقوب و « انبار غله ايران » بوده است ، سيستان سرزميني كه باني آن اسكندر گجستك نبوده آن را « گرشاسب بن اترت بن شهر بن كورنگ بن بيداسب بن تور بن جمشيد بن نوجهان بن اينجد بن اوشهنگ بن فراوك بن سيامك بن كيومرث »‌بنا كرد.

Mehdi
04-12-2012, 02:17 PM
فرهنگ ، ن‍ژاد ، زبان ، خط و...
نژاد
مدرك هاي باقيمانده از دوران پيش از تاريخ مشخص مي كنند كه علاوه بر نژاد مديترانه اي ، نژادهاي ديگري همانند : زرنگي ، آرياسپي ، اسكرتي ، كوشي ، سندي و... در سيستان و پيرامون آن سكونت داشتند .
دانشمندان بر اين باورند : سيستاني هاي واقعي ، اصيل ترين افراد ايراني و از نژاد بومی و آريايي اند و مي توان گفت مردم سيستان بهترين نمونه و يادگار نژاد كهن ایرانی هستند كه بهتر از ديگر نقاط، زبان و ويژگي هاي كلي ايرانيان دوره ي هخامنشي را پاسداري كرده اند .

سيستان مردمي سخت كوش نيرومند ، بلند و تن درست دارد .پديدآورنده ي تاريخ سيستان مي نويسد : مردمي كه بر آن نشيند وخسبد ، تندرست باشد.
اين توصيف از لحاظ علمي نيز ثابت شده است زيرا در تحقيق هاي علمي دانشگاه پنسيلوانيا كه در سال 1949 با هدف كشف آثار انسان قديم و مطالعات نژاد شناسي در نيمه شمالي ايران صورت گرفت ، از راه اندازه گيريهاي نژادي معلوم شد در سيستان نژادي زيبا و خوش قامت وجود دارد .
پيش از ورود و استقرار آريايي ها در سيستان ، نژادهاي بومي در اين منطقه مي زيسته اند و بعد از آن مردم ساكن در اين منطقه از نژاد‌آريايي وبومی هستند كه بهتر از ساير نقاط ، زبان و خصوصيات كلي ايرانيان دوره هخامنشي را حفظ كرده اند . اين قوم نجيب قرنهاست كه در اين خاك مقدس زندگي نموده اند و در واقع نژاد آريايي تكامل خود را در دشت سيستان طي نموده است . اقوام سيستان و زابلي بخش عظيم طوايف سيستان را تشكيل مي دهند . باتوجه به سير مدنيت در اين منطقه و دلايل متعدد ديگر در دوره هاي مختلف از طوايف شيرازي ، عرب ، بلوج ، قايني ، افغان ، هندي به سيستان مهاجرت نموده اند .

زبان و گويش
محققين گويش مردم سيستان را يكي از چهار زبان متروك پارسي عهد باستان ياد كرده اند . لهجه سيستاني به زاولي معروف است واز بهترين نمونه هاي بازمانده گويش سيستاني سرود آتشكده كركویه سيستان است . در سال 254 هجري قمري يعقوب ليث صفاري اولين دولت مستقل ايران را بعد از اعراب در سيستان بنياد نهاد ، وي زبان پارسي دري را زبان رسمي ايران نمود كه تاكنون رسميت دارد .

خط
كاوش باستان شناسي در شهر سوخته سيستان روشن نمود كه هنگام شكوفايي اين فرهنگ در 3200 سال قبل از ميلاد مسيح خط نگارگري در سيستان رواج داشته است . از جمله گل نگاره ذوزنقه اي شكلي است كه از آغاز دوره ايلامي در لايه دهم شهر سوخته پيدا شده است . در دوره هخامنشي خط رايج در منطقه خط ميخي بود ، خط اوستايي نيز در بعضي از سكه هاي آن زمان ديده شده است . بعد از شهرياري يعقوب ليث ، زبان و كتابت رايج در سيستان پارس دري و پهلوي بود .
موسيقي سنتي

موسيقي برگرفته از حكمت معنوي و مولود فرهنگ اصيل اين ديار وداراي قدمتي كهن است ، در موسيقي سازي ، انواع سازهاي محلي از جمله قيچك ، ني ، دايره ، سرنا و ساز و دهل استفاده گردد كه توسط هنرمندان بومي در خود منطقه ساخته مي شد و در كنار موسيقي آوازي ومقامي كه برگرفته از احساسات و فولكلور مردم است . در رديفها و آواها به صورت دو بيتي ها ( سيتكها ) رباعيها ، لالاييها و به مناسبتهاي مختلف اجرا مي گردد .

Mehdi
04-12-2012, 02:17 PM
رقص شمشير
سیستانیان از دیرباز به جنگ آوری و سلحشوری و دلیری شهره بودند. برای حفظ آمادگی دفاعی خود پس از پوشیدن لباس رزم محلی و حمایل کردن شمشیر و بستن دستار سر به رقص دایره واری که با حرکات موزون و حرکات نمایشی جنگ شمشیر همراه است می پرداختند که از جمله کهن ترین رقص های حماسی کشور محسوب می گردد. از نمونه هاي شاخص موسيقي سازي و آوازي در منطقه است كه ضمن داشتن شهرت جهاني با شور و اشتياق خاصي در جشنها و مراسم آييني اين ديار برگزار مي گردد .


رقص زابلی چوب بازی


رقص زابلی
بازييها و ورزشهاي محلي
كشتي كچ گردان (kach) : خاستگاه ديرينه اي در سيستان دارد و بسياري از فنون آن اكنون در كشتي آزاد كه ورزش ملي ايران است اجرا مي گردد .
كودي (kavade): از بازيهاي محلي و اصيل سيستاني است ، هم اكنون به عنوان ورزش بومي و رسمي ، شهرت بين المللي يافته و در بيشتر مسابقات برگزار مي گردد .
و همچنین سایر بازیها و ورزشها مثل خسو (khoso) ، شنا ، چوك بازي ، چوب بازي و مناسكي آييني كه از قدمت و اعتبار ويژه اي در سيستان برخوردار است در بيشتر جشنها برگزار مي گردد .

پزشكي سنتي
اولين جراحي جمجمه كه با موفقيت در شهر سوخته كه در حدود 5200 سال قبل انجام شده است قدمت پزشكي سنتي را در سيستان نشان مي دهد ، رستم زاد يا اولين سزارين و اولين بيهوشي براي جراحي به نقل از شاهنامه در سيستان اتفاق افتاده است .
ساخت پروتز وچشم مصنوعی ،شكسته بندي و حجامت قدمت ديرينه اي در اين منطقه دارد و استفاده از گياهان دارويي مرسوم است.

معماري
يكي از جاذبه هاي سيستان ، معماري و بهره گيري مثبت از فرايند چرخه طبيعت در ساخت مسكن است كه به بهترين شكل در زندگي مردم نمود دارد .از جمله استفاده از خانه های کاه گلی و با دیوارهای ضخیم بخاطر حفظ سرما وگرما وگذاشتن بادگیر بر پشت بامها در مسیر باد واستفاده از خارخانه در آن و...

Mehdi
04-12-2012, 02:18 PM
فرهنگ عامه
تمدني كه اكنون در سيستان شاهد آن هستيم رهاورد مشعلي تابناك است كه طي هزاران سال سينه به سينه از نسلي به نسل ديگر رسيده است و شامل فرهنگي اصيل در قسمتهاي مختلف زندگي و فولكلور منطقه مي باشد .

آيين ها ومراسمات
در سيستان آيينها برگرفته از اقليم و طبيعت منطقه ، اعتقادات و طبقات اجتماعي مردم است و به مناسبتهاي مختلف انجام مي شود از جمله :

آيين ها در موقع كار :
1. مراسم حشر : آيين كهن لاي روبي بستر رودخانه هيرمند است كه حاكي از يك نوع تعاون و همبستگي منطقه اي و تبلور عيني اتحاد در حل معضلات است كه هنوز هم در منطقه انجام مي گردد .
2. مراسم جشن گندم : جشن و پايكوبي به مناسبت برداشت گندم و شكر گذاري از درگاه ايزد منان است كه با رقص و پايكوبي خاص سيستاني براي هر تازه واردي بسيار جذاب مي باشد .
3. آيينهاي مذهبي : عيد فطر ، عيد غدير ، عيد قربان و مبعث پيامبر ( ص ) ، تولد حضرت علي (ع) ، مراسم آييني نيمه شعبان كه مردم در اين روز به زيارت اهل قبور رفته و يك نوع شيريني محلي به نام چلبك درست مي كنند ، مراسم سحر خواني و رمضان خواني در شبهاي ماه مبارك رمضان و مراسم عزاداي در ماه محرم با اجراي تعزيه و سوگواري .
4. آيينهاي ملي : نوروز و جشن سيزده بدر مردم به زيارت كوه خواجه و ساير زيارتها مي روند ، جشن مي گيرند و شادي ميكنند ، مراسم آيينهاي بسيار زيبايي نيز درهنگام تولد و ازدواج اجرا مي گردد .

ادبيات شفاهي
ضرب المثلها ، چيستان ، افسانه هاي كهن ، داستانهاي حماسي و اشعار محلي است كه ريشه در اعتقادات و باورهاي سنتي و اصيل مردم دارد .

فرهنگ و هنر
قالي بافي :
شروع قاليبافي در سيستان به دو هزار سال پيش بر مي گردد كه اقوام سكايي در دشت زرخيز سيستان ساكن شده و به كشاورزي پرداختند و بافندگي خود را همچنان حفظ كردند . قوم مذكور در قرن پنجم ق .م قالي و گليم مي بافتند و نمد توليد مي كردند و از گورهاي آنان در شمال آلتايي واقع در سيبري ، قالي ، گليم و نمد به دست آمده است .
در نوشته هاي اوايل دوره اسلامي ، سيستان داراي بهترين بافته هاي ابريشمي و پشمي بوده است . شهرت بافته هاي سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولاني و درخشان قالي بافي در منطقه دارد . كشف « قالي پازيريك » نشان مي دهد كه اين قالي توسط اقوام سكايي بافته شده است و به جرات مي توان گفت سكاها نخستين كساني بودند كه بافته هايي بسيار زيبا از خود به جاي گذاشته اند .
طرحهاي قالي سيستان شبيه ذكور بدون داشتن طراح ونقاش به صورت ذهني از نسلي به نسلي ديگر منتقل شده اند .
قالي بافان سيستاني به واسطه زندگي غير ساكن از دارهاي افقي استفاده مي كردند ولي در حال حاضر دارهاي آنان به دارهاي عمودي تغيير يافته است.
قالي و قاليچه هاي سيستان داراي يكي از اصيل ترين انواع قالي در كشور ماست . اين هنر و صنعت مرهون كوشش و روحيه شاد و پرتوان زن سيستاني بوده است . زيراندازهاي سيستاني به سه نوع تقسيم مي شوند:
الف ـ تاريخي يا كهن
ب ـ‌ مياني
ج ـ نو

Mehdi
04-12-2012, 02:19 PM
الف ـ تاريخي يا كهن : سنت قالي کهن سيستان به بافته هاي سكايي مي پيوندد داراي گره تركي كه نشانه كهنترين قالي معروف جهان پازيريك است . مهمترين رنگهاي بكار رفته در اين قالي سبك كهن سيستان ، رنگ سورمه اي ، فيروزه اي ، زرد وسرخ مي باشد . نقشه هاي اين سبك عبارتند از : خشتي ،‌دوخشتي ، خشته خشته ( ترنج ترنج ) ، گلداني ، درختي .
ب ـ سنت قالي به سبك ‌ مياني : گره مورد استفاده فارسي است ، رنگ بندي آن شبيه نوع كهن است و نقش هاي اين سبك عبارتند از :نقش جنگلي ، گل قنداني ، چپات اشتر ، مددخاني ، قاب قابي
ج ـ سنت قالي به سبك امروزي يا نو: نوع گره فارسي است . نقش هاي اين سبك عبارتند از :محرمات ، لچك ترنج .




قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug) قدیمی‌ترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط سرگی رودنکو، باستان‌شناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در در گور یخ‌زدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد[۱].دره پازیریک دره‌ای کوچک در شمال کوهستان آلتایی (در جنوب سیبری مرکزی و در ۷۹ کیلومتری مرز مغولستان) است[۱].

Mehdi
04-12-2012, 02:19 PM
حصيربافي :
حصيربافي در منطقه سيستان با گويش خولك بافي و در منطقه بلوچستان با گويش تگرد تلفظ مي شود كه از نظر نوع مواد اوليه با هم تفاوت زيادي دارند . خولك بافي از ساقه هاي ني و تگرد از برگ درختان خرماي وحشي (دار ) بافته مي شود . محصولات توليدي حصيربافي سيستان عبارتند از : پرده ، سايه بان و مصارف دكوراتيو نيز دارند که نی آن نیز از نیزارهای حاشیه هامون بدست میآمد.




خامه(خامک)دوزی:
اين نوع سوزن دوزي خاص منطقه سيستان است (‌خامه دوزي سيستان « خامك دوزي ») كه نقوش آن توسط نخ ابريشمي يا پنبه اي كه معمولا به رنگ سفيد است بر روي پارچه پنبه اي يا كتاني دوخته مي شود . نقوش با توجه به نوع دوختشان حالت برجسته اي بر روي پارچه دارند كه اين حالت موجب زيبايي پارچه مي گردد . كاربرد خامه دوزي بر روي لباس ، جانماز ، روميزي ، كوسن و عرقچين مي باشد .

پارچه:
درسیستان از دیرباز تولید پارچه رواج داشته که از آثار و پارچه های بدست آمده شهرسوخته و پیکره های انسان نمای شهر سوخته نوع لباس آنان نیز مشخص میشود.




زبان دری:
فرهنگ نويسان زبان دري را بر هفت گونه دانسته اند كه چهار تا از آن متروك شده است و آنها زبان هروي ، سگزي ، زاولي ، سغدي است كه سه نوع ديگر آن متداول است چون دري و پهلوي و فارسي ، لهجه هايي كه امروزي در روستاها و شهرهاي كوچك دور افتاده مورد گفتگو است بيشتر بازمانده زبانهاي باستاني و ملي ماست كه بسيار ارزنده ست .
معماري خاص مناطق كويري در سيستان
ساكنان كنوني برخي مناطق سيستان همچون پيشينيان خود از بناهاي ساخته شده با خشت و گل استفاده مي كنند در نيمه شرقي فلات ايران و در دشت سيستان معماري خاص مناطق كويري به چشم مي خورد كه هنوز در اين مناطق رايج است .
مدير ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري شهرستان زهك میگوید : در حوزه هيرمند بعلت دامنه وسيع گرما تنها مصالحي كه مناسب معماري به نظر مي رسد خشت و گل و كاه است معماري كه قدمت آن به پنج هزار سال مي رسد و بقاياي شهر سوخته زابل نيز از آن جمله است وي افزود : انسانهاي گذشته با هوشمندي از عنصر زيبايي شناسي نيز در ساخت بناها استفاده مي كردند منازل را پشت به باد مي ساختند تا از سرماي زمستان در امان باشند اما براي گرماي تابستان نيز از دريچه هايي كه در بالاي پشت بام تعبيه مي شد و به كلك مشهور است استفاده مي كردند وي گفت : قطر بالاي ديوارها اجازه ورود و خروج گرما و سرما را به داخل منازل نمي داده است اين كارشناس مسئول ميراث فرهنگي گفت : در سيستان به معمارها رازيگر مي گويند يعني كساني كه به اسرار دروني انسانها آگاه بودند و متناسب با شانشان برايشان خانه اي ميساختند .
هنوز در منطقه سيستان طايفه اي بنام رازي وجود دارد كه همچون گذشتگانشان به حرفه معماري مشغولند رازيگرها به مسائل روحي و رواني انسانها توجه ويژه دارند و شكل هندسي و معماري مناطق كويري سيستان برگرفته از همين درك رازيگرها است .

Mehdi
04-12-2012, 02:20 PM
فصل 1
مقدمه ،کلیات وپیشینه تاریخی


اهميت سيستان در تاريخ تمدن و فرهنگ ايران بر كسي پوشيده نيست .سیستان سرزمینیست که شهرسوخته درآن جای دارد ،شهری که بود ،شهر هنر ، شهری که بزرگترین گواه بر هوش وخرد ، دانش وصنعت ایرانی بوده است. شهری که اسطوره برتری تمدنی بین النهرینی را شکست. شهری که هنوز هزاران رمز وراز در خود دارد.
زادگاه رستم زال ، سهراب دلاور ، اسفندیار روئین تن ، گرشاسب اژدهاکش ، کیخسرو و سیاوش هاست . سرزمین یعقوب عیار ، محل حماسه ها ، جایی که نخستین شعله های شعر و ادبیات نوی ایرانی پس از خاموشی چندصد ساله از آنجا نه تنها به تمام ایران ، بلکه از مرزهای چین تا سواحل مدیترانه ، از سواحل دریای سیاه تا سواحل نیلگون خلیج فارس گسترش یافت.


دیار پیام آور صلح و دوستی ، و ریشه های گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک از آنجا و سرزمینهای تابعه آن برخاسته و سپس در تمام ایران و بعد در جهان باستان گسترده شد.
اينجا محل نگهداري نطفه زرتشت ، محل نشو و نماي خاندان او، محل برخورد كيخسرو و افراسياب ، محل وقوع داستانهاي باستاني ايران ، محل پيدايي نخستين ( و در حال حاضر تنها ) نوشته دوران آغار عيلامي در شرق كرمان وكوير لوت ، محل و مركز شهرزرنگ پيش از اسلام و زرنج باستاني بدون توجه به تطبيق محل دقيق آن ،محل پيدايي آثار يگانه دهانه غلامان و يگانگاني چون يعقوب ، محلي بسيارمناسب براي مطالعات محيط زيست و فرهنگي شرق ايران و خلاصه برگي مهم از مجموعه اسناد هويت ايراني به شمار مي رود و شايسته آن است كه مورد توجه بيشتري قرار گيرد .منطقه اي با این اهميت هنوز داراي نقشه اي معتبر و قابل استناد ، در رابطه با آثار مادي فرهنگي محيطي نيست .كليه آثار فرهنگي و طبيعي منطقه بايد با همكاري متخصصان گوناگون در روي نقشه ثبت گردند تا پيش از آنكه اين اسناد و مدارك در مقابل هجوم امواج سهمگين و غيرقابل اجتناب تكنولوژي جديد و پيشرفتهاي عمراني به كلي از بين رفته و به دست فراموشي سپرده شوند ، آنان را بتوان براي نسلهاي آتي حفظ نمود.


تراكم محوطه هاي باستاني در اين منطقه زياد بوده است در اين زمينه جز از نتايج پژوهشهاي باستانشناسي نوين به نوشته اي از جی پی تيت اشاره داريم كه مي نويسد : در سيستان‌ آنقدر مقدار دفينه زياد بوده است كه پس از هر باران مردم در نقاط مختلف به جمع آوري آن مشغول مي شده اند و وسيله امرار معاش بيشتر خانواده هاي سيستاني از راه جمع آوري سكه و فروش آنها در جمع آوري دفينه بوده است . همچنين اضافه مي كند كه تعداد اين تپه ها و دفينه ها در جلگه هاي شرقي رودخانه هيرمند ( منطقه نادعلي ) بيشتر از جاهاي ديگر بوده است وي نيز مقدار بسياري زيادي از سكه هاي ضرابخانه هاي ساساني ، باختري ، يوناني و پارتي را از مردم محلي خريداري كرده است .
سيستان در طي تاريخ و به تناوب با نامهاي گوناگوني چون زرك ،‌زرنگا ،‌درانجانا ، سكستان ، سجستان ، سيستان ، سیوستان ونيمروز خوانده شده است . سيستان جدا از نقشي كه در تدوين تاريخ مذهبي ايران پيش از اسلام بر عهده داشته و نيز جدا از اهميت آن در تاريخ اساطيري و باستاني ايران پيش از اسلام ، در دوران اسلامي نيز از اهميت بسياري برخوردار بوده است و از آن به نامهاي انبار غله ايران و سبد نان خراسان نيز نام برده شده است . صفاتي كه مورخان براي سيستان شمرده اند البته به خاطر وضعيت كشاورزي قابل اعتنا آنجا بوده است كه آن نيز در رابطه با منابع آبي آن يعني هامون وهيرمند و ساير رودخانه و شعبات آن بوده است .

Mehdi
04-12-2012, 02:21 PM
مهمترين چيزي كه در سرگذشت يك مرز و بوم توجه مردم را به خود جلب نموده جنبه داستاني و تاريخي آن است چرا كه اين مظهر عظمت خيره كننده و بي نظير و اوج ترقي انسانهايي است كه در وجود قهرمانان اين مرز و بوم جلوه گر شده است . قهرماناني كه از حيث عده با دشمنان قابل مقايسه نيستند و هيچ گونه اميدي به پيروزي نظامي نداشتند اما چون پاي ايمان و عقيده و حفظ مصالح عمومي مردمان مظلوم درميان بوده از خود گذشتگي كرده و آنچه مايه ي دلبستگي و علاقه هر بشري به زندگي است يعني جان ، مال ، اولاد ، آرامش و امنيت ، همه را در اين راه فدا كرده اند.
قهرمانان اين خطه ( رستم دستان ، يعقوب ليث , سورنا و... ) بي نظير بودند و آنچه موجب زنده بودن مينویي و نام و نشان اين مردمان و خطه است مردانکی و غیرت آنان است. فرهنگ كهن سرزمين سيستان برگ سبزيست بر تاريخ اين كشور .


