PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تجربه هاي شخصي در سفر



مصطفی
10-06-2009, 11:58 AM
هدف من از باز كردن اين تاپيك، ايجاد يك دفتر خاطرات نيست، بيشتر مي خوام تجربه هاي مفيد، مواجهه با شرايط سخت در طبيعت و سفر بيان بشن. مثلن اگه بي پول شديد، اگه غذاتون رو از دست داديد، اگه همه لباساتون خيس شد، چكار كرديد اون موقع؟ به روشهاي توصيه شده هم كاري ندارم. خودتون چكار كرديد؟

خيلي خلاصه ميگم: فكر مي كنم اسم قله "وروشت" بود. الان موقعيت دقيقش رو نمي دونم اما راه دسترسيش يك فرعي خاكي از جاده چالوسه. توي اين برنامه هدف فتح قله بود. حدود 10 نفر بوديم. شب توي مسجد ده خوابيديم، صبح كوله ها رو سبك كرديم (قسمت اعظم خوراكي ها و لباسها رو گذاشتيم) و براه افتاديم. قرار بود تا ظهر برگرديم. نزديكاي قله يك كولاك واقعي شروع شد. ميدان ديد به كمتر از 2 متر رسيده بود و بخاطر مناسب نبودن لباس اعضا، تصميم گرفتيم برگرديم. اما با يه تغيير زاويه حدود 70 - 80 درجه اي سر از جنگلهاي "دشت نظير" و اون اطراف درآورديم. تصور كنيد كه بدون لباس، غذا و اينكه نمي دونستيم دقيقا كجا هستيم! ساعتها پياده روي توي جنگل داشتيم. البته روحيه بچه ها خيلي خوب بود و فقط اونايي كه تا حالا تجربه طبيعت نداشتند يه خورده مشكل داشتند. يه رودخانه رو گرفتيم و دنبالش راه افتاديم! هوا كه رو به تاريكي مي رفت، يه صخره/سنگ بزرگ پيدا كرديم كه يه فرورفتگي داشت (شبيه دهانه غار) و همگي زيرش نشستيم. لباسها خيس بودند! فقط يك روكش چادر داشتيم كه شب از اون به عنوان "لحاف گروهي" استفاده كرديم. البته به خاطر بارون و خيس بودن كبريت و هيزمها، علي رغم تلاش زياد، نتونستيم آتيش درست و درموني رديف كنيم. شب توي جنگل خوابيديم. صبح دوباره راه افتاديم و بالاخره طرفاي ظهر، اولين نشانه هاي زندگي مدرن رو پيدا كرديم . . .
اشتباهات از نظر من: پيش بيني نكردن اين اتفاق، اعتماد بنفسي كه منجر به استفاده نكردن از وسايلي مثل قطب نما ميشه
نقاط قوت: روحيه خيلي خوب در مواجهه دست خالي با طبيعت، اعتماد به سرپرست و پيروي از اون، هيجان فوق العاده اي كه داشت، ديدن يك جنگل 100% بكر،

Mehdi
10-06-2009, 06:39 PM
یادمه همه می گفتن تو جنگل یه گروه مردن.
خیلی اشتباه بزرگی بود این کار. فقط شانس آوردید که این اتفاق تو ایران افتاده که روستاها نزدیک به هم هستن. ;)


یاد ماجرای اوون گروهی افتادم که همون روزا (البته کمی قبل تر) حاشیه رودخانه چادر زدن و نصفه شب سیل اومد همه رو برد. سفر رفتن اینجوری تجربه زیادی می خواد آق مصطفی. شاید باورت نشه، اما حداقل 2-3 ساله که تو سفرها قطب نما و آتش زنه را از خودم دور نکردم حتی یک لحظه. لازمه ;)

pesare1404
16-07-2009, 08:47 PM
البته این تجربه من نیست ولی در یک برنامه ی طبیعت گردی شنیدم


که اگر توی یک روز در حال طبیعت گردی دیدید که گم شدید اخرین راه نجات اینه که به دره برید و دنبال رود خانه بگردید وقتی پیدا کردید رودخانه رو دنبال کنید تا به یک جاده برسید خوب جاده یعنی نجات ... :mrgreen:

Peymankhah
29-09-2009, 05:03 PM
تجربه چادر زدن پس از هفت روز بارانی در منطقه اکبر آباد شیراز
نیمه دوم آذر ماه 1383
تجهیزات: چادر 2 نفره برزنتی
پتو سربازی 4 عدد
زیلو 1 عدد
پلاستیک زباله بزرگ چند عدد
دمای هوا: ساعت 8 شب زیر صفر

