PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چه کنیم؟



fumed
16-05-2011, 11:28 PM
سلام به همه دوستان
اینبار ازتون اجازه می خوام تلخ بنویسم.
عیسی میرشکاری مرد. تو برنامه صعود به ماناسلو. از این ساده تر؟. مرد از بس که جان ندارد!
You can see links before reply
به همین سادگی. عین محمد اوراز، عین مقبل هنرپژوه، عین سامان نعمتی، عین خیلیای دیگه.خیلی راحت یه هیمالیانورد جوون دیگه از بین ما رفت.
چیکار کنیم؟
چیکار کنیم که ورزش ما مدال نداره؟ المپیک نداره؟ جام جهانی نداره و پخش مستقیم نداره تا هزار جور بانک و چیپس و پفک رو لابلاش با زیرنویس و رونویس تبلیغ کرد؟
چیکار کنیم که هیچ کدوم از ورزش کارهای رشته ما سوار ماشین چند صد میلیونی نیستند و دغدغه هاشون روی جلد مجلات زرد ول نیست و توی خودشون میریزن و دم نمیزنن؟
چیکار کنیم که ورزشکارهای هم رشته اکثرا بدون حمایت با هزینه خودشون میرن تا پرچم ایران رو بالا ببرند؟
You can see links before reply
چیکار کنیم که عبور یه توپ از یه خط چند سانتی متری تو لیگ دسته چندم ما از صعود برون مرزی کوهنوردها بازتابش بیشتره؟
چیکار کنیم اگه تو ورزش ما که امداد و نجات خیلی مبحث مهمیه کوهنورد ما دچار مرگ مغزی یا ادم مغزی با سکته مغزی می شه (جالبه که هنوز معلوم نیست کدوم یکی بوده)؟ چیکار کنیم اگه هنوز نفهمیدیم پزشک تیم کجا بوده؟
چیکار کنیم وقتی بعد حادثه هنوز شرح ماوقع معلوم نیست؟ حتی معلوم نیست فوت قبل صعود تو بارگاه چهارم بوده یا بعد صعود؟
چیکار کنیم اگه مسئولین امر میگن: " او به دلیل وضعیت نامطلوب جسمانی، از اعزام به ماناسلو منع شده بود".
You can see links before reply
چیکار کنیم اگه مینیسک پای فلان بازیکن فلان ورزش آخ میشد زمین و زمان به هم می اومد؟
چیکار کنیم ورزشکارای رشته های فلان و فلان روانشناس دارن تا یهویی خدای نکرده آب تو دلشون تکون نخوره اما رشته ما اینقدر اعتبار نداره تا جسد کوهنوردش 20 روز توی غربت نمونه و خونوادش 20 روز چشم انتظار دیدن پیکر عزیزشون نباشن؟
دوستان شوخی نمی کنم! 20 روزه جسد عیسی میرشکاری تو نپال تو سردخونه مونده تا هزینه انتقالش تامین بشه! ( بعد از این همه گریه طنز تلخ خندیدن نداره؟)
چیکار کنیم؟ ...
چیکار می تونیم بکنیم اصلا به جز غصه خوردن؟
چیکار می تونیم بکنیم به جز اینکه بگیم:
You can see links before reply
یاد و نام عیسی میرشکاری کوهنورد ایرانی را همیشه در دلهامون زنده نگه می داریم.
عکس ها از : کوه نیوز
خوش باشید:53:

donkishot
17-05-2011, 02:07 PM
من نه اين شخص رو ميشناختم و نه اينكه چيزي شنيده بودم
فقط ميتونم بگم خيلي متاسفم

از اين ديد نگاه كنيم
جونشو در راه عشقش از دست داد و اين با ارزشه
روحش شاد و راهش پر رهرو باد

2236
17-05-2011, 05:35 PM
با سلام
من خيلي از دين اين تصاوير و خبر نارحت شدم اميدوارم خداوند به خانواده اش صبر بده همه مطالب شما هم درست ولي چه كنيم جزء اين كه براي اين عزيز از دست رفته طلب آمرزش بكنيم و فاتحه اي براي شادي روحش بخوانيم اميد وارم كه هيچ وقت شاهد اين طور اتفاقاي براي هيچ يك از هموطنامون نباشيم .