سيستان در شمال استان سيستان و بلوچستان در دشت پست و همواري در 30 درجه و در 18 دقيقه و 31 درجه و 20 دقيقه پهناي شمالي و 11 درجه و 10 دقيقه تا 61 درجه و 50 دقيقه درازاي خاوري ،نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد .
از شمال به استان خراسان و از جنوب به زاهدان و بلوچستان و از شرق به كشور همسايه افغانستان و از غرب به كوير كرمان محدود مي شود . جلگه اي كه حيات او از رودخانه معروف هيرمند است كه از كوههاي بابا يغما در جنوب سلسله جبال هندوكش سرچشمه مي گيرد و بعد از طي صدها فرسنگ در محل جاربكه به مرز ايران مي رسد و پس از سيراب كردن سيستان مازاد وارد درياچه هامون شده و از طريق رودخانه شيله وارد گود زره در مرز پاكستان و افغانستان مي شود.
در گوشه و كنار این خطه آثار حيات است چون هر جا چشمه ورودي از آب بوده مردم در آن جا اسكان مي ورزيدند كه بنابر دلايلي چون سيل و خشكسالي تغيير مكان نيز مي داند ، قديميترين مكان سكونتي انسان سيستاني در شهر سوخته است ( البته مطالعات اخیر در کوه خواجه قدمت برخی آثار آنرا به دوران پارینه سنگی و قدیمیتر از شهرسوخته برمیگرداند )كه آثار آن در مسير زاهدان به زابل در كنار جاده قابل رويت است شهري قديمي كه همه چيز در آن وجود داشته ، محل زندگي و محل كار هركدام در جاي خود تعبيه و قبرستان شهر كمي دورتر در نظر گرفته شده است .
سيستان داراي تايخچه كهن است چرا كه نام اين خطه در دوره هخامنش و اشكاني ( زرنگ يا زرنگار بود ) و در كتيبه داريوش در نقش رستم و در تخت جمشید نيز ثبت شده است . با ورود آخرين دسته از آريايي ها مردم را سكه ناميده اند و نام زرنگ نيز بخاطر ورود سكاها به سكستان تبديل شده و عربها نيز سجستان گفته و بالاخره نيز به سيستان تغيير نام پيدا مي كند كه امروزه نيز به همين نام مي نامند , البته برخی سیستان را از سیوستان میدانند و سیو به معنای مرد مرد است و سیوستان یا سیستان سرزمین مردان مرد است . سيستان منطقه ایست بابیش از 900 روستا كه زندگي اكثريت مردم كشاورزي و تعدادي نيز به دامپروري مشغولند ، تعدادي خانوار گاودار و صياد نيز در كناره و درون هامون به صیادی، دامداري و شكار اشتغال داشته اند و هنوز هم تعدادي در آنجا زندگي مي كنند. املاك سيستان خالصه دولت بود . تاريخ ايران بنام سيستان افتخار مي كند چرا كه هر گاه نام سيستان به ميان مي آيد سلحشوري ، شجاعت ، مهمانوازي ، مرز داري ، اعتقاد ، قناعت و وفا مد نظر آمده است چرا كه شاهنامه فردوسي نيز از عظمت رستم اين خطه سخن گفته است .

Mehdi
04-12-2012, 02:22 PM
سرزمين با شكوه ولايي و شگفت انگيز سيستان كه در جنوب خاوري ايران قرار گرفته ، با وجود رود بزرگ هيرمند و درياچه ي زيباي هامون به عنوان بزرگترين درياچه آب شيرين فلات ايران ، دشت حاصلخيز و بزرگي را تشكيل میداده كه مي توانست ساليانه سه گونه فراورده از آن برداشت نمود بگونه اي كه اين سرزمين را انبار غله ي آسيا لقب داده اند . اين ديار بلحاظ اقتصادي در تاريخ ايران و جهان از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و به همين دليل هردوت ، ماليات سيستان در دوران هخامنشي را پس از مصر و ميان رودان ، در رتبه ي سوم قرار داده و از اين نظر سيستان مقام نخست ماليات را در ايران ، به خود اختصاص داده است ، اهميت اين سامان در دستگاه خلافت وقت به اندازه اي زياد بود ، كه روزي ليث بن ترسل در برابر خدمتي ، از زبان هارون خليفه شنيد كه فعلا حكومت مصر را به تو مي دهم و اگر در آنجا درست خدمت كردي تو را به سيستان مي فرستم تا كارت بالا بگيرد .


شكوفايي اقتصادي سيستان در هنگام فتح توسط اعراب ، به اندازه اي بود كه تنها ماليات شهر زرنگ / زرنج يك ميليون سكه طلا در سال بود . همچنين در آثار تاريخي آمده است كه سرزمين سيستان به لحاظ حاصلخيزي سرآمد زمين هاي جهان است به نحوي كه از يك تخم پانصد الي هزار تخم برداشت ميشود بسياري از پژوهشگران و تاريخ نگاران ، تاثير فرهنگ كهن سيستان و حوزه ي هيرمند را بر ايران ، جهان اسلام و حتي فرهنگ بشري ، ژرف دانسته اند .
وجود آثار مكتوب به جا مانده از دانشمندان ، فيلسوفان ، سخنوران و شاعران شهير ، به ويژه پس از اسلام دراين زاد و بوم ، گواهي روشن بر اين ادعاست . پژوهشگران مردم سيستان را تيره اي از آرياییها وبومیان، كه مردمي نيرومند و دلاور بودند مي دانند كه از ابتدا در همين خاك مقدس زيسته و در همين سرزمين نياكان نخستين خود تكامل يافته اند .(گفتنیست درواقع آریاییان درزمان مهاجرت به ایران با بومیان ایران وسیستان درآمیختند اماطبق مطالعات جدید اکثرجمعیت ایران وهمچنین سیستان بومیان قدیم آنند و ازلحاظ ژنتیکی آریاییان آنقدر با ایرانیان باستان وبومی نآمیختند و مردمان ساکن شهرسوخته وسایر نقاط ایران قبل از ورود اقوام آرییایی بودند.)


اينان نخستين دولت سازمان يافته ي ايراني در خاور ايران را پديد آوردند و كتاب اوستا در اين باره به خوبي گواهي مي دهد . همچنين سيستاني ها از اركان اصلي قدرت امپراطوريهای هخامنشی , اشکانی و بخصوص ساسانيان بودند و پادشاهان ساساني عنوان سکاشاه را با افتخار برنام خويش مي افزودند . از نمونه هاي آشكار تاثير فرهنگ اين زمين ، حق طلبي و يكتاپرست بودن مردم آن در حمايت پذيرش و گسترش دين پيامبر آسماني ايرانيان يعني زرتشت مي باشد. بزرگترين افتخار مردم سيستان اين است كه در دوراني كه امام علي ( ع) را بر تمامي منبرهاي خاور و باختر دنياي اسلام به دستور بني اميه نفرين مي كردند ، در سيستان اين عمل ننگين انجام نشد . ايمان راسخ ، يكتاپرستي و عشق و ارادت به ائمه اطهار در وجود اين مردم چشمه اي است كه هرگز نخواهد خشكيد . بر پايه ي همين مستندات تاريخي ، نخستين انوار توحيدي به پاس خرد و هوشمندي مردمانش بر اين خاك پر مهر تابيدن گرفت .


سيستان زادگاه بزرگاني چون رستم يگانه پهلوان ايران باستان ،يعقوب ليث صفاري نخستين شهريار ايران پس از اسلام ، سورنا سردار رشید سپاه ایران در دوره ای از پادشاهی اشکانی , فرخي سيستاني شاعر شهير ايران ، رابعه بنت كعب قزداري نخستين بانوي شاعره ي پارسي گوي ايران ، ابوسعيد سجزي رياضي دان و منجم شهیر سده ي چهارم هجري قمري ،‌ابوسيليمان سجستاني فيلسوف سده ي چهارم هجري قمري كه نقش بسيار زيادي در انتقال و انتشار ميراث فرهنگي دوران باستان در حوزه ي فرهنگ اسلامي و ايراني داشت . محمد بن وصيف سجستاني نخستين شاعر پارسي گوي ايران ، ابويعقوب سجستاني نويسنده كهن ترين كتاب نثر فارسي دري ( كشف المعجوب ) جرير بن عبداله سجزي اولين فقيه شيعي ، خلف بن احمد صفاري نخستين كسي كه به دستور او در قبال يكصد هزار سكه ، قرآن خطي نوشته و طراحي شد كه در حال حاضر زينت بخش موزه ي پاريس است و هزاران دانشمند ، انديشمند شاعر و فليسوف ديگر است . كه همه از سرآمدان روزگار خود بودند و نوشتن نام آنان كتابي بزرگ خواهد شد . همچنين ساخت نخستين رصد خانه ها و پيشينه ي دانش كيهان شناسي ايرانيان به سيستان بازگشته و نخستين مسجد ها و مدرسه هاي مذهبي ومراكز گفتگو نيز در اين آب و خاك داير بوده و نيز نخستين عمل رستم زاد ( سزارين ) در جهان نيز در سيستان انجام شده است .


در دوراني كه تمامي مردم ايران به زبان عربي سخن گفته و فرهنگ ايراني در حال نابودي بود ، خيزش يعقوب ليث صفاري از سيستان ، منجر به گسترش زبان فارسي و خلق شاهكارهاي ادبي حافظ ، سعدي ، مولوي ، فردوسي و... گرديد .
فردوسي در تنظيم شاهنامه علاوه بر استفاده از روايت بزرگان سيستان و خراسان از منابعي استفاده كرد كه پيش از آن توسط يعقوب ليث ، دستور گردآوري آن ها داده شده بود . اختراع نخستين آسباد در جهان ، از سيستان گزارش شده است . بر اساس برخي آثار باستاني پيدا شده اين سرزمين از گذشته هاي دور داراي فرهنگي بسيار شكوفا بوده و در اثر جايگاه ويژه اقليمي ، سياسي و فرهنگي مركز پيوند فرهنگهاي بزرگ ماوراء النهر، بين النهرين ، سند ، هند و چين بشمار مي رفته است . شهر سوخته و فرهنگ هوشمند و خلاق آن با بيش از پنج هزار سال قدمت ، بعنوان بزرگترين استقرار شهرنشيني در نيمه خاور فلات ايران نمونه اي منحصربفرد و بيانگر واقعي دانش ، صنعت و فرهنگ گذشته ي دور سيستان است . شهري كه با چهار ميليارد ماده ي فرهنگي ، كاوش آن با فناورزي امروزي 450 سال به درازا مي كشد . همچنين آثار باستانی كوه خواجه كه بازمانده از دوران اشكاني و ساساني است( البته اخیرا آثاری از دوران پارینه سنگی نیز پیدا شده است ) . در بردارنده ي عناصر مهمي از تاريخ معماري ، هنر و باورهاي مذهبي اين سامان است . شهر دهانه ي غلامان ، يادمان دوران هخامنشي ، تنها شهر شناخته شده به معني متعارف امروزي است كه الگوهاي معماري مذهبي آن بيانگر رشد و شكوفايي نخستين انديشه هاي منظم و تدوين يافته ي مذهبي است . بهمين دلايل ريچارد فراي باستان شناس و تاريخ نگار سرشناس ، سيستان را بهشت باستان شناسان لقب داده و هنري ساوج لندوز ، باستان شناس و جهانگرد انگليسي پس از ديدن برخي آثار باستاني سيستان از جمله زاهدان کهنه آنجا را« لندن شرق» ناميده است .