در یک برنامه ای ما با دوستان پس از 7 روز بارش مستمر مجبور به استقرار در محل شدیم.
با چادر دو نفره و 4 پتو. دما در ساعت 7 شب داخل چادر یخ میزد.
کف زمین کاملا خیس. برای ایزوله کردن کف از رطوبت من و دوستم شروع به تمیز کزدن کف از سنگهای بزرگ و تیز کردیم.
روی کف چادر از شاخه های نازک درخت استفاده کردیم و پوشاندیم. روی آن از پلاستیک زباله های بزرگ سیاه کشیدیم و یه زیلو (زیرانداز برزنتی به اندازه تقریبی 2 در 1 متر) روش انداختیم. روی زیلو یک پتو انداختیم و قابل توجهتان بگم که با همه این داستانها از شار سرما از کف کاملا محسوس بود و چنانچه یک شب روش میخوابیدیم نابود میشدیم. خلاصه از لایی کاپشن سربازی (اورکت) برای پوشش کمر و پایین تنه استفاده کردیم.
برای دو نفرمون حالا 3 تا پتو مونده که هر جوری حساب کنی تو اون سرما جور در نمیومد.(قابل توجه بگم که اسمشون پتو بود و آبروی پتو رو هم برده بودن)
خلاصه تصمیم گرفتیم بطور مشترک از پتو ها استفاده کنیم.
خلاصه اون شب از شدت سرما اون چند شب من و دوستم همدیگر رو بغل میکردیم و زیر پتو ها میخوابیدیم. (صورت به صورت)
سعی میکردیم یه فاصله هایی بین بدنمون و پتو هم ایجاد کنیم و خودش غیر از اینکه عایق میشد هوای نفس ما هم اون و گرم میکرد که واقعا مطبوع بود
اون چند شب اونقدر تجربه شد که بعد از اون شب و شب دوم به کلی بچه های دیگه هم این را یاد دادیم و توانستن بعد از اون شب سخت بخوابند.

البته در موقع خواب از کلاه، جوراب و لباس سبک استفاده کردیم.
در وعده های غذایی سعی کردیم از سیر تازه و فلفل به خاطر خاصیت گرم کنندگی استفاده کنیم.

البته از ترس باران یک آبراه خفن هم دور چادر کندیم که مبادا هنگام شب باد و باران ما را ببرد!!

AlirezaFarjam
03-10-2009, 06:52 PM
پولار که برای طبیعت گردی و سفر جای خودش رو داره، ولی این تجربه شخصی خودم رو (که البته یه نفر بهم پیشنهاد داده بنام خودم ثبتش کنم!!!) براتون مینویسم شاید روزی روزگاری به دردتون خورد.
پارسال اول شهریور بابرخی دوستان به اتفاق خانواده و نی نی کوچولوم که تازه 45 روزش بود رفتم آب نیک و شب اونجا کنار رودخونه موندیم
یه بارون ده دقیقه ای و هوای سرد منطقه، دما را تا نزدیک 4-5 درجه بالای صفر پایین برد. همه از سرما میلرزیدند. بهترین کاری که میشد انجام داد این بود که سریع آتش و زغال زیادی درست کردم و از کنار رودخانه چند تا قمقمه و بطری نوشابه (به یادگار مانده از طبیعت ستیزان عزیز!!) جمع کردم و پر از آب کردم و انداختم توی آتیش روی زغالها، کمتر از ده دقیقه تا دمای جوش رسیدند، به هر کیسه خواب که بیرون چادر بود یه بطری نوشابه آب جوش دادم و چند تا هم انداختم توی چادر، نی نی کوچولوم تا صبح با خیال راحت و آرامشی که صدای رودخونه بهش میداد ، توی چادر خوابش برد . بقیه هم تا دم دمای صبح بدون یک ذره سرما زدگی، از خوابیدن در اون هوای سرد و کنار رودخونه ی پر سر وصدای آبنیک لذت اساسی بردند .

