PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : کلیات بقا در طبیعت و غلبه بر مرگ ( زنده ماندن در شرایط سخت و survival )



adeleh
10-02-2011, 01:43 PM
پس از وقوع حادثه در وهله اول ناتوانی انسان کنونی برای نجات خود از این ناشی می شود که بروز خطر را حس نمی کند .انسان امروز ، آن حس ششمی را که غالبا محافظ افراد قبایل بدوی و ساکنان طبیعت است از دست داده است .آن حسی که از وقوع یک حادثه تهدید کننده از پیش خبر می دهد .
وقتی افرادی که هیچ گونه آمادگی جسمی و روحی ندارند در موقعیتهای یاس آور قرار می گیرند ، اغلب به علت بی تجربگی ، فقدان ابتکار ، ترس و ناامیدی ناشی از آن می میرند " .
تنها کسانی می تاونند در برابر بی آبی و گرمای بیابان سرما زدگی در کوه ، ماندن در زیر آوار زلزله و شرایط نظیر این را تحمل کنند که اطلاعات کافی داشته باشند و یا اینکه به غریزه شان کنند.

" هنر زنده ماندن قابل فراگیری است " .


( برگرفته از کتاب غلبه بر مرگ نوشته کریستیان تربست )

adeleh
10-02-2011, 02:12 PM
غلبه بر مرگ
1-سرگردانی در بیابان:
مهمترین عامل مرگ انسان در بیابان حرارات خورشید و مشکلات بوجود آمده در بدن به علت بی آبی است .
در محیطی با حرارت 32 درجه سانتی گراد از بین رفتن 25 درصد آب بدن موجب مرگ می شود . اما از دست رفتن 25 درصد آب بدن انسان حتی اگر حرارت محیط کم باشد موجب مرگ می شود .
هر چه انسان فعالیت جسمی بیشتری بکار برد برای جبران آبی که بدن در اثر تعریق از دست داده احتیاج به آب بیشتر دارد . معمولا در چنین شرایطی افراد دست به جیره بندی آب می زنند . اما تجربه نشان داده است که این کار هیچ گونه فایده ای ندارد .
انسان در حرارت خورشید حتی بدون انجام فعالیت جسمی به سه برابر آب بیشتر از زمانی که در سایه است احتیاج دارد .یک ضرب المثل در بین سربازان ارتش آمریکا وجود دارد و آن این است که : " در بیابان مبارزه نکن ، بلکه خود را با آن وفق بده " .
بهترین کار برای کسانی که در بیابان گم می شوند این است که روزها در سایه استراحت کرده و شبها راه بروند . بعضی گیاهان بیابان مثل کاکتوسها منابع خوبی برای تامین آب هستند .البته انواعی از آنها که شیره سفید رنگی دارند ،سمی هستند که باید در خوردنشان دقت کرد .
حیوانات هم می توانند آب لازم را در اختیار انسان بگذارند . مثل بعضی از انواع قورباغه ها که در پشت بدنشان آب جمع می کنند . یا مورچه هایی که آب را در شکمشان ذخیره می کنند . حلزونها نیز علاوه بر داشتن آب دارای پروتئینهای قابل جذبی هستند که می تواند باعث زنده ماندن انسان شود .
معمولا در بیابانها شبها هوا سرد می شود . این کار باعث بوجود آمدن شبنم می شود که می توان با استفاده از یک اسفنج آن را از روی ماشین لاشه هواپیما و یا سطح سنگها جمع آوری کرده و استفاده نمود .
تقریبا همه بیابانها نهر دارند و در این نهرها گاهی آب در کمتر از یک متری سطح خاک که کاملا خشک به نظر می رسد وجود دارد . این آب گاهی گل آلود است اما می شود با استفاده از یک پارچه آب را از گل جدا کرده و نوشید .
نکته مهم این است که آبی را که طعم صابون یا نمک دارد نباید نوشید .زیرا ممکن است سمی باشد .
اغلب کسانی که در بیابان گم شده اند وقتی که مسئله تهیه آب برایشان حل می شود ، سعی می کنند گرسنگی خود را حتی به طور نسبی رفع کنند .و معمولا بدون آشنایی با چگونگی قواعد بقا در بیابان عمل می کنند .بر طبق این قواعد شخصی که نتواند نیم لیتر در روز آب در دسترس داشته باشد باید از خوردن پرهیز کند .در صورتیکه جیره روزانه او برابر با 4 لیتر آب باشد می تواند موادی که دارای کربوهیدرات و چربی است ( یعنی میوه،شیرینی و بیسکوئیت ) بخورد اما باید از خوردن ماهی ، گوشت، لوبیا و پنیر پرهیز کند .این مواد غذایی حاوی پروتئین برای هضم احتیاج به آب دارند و اگر آب مورد لزوم مصرف نشود باید آب بافتهای بدن آن را تامین کند .
معمولا در بیابان (که چیزی درآن نمی روید) ، یافتن غذا به اندازه جستجوی آب مشکل است .اما در حاشیه کویر یا در مناطقی که کمی گیاه می روید ، یافتن چیزی برای خوردن آسانتر است .
بسیاری از نجات یافتگان از گوشت حیواناتی که به آبشخورها می رفتند تغذیه کرده و آنها را خام خورده اند .حتی میتوان گوشت آنها را تا مدتها سالم نگاه داشت زیرا در بیابان عمل تجزیه مواد آلی انجام نمی گیرد .بیشتر افراد مجبورند خود را به خوردنیهای ناخوشایندی راضی کنند .مارمولکها غذاهای قابل مصرفی هستند که پس از کندن پوستشان می توان آنها را خورد.همچنین لاک پشتها ، موش و موشهای صحرایی و حلزون.حشرات نظیر ملخها نیز منبع دیگری برای غذا هستند .
خشکی و گرمای زیاد تنها خطرات بیابان نیست .نور کور کننده خورشید می تواند در اثر انعکاس اشعه ماورا بنفش بر روی زمینهای ماسه ای نوعی کوری مشابه برف کوری ایجاد کند . برای مقابله با این نور تکه ای مقوا که در آن شکافی ایجاد شده ، اغلب می تواند به اندازه عینک آفتابی مفید باشد .
ماسه نیز یکی از مشکلات بیابان است .خصوصا در هنگام طوفان شن که وارد چشم و گوش و بینی و دهان می شود و مشکلات زیادی ایجاد می کند .در هنگام طوفان شن که گاهی ممکن است چندین روز طول بکشد بهترین راه خزیدن در سوراخی است که در ماسه ایجاد کرده و دو طرف آن را با سرپوشهای محکمی پوشانده ایم .
طوفانها اغلب با خالی کردن دره ها و افزودن به ارتفاع تپه ها و برعکس باعث تغییر منظره طبیعت می شوند .در نتیجه اگر پیش از طوفان هدفی را برای خود تعیین کرده باشید ، ممکن است پس از طوفان بدون داشتن قطب نما گم شوید . مگر اینکه از قبل مسیر خود را با قرار دادن سنگهایی به شکل پیکان معین کرده باشید .زیرا این پیکان شما را دوباره برروی مسیر درست قرار خواهد داد .
و آخرین نکات ضروری در بیابان این است که :
" تا وقتی که امیدی برای رسیدن گروههای امدادی وجود دارد ، هرگز پای پیاده از محل حادثه دور نشوید ."
" اگر ماشین و یا هواپیمای خود را ترک می کنید حتما یادداشتی مبنی بر تاریخ و مسیر حرکت خود بگذارید ."