خيزش 19 بهمن 1330 ه . ش مردم سيستان عليه كارگزاران استعمار ، كه افتخار بزرگ و برگ زريني در تاريخ ايران و سيستان به شمار مي آيد حماسه اي جاودانه و نمادي روشن از ستم ستيزي و عدالتخواهي اين مردم است. با اين افتخارات و صدها مورد ديگر از جاذبه هاي تاريخي ، طبيعي ، فرهنگي و... در سيستان اين سرزمين به نمايشگاهي منحصر بفرد و كم نظير تبديل شده است .
آمده است:
« و حكايت سليمان را عجم گويند كه بلقيس بيمار شد و آصف منهيان به اطراف ممالك فرستاد كه جايي تعيين نمايند كه هواي او در طراوت وسردي و گرمي در اعتدال داشته باشد كه مقام را موافق يافتند و در غرب سيستان كه دريا بار بود ، ديوان را حكم كردند كه يك فرسخ در يك فرسخ تختي مدور از سنگ درغايت رفعت ساختند و مدت چهل روز تخت بلقيس در ميان دريا بر فراز آن كوه بود بعد از صحبت متوجه قصر سليماني گرديد و الحال مرقد برادر دانيال نبي در آن كوه است »
در كتاب مقدس زرتشتيان كه اوستا نام دارد و قديمي ترين سند ديني ، فرهنگي و ادبي ايرانيان است كه توسط زردتشت نوشته شده ، ملاحظه مي شود كه بيش از هر مكان ديگري از سيستان سخن رفته است و اينجا محل مناسبي براي تقديس و نيايش سنت زرتشتي و پيدايش نبيره هاي زرتشت تشخيص داده شده است . كوه خواجه سيستان تنها كوه اين ديار است كه همواره در تاريخ اين سرزمين از قداست خاصي برخوردار بوده است .بطوري كه نزد پيروان سه دين الهي يعني مسلمانان ، زرتشتيان و مسيحيان به دلايلي كه اشاره خواهد شد ، همواره مقدس بوده است در متون پهلوي ساساني و كتاب اوستا از سرزمين مقدس سيستان و رود خروشان هيرمند به همراه درياچه هامون و كوه خواجه به نيكي ياد شده است و هامون هيرمند ( كنس اويه ) و كوه خوجه (اوشيدا ) و هيلمند ( هيتومنت ) را در سرزمين سيستان ذكر كرده اند . در بند 66 زامياديشت آمده است :‌فر ( نيرومند مزدا آفريده ) از آن كسي است كه شهرياري وي از آن جايي كه رود هلمند ، درياچه كيانسيه ( هامون ) را تشكيل ميدهد برخاسته و از آن جايي كه كوه اوشيدم ( اوشيدا ) واقع است و از گرداگرد آن آبهاي بسياري از كوه ها آمده ، با هم سرازير مي شوند .
به عبارت ديگر سيستان از روزگاران عهد باستان ، يك سرزمين مردخيز و آباد بوده و با داشتن رودخانه خروشان هيرمند و درياچه پرآب هامون ، جايگاه مناسبي براي قدرت هاي مذهبي و سياسي دوران بوده است . حاصلخيزي زمين سيستان و فراواني آب رودخانه هاي آن كه هيرمند در راس همه آنها قرار داشته اين ايالت را غني ترين سرزمين از حيث محصولات گوناگون زراعي قرار داده بود.
ماكماهون انگليسي كه سال هاي زيادي را در سيستان به سر برده ، مي نويسد : تحت سرپرستي يك حكومت حسابي ايالت سيستان با مختصر سعي « مصرثاني » خواهد شد . چونكه يك زماني بسيار آباد و معمور بوده است شكي نيست كه بار ديگر به همان اندازه آباد خواهد شد .


استاد پور داوود مفسر برجسته اوستا مي نويسد : چيزي كه امروزه در سيستان دليل آبادي و ثروت و جمعيت انبوه قديم آن است همانا آثار و خرابه هاي فراوان اين ديار است كه از قرن هاي مختلف در همه جاي آن خاك پراكنده و گواه عهد بزرگي و سرافرازي آن است پس جاي تعجب نخواهد بود كه سيستان در روزگار عهد قديم از آباداني بسياري برخوردار بوده و اين آباداني باعث شده است كه در سنت مزديستا نيز تنها كوه اين سرزمين و درياچه آن مورد توجه و قداست قرار گيرد .
در اوستا سيستان يازدهمين سرزميني است كه « اهورامزدا » آفريده است . همچنين زادگاه رستم دستان قهرمان حماسي شاهنامه است . مورخين بناي سيستان را به گرشاسب يكي از نوادگان كيومرث نسبت داده اند ،در تاریخ سیستان آمده است که گرشاسب هنگامی که بدین زمین رسید و آب زلال هیرمند و هامون را دید و در کنار آن درختان انار سیستان را مشاهده نمود، عزم سکنی گزیدن در این زمین آباد را گرفت . اين ناحيه به دلايل موقعيت خاص استراتژيكي و جغرافيايي در تمام دوره هاي تاريخي از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است . سيستان در زمان هخامنشيان منطقه اي آباد بود . اين امر در كتيبه هاي بيستون و تخت جمشيد كه سيستان را يكي از ممالك شرقي داريوش ذكر كرده اند ، منعكس شده است . نام سيستان ، از نام اقوام آريايي « سكا » اخذ شده است . سكاها در حدود سال 128 پيش از ميلاد ، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه ي آن استقرار يافته اند .
نام قديمي سيستان « زرنگا » يا « زرنگ » بود . پس از مهاجرت « سكاها » به طرف جنوب در زمان فرهاد دوم اشكاني گروهي از آنان در زرنگ مستقر شدند . از اين زمان به بعد زرنگ ، به نام آنان سكستان نام گرفت

Mehdi
04-12-2012, 02:23 PM
لفظ زرنگ ، قديمي ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش زرنگا آمده است . به عقيده محققين « زرنگ » و « زريه » كه در زبان اوستايي به نام درياست و « دريه » در لغت هخامنشي و « زريا » در پهلوي و « دريا » به زبان امروزي همه يك مفهوم دارند و مراد از آن ها درياي « زره » يا « هامون » است . مولف كتاب « حدود العالم » نيز « زرنگ » را مركز سيستان دانسته است .
نيمروز نام ديگر سيستان است. بناي بيشتر شهرهاي سيستان را به پهلوانان اسطوره اي ايران چون زال ، سام و رستم نسبت مي دهند زماني كه سيستان به دست اردشير بابكان فتح شد ، جزو متعلقات دولت ساساني به شمار مي آمد . در سال 23 هجري قمري ، مسلمانان عرب اين سرزمين را فتح كردند ،‌ولي در اثر نافرماني مردم اين ناحيه شورش هاي متعددي بروز كرد . سرانجام در زمان معاويه ، مردم اين خطه به اطاعت كامل اعراب درآمدند وعبدالرحمان كه فاتح سيستان بود به حكومت آنجا منصوب شد .


اولين فرمانرواي معروف ايراني اين سرزمين بعد از اسلام « يعقوب ليث صفاري » بود كه از رودخانه سند تا شط العرب را تحت فرمان داشت . عمروليث برادر وي نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل ساماني در بغداد به قتل رسيد.


با وجود اين سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امراي صفاري باقي ماند و طاهر از نوادگان عمرولیث تا 295 هجري قمري ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و بعد از وفات او سلسله صفاري روي به ضعف گذاشت . بعد از صفاريان ، سامانيان ، غزنويان و سلجوقيان نيز هر يك مدتي در اين سرزمين فرمان راندند . در زمان مغولان و تيموريان خرابي هاي زيادي در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها ، كانال ها و مناطق آباد سيستان منجر شد . در سال 610 هجري قمري جلال الدين خوارزمشاه از هندوستان وارد سيستان شد و به منظور مبارزه با مغول ها به گردآوري و تجهيز سپاه پرداخت . چنگيز خان ، جغتاي را اعزام كرد تا ضمن تصرف هرات مانع پيوستن لشكريان تازه نفس به لشكريان جلال الدين شود . سرانجام سلطان جلال الدين از جغتاي شكست خورد و سردار مغول با بي رحمي هر چه تمام به قتل و غارت و ويرانگي در اين سرزمين پرداخت . در سال 914 ه . ق شاه اسماعيل صفوي سيستان را تصرف كرد . پس از شاه اسماعيل در زمان حكومت نادرشاه اختلاف هاي داخلي سبب خرابي هاي زيادي در اين سرزمين شد . سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادي سيستان را از دست امراي سركش پس گرفتند ودو سال بعد اين سرزمين تحت حكومت امير منصوب دولت مركزي ايران قرار گرفت . در سال هاي بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادي شد . كشمكش هاي افغانستان با ايران بر سر ادعاهاي آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان حكميت گرديد . كميسيون تشكيل شده توسط بريتانيا سيستان را در امتداد خطي از بند سيستان بر هيرمند به طرف كوه ملك سياه در غرب گودزره بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار قسمتي كه اروپائيان عنوان « سيستان خاص » به آن داده اند به ایران و در مقابل « سيستان خارجي » به افغانستان واگذار شد . طي دهه هاي اخير منطقه سيستان با توسعه زيربناها و استقرار برخي از صنايع و رشد مناسب فضاي شهري و روستايي نسبت به گذشته آباداني فراواني يافته است .

Mehdi
04-12-2012, 02:23 PM
پيشينه تاريخي
در سیستان همانند سایر نقاط ایران اقوام بومی میزیستند که آثار تمدن آنان باقیست ازجمله در شهرسوخته اما با ورود آخرين دسته از آريايي ها در حدود سال 128 ق.م كه سكه ناميده مي شدند از شمال افغانستان به طرف جنوب يعني قندهار و سپس به طرف غرب راه پيمودند تا به ايالت زرنك و كناره هاي درياچه زره رسيدند و نام زرنك به واسطه ورود سكاها به سكستان تبديل گرديد و عربها سجستان مي گفتند و بالاخره به سیوستان وسيستان تغيير نام يافت . كه امروزه همين نام خوانده و شناخته مي شود گرچه در قرن 19 توسط بريتانيا قسمتي از سيستان به وسيله عهدنامه پاریس از سيستان جدا گرديد . و در آن سوي مرز ماند . اما فرهنگ مردم آداب و رسوم زبان و ادبيات آن همچنان پايدار و پابرجا و يكسان است .

ديدني ها
بقاياي آتشكده كركویه ، تخت عدالت ، كوه خواجه ، زاهدان كهنه ، سه كوهه ، شهرسوخته ،‌دهانه غلامان ، قلعه رامرود ، قلعه خاش و قلعه مچی ، قلعه سام ، قلعه تپه ، قلعه رستم ، قلعه كهك كهزاد ، چاه نيمه ، آرامگان خواجه غلطان ، و زيارتگاه بي بي دوست از جاهاي ديدني سيستان مي باشد .

شناسه
مردم سيستان از نژاد بومی وآريايي و زبانشان فارسي و با گويش زابلي ( زاولي ) است اكثيريت شيعه اثني عشري و داراي افتخارات در اين مورد و خصوصا دوران بني اميه به علت سب نكردن امام علي ( ع) هستند. زندگي اكثريت مردم كشاورزي و دامداري مي باشد . تاريخ ايران به نام سيستان افتخار مي كند . هرگاه از سيستان نامي به ميان آمده سلحشوري ، شجاعت ، مهمانوازي ، مرزداري ، اعتقاد ، قناعت و وفاي اين مردم به نظر آمده است ، بي دليل نيست كه فردوسي متون ، داستان هاو قصه هاي تاريخي شاهنامه خود را از سرزمين نيمروز ( سيستان ) انتخاب و قهرمانان آن را از اين خطه انتخاب نموده است . يعقوب ليث صفاري كه از سيستان بوده در ماندگاري زبان فارسي نقش مهمي دارد .