Mehdi
03-10-2009, 07:00 PM
پولار که برای طبیعت گردی و سفر جای خودش رو داره، ولی این تجربه شخصی خودم رو (که البته یه نفر بهم پیشنهاد داده بنام خودم ثبتش کنم!!!) براتون مینویسم شاید روزی روزگاری به دردتون خورد.
پارسال اول شهریور بابرخی دوستان به اتفاق خانواده و نی نی کوچولوم که تازه 45 روزش بود رفتم آب نیک و شب اونجا کنار رودخونه موندیم
یه بارون ده دقیقه ای و هوای سرد منطقه، دما را تا نزدیک 4-5 درجه بالای صفر پایین برد. همه از سرما میلرزیدند. بهترین کاری که میشد انجام داد این بود که سریع آتش و زغال زیادی درست کردم و از کنار رودخانه چند تا قمقمه و بطری نوشابه (به یادگار مانده از طبیعت ستیزان عزیز!!) جمع کردم و پر از آب کردم و انداختم توی آتیش روی زغالها، کمتر از ده دقیقه تا دمای جوش رسیدند، به هر کیسه خواب که بیرون چادر بود یه بطری نوشابه آب جوش دادم و چند تا هم انداختم توی چادر، نی نی کوچولوم تا صبح با خیال راحت و آرامشی که صدای رودخونه بهش میداد ، توی چادر خوابش برد . بقیه هم تا دم دمای صبح بدون یک ذره سرما زدگی، از خوابیدن در اون هوای سرد و کنار رودخونه ی پر سر وصدای آبنیک لذت اساسی بردند .
کار خوب و سریعی انجام دادید. البته کار راحتی هم بوده. اما اگر می خواستید یه کم خفن تر کار کنید می تونستید زمین را بکنید (به اندازه 10 سانتی متر عمق و طول و عرض چادر) زغال های تولید شده از آتش و... را اونجا چال کنید و با خیال راحت تا صبح روش بخوابید :ymhug:

Meghdad
05-10-2009, 11:35 AM
...
بقیه هم تا دم دمای صبح بدون یک ذره سرما زدگی، از خوابیدن در اون هوای سرد و کنار رودخونه ی پر سر وصدای آبنیک لذت اساسی بردند .
خيلى خوبه ;)
ولى قربان اگه شب شرايط آب و هوايى مجدد بارونى ميشد، كسانى كه بيرون بودن... :-s :ympray:

به نظرم داشتن چادر بزرگ تر يا اضافى و يا نايلون بزرگ كه بشه حداقل بعنوان سر پناهى براى بارون ازش استفاده كرد، براى شب موندن حتما لازمه (يعنى به ريسكش نميارزه مخصوصا كه سفر خانوادگى باشه)

به هر حال حتما خوش گذشته تو اون هواى عالى ;)

pesare1404
05-10-2009, 05:09 PM
...
بقیه هم تا دم دمای صبح بدون یک ذره سرما زدگی، از خوابیدن در اون هوای سرد و کنار رودخونه ی پر سر وصدای آبنیک لذت اساسی بردند .
خيلى خوبه ;)
ولى قربان اگه شب شرايط آب و هوايى مجدد بارونى ميشد، كسانى كه بيرون بودن... :-s :ympray:

به نظرم داشتن چادر بزرگ تر يا اضافى و يا نايلون بزرگ كه بشه حداقل بعنوان سر پناهى براى بارون ازش استفاده كرد، براى شب موندن حتما لازمه (يعنى به ريسكش نميارزه مخصوصا كه سفر خانوادگى باشه)

به هر حال حتما خوش گذشته تو اون هواى عالى ;)
ببینم چادر اضافیو خودت کول میکنی دیگه :-w

Meghdad
05-10-2009, 10:27 PM
ببینم چادر اضافیو خودت کول میکنی دیگه :-w
نه! =;
من نايلونه رو ميارم :D :p