Dr Ernesto
17-05-2011, 05:39 PM
خیلی متاسف و متاثر شدم.
امیدوار نیستم که تکرار نشه چون می دونم که باز هم تکرار میشه ولی از خدا میخوام که تکرار نشه
یاد محمد اوراز میافتم.
یاد عباس جعفری میافتم
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

دلوار
18-05-2011, 08:57 AM
خیلی متاسف و متاثر شدم.
امیدوار نیستم که تکرار نشه چون می دونم که باز هم تکرار میشه ولی از خدا میخوام که تکرار نشه
یاد محمد اوراز میافتم.
یاد عباس جعفری میافتم
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز



بیادش.........
حرفی از تو
ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم،خاکسترم آتش گرفت

چشم وا کردم ،سکوتم آب شد
چشم بستم،بسترم آتش گرفت

در زدم،کس این قفس را وا نکرد
پر زدم،بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان
دستهایم،دفترم آتش گرفت
"قیصر امین پور"
مازنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

fumed
22-05-2011, 12:41 AM
سلام به همه دوستان
پیکر عیسی میر شکاری کوهنورد 24ساله جیرفتی بعد از گذشت 24روز از ارتفاعات نپال به زادگاهش بازگشت و تشییع شد.
You can see links before reply
به گزارش خبرنگار مهر، صبح شنبه پیکر کوهنورد 24ساله کرمانی و عضو تیم ملی کوهنوردی در کرمان تشیع و برای دفن به زادگاهش جیرفت فرستاده شد.
عیسی میرشکاری که برای صعود به قله بالای هشت هزارمتری مونسلو نپال در قالب یک گروه 11نفره از زنجان و اراک به همراهی دو پزشک از ایران به این کشور اعزام شده بود ، بعداز صعود در بازگشت بین دو کمپ یک و دو دچار کمبود اکسیژن و ایست مغزی شد و درگذشت.
حمید مشایخی یکی از دوستان وی که 9 سال است با میرشکاری همنورد است، گفت: قبل از این میرشکاری به دو قله بالای هفت هزار و 500 متری در افغانستان و چین صعود کرده بود.
مشایخی افزود: میرشکاری کوهنوردی بود که 12سال و به صورت مداوم کوهنوردی می کرد وتمامی ارتفاعات داخلی را صعود کرده بود واخیرا ارتفاعات ترکیه و چین و افغانستان را پیموده و چهار سال نیز عضو تیم ملی کوهنوردی ایران بود.
وی درباره علت تاخیر در انتقال جنازه میرشکاری گفت: مسئولین به رغم تلاشی که کردند نتوانستند پول انتقال جسد وی را از نپال بپردازند درنتیجه با همکاری کوهنوردان جیرفتی و هئیت شهرستان جیرفت مبلغ 20میلیون تومان رااز افراد مختلف قرض گرفتیم و به کشور نپال پرداختیم.
مشایخی یادآورشد: هنوز با شرکت هایی که با گروه انتقال پیکر وی همکاری کرده و ترتیب انتقال وی را داده بودند تسویه حساب نشده است.
وی افزود: علی رغم تلاش های انجام شده بدن وی چهار روز در ارتفاعات بوده و بعد از 20 روز به ایران بازگشت و امروز 24 روز از درگذشت وی می گذرد.
سید عابد معینی زاده پسرخاله مرحوم میرشکاری نیز گفت: براساس شنیده ها یک گروه آلمانی ترتیب انتقال پیکر وی را از ارتفاعات به پایین داده است.
وی با اشاره به مقام و مدال های کسب شده توسط عیسی میرشکاری گفت: علت مرگ وی را سقوط بهمن روی چادرهایشان عنوان کرده اند که در اثر همین امر ایست مغزی پیدا کرده است.
عصر امروز پیکر این کوهنورد ملی پوش جیرفتی در قطعه شهدای کوهستان گلزار شهدای جیرفت به خاک سپرده می شود.