تاريخ و تبار سيستان
نويسنده ي تاريخ سيستان مي نويسد:
« اما بنا كردن سيستان بر دست گرشاسب بود ... »
و در باره ي وجه نامگذاري آن نوشته است :
اين جا سيوستان است و سيو مرد مرد را گفتندي بدان روزگار و سيستان بدان گويند كه هميشه آنجا مردان مرد باشند. از آن زمان اين سرزمين سيوستان ناميده شده و به مرور زمان سيوستان به سيستان ساده و روان گرديد .
برخي بر اين باورند كه سيستان تحريف شده ي سكستان است و سجستان تازه ي شده ي آن است و واژه ي پارسي سكستان يعني سرزمين ساك = سكه و آن قومي است كه بيشتر آبادي ها و آباداني هاي اين سرزمين به كوشش و پايمردي و نيروي آنان پديد آمد و داريوش در كتيبه هاي ميخي خود در بيستون ، تخت جمشيد و نقش رستم از آن ياد كرده است. واژه ي سكه از زبان پارسي باستان در زبانهاي بعد سگه شد و سگزي صفت مركب از همان واژه ي است . سگستان و سگزستان را در زبان تازي سجستان و سجزستان كرده اند و سپس سكستان در زبان پارسي دري به سيستان دگرگون شده است .
نام قوم سكا را يونانيان سكوث مي نوشتند اين كلمه ي يوناني را اروپاييان به تلفظ زبان هاي خويش درآورده و سيست خواندند و سرزمين آنان را سيستي نام گذاشته و در زبان يوناني سكوتايي مي گفتند .
پيش از چيرگي سكاها اين سرزمين به نام درنگيانا يا زرنگ خوانده مي شد ،‌ولي پس از مهاجرت قوم يادآور شده به سكستان دگرگون شد . در زبان اوستايي زريه واژه اي است كه زرنگ از آن گرفته شده است .دريه در پارسي هخامشي و زريا در پهلوي به معني درياست و واژه ي دريا در فارسي دري نيز از همين ريشه ي دريه است .
در كتاب هاي جغرافيايي سده هاي گذشته ، سيستان ، نيمروز هم خوانده شده است . گذاشتن اين نام براين بخش بر پايه ي روايت هاي گوناگوني است كه در زير خواهد آمد :
استاد پور داوود در كتاب هرمزدنامه در مقاله ي چهارسو مي نويسد « از اين كه سيستان را نيز نيمروز(=جنوب) خوانده اند ، براي اين است كه اين سرزمين در پايين جنوب خراسان افتاده است »
استاد پورداوود ، در كتاب يشت ها مي نويسد « وجه مناسبي كه در معجم البلدان در فرهنگ هاي فارسي بر اين نام ( نيمروز ) آورده اند پايه اي ندارد . ناميده شدن سيستان به نيمروز از اين جهت است كه اين سرزمين در جنوب خراسان كه يكي از بزرگترين ايالت هاي ايران بود واقع است .


نگاهي به نقشه هاي جهان و موقعيت سيستان ، گذاشتن واژه ي نيمروز بر اين بخش كاملا با دليل به نظر مي رسيد ،‌زيرا زرتشت براي ساختن زيج خود سيستان را برگزيد ، زيرا دريافته بود كه خط نيمروز از آن جا مي گذرد و دنياي كهن را به دو نيم بخش مي كند .


به سخن ديگر چون آتاي درست به روي نيمروزي جاي مي گرفت كه از سيستان مي گذرد ، از ژاپن در شرق تا جزيره هاي خالدات در غرب همه جا هنوز آفتاب ديده مي شود ، با اين تفاوت كه در شرق در حال غروب است و در غرب در حال طلوع است .
بر اين پايه بايد گفت كه نيمروز اصطلاحي علمي است براي سيستان و به نصف النهار آن مربوط مي شود كه دانشمندان ايراني اين بخش را پس از زرتشت كشور نيمروز خوانده اند .
استاد محترم دكتر فريدون جنيدي درباره ي فراگرفتن سيستان به معني نيمروز در كتاب مهاجرت آرياييان خود مي گويد :
سمت ديگر نيمروز است كه جنوب باشد و چرا سيستان را بمعني نيمروز گرفتيم يكي از افتخارات علمي نجومي آرياييان در آن زمان بوده است زيرا كه نيمروز سيستان بر روي نصف النهاري قرار گرفته است كه جهان شناخته شده ي آن روز يعني آسيا و اروپا و آفريقا را تقريبا نصف مي كند .


يعني درست هنگامي كه خورشيد در نيمروز است كه در تمام ممالك آسيايي روز است و همين نشان مي دهد كه علم جغرافي در آنزمان بدان حد رسيده بوده كه سراسر دنياي مسكون را سنجيده باشد ومركز آنرا در ايران برگزيده باشد بعدها از روي نام نيمروز واژه ي نصف النهار ترجمه شد ودر علم جغرافي مورد استفاده ي جهانيان واقع گرديد.
اما جهانيان اگر بخواهند كه واقعا مبدايي براي مدارات و نصف النهار خود در جهان داشته باشند همانا نيمروز سيستان و زرنج است نه گرينويچ انگلستان و نه پاريس اما متاسفانه زور بر علم و حقيقت مي چربد .

Mehdi
04-12-2012, 02:24 PM
پیشینه تاریخی ، آداب و رسوم ، آثار باستانی و جفرافیای سیستان
پیشینه تاریخی سیستان در آئین زرتشتی از مقام و مرتبه بالایی برخوردار است . دریاچه فرزدان که همان دریاچه هامون است در سیستان واقع شده و پشتاسب ( گشتاسب ) پسر لهراسب ، پادشاه کیانی که مطابق شاهنامه واساطیر ایران ، زرتشت در زمان او ظهور کرد . در کنار دریاچه هامون برای آناهیتا ( ایزد بانوی آب و باران در مذاهب ایران باستان ) نذر کرد . هامون همان دریاچه ای است که مطابق آیین زرتشتیان سه موعود زرتشتیان در کنار آن زاده می شوند .
در زامیادیشت آمده که سیستان وطن کیانیان است . در آنجا آمده است که فرکیانی کسی راست که در سرزمینی که در آنجا دریای کیانسه ( هامون )واقع است شهریاری دارد . دریایی که رود هلمند در آن فرو می ریزد . آورده اند که نطفه زرتشت پیامبر آیین زرتشت ،توسط یکی از ایزدان به ایزد آب (ناهید )سپرده شد تادر این دریاچه حفظ شود و درهزاره های سه گانه پایان جهان ، از آنها موعدان زردشتی به وجود آیند . آنچه ذکر شد به واقع بخشی از سوابق اساطیری سیستان بود که میتواند به تعبیری سوابق تاریخی نیز منظور شود . دین زرتشتی نخست در این ناحیه تبلغ شد و پیروانی مانند سین پیدا کرد که همراه با برز مهر بغان نسک ، اوستا راتدوین کرد و پس ازحمله اسکندر اوستا سینه به سینه فقط در این ناحیه حفظ شد . وجود آتشگاه های مهم سیستان که در زمان پارتیان ( کوه خواجه ) و ساسانیان ( کرکوی ) از اهمیت بسیار برخوردار بوده اند ، باز نیز اهمیت تاریخی و مذهبی سیستان در گذشته باستان ایران نشان دارد .
خرابی عمده سیستان که پیش از آن انبار گندم آسیا لقب گرفته بود ، در عهد استیلای تیمور لنگ 708-771 هجری قمری روی داد . وی با خراب کردن بند معروف رستم ، آسیب اساسی به کشاورزی سیستان وارد کرد . این سد که به نام سد گرشاسبی نیز معروف بوده است ، تمام اراضی سیستان را آبیاری می نموده است .


بسیاری از آیین مراسم و اعتقادات فعلی مردم سیستان ، مانند دیگر مناطق ایران به سوابق تاریخی واساطیری از جمله آنچه در بالا ذکر شد ، بر می گردد . برای نمونه در سیستان (نقل از معمرین ) برای عید نوروز نانی طبخ می کردند ( و هنوز نیز میپزند ) که به آن قلیفی می گفتند . برای پختن این نان ، آرد سفید گندم را با روغن فراوان می آمیختند ،خمیر را ورقه ورقه به روغن آغشته می کردند و سپس چانه های نان را در دیگ مسی ای که به آن قلیف می گفتند می گذاشتند . زیر و بالای این دیگ مسی را به آتش می اندودند این نان روغنی مانند گولاچ است که سنگسری های که خود پسر عموهای سکایان سیستانند هنوز در پایان سال می پزند . و گفته اند که گولاچ همان نان درون مربوط به مراسم مذهبی زرتشتیان است که در هنگام جشن فروردگان حاضر می کردند .


مراسم مربوط به نوروز ، آیین های کوه خواجه ، اعتقادات و باورهای مردم ، سفرهایی که با نام های مختلف ، متکی بر آیین های قدیم ایرانیان همچنان گسترده می شود ، تاقسم خوردن به سوی چراغ ، همه نشانه هایی از ارتباط سیستان فعلی به گذشته باستانی ، تاریخی و اساطیری آن دارد .
از جنبه صرفا تاریخی باید گفت که سکاها از میان هخامنشیان از بهترین افواج لشکر به حساب می آمدند . ساسانیان در میان نیروهای کمکی بیش از همه به سکستانیان اطمینان داشتند ، یعنی سکاهایی که در ایالت زرنگ مسکن گرفته بودند . در تاریخ سیستان نیز آمده است که سیستان را مدینه العذرا گویند « که هرگز هیچکس نتوانست آن را ستدن الا تا بدانند و نتوانند تا ابدالدهر و مردان مرد حربی باشند و حرب و شوریدن سلاح ،عادت کرده باشند که آن ، ایشان را از خردی تا بزرگی پیشه باشد و به تعلیم جنگ و مقاتله آموخته باشند » چنین پیشینه تاریخی بی شک موجب آداب ، عادات ،اخلاق و باورهایی خواهد بود که نمونه آن به عنوان یک فرهنگ تا همین اواخر دیده می شده است . آنها (سیستانیان ) تا همین اواخر به حکم این فرهنگ ( سلحشوری ) نوزاد پسر را پس از تولد از پوست خشک شده دهان گرگ می گذراندند تا دلیر بار آید و نامهای گرگ علی و شیرعلی و جنگی و گردان و لشگر خان و دلاور بر آنها می نهادند ومی نهند .

Mehdi
04-12-2012, 02:24 PM
میراث فرهنگی و آثار باستانی سیستان


شهرسوخته قدیمی ترین تمدنی که در سیستان آثار آن به جا مانده است ، تمدن شهر سوخته که به 3200 تا 2200 ق.م تعلق دارد . به عبارت دیگر به بیش از 5000 سال پیش باز می گردد از نظر تاریخ به دوره مورد نظر (دوره آغاز تاریخی ) می گویند . مشخصه مهم آن پیدایش خط است . در این دوره هنوز دولتها تشکیل نشده بودند اما ازدیاد تولید و جمعیت باعث شده بود که اجتماعات کوچک کشاورزی به مراکز شهری تبدیل شوند به عبارت دیگر اولین شهرهای فلات ایران که شهر سوخته یکی از آنان در شرق فلات است در این زمان ساخته شده است. مردم شهر سوخته با کار روی سنگ لاجورد که از کوههای بدخشان وارد می کردند روزگار می گذراندند و احتمال داده اند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم محصول کار خود را به بین النهرین می فرستاده اند و با آن تمدن ، دارای روابط تجاری و فرهنگی بوده اند . تا کنون در شهر سوخته معبدی یافت نشده است ،همچنان که هیچ دیوار بزرگ یا قلعه دفاعی و یا حتی دروازه ای هم پیدا نشده است که می توان این همه را به صلح جویی مردم منطقه تعبیر کرد و تنها یک گل نوشته در شهر کشف شده که اعداد و حروفی به خط عیلامی بر آن نگاشته شده است. به نظر می رسد که شهرسوخته پس از 900 سال زندگی پر از کار و کوشش ناگهان رها شده است .


دانشمندان مهمترین عامل ویرانی شهر را خشک شدن و جابجایی دلتای رود هیرمند می دانند به هر حال به دلیل شرایط اقلیمی سیستان ،در حال حاضر لایه های سخت وسیمان مانند ،روی این شهر باستانی را گرفته وآن را از عوارض زمان محفوظ داشته است . نتیجه این حفاظت طبیعی سالم ماندن اشیایی است چون پارچه ، چوب ،طناب و حتی باقیمانده های ارگانیک ، مثل موی سر که در کمتر جایی درجهان مانند دارد . از این روست که سیستان را بهشت باستان شناسان لقب داده اند .
سیستان سرزمین افسانه ساز کهن ایران خاستگاه اسطوره ها و حماسه ها و دستخوش حوادث گوناگونی در طول تاریخ ایران زمین بوده است . یازدهمین سرزمینی است که اهورا مزدا بیافرید . این سرزمین باستانی در ادوار مختلف دارای اسامی گوناگون از جمله سیوستان ، سکستان ،سیستن ، ماساژت ، آریاپلیس ، درانگیانا ، زرنگ ، زرنج ، نیمروز یا نصف النهار ، زاول ، زابل و دهها نام دیگر بوده است .