Alirezaa
18-03-2010, 01:03 PM
در جاهاي سرد پيشنهاد ميكنم دوستان از اول شب لباس گرم بپوشن : بقول قديميا سرما ميره تو تن آدم!
بهتره از اول شب كه بدن هنوز گرمه لباستون رو كمكم اضافه كنيد، البته به هيچ عنوان نبايد بزاريد بدن تعرق كنه
بي تعارف اگه شب خيلي سرد شد تو چادر بغل كردن يه نفر ديگه خيلي كمك ميكنه و باعث ميشه سرما رو كمتر تحمل كنيد!
تو يه سفر ابيانه -باند- از سرما داشتيم يخ ميبستيم كه با بغل كردن همديگه تا صبح راحت خوابيديم.
اگه شب قرار بود بيدار باشيد بهترين كار بلند شدن ورجه وورجه كردنه، دوستان يه روشي اختراع كردن كه همه دور آتيش بلند ميشن و دستا رو ميندازن دور گردن همديگه به هم ميچسبن و يه عبارت و ميخونن كلي ميخنديم و با هر بار خوندنش يه قدم به دور آتيش ميگرديم و پا رو به زمين ميكوبونيم، واقعا تاثير خوبي برا گرم شدن داره، بخصوص گرم شدن پاها كه معمولا بخاطر نوع لباس پوشيدن زودتر سرمازده ميشه.
از همه عذر ميخوام كه اينو ميگم: ادرار كردن تو بيرون كردن سرما نقش موثري داره به هيچ عنوان نزاريد مثانه پر بشه.
جهت چادر خيلي مهمه ، اگر باد هست چادر رو به صورتي نزنيد كه در چادر(هرچند كه كامل كيپ بشه) رو به باد باشه ضمنا اگه باد شديد بود چادر رو اريب به باد بزنيد كه باد روي يك ديواره فشار وارد نكنه، برا جهت باد استفاده از انگشت خيس ساده ترين كاره اما اگه يه نخ كاغدي سبك داشته بشاد اين كار دقيق تره
كلفتي و نازكي لباس مسئله مهمي نيست مسئله حفظ گرماي بدنه!!!
اگه چيزي تكراري بود از همه عذر ميخوام

يادم رفت اينو بگم كه سردترين ساعتها يكي دو ساعت مونده به صبحه پس اگه هيزمتون محدوده و تا صبح بايد بيدار بمونيد يه جوري تقسيم كنيد كه دم صبح آتيش داشته باشيد.

Mehdi
27-03-2010, 05:06 PM
در جاهاي سرد پيشنهاد ميكنم دوستان از اول شب لباس گرم بپوشن : بقول قديميا سرما ميره تو تن آدم!
...
معلومه زیاد تو کوه و کمر گیر کردی برادر
مطالب خوبی بود

Alirezaa
28-04-2010, 01:08 PM
هر چند فصل كويرنوردي نيست ديگه اما بد نيست اين نكته هاي زير رو تو كوير رعايت كنيم:
طوفان شن هيچ دليل و مدركي لازم نداره! همينكه باد بياد شنها ميپاچه تو سر و صورت، اگه عينك داريد حتي اگه آفتابي بزنيد بصورتتون كه تو چشمتون شن نره! يادتون هم باشه بهترين كسي كه ميتونه شن رو از تو چشمتون دربياره خودتونيد چون فقط خودتون احساسش ميكنيد! هرچه قدر كه شن رفته به چشمتون سريعتر خارج كنيد، چشم كمتر صدمه مييبينه!
پناه گرفتن به صورت نشسته و پا جمع تو سينه پشت به جهت باد راه خوبي برا حفاظت از خودتونه، پشت درختي بوته اي .... جاي خوبي برا پناه گرفتنه، دقت كنيد كه معمولا شن از روي رملها و از بالاترين نقطه ها سرازير ميشه تو باد.
جهت يابي تو كوير اگه آسمون صاف باشه نسبتا ساده است، همه ميتونن ستاره قطبي يا دب اكبر رو پيدا كنند، تو روز هم خورشيد و يه ساعت مچي امكانات مكفي براي جهت يابي حساب ميشند اگرم نه همين كه ساعت رو به صورت حدودي بدونيد با يكم قوه تخيل ميتونيد جهتتون رو پيدا كنيد، هميشه و در همه حال باطري اضافه براي لوازم برقيتون به همراه داشته باشيد.
تو كوير همه وسايل به خصوص الكترونيكيها رو كاملا داخل لباس و ... بسته بندي كنيد تا مثله من دوربين 6ماهتون مشكل پيدا نكنه و مجبور نشيد بهخاطر عايق نبودن كيفش كه موجب رفتن شن شده لنز نوشو بديد واسه تعمير!
هر جا كه خواستيد بشينيد تا فاصله يك متري رو كنترل كنيد كه بوته و سوراخي نباشه، ضمنا حيووني هم نباشه، بيشتر مارگزيدگي و عقرب گزيدگيها بخاطر عدم توجه به محل نشستنه! (همه مارها ميتونن نشيمن گز باشند!)
تو كوير اگه آشغال بريزيد صد در صد مار نيشتون ميزنه پس اگه خودتونو دوست داريد آشغال نريزيد، (اين دوتا سفر آخر به مصر و مرنجاب صحنه هاي تهوع آوري از ريختن آشغال ديدم كه واقعا بي فرهنگي ما آدمهاي مدعي به تمدن رو نشان ميداد.)
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

Mehdi
01-05-2010, 12:43 PM
...
شستشو با چايي بهترين راه حل برا آروم كردن چشمه ولي با چايي نبايد دوش بگيريد، يه قاشق چاي خوري چايي بريزيد تو چشم مسكن خوبيه.
...