پی نوشت: چه کنیم؟:2::17:

خبر: خبرگزاری مهر
عکس: ایرنا

JackLondon
22-05-2011, 07:05 AM
میدونبی بیشتر از چی لجم میگیره؟؟....از فدراسیون که اعلام میکنه چون مجوز برون مرزی از ما نگرفته بود ما مسئولیتی نداریم...اصلا به ما ارتباطی نداره....اما حالا میایم و مکاتبه میکنیم که جسد رو بیارن پایین......یعنی یه منت هم میذاره.....:102::29::14::14:

2236
22-05-2011, 05:15 PM
احساس سوختن به تماشا نمي شود
آتش بگير تا كه بداني چه مي كشم
خيلي معني داره اگه يك كم فكر كنيم و خودمون رو جاي خانواده اين عزيز قرار بديم .
روحش شاد و يادش گرامي :55::55::53::53:

fumed
30-05-2011, 11:44 PM
حسين بهمنيار: فدراسيون کوهنوردي هيچ حمايتي از من نکرد

۱۶ فروردين ۱۳۹۰ ايران را به قصد کشور نپال و صعود به قله ۸۵۱۶ متري لوتسه ترک کرد. لحظه وداع خانواده اش نگران بودند و اين را مي شد به راحتي از چشمان مضطرب و دلتنگشان متوجه شد. آخر بيش از ۵۰ روز زمان براي نديدن مدت کمي نبود ولي براي کسب اين افتخار همه تحمل کردند. تحقيق کمي در مورد ويژگي هاي قله لوتسه نشان مي دهد که از نظر درجه سختي مسير نخستين قله دنياست و همين نام پرخطر بر اين قله نشان دهنده سفر پرخطر براي اين کوهنورد استان که تنها نماينده کشورمان نيز بوده است. به هر حال «بهمنيار» رفت و با احساس و اراده محکم خود، قله سرد و يخي لوتسه را فتح کرد.
You can see links before reply
صعود به لوتسه سخت و در عين حال شيرين بوده؛ اين را از گفته هاي «حسين بهمنيار» مي شود متوجه شد که با وجود خستگي اين تلاشگر صبور و پرانرژي پاسخگوي سوالات خراسان شمالي شد. اميدواريم مسئولان اين صعود پرافتخار را فراموش نکنند و تقدير شايسته اي براي قدرداني از همت اين کوهنورد که خود رئيس هيئت کوهنوردي خراسان شمالي است هم به عمل آورند.

* از لوتسه بگوييد که از ابتدا چگونه شد که صعود آن را در برنامه خود قرار داديد؟
بعد از برنامه صعود به ۲ قله بالاي ۷ هزار مترقصد صعود به قله لوتسه را داشتم به خصوص بعد از صعود سختي که به قله خان تانگري داشتم روحيه صعود بالاي ۸ هزار متر در وجودم تقويت شد و ابتدا قله چواير را انتخاب کردم که متاسفانه براي صعود به ايراني ها مجوز نمي دادند و به همين دليل به فکر صعود به اورست بودم که به علت هزينه بالاي صعود که نزديک به ۴۰ ميليون تومان مي شد نتوانستم براي آن برنامه ريزي کنم. در نهايت لوتسه را که کنار اورست بود برگزيدم چرا که يکي از فني ترين قله هاي دنيا بود و مي دانستم از اين صعود فني و سخت لذت خواهم برد. ضمن اين که شرايط صعود به لوتسه هم از لحاظ شيب زياد، دهليز شبيه به خان تانگري بود و البته عبور از يخچال خومبو نيز آرزوي هر کوهنوردي بود که توانستم با انتخاب لوتسه به اين مهم دست پيدا کنم، اين را هم بگويم که از ايران فقط يک بار تيم ملي ايران به اين قله صعود کرده بود و بعد از آن تيم، من تنها فردي بودم که البته به طور انفرادي صعود کردم.

