PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آشنایی با اصطلاحات یخ و برف



fumed
28-05-2011, 11:49 PM
آشنایی با اصطلاحات زیر کمک شایانی در درک بهتر مفاهیم آموزشی برف و یخ خواهد داشت:

كوه (Mountain)
زميني كه نسبت به پيرامون خود به طور مشخصي برجسته تر بوده و داراي دامنه هاي شيب داري باشد.ارتفاع دقيقي براي آن تعريف نشده است ولي معمولاً زمين هايي كه حدود 600 متر از اطراف خود بلندتر باشند را كوه مي نامند.كوه ها به سه شكل به وجود مي آيند:

بر اثر چين خوردگي سطح زمين.
بر اثر فرسايش.
بر اثر فعاليت هاي آتشفشاني.

You can see links before reply

گُرده (Arête - Flank)
يال هايي كه شيب آن ها زياد بوده و بيشتر از مناطق سنگي و صخره اي تشكيل شده باشد،گُرده ناميده مي شود.
You can see links before reply

صخره (Rock)
به سنگ هاي يك پارچه و بزرگ را كه بتوان حداكثر با يك طول طناب صعود نمود صخره مي گويند.
You can see links before reply

ديواره (Wall)
ديواره يا پرتگاه به مناطقي گفته مي شود كه داراي سنگ هاي يكپارچه با شيب زياد بوده و براي صعود آن به بيش از يك طول طناب نياز باشد.
You can see links before reply

قُلِّه (Summit, Peak, Top)
بلندترين نقطة هر كوه را قله مي نامند. ممكن است در بالاي برخي از كوهها دو يا چند قله هم ارتفاع وجود داشته باشد . در كوه هايي كه در رأس آن دو يا چند قله ي هم ارتفاع وجود دارد، قله بلندتر را قله ي اصلي و قله هاي كوتاه تر را قله ها ي فرعي مي نامند.
You can see links before reply

تپه (Hill)
به ارتفاعات كمتر از 600 متر نسبت به زمين هاي مجاور تپه گفته مي شود.
You can see links before reply

يال (Ridge)
محل برخورد دو دامنه ي شيب دار را در بالاترين نقطه ي تماس يال مي نامند.
You can see links before reply

خط الرأس (Divide)
به خط اصلي و بلندترين يال بين دو قله كه محل تقسيم آب باران باشد،خط الرأس گفته مي شود . واژه ي فارسي معادل آن آب پخشان است. خط الرأس اصلي محل تقسيم دو حوزه ي آب ريز جداگانه است. در حالي كه خط الرأس فرعي با اين كه محل تقسيم آب است، اما آب هاي سرازير شده از هر دو قسمت آن به يك حوضه ي آب ريز ريخته مي شوند.
You can see links before reply

دره (Valley)
محل برخورد دو دامنه شيب دار.
You can see links before reply

خط القَعر (Thalweg(DE), Valley Line (EN))
ژرف ترين نقاط بستر يك رودخانه يا دره را خط القعر می نامند.

گردنه (Pass)
پايين ترين نقطه تماس بين خط الرأس هاي دو كوه را گردنه می نامند .در دو طرف گردنه معمولاً دو دره از طرفين كوه سرازير مي شوند، در نتيجه گردنه شكلي شبيه به زين اسب دارد.
You can see links before reply

fumed
28-05-2011, 11:55 PM
يخ (Ice )
شكل جامد آب با تراكم تقريبي0.9گرم در هر سانتيمتر مكعب به گونه اي كه روي آب شناور مي ماند . يخ همچنين به شكل بلورهاي كوچك مانند برف ( Snow)، تگرگ و یخ بندان (Frost) به وجود می آيد.


برف (Snow)
بخار آب موجود در درجه هاي زير صفر به شكل بلورهاي يخ با ساختاري ظريف و پر مانند تشكيل مي شوند به نام برف .برف ممكن است به شكل بلورهاي منفرد يا به صورت تكه هاي بزرگ كه از طريق اختلاط تعداد زيادي بلور ايجاد شده بارش كند.


نقاب (Cornice)
توده اي برفي كه بر اثر وزش باد از بالاي بخشاب( خط الراس) يا يال جلوتر آمده باشد.
You can see links before reply

پل برفي (Snow Bridge)
پل يا قوسي از برف و يخ معمولا در سطح يخچال تشكيل مي شود. خطر ناك بودن بعضي از آن ها ممكن است به اندازه يك تله برفي باشد.
You can see links before reply

برف گيج (White-out)
حالتي از گيجي كه به علت ريزش شديد يا پوشش كامل برف همراه با توفان به انسان دست مي دهد و انسان نمي تواند جهت را به درستي تشخيص دهد.


برف چال / پهنه برف (Snow field)
چاله هاي كم عمق در نواحي كوهستاني و سرزمين هاي پرفراز كه برف در آن انباشته شده و داراي سطحي تقريبا هموار هستند.
You can see links before reply

يخرفت (Moraine)
خرده سنگ و مواد ديگري كه بر اثر عمل يخچال هاي طبيعي بر جاي مي ماند را يخرفت گويند .يخرفت به گونه هاي كناري – مياني – زميني و پايانه اي( پيشاني ) تقسيم مي شود.
You can see links before reply

يخچال (Glacier)
رودخانه اي از توده يخ(گاهي به ضخامت 300 متر) كه از برف انباشته مي شود. در سطح شيب دار بالاي كوه ها يا گودال ها به وجود مي آيد.وزن برف باعث مي شود تراكم اين توده زياد شود و به سوي دره هاي پايين تر به آرامي حركت كند. سرعت آن از چند سانتيمتر تا چند متر در روز متغير است .حركت يخچال بر روي زمين هاي ناصاف باعث به وجود آمدن شكاف هاي عميق يا عوارضي چون يخشار و برج يخي روي سطح يخچال مي شود.
You can see links before reply

شكاف يخچالي (Crevasse)
شكافي عميق در سطح يخچال كه به سبب فشار داخلي يخچال به جلو پيشروي مي كند.شكاف يخچالي يكي از خطر ناك ترين خطرات در كوهنوردي است.بعضي از آن ها بوسيله پل برفي يا تله برفي پنهان مي شوند.
You can see links before reply

يخ چاك (Bergschrund)
فضايي گشاده بين ديواره ي سنگي و يخچال . اين فضاي گشاده وقتي به وجود مي آيد كه يخ و برف موجود در يك سيرك يخچالي به طرف جلو به حركت در آمده و مواد آن از ديواره سيرك جدا مي گردد. اين فضاها براي حركت كوهنوردان اشكال ايجاد مي كند. پاي ديواره علم كوه و يخچال اسپيلت نمونه هاي يخ چاك در ايران است.
You can see links before reply
You can see links before reply

تله برفي (Snow Trap)
برفي ناپايدار و كم ضخامت كه روي شكاف هاي برفي – تنوده هاي يخچالي را پوشانده و در صورت گام نهادن بر روي آن مي شكند.