با اتصال خشکیهای اطراف قریه حسین آباد و ناصر آباد روستای بزرگی تشکیل گردید که بعد از تاسیس پادگان ارتش به اهمیت آن افزوده شد و سرانجام در سال 1307 ش شهرستان زابل شکل گرفت .
در اواخر عهد کالکولتیک یعنی بین 4000-3200 قبل از میلاد در بخش جنوب شرق ایران در سایه لطف رودخانه هیرمند و شرایط مناسب آب و هوایی آن در منتهی الیه این رودخانه بستر اولیه تمدن عظیم سیستان در شهر سوخته شکل گرفت و بعدها طی دوره های مختلف رخدادهای متعددی تا به امروز بر این منطقه حکم فرما بوده است .


مورخین بنای سیستان را به دست گرشاسب در 4000 سال قبل از اسلام می دانند پس از وی سیستان خاک جهان پهلوانان شاهنامه بوده است .از خاندانهای مهم باستانی حاکم بر سیستان ( کیومرث، هوشنگ ،طهمورث ، جمشید ) و کیانیان ( کیقباد ، کیکاووس ، کیخسرو ) البته قبل از مادها بودند که مدت حکومت پادشاهان کیانی 718 سال بوده است . زرنگ یا سیستان در هخامنشی (505-330 پ .م ) از پارت جدا شد و ساتراپ جداگانه ای را تشکیل داد که پایگاه مرکزی و مذهبی منطقه بود . در کتیبه های کوروش و داریوش کبیر از آن به عنوان زرانگیانا نام برده شده است . در سال 23 ( ه . ق ) مسلمانان وارد سیستان شده اند و سیستانیان چنان که حقانیت دین مبین اسلام را دریافتند با نامه و پیام امام حسن (ع )به اسلام روی آوردند . در محرم سال 247( ه ق ) یعقوب لیث صفاری نخستین دولت مستقل ایرانی را پس ازاسلام پایه گذاری کرد. وی خدمات فراوانی به فرهنگ ایران زمین کرد . در 19 بهمن 1330 قیام خونین مردم سیستان بر علیه حکومت خود باخته اتفاق افتاد که طی آن پرچم انگلیس را به آتش کشیدند . در سال 1357 همزمان با سایر نقاط ایران دوران رشادت های مردم و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بود وبعد از آن انقلاب نیز پاک اندیشان سیستانی با حضور در جبهه ها و در صحنه های مختلف هم پا و هم آوای برادران و خواهران خود در آبادانی و مرز داری از این آب و خاک کوشاهستند

Mehdi
04-12-2012, 02:25 PM
سیستان افتخار تاریخ
از سیستان و مردمان سیستانی در کتب های مختلف مطالب فراوانی بیان شده که این مطالب جزء افتخارات و سربلندی مردمان سیستان بوده و هست وخواهد بود . از جمله بزرگترین افتخارات مردم سیستان امتناع از ناسزاگویی و لعن امیرالمومنین بدستور بنی امیه می باشد . یاقوت حموی در کتاب معجم البدان آورده است " از همه بالاتر و والاتر اینگه آنگاه که برتمام منابر شرق و غرب دنیای اسلام به امر بنی امیه علی بن ابیطالب ( ع) را لعن می گفتند ، در سیستان این امر انجام نشد ومردم سیستان بر این دستور بنی امیه گردن ننهادند تا آنکه طی عهد نامه ای از حکام بنی امیه تعهد گرفتند که بر منبر سیستان هیچکس نباید لعن شود و چه افتخاری بر این مردم برتر از اینست درحالی که علی بن ابیطالب ( ع) برادر رسول خدا ( ص) حتی بر منابر مکه و مدینه و در حرمین شریفین لعن می شدند اینان از انجام این عمل ننگین امتناع کردند "


بطلمیوس یکی از دانشمندان یونانی زمان داریوش هخامنشی ( یا به روایتی یکی از پادشاهان سلسله بطلمیوسیان در مصر ) سیستان را آریا پولیس یا شهر آریایی معرفی نموده است.


دفاعی که مردم سیستان در طول تاریخ از کشور خود نموده ویژگی بزرگ نژاد آریایی است زیرا آریاییان عقیده داشتند که با اهریمنان بهر شکل و بهر صورت باید جنگید و برآن غلبه کرد که دشمن خود یکی از مظاهر اهریمنی است در صورتیکه اقوام ترک و مغول قوای مضر رابوسیله عبادت و قربانیها ارضاء می کردند و مرحمت و دفع مضرات آنانرا بدینوسیله خواستار می شدند خلاصه آنکه اقوام آریایی در روابط و مناسبات خود حتی با معبودان خویش حاضربه تملق نبودند بلکه فقط به ستایش و سپاسگزاری می پرداختند .


نسل کنونی باید بداند که آبادیهای سیستان برای دفاع از ایران بارها با خاک یکسان شده شهر سوخته در 67 کیلومتری غرب شهر زابل و آثار آن که تقریبا مربوط به اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد است نمونه گویا و پیش درآمد مقاومت های تاریخی و قدیم مردم این سرزمین و ویرانیهای بسیار دیگر هر یک ورقی ازدفتر مردانگیها و دلاوریهای آنها است .
اما در قرون اخیر شرح جانبازیها و فداکاریهای مردمان وامرای سیستان آن چنانکه باید ضبط و تدوین نشده و بعد از کتاب احیاء الملوک که شامل تاریخ سیستان از ادوار باستانی تا سال 1028 هجری قمری است و به همت ملک شاه حسین سیستانی تدوین یافته تاریخ دقیق آن در حجاب فراموشی رفته است.


متاسفانه اسناد و مدارکی که تا این اواخر یعنی دوران ملک بهرام خان از بازماندگان کیانی در دست بوده از قبیل کتب و رسائل ، شجره نامه های خاندانهای محلی ،فرمانها ، تقسیم نامه ها ، دفترها و نوشته هایی نظیر اینها پس از فوت ملک بهرام خان بدست پسرش ملک جلال الدین افتاد و این اسناد بغارت رفت . در سال 1283 قمری مظفرالدوله حاکم سیستان شد و به بزرگان و امرای قدیمی سیستان دستور داد تا جمیع اسناد و نوشته های مختلف را برای احراز مالکیت و اثبات حقوق قدیم خود نزد او بیاورند . ریش سفیدان ، کدخدایان ، میران ، پاداران ، اربابان ، کلانتران و سران هر طایفه در ارائه و تسلیم این اسناد و مدارک پیشدستی کردند و زمانی نگذشت که دسته ها و بسته ها و طومارها ازاین گونه اسناد و مدارک بدست مظفر الدوله خائن افتاد و این حاکم جاهل دستور داد تا جمیع نوشته های مزبور را پاره کردند و بدست باد سپردند .


سیستان عضو دیرینه و پرافتخار خانواده بزرگ ایرانی و اسلامیست که نقش تاریخی مهمی رادر شکل دهی به هویت ایرانی و اسلامی این آب وخاک مقدس ایفا نموده است .
تاریخ و فرهنگ این آب و خاک مقدس هیرمندو هامون ورجاوند را به نیکی می شناسد که تابود مردان و زنانش با عشق به ایران زمین بدنیا آمدند . و برای اعتلا و سربلندی این آب و خاک می زیستند و در راه مبارزه با دشمنان تاریخی و فرهنگی این مرزو بوم جان می باختند .


پژوهشهای باستان شناسی که تاکنون انجام پذیرفته آغاز استقرارهای شهر نشینی را در این حوزه تمدنی با شهر سوخته به هزاره سوم و چهارم قبل از میلاد می رساند جایی که شهر نشینی با هوشمندی و خلاقیت در امر تولید و دانش پزشکی و پا به عرصه وجود می گذارد و حیرت مردمان هزاره های بعد را باعث می شود شهر سوخته با بیش از هفتاد دهکده اقماری شناخته شده -دهانه غلامان تنها شهر شناخته شده به مفهوم متعارف امروزی در دوره هخامنشی ، آثار باستانی روی کوه خواجه که به زعم باستانشاسان تخت جمشیدی از خشت و گل نامیده شده ودر باورهای سه قلمرو مذهبی بزرگ ، مقدس و قابل احترام و به دوران اشکانی و ساسانی ریشه دارد ) البته در تحقیقات اخیر آثاری از دوران پارینه سنگی و قبل از تمدن شهرسوخته در کوه خواجه یافته اند .)


آتشکده کرکوی که معبد جای گرشاسب بوده و به نقل روایت تاریخ سیستان آتشخانه بود و محل خورشید و بر طبق اسناد تا قرن هفتم هجری نیز پا برجای بوده است و بالاخره وجود دهها اثر مهم و منحصر بفرد و محوطه های تاریخی حوض دار ،زاهدان کهنه ،تخت شاه یا تخت عدالت و پراکندگی آثار به گونه ایست که مستشرقین قرون هیجدهم و نوزدهم بعضی از این مناطق را پس از دیدن به لندن شرق تشبیه نموده اند . موارد فوق چکیده ایست از هزاران نکته و رازهای سر به مهر سرزمین ماسه ها و حماسه ها ،جایی که تیمورلنگ اول بار نام بزرگ و مقدس ایران را به گوش شنید که اینجا ایران است

Mehdi
04-12-2012, 02:26 PM
خواستگاه اساطیری


هویت ایرانی ما بدون تردید از لایه های عمیق و غنی فرهنگی هزاره ها رنگ برداشته و قهرمانان شاهنامه و اساطیر ملی در واقع نمادهایی از شخصیت فردی و اجتماعی ایرانیان می باشد که ریشه در کناره های هامون مقدس دارند. شرافت هامون در پرورش فرزنداینست که با عزت و غرور نگاهبانان کیان این آب و خاک مقدس بوده اند. جغرافیای رخدادهای شاهنامه و وقایع دوران کیانیان در این حوزه فرهنگی و تمدنیست و بر همین باورهای اساطیری سیستان همواره رسالتی بزرگ و مقدس رادر قبال ایران زمین بر عهده داشته و همیشه دشمنان تاریخی این آب و خاک از نام فرزندان ایران زمین بر خود می لرزیده اند . امروز هنوز نیز در یاد و خاطره های مردمان این دیار روایتها زنده پایدارند. این باورها هر چند از حوزه تمدن هیرمند برخاسته و لیکن نهال ومیوه آن در بوستان فرهنگ و تمدن ایران روئیده و هم بثمر نشسته وهویت ایرانی بدون شناخت این مقوله نارسا و ناقص خواهد بود .