ممنون از اطلاعات مفید قربان.
اگر ممکنه منبع مطلب فوق را بفرمایید. لطفا منبع مستند بفرمایید و نه صرفا تجربه.
در تمام منابع و کتب پزشکی، تنها استفاده از آب جوشیده ولرم و یا سرم شستشو پیشنهاد شده.
با تشکر

Parvaneh
01-05-2010, 01:58 PM
تو كوير همه وسايل به خصوص الكترونيكيها رو كاملا داخل لباس و ... بسته بندي كنيد تا مثله من دوربين 6ماهتون مشكل پيدا نكنه و مجبور نشيد بهخاطر عايق نبودن كيفش كه موجب رفتن شن شده لنز نوشو بديد واسه تعمير!
@};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

چقدر تجربه مشترکی ;)
همین قضیه تو سفر مصر برای یکی از همسفرای گلمون پیش اومد.

Alirezaa
01-05-2010, 11:50 PM
خوب شما میدونی که طب سنتی اکثرش تجربست اما دو سه تا منبع اینترنتی میتونم بیارم که بخونی که نوشته توش چایی مفیده برای چشم, البته مسلما سرم چشم خیلی بهتره اگه دم دست باشه

در صورت ورود گرد و غبار به چشم ، چاي تازه دم تنها محلول خانگي است که مي توانيد براي شستشوي چشم از آن استفاده کنيد . البته به شرطي که فنجان و دست هاي شما کاملاً تميز باشد.

اگر پس از شستشو احساس کرديد که چيزي در چشم باقي مانده است ، از دست کاري چشم خودداري کرده و به پزشک مراجعه کنيد .
You can see links before reply
اما تو اینترنت یکی دوتا مطلب در مخالفت با این موضوع هم دیدم فکر میکنم مثله همیشه بین علما(دکترها) اختلاف وجود داره! @};-


چقدر تجربه مشترکی
همین قضیه تو سفر مصر برای یکی از همسفرای گلمون پیش اومد.
برای من تو مرنجاب این اتفاق افتاد, واقعا اتفاق بدیه, امیدوارم دوستان دیگه گروه تجربیات سفرهای دیگران رو بخونند تا از این اتفاقا براشون نیفته, خود من اگه به این موضوع حساس میشدم و دقت میکردم این اتفاق واسه دوربینم نمی افتاد @};-

Mehdi
02-05-2010, 09:59 AM
جسارتا این یک جمله را از مطالب شما حذف کردم. منبع مستندی برای استفاده از چایی در شستشوی چشم وجود نداره. تا امروز بهترین گزینه برای شستشوی چشم، آب و سرم است. بهترین وسیله هم برای این کار استفاده از یک ظرف آب معدنیه که یک سوراخ کوچک در درش درست شده. با این وسیله میشه آب جوشیده و نیم گرم شده را با فشار کنترل شده وارد چشم کرد و هرچیزی که در چشم باقی مونده خارج کرد.
البته اگر شن برای مدت زیادی در چشم مونده باشه، احتمال ایجاد خراش در چشم وجود داره و همین خراش ها باعث میشه حتی بعد از خروج تمام اشیاء خارجی از چشم، سوزش چشم باز هم وجود داشته باشه. در واقع همیشه این احتمال را در نظر داشته باشید که سوزش در چشم حتما محصول وجود شن یا خاک نیست بلکه ممکنه چشم خراش پیدا کرده باشه.