اول تشکر از حاميان مالي و معنوي ام
* در مورد زمان حرکت و زمان بندي صعود هم بگوييد؟
در جواب سوال شما، ۱۶ فروردين از ايران پرواز داشتم که به کاتماندو رسيدم و ۳ روز کارهاي اداري را انجام دادم. ۳ روز در منطقه بودم و ۷ روز را هم تا بيس کمپ پيمودم. از ۲۶ فروردين هم صعود اصلي خود را شروع کردم که ۴ کمپ داشتيم که بارگذاري ها، برقراري کمپ ها و نصب طناب ثابت انجام شد. ۲۶ ارديبهشت هم صعود نهايي را شروع کردم که ۲۹ ارديبهشت ساعت ۳ و ۴۵ دقيقه بعد از ظهر روي قله بودم. البته با توجه به اين که صعود من انفرادي بود و نصب طناب ثابت مقدور نبود از کمپ ۴ به بعد طناب ثابت نصب نشده بود و به همين علت با اين که ۲ صبح اقدام به صعود کرده بودم دوباره به کمپ ۴ برگشتم و با حمل طناب ثابت ادامه صعود را به همراه يک کوهنورد آمريکايي و فرانسوي پي گرفتم که موفق به نصب طناب ثابت شدم و سرانجام صعود کردم. نخستين صعود کننده به قله هم بوديم که البته چون طناب ثابت را نصب کرديم کار براي ديگر گروه ها راحت تر شد. توضيحي هم در مورد زمان صعود بدهم که با توجه به شرايط هوايي قله لوتسه و اورست به طور معمول ساعت ۱۲ ظهر به بعد کسي براي صعود به قله لوتسه تلاش نمي کند و شرپايي هم که همراه من بود در آن ساعت حاضر به همراهي من نبود ولي من تصميمم را گرفته بودم و صعود کردم که چيزي شبيه معجزه برايم بود چون از ساعت ۱۲ به بعد در ارتفاع بيش از ۸ هزار متر برف و بوران است.

مرگ و سرمازدگي
* مصدوميتي هم بين گروه هاي ديگر وجود داشت؟
بله، يک ژاپني به علت فشار هوا مرگ مغزي شده بود و روز بعد از من، اسپانيايي ها صعود کردند که سرمازده شدند و مصدوميت هاي جدي مثل قطع عضو داشتند البته قرار بود تيم ۳ نفره اسپانيا که با من در حال صعود بودند به کمپ ۴ بيايند ولي تصميم بر اين شد که من به کمپ ۴ بروم و در ارتفاع ۷۹۰۰ متر در شيب ۶۰ درجه چادر زدم که چادر زدنم ۲ ساعت طول کشيد اما خيلي سخت و پر زحمت بود و من صعودم را انجام دادم و بعد از من اسپانيايي ها در آن چادر ماندند.

۵ بار تلاش
* چند بار براي صعود اقدام کرديد؟
۵ بار براي صعود تلاش کردم که هر بار به مشکلي برمي خوردم؛ يک بار طناب ثابت نبود، يک روز ماسک اکسيژنم ناپديد شد که متوجه شدم شرپاي يکي ديگر از کوهنوردان ماسک مرا برداشته و به اورست برده است که به واقع روحيه من به شدت ضعيف شد و مانده بودم چه کنم که شرپاي همراهم تمام کمپ را جست وجو کرد تا براي من ماسکي پيدا کرد که نياز به تعمير داشت و من هم درستش کردم ولي باز هم طناب ثابت نبود و نتوانستم صعود کنم ولي سرانجام خودم دست به کار شدم و با نصب طناب ثابت صعود را انجام دادم.