نگاه تاریخی به سیستان :
اینجا سرزمینیست که کورش هخامنشی به مردمانش لقب انصار داد و هردوت ،مالیاتش را پس از مصر و بین النهرین اعلام نمود. اینجا محل استقرار خاندان سورن بزرگترین خاندان قدیمی ایرانیست که در مراسم تاجگذاری شاه باید نمادین و شعار گون تاج را بر سر شاه ایران می گذاشت که مفهوم حمایت مادی و معنوی از شاه جدید را داشت. اینجا محل پرورش ولیعهد ایران زمین در دوران ساسانی بود. آثار باستانی بر جای مانده ازاین دوران موید این روایتهای مستند تاریخی اند. اینجا اولین رصد خانه های ایرانیان شکل گرفته و نیمروز یعنی نصف النهار قدیم ، نصف النهار مبدا اولیه جهان آنروز وپیشینه دانش کیهان شناسی ایرانیان به سیستان بر می گردد . و زرتشت پیامبر توحیدی ایران باستان رسالتش را از اینجا فرا گیر نمود کوی اوشیدا ( کوه خواجه زابل ) محل گفتگوی زرتشت با اهورامزدا بوده و از حرکت ستارگان و خورشید پرسشهای بیشماری داشته است از اینجاست که گستره فرهنگی و تمدن ایران در نهایت شرق فلات ایران شناخته می شود .
با ورود به عصر اسلام رویارویی مردم منطقه باسپاه اسلام نیر خواندنیست .به مردم از قبل از آمدن پیامبری در آخر زمان بشارت رسیده بود به همین دلیل سیستان را به صلح بدادند و سپس در حاکمیت ظلم و جور بنی امیه نخستین مقاومت منفی در برابر ظلم وجور عرب و گرایش به خاندادن عدالت و امامت در سیستان شکل گرفت . بنابراین دربخش هویت اسلامی مان نیز نخستین شکلگیریها از جهت گیری تاریخی سیستان ومردم تمدن حوزه هیرمند به تشیع پدیدار می گردد .
جهت گیری که در فرایند تکوین خویش به حاکمیت تشیع در سرتاسر ایران انجامید و برای مطالعه شناخت ریشه های عناصر شکل دهنده به هویت ایران اسلامی ما ناگریز از شناخت این حوزه تمدن باشیم .

شاخصه های فرهنگی منطقه :
شاخصه های دیگر تاثیر گذار در تاریخ و فرهنگ تمدن ایران اسلامی که ریشه دراین حوزه تمدنی دارند علاوه بر شاخصه های فرهنگی شهر سوخته، آثار معبد دهانه غلامان و کوه خواجه در اسناد تاریخی به ثبت رسیده است و به اختصارمی شود از حضور زرتشت در منطقه یادآورد. به گونه ایکه جغرافیای تاریخی بخش اعظمی از سروده های کهن زرتشت مربوط به سیستان وحوزه تمدن هیرمند و دریاچه هامون است به دلیل بستر غنی فرهنگی و تاریخی موجود در این مکان پاسداری از هویت ایرانی اول بار در این منطقه به ثبت رسیده است.
گرایش به تشیع نخستین قدم ومقاومت در برابر زبان عرب و گرایش به زبان پارسی نوین بزرگترین قدم ایرانیان بود که از این حوزه آغاز گردیده و اولین شعر پارسی بعد از اسلام در دربار یعقوب لیث سروده شده است و از همین جا گرایش به جمع آوری اسناد شاهنامه نشان داده می شود وحتی از منابع شاهنامه به جز آزادسرو سیستانی ، یزدانداد بن شاهپور سجزی به عنوان منبع مهم فردوسی به شمار می رفته است .
و خلاصه سيستان اين دشت نازاي خشك و بي حاصل ، سرزمين تفتيده ، كه گرماي خورشيد نيمروزي و طوفان شنهاي ناخواسته طبيعت و دخالتهاي بي دعوت سياست آن را پاره پاره كرده و در تاريخ داستاني اساطيري، مذهبي ، رزمي فلات ايران نقشي گسترده تر از آنچه مي شناسيم داشته است . روزگاري دور سيستان محل نگهداري نطفه زرتشت ، سرزمين رود پرخروش هيرمند و درياچه كيانسه ،سرزميني كه فرنيرومند مزدا آفريده را از آن كسي مي داند كه شهرياري وي از آنجايي كه رود هيرمند درياچه كيانسه ( هامون )را تشكيل مي دهد ، برخاسته ، در آنجايي كه كوه اوشيدم ( كوه خواجه ) واقع است و از گرداگرد آن آب (رودهاي ) بسياري از كوهها آمده با هم سرازير مي شود ، سرزمين خواسترا ( خاشرود ) هوسپا ( خوس پاس )فرداثا ( فراه رود ) و آن خوار ننگهيتي زيبا ( هاروت رود ) و آن اشتوئيتي توانا ( دارنده آرزوها ) و اورواذا ، دارنده چراگاه هاي بسيار و ارزي و زرنومئيتي ، رود زرين به آن فرو مي ريزد ، هيرمند با شكوه و فرهمند كه امواج سفيد بر مي انگيزد و طغيان مي كند ، سرزمين كيانيان ، محل نشو و نماي رستم دستان و خاندانش ، محل برخورد كيخسرو افراسياب ، محل وقوع داستانهاي باستاني ايران ، محل نشو و نماي رويگران و يگانگاني چون يعقوب و « انبار غله ايران » بوده است ، سيستان سرزميني كه باني آن اسكندر گجستك نبوده آن را « گرشاسب بن اترت بن شهر بن كورنگ بن بيداسب بن تور بن جمشيد بن نوجهان بن اينجد بن اوشهنگ بن فراوك بن سيامك بن كيومرث »‌بنا كرد.

Mehdi
04-12-2012, 02:26 PM
فرهنگ ، ن‍ژاد ، زبان ، خط و...

نژاد
مدرك هاي باقيمانده از دوران پيش از تاريخ مشخص مي كنند كه علاوه بر نژاد مديترانه اي ، نژادهاي ديگري همانند : زرنگي ، آرياسپي ، اسكرتي ، كوشي ، سندي و... در سيستان و پيرامون آن سكونت داشتند .
دانشمندان بر اين باورند : سيستاني هاي واقعي ، اصيل ترين افراد ايراني و از نژاد بومی و آريايي اند و مي توان گفت مردم سيستان بهترين نمونه و يادگار نژاد كهن ایرانی هستند كه بهتر از ديگر نقاط، زبان و ويژگي هاي كلي ايرانيان دوره ي هخامنشي را پاسداري كرده اند .


سيستان مردمي سخت كوش نيرومند ، بلند و تن درست دارد .پديدآورنده ي تاريخ سيستان مي نويسد : مردمي كه بر آن نشيند وخسبد ، تندرست باشد.
اين توصيف از لحاظ علمي نيز ثابت شده است زيرا در تحقيق هاي علمي دانشگاه پنسيلوانيا كه در سال 1949 با هدف كشف آثار انسان قديم و مطالعات نژاد شناسي در نيمه شمالي ايران صورت گرفت ، از راه اندازه گيريهاي نژادي معلوم شد در سيستان نژادي زيبا و خوش قامت وجود دارد .


پيش از ورود و استقرار آريايي ها در سيستان ، نژادهاي بومي در اين منطقه مي زيسته اند و بعد از آن مردم ساكن در اين منطقه از نژاد‌آريايي وبومی هستند كه بهتر از ساير نقاط ، زبان و خصوصيات كلي ايرانيان دوره هخامنشي را حفظ كرده اند . اين قوم نجيب قرنهاست كه در اين خاك مقدس زندگي نموده اند و در واقع نژاد آريايي تكامل خود را در دشت سيستان طي نموده است . اقوام سيستان و زابلي بخش عظيم طوايف سيستان را تشكيل مي دهند . باتوجه به سير مدنيت در اين منطقه و دلايل متعدد ديگر در دوره هاي مختلف از طوايف شيرازي ، عرب ، بلوج ، قايني ، افغان ، هندي به سيستان مهاجرت نموده اند .

زبان و گويش
محققين گويش مردم سيستان را يكي از چهار زبان متروك پارسي عهد باستان ياد كرده اند . لهجه سيستاني به زاولي معروف است واز بهترين نمونه هاي بازمانده گويش سيستاني سرود آتشكده كركویه سيستان است . در سال 254 هجري قمري يعقوب ليث صفاري اولين دولت مستقل ايران را بعد از اعراب در سيستان بنياد نهاد ، وي زبان پارسي دري را زبان رسمي ايران نمود كه تاكنون رسميت دارد .

خط
كاوش باستان شناسي در شهر سوخته سيستان روشن نمود كه هنگام شكوفايي اين فرهنگ در 3200 سال قبل از ميلاد مسيح خط نگارگري در سيستان رواج داشته است . از جمله گل نگاره ذوزنقه اي شكلي است كه از آغاز دوره ايلامي در لايه دهم شهر سوخته پيدا شده است . در دوره هخامنشي خط رايج در منطقه خط ميخي بود ، خط اوستايي نيز در بعضي از سكه هاي آن زمان ديده شده است . بعد از شهرياري يعقوب ليث ، زبان و كتابت رايج در سيستان پارس دري و پهلوي بود .

موسيقي سنتي
موسيقي برگرفته از حكمت معنوي و مولود فرهنگ اصيل اين ديار وداراي قدمتي كهن است ، در موسيقي سازي ، انواع سازهاي محلي از جمله قيچك ، ني ، دايره ، سرنا و ساز و دهل استفاده گردد كه توسط هنرمندان بومي در خود منطقه ساخته مي شد و در كنار موسيقي آوازي ومقامي كه برگرفته از احساسات و فولكلور مردم است . در رديفها و آواها به صورت دو بيتي ها ( سيتكها ) رباعيها ، لالاييها و به مناسبتهاي مختلف اجرا مي گردد .

Mehdi
04-12-2012, 02:27 PM
رقص شمشير
سیستانیان از دیرباز به جنگ آوری و سلحشوری و دلیری شهره بودند. برای حفظ آمادگی دفاعی خود پس از پوشیدن لباس رزم محلی و حمایل کردن شمشیر و بستن دستار سر به رقص دایره واری که با حرکات موزون و حرکات نمایشی جنگ شمشیر همراه است می پرداختند که از جمله کهن ترین رقص های حماسی کشور محسوب می گردد. از نمونه هاي شاخص موسيقي سازي و آوازي در منطقه است كه ضمن داشتن شهرت جهاني با شور و اشتياق خاصي در جشنها و مراسم آييني اين ديار برگزار مي گردد .


رقص زابلی چوب بازی


رقص زابلی




بازييها و ورزشهاي محلي
كشتي كچ گردان (kach) : خاستگاه ديرينه اي در سيستان دارد و بسياري از فنون آن اكنون در كشتي آزاد كه ورزش ملي ايران است اجرا مي گردد .
كودي (kavade): از بازيهاي محلي و اصيل سيستاني است ، هم اكنون به عنوان ورزش بومي و رسمي ، شهرت بين المللي يافته و در بيشتر مسابقات برگزار مي گردد .
و همچنین سایر بازیها و ورزشها مثل خسو (khoso) ، شنا ، چوك بازي ، چوب بازي و مناسكي آييني كه از قدمت و اعتبار ويژه اي در سيستان برخوردار است در بيشتر جشنها برگزار مي گردد .

پزشكي سنتي
اولين جراحي جمجمه كه با موفقيت در شهر سوخته كه در حدود 5200 سال قبل انجام شده است قدمت پزشكي سنتي را در سيستان نشان مي دهد ، رستم زاد يا اولين سزارين و اولين بيهوشي براي جراحي به نقل از شاهنامه در سيستان اتفاق افتاده است .
ساخت پروتز وچشم مصنوعی ،شكسته بندي و حجامت قدمت ديرينه اي در اين منطقه دارد و استفاده از گياهان دارويي مرسوم است.