Shahram
11-02-2011, 04:05 PM
غلبه بر مرگ
1-سرگردانی در بیابان:
...
" اگر ماشین و یا هواپیمای خود را ترک می کنید حتما یادداشتی مبنی بر تاریخ و مسیر حرکت خود بگذارید ."

ممنون بابت مطالب. ولی به نظر میاد خودتون تجربه شخصی ندارین. برخی مطالب محل بحثه :3: (مثل میزان آبی که می شه از دست داد و زنده موند - حرکت در شب - وجود نهر در همه بیایانها- تفاوت بیابان و کویر- نوشیدن آبی که از پارچه رد شده بدون جوشوندن (این جوشوندن خیلی مهمتر از زلالی آبه) - عدم تجزیه مواد عالی در بیابان)

adeleh
11-02-2011, 07:28 PM
ممنون بابت مطالب. ولی به نظر میاد خودتون تجربه شخصی ندارین. برخی مطالب محل بحثه :3: (مثل میزان آبی که می شه از دست داد و زنده موند - حرکت در شب - وجود نهر در همه بیایانها- تفاوت بیابان و کویر- نوشیدن آبی که از پارچه رد شده بدون جوشوندن (این جوشوندن خیلی مهمتر از زلالی آبه) - عدم تجزیه مواد عالی در بیابان)

راستشو بخواین من تاب حال توی بیابان یا کویر گم نشدم .:3:همونطور هم که آخر مطلبم نوشتم همه مطالب برگرفته از کتاب غلبه بر مرگ هست.
ولی شما اگه تجربشو دارید می تونید بگید تا بقیه استفاده کنن .

Shahram
11-02-2011, 09:58 PM
راستشو بخواین من تاب حال توی بیابان یا کویر گم نشدم .:3:همونطور هم که آخر مطلبم نوشتم همه مطالب برگرفته از کتاب غلبه بر مرگ هست.
ولی شما اگه تجربشو دارید می تونید بگید تا بقیه استفاده کنن .


من هم مثل