* از کدام کشورها در اين صعود حضور داشتند؟
از فرانسه، آمريکا، چکسلواکي، اسپانيا، روسيه، هند، مکزيک، آرژانتين، انگلستان، کره، ژاپن و نپال بودند که در کل ۲۰۰ نفر بوديم انفرادي هم افراد محدودي آمده بودند که من هم جز آن ها بودم.

حرف اول را در هيماليانوردي پول مي زند
* امکانات چقدر تأثير بر صعود دارد؟
صد در صد تأثير دارد چرا که حرف اول را در هيماليانوردي پول مي زند شرپاي خوب داشته باشي پول خوب مي خواهد بعضي ها هم که چندين شرپا داشتند و برايشان طناب ثابت ها را نصب مي کردند. تيم ها از خدمات اينترنت و تغذيه خوب برخوردار بودند.

* سختي هاي اين صعود چه بود؟
کوهنورد ۵۰ روز تلاش مي کند و ممکن است که حتي صعود هم نکند ولي باور کنيد آن تلاش ارزش صعود را داشته است، وقتي براي آب خوردن معمولي بايد دو ساعت تحمل کني که برف آب کني، وقتي تنهايي تنهاترت مي‌کند و همه اين ها مشکلات صعود است که ديده نمي شود و همه به اين فکر مي کنند که صعود سختي بود يا نه در حالي که سختي هاي مسير صعود هيچ وقت به چشم نمي آيد در حالي که مهم تر است. فکر کنيد من ۵ بار تا پاي صعود رفتم و برگشتم، تنها بودم و نياز به روحيه داشتم ولي شرپاي من روحيه برعکس مي داد که خطرناک است و نرويم ولي من بر بي انگيز گي ام غلبه کردم و رفتم. هر ورزشکاري از حمايت مربي برخوردار است که مي خواهد در نهايت ۲ ساعت مبارزه کند ولي کوهنورد ۵۰ روز تنها مبارزه مي کند و هيچ عامل روحيه تازه اي هم ندارد. من ۷ روز به دليل شرايط بد آب و هوايي نتوانستم صعود کنم و اين روحيه هر ورزشکاري را پايين مي آورد.

*چند روز براي صعود پيش بيني کرده بوديد و چند روزه انجام شد؟
۴۵ روز زمان پيش بيني من بود که به علت شرايط جوي و مشکلاتي که پيش آمد ۵۲ روز طول کشيد.

* صعود شما بالاخره مدال طلا بود يا نقره؟
اين صعود مدال طلاي جهان بود که البته اين درجه بندي توسط سازمان تربيت بدني انجام شده که قله ۷۰۰۰ تا ۷۵۰۰ متر برنز، قله هاي ۸۰۰۰ تا ۸۵۰۰ نقره و ۸۵۰۰ تا ۸۸۰۰ متر طلاست.
البته به نظر من اين که کوهنورد از کدام جبهه کوه صعود مي کند و با چه امکاناتي صعود مي کند براي ارزيابي نوع مدال مهم تر است و اين نوع معيار مدال ها فقط در ايران است و کشورهاي ديگر برايشان مدال مهم نيست ولي جالب است که بي نهايت از کوهنوردي حمايت مي کنند. به نظر من صعود به هر قله اي براي قوي ترين آدم هم ريسک است. چون در همين صعود فردي بود از اسپانيا که ۱۲ صعود بالاي ۸ هزار متر داشت ولي در اين صعود سرمازده شد و من که از همه بي تجربه تر بودم نخستين ايراني صعود کننده بودم.

حمايت باشد اورست مي روم
* برنامه صعود به اورست را داريد؟
در استان ما توانايي کوهنوردي بسيار زياد است ولي بايد حمايت شود چون اگر حمايت نشود من ديگر صعود نمي کنم، چون ديگر پولي ندارم، حتي ۸ ميليون تومان وام گرفتم و در نهايت ۱۰ ميليون تومان خودم هزينه کردم.