معماري
يكي از جاذبه هاي سيستان ، معماري و بهره گيري مثبت از فرايند چرخه طبيعت در ساخت مسكن است كه به بهترين شكل در زندگي مردم نمود دارد .از جمله استفاده از خانه های کاه گلی و با دیوارهای ضخیم بخاطر حفظ سرما وگرما وگذاشتن بادگیر بر پشت بامها در مسیر باد واستفاده از خارخانه در آن و...

Mehdi
04-12-2012, 02:28 PM
فرهنگ عامه
تمدني كه اكنون در سيستان شاهد آن هستيم رهاورد مشعلي تابناك است كه طي هزاران سال سينه به سينه از نسلي به نسل ديگر رسيده است و شامل فرهنگي اصيل در قسمتهاي مختلف زندگي و فولكلور منطقه مي باشد .

آيين ها ومراسمات
در سيستان آيينها برگرفته از اقليم و طبيعت منطقه ، اعتقادات و طبقات اجتماعي مردم است و به مناسبتهاي مختلف انجام مي شود از جمله :

آيين ها در موقع كار :
1. مراسم حشر : آيين كهن لاي روبي بستر رودخانه هيرمند است كه حاكي از يك نوع تعاون و همبستگي منطقه اي و تبلور عيني اتحاد در حل معضلات است كه هنوز هم در منطقه انجام مي گردد .
2. مراسم جشن گندم : جشن و پايكوبي به مناسبت برداشت گندم و شكر گذاري از درگاه ايزد منان است كه با رقص و پايكوبي خاص سيستاني براي هر تازه واردي بسيار جذاب مي باشد .
3. آيينهاي مذهبي : عيد فطر ، عيد غدير ، عيد قربان و مبعث پيامبر ( ص ) ، تولد حضرت علي (ع) ، مراسم آييني نيمه شعبان كه مردم در اين روز به زيارت اهل قبور رفته و يك نوع شيريني محلي به نام چلبك درست مي كنند ، مراسم سحر خواني و رمضان خواني در شبهاي ماه مبارك رمضان و مراسم عزاداي در ماه محرم با اجراي تعزيه و سوگواري .
4. آيينهاي ملي : نوروز و جشن سيزده بدر مردم به زيارت كوه خواجه و ساير زيارتها مي روند ، جشن مي گيرند و شادي ميكنند ، مراسم آيينهاي بسيار زيبايي نيز درهنگام تولد و ازدواج اجرا مي گردد .

ادبيات شفاهي
ضرب المثلها ، چيستان ، افسانه هاي كهن ، داستانهاي حماسي و اشعار محلي است كه ريشه در اعتقادات و باورهاي سنتي و اصيل مردم دارد .
فرهنگ و هنر

قالي بافي :
شروع قاليبافي در سيستان به دو هزار سال پيش بر مي گردد كه اقوام سكايي در دشت زرخيز سيستان ساكن شده و به كشاورزي پرداختند و بافندگي خود را همچنان حفظ كردند . قوم مذكور در قرن پنجم ق .م قالي و گليم مي بافتند و نمد توليد مي كردند و از گورهاي آنان در شمال آلتايي واقع در سيبري ، قالي ، گليم و نمد به دست آمده است .
در نوشته هاي اوايل دوره اسلامي ، سيستان داراي بهترين بافته هاي ابريشمي و پشمي بوده است . شهرت بافته هاي سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولاني و درخشان قالي بافي در منطقه دارد . كشف « قالي پازيريك » نشان مي دهد كه اين قالي توسط اقوام سكايي بافته شده است و به جرات مي توان گفت سكاها نخستين كساني بودند كه بافته هايي بسيار زيبا از خود به جاي گذاشته اند .
طرحهاي قالي سيستان شبيه ذكور بدون داشتن طراح ونقاش به صورت ذهني از نسلي به نسلي ديگر منتقل شده اند .
قالي بافان سيستاني به واسطه زندگي غير ساكن از دارهاي افقي استفاده مي كردند ولي در حال حاضر دارهاي آنان به دارهاي عمودي تغيير يافته است.
قالي و قاليچه هاي سيستان داراي يكي از اصيل ترين انواع قالي در كشور ماست . اين هنر و صنعت مرهون كوشش و روحيه شاد و پرتوان زن سيستاني بوده است . زيراندازهاي سيستاني به سه نوع تقسيم مي شوند:
الف ـ تاريخي يا كهن
ب ـ‌ مياني
ج ـ نو

Mehdi
04-12-2012, 02:29 PM
الف ـ تاريخي يا كهن : سنت قالي کهن سيستان به بافته هاي سكايي مي پيوندد داراي گره تركي كه نشانه كهنترين قالي معروف جهان پازيريك است . مهمترين رنگهاي بكار رفته در اين قالي سبك كهن سيستان ، رنگ سورمه اي ، فيروزه اي ، زرد وسرخ مي باشد . نقشه هاي اين سبك عبارتند از : خشتي ،‌دوخشتي ، خشته خشته ( ترنج ترنج ) ، گلداني ، درختي .
ب ـ سنت قالي به سبك ‌ مياني : گره مورد استفاده فارسي است ، رنگ بندي آن شبيه نوع كهن است و نقش هاي اين سبك عبارتند از :نقش جنگلي ، گل قنداني ، چپات اشتر ، مددخاني ، قاب قابي
ج ـ سنت قالي به سبك امروزي يا نو: نوع گره فارسي است . نقش هاي اين سبك عبارتند از :محرمات ، لچك ترنج .



قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug) قدیمی‌ترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط سرگی رودنکو، باستان‌شناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در در گور یخ‌زدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد[۱].دره پازیریک دره‌ای کوچک در شمال کوهستان آلتایی (در جنوب سیبری مرکزی و در ۷۹ کیلومتری مرز مغولستان) است[۱].

Mehdi
04-12-2012, 02:29 PM
حصيربافي :
حصيربافي در منطقه سيستان با گويش خولك بافي و در منطقه بلوچستان با گويش تگرد تلفظ مي شود كه از نظر نوع مواد اوليه با هم تفاوت زيادي دارند . خولك بافي از ساقه هاي ني و تگرد از برگ درختان خرماي وحشي (دار ) بافته مي شود . محصولات توليدي حصيربافي سيستان عبارتند از : پرده ، سايه بان و مصارف دكوراتيو نيز دارند که نی آن نیز از نیزارهای حاشیه هامون بدست میآمد.




خامه(خامک)دوزی:
اين نوع سوزن دوزي خاص منطقه سيستان است (‌خامه دوزي سيستان « خامك دوزي ») كه نقوش آن توسط نخ ابريشمي يا پنبه اي كه معمولا به رنگ سفيد است بر روي پارچه پنبه اي يا كتاني دوخته مي شود . نقوش با توجه به نوع دوختشان حالت برجسته اي بر روي پارچه دارند كه اين حالت موجب زيبايي پارچه مي گردد . كاربرد خامه دوزي بر روي لباس ، جانماز ، روميزي ، كوسن و عرقچين مي باشد .

پارچه:
درسیستان از دیرباز تولید پارچه رواج داشته که از آثار و پارچه های بدست آمده شهرسوخته و پیکره های انسان نمای شهر سوخته نوع لباس آنان نیز مشخص میشود.




زبان دری:
فرهنگ نويسان زبان دري را بر هفت گونه دانسته اند كه چهار تا از آن متروك شده است و آنها زبان هروي ، سگزي ، زاولي ، سغدي است كه سه نوع ديگر آن متداول است چون دري و پهلوي و فارسي ، لهجه هايي كه امروزي در روستاها و شهرهاي كوچك دور افتاده مورد گفتگو است بيشتر بازمانده زبانهاي باستاني و ملي ماست كه بسيار ارزنده ست .
معماري خاص مناطق كويري در سيستان
ساكنان كنوني برخي مناطق سيستان همچون پيشينيان خود از بناهاي ساخته شده با خشت و گل استفاده مي كنند در نيمه شرقي فلات ايران و در دشت سيستان معماري خاص مناطق كويري به چشم مي خورد كه هنوز در اين مناطق رايج است .
مدير ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري شهرستان زهك میگوید : در حوزه هيرمند بعلت دامنه وسيع گرما تنها مصالحي كه مناسب معماري به نظر مي رسد خشت و گل و كاه است معماري كه قدمت آن به پنج هزار سال مي رسد و بقاياي شهر سوخته زابل نيز از آن جمله است وي افزود : انسانهاي گذشته با هوشمندي از عنصر زيبايي شناسي نيز در ساخت بناها استفاده مي كردند منازل را پشت به باد مي ساختند تا از سرماي زمستان در امان باشند اما براي گرماي تابستان نيز از دريچه هايي كه در بالاي پشت بام تعبيه مي شد و به كلك مشهور است استفاده مي كردند وي گفت : قطر بالاي ديوارها اجازه ورود و خروج گرما و سرما را به داخل منازل نمي داده است اين كارشناس مسئول ميراث فرهنگي گفت : در سيستان به معمارها رازيگر مي گويند يعني كساني كه به اسرار دروني انسانها آگاه بودند و متناسب با شانشان برايشان خانه اي ميساختند .
هنوز در منطقه سيستان طايفه اي بنام رازي وجود دارد كه همچون گذشتگانشان به حرفه معماري مشغولند رازيگرها به مسائل روحي و رواني انسانها توجه ويژه دارند و شكل هندسي و معماري مناطق كويري سيستان برگرفته از همين درك رازيگرها است .

erf
30-12-2012, 01:28 PM
سلام ضمن تشکر از شما به خاطر گذاشتن چنین مطلب جامع و کاملی تقاضا دارم اگر در این رابطه عکسهایی هم دارید در سایت قرار دهید.از آقای دکتر رئوفی هم بابت مطالبشون تشکر می کنم.با آرزوی موفقیت

alileilasaba
02-01-2013, 01:33 PM
با درود و سباس از مهدی عزیز که فصل اول کتابم رو گذاشتید
البته اسم کتاب سیستان در گذر زمان هست و به سیستان که شمال استان سیستان و بلوچستان هست مربوط میشه
تشکر میکنم اگر این اصلاحیه رو بزنید و از تصاویر هم استفاده کنید
مرسی مهدی جان15611156121561315614156151561615617156181561 915620

Mehdi
02-01-2013, 02:25 PM
با درود و سباس از مهدی عزیز که فصل اول کتابم رو گذاشتید
البته اسم کتاب سیستان در گذر زمان هست و به سیستان که شمال استان سیستان و بلوچستان هست مربوط میشه
تشکر میکنم اگر این اصلاحیه رو بزنید و از تصاویر هم استفاده کنید
مرسی مهدی جان

عرض خوش آمد قربان
تصحیح اسم کتاب را انجام دادم

گذاشتن باقی فصل ها و عکس ها چون در تخصص من نیست و نمیخوام اشتباه بذارم وقت زیادی میخواد. مگر اینکه شما هم وقت داشته باشید و به من کمک کنید

alileilasaba
06-01-2013, 12:06 PM
عرض خوش آمد قربان
تصحیح اسم کتاب را انجام دادم

گذاشتن باقی فصل ها و عکس ها چون در تخصص من نیست و نمیخوام اشتباه بذارم وقت زیادی میخواد. مگر اینکه شما هم وقت داشته باشید و به من کمک کنید

تشکر از لطفتون منتظر میمونم موفق باشید
کمکی هم البته باشه در خدمتم

حدیثه
10-10-2013, 03:25 PM
سلام
میخوام شجره نامه ی خواجه غلطان که در کوه خواجه هست رو دربیارم.اینکه نسل بعدش فامیلشون چیه و اطلاعات دیگه.باید چیکار کنم؟ممنون میشم راهنمایی کنین