Alirezaa
18-05-2010, 02:21 PM
تو سفر آخر(هرچند يكروزه بود و سفر بحساب نميشه آوردش) اتفاق بدي افتاد سه نفر محلي با تبر دوستامو (دونفر بودند) دوره كردند و پول ،موبايل و ساعتهاي دوستامو ازشون گرفتند اين اتفاق تو فاصله 10 متري من افتاد اما چون پشت درختها و رو دامنه كوه بالاتر از من بودند اصلا ديده نميشدند، به هرحال فقط نكات زير رو بعد از اين اتفاق با هم قرار گزاشتيم كه رعايت كنيم(درباره شرايط جغرافيايي جايي كه باصطلاح خفت شديم همينو بگم كه از ما ورودي گرفتند و مردم ديگه اي هم كنار درياچه شورمست بودند و به هيچ عنوان جاي پرتي محسوب نميشد، همرامون معمولا اسپري فلفل و دستگاه شوكر هست اما اونجا هيچكدوم رو با خودمون نداشتيم، چون يكي از همراهام دختر بود همينكه اتفاق بدتري نيافتاد واقعا خدا رو شكر كردم):
هيچ جا گروه نبايد از هم جدا بشه حتي اگه تعداد انقدر كم باشه
هيچ جا نبايد به هيچ چيز تو طبيعت اطمينان كرد اينكه جايي كه ميري يه جاي توريستي محسوب ميشه و ورودي ميگيرند معنيه تامين امنيت شما رونميده
وسايلي مثل اسپري فلفل و شوكر و باتومهاي آنتني خيلي مفيد ميتونه باشه، اگه اتفاق بدتري ميافتاد كه مجبور به دفاع تو هر شرايطي ميشديم اونوقت ارزش اين چيزا معلوم ميشد
از هرگونه درگيري تو اين شرايط دوري كنيد و فقط خونسرديتونو حفظ كنيد(اگر دوستم شوكه نشده بود خيلي راحت ميتونست من و ساير كسايي كه پايين بوديمو خبر كنه، اينجوري ديگه پول و ساعت و موبايلشون هم از دست نميرفت) اون سه نفر هم راهي به جز فرار نداشتند
معمولا روستاييها مردم خيلي خوبين اين اتفاق رو به پاي همه مردم روستايي و محلي ننويسيم
نكته آخر: كسايي كه به دوستام حمله كردند تبر رو گذاشتند رو گردنش و ... اين پروسه نيمساعتي طول كشيد كه نشون ميده اين افراد كارشون اين نبوده و فقط انقدر پست بودند كه از اينكارا هم بكنند، اگر واقعا اينكاره بودند خالي كردن جيب و ... 15 دقيقه هم طول نميكشيد
و يه چيز مهم: اين ماجرا رو برا هيچ پدر و مادري تعريف نكنيد! ما كه نگفتيم بهتره شما هم نگيد!
فقط و فقط و فقط بيشتر احتياط كنيد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

Meghdad
18-05-2010, 02:35 PM
متاسفانه در سفر اخير ما هم تجربه‌ايى مشابه رو شاهد بوديم (البته نه بصورت خفت گيرى!)
برخى مناطق كه هم مورد توجه هستند و هم بيشتر در دسترس واقع شدند اين مشكلات رو دارند.
فكر كنم اون روز شلوغ هم بوده كه اين اتفاق افتاده...
به هر حال ممنون ميشم اگر بفرماييد دقيقا اين اتفاق كجاى شورمست و در چه موقعيتى افتاد، شايد دونستنش براى دوستان هم بد نباشه

تشكر

Alirezaa
18-05-2010, 02:48 PM
متاسفانه در سفر اخير ما هم تجربه‌ايى مشابه رو شاهد بوديم (البته نه بصورت خفت گيرى!)
برخى مناطق كه هم مورد توجه هستند و هم بيشتر در دسترس واقع شدند اين مشكلات رو دارند.
فكر كنم اون روز شلوغ هم بوده كه اين اتفاق افتاده...
به هر حال ممنون ميشم اگر بفرماييد دقيقا اين اتفاق كجاى شورمست و در چه موقعيتى افتاد، شايد دونستنش براى دوستان هم بد نباشه

تشكر
پنج شنبه بود و شايد به جز ما سه تا ماشين ديگه هم بود تو منطقه
درياچه شورمست رو اگر رفته باشيد ديد كه نه خيلي بزرگه نه خيلي جاي زيادي در اطرافش وجود داره و دور تا دورش كوهه ما از يكي از همين كوهها به اندازه كمتر از ده متر رفتيم بالا و تو يه فضاي نسبتا خالي براي صرف نهار زير انداز انداختيم و نشستيم...
متاسفانه الان گوگل ارث ندارم اما در اولين فرصت عكس هوايي منطقه و محل خفت گيري رو ميزارم اينجا