دلم تنگ مي شد تک مي زدم
* خانواده چه نقشي در اين صعود داشتند؟
در اين صعود درست است که به ظاهر تنها بازيکن بودم ولي خانواده و دوستان نقش خيلي مهمي داشتند، حاميان مالي ام که در حقيقت دوستان من هستند عاملان صعود به قله بودند. خدا را شکر که در بيس کمپ تلفن همراه آنتن داشت و منتظر تلفن خانواده ام بودم و حتي گاهي که خيلي دلتنگ مي شدم به همسرم تک زنگ مي زدم تا تماس بگيرد و صدايش را بشنوم و به واقع همسرم همراهم بود.

* از زمان صعود بگوييد؟
وقتي به قله صعود کردم گوشي ام را خاموش کردم و برايم جالب بود که همان شب رئيس اداره تربيت بدني بجنورد «عباس شاهي» شماره آشپز را پيدا کرده بود و با من تماس گرفت و به واقع به من روحيه عجيبي داد و همان وقت با آقاي داورزني مدير کل تربيت بدني خراسان شمالي هم تماس گرفتم که از صداي پر انرژي و خوشحالش انرژي گرفتم که ممنونم جالب تر اين که با يکي از دوستان تماس گرفتم که بسيار سرد با من صحبت کرد و فقط گفت مبارک باشد و قطع کرد ولي در عين حال از ۲ گروه هم ممنونم.

*حمايت فدراسيون کوهنوردي از رئيس هيئت کوهنوردي خراسان شمالي چطور بود؟
فدراسيون کوهنوردي هيچ حمايتي از من نکرد.

خود درماني کردم
* چه تعداد تيم پزشکي در محل حضور داشت؟
۲ تيم پزشکي بود که پول استفاده از آن را نداشتم. دفترچه هاي درماني هم هيچ اعتباري آن جا نداشت و اگر خداي نکرده اتفاقي براي مان مي افتاد هزينه درمان نداشتيم که البته يک بار هم سرماخوردگي شديدي پيدا کردم که خود درماني کردم چون دکتر پول خيلي زيادي مي خواست!
کوهنوردان ايراني با انگيزه هستند ولي توانايي مالي شان پايين است. و فقط نيازمند حمايت هستند.

* خاطره خوب و بد صعود؟
خاطره بد ديدن مرگ کوهنورد آمريکايي در کمپ ۳ بود و خاطره خوبم صعود پر زحمتم به قله بود.

مسئولان فراموش نکنند
حرف آخر؟
مسئولان بيشتر حمايت کنند، صعودهاي خان تانگري و لنين يک حرکت موجي بود و خيلي زود تلاش هاي کوهنوردان کم رنگ شد اما اميدوارم اين بار از نگاه مسئولان فراموش نشويم و اين عنوان را از ياد نبرند. ضمن اين که از مردم خوب خراسان شمالي و کوهنوردان عزيز استان ممنونم چرا که دعاهاي آن ها در اين صعود همراهم بود.

منبع: خراسان نیوز
پی نوشت: به بحث تامین مالی و خود درمانی توجه کردید دوستان؟:2:
چه کنیم؟!!!
خوش باشید:53:

fumed
18-09-2011, 01:52 PM
«حسین مقدم» کوه‌نورد زنجانی، پس از حدود ۴ ماه از صعود به "ماناسلو"؛ گزارشی از آن‌چه از ابتدا تا انتهای این برنامه رخ داده است را از زاویه‌ی دید و نظر خودش در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرده که حاوی نکات قابل توجهی است.

10382
«حسین مقدم»: ... لازم به ذکر می دانم هر کسی که راجع به "میرشکاری" نوشت و به مسئله هم‌چون افتادن لیوانی از روی میز نگاه کرد، ندانسته به درد های مادری نمک پاشید که هر روز از موهای سرش یکی سفید می شد و در آرزوی دیدن پیکر پسرش بود که هر کسی متنی برایش ترجمه می‌کرد!


متن کامل گزارش حسین مقدم را در اینجا بخوانید.
(You can see links before reply)
پی نوشت: از لابه لای این گزارش هم میشه زیبایی های این ورزش رو (مثل همکاری، نوعدوستی، احترام متقابل و ...) رو دید و هم همزمان به آسیب های این ورزش مثل (بی نظمی، خودخواهی، تکبر و ...) که از جانب برخی افراد حاضر در برنامه بروز می کنه نیم نگاهی داشت.
خوش باشید :53:

golbahar
18-09-2011, 08:16 PM
از شما fumed به خاطر این توجهتون متشکرم و از قلم آقای حسین مقدم هم بسیار منونم .

به نظر میاد ایشون بسیار عالی و بی طرفانه به ماجرا نگاه کردند .

فقط چند تا سوال و چند نکته ی تاسف بار به نظرم رسید :

- از 13 سالگی که کوهنوردی رو شروع کردم از پدرم شنیدم و هی شنیدم و در ذهنم حک شد که اول نظم و بعد مسئولیت پذیری در کوهنوردی اهمیت داره و در کنار همه ی نکات مهم دیگر بدون ذکر هیچ الویتی بی برو برگرد همیشه باید توجه کوهنورد به اصول اخلاقی باشه اصولی که در اونها مدام دوری از تکبر تکرار میشه و یاری رسوندن به همراهت .

نمی دونم اما شاید افتخار اینکه یه فرد از صعود بالای 8000 زنده برگرده بیشتر از این باشه که کل تیم موفق به صعود نشه و همه زنده برگردند !

- باز هم همیشه شنیدیم خدای کوهنورد باید سرپرست برنامه باشه و حرف اول و آخر رو باید او بزنه ، اما اینکه سرپرست ها در حد و اندازه ی این خدایی هستند یا نه هم داستانی است همیشه ، یا شاید ما همیشه خومون می خواهیم خدایی کنیم .

- و نکته ی دیگر اینکه مشکلاتی از این دست ( مثال این خاطراتی که از برنامه ها ی هیمالیا و غیره می شنویم ) رو ما همیشه در تیم هامون شاهدیم ، فرقی نداره صعود دماونده یا اشترانکوه یا قله ی دارآباد ، همین ناسازگاری ها رخ می ده ، گیرم در صعود های یکی دو روزه کمتر کسی میمیره تا بخواهیم خیلی روش دقیق بشیم که مشکل کار کجاست .

- در آخر آیا باید به عنوان یک خانم یا یک زن از اینکه چنین نکاتی رو در مورد فردی به نام پروانه کاظمی می شنویم متاسف باشم ، یا اینکه به یک خانوم هیمالیا نورد اعتماد بیشتری کنم و امیدوار باشم که طبق معمول آقایون در مورد رفتار ایشون اغراق کردند ؟ ؟ ؟


با همه ی این چیزهایی که به ذهنم رسید و گفتم باز هم بر می گردم به جمله ی خوب آقای حسین مقدم که دائم در نوشته اش تکرار میکنه یادمان باشد این برنامه که ما از آن حرف میزنیم وادی هشت هزار متری هاست برنامه پیک نیک نبوده است ،بله درسته ، ما چیزی از این وادی تجربه نکردیم مطمئنا لیاقت هیچ قضاوتی رو نداریم .

به همه ی عزیزان و بزرگوارانی که تا امروز موفق به صعود به 8000 متری ها ( این قله هایی که ما حتی از شنیدن اسمشون مو به تنمون سیخ میشه) شده اند ، تبریک می گم و دست مریزاد ؛
و امیدوارم یاد همه ی اون بزرگمردان و شیر زنانی که در این راه از دست دادیم نیز همواره زنده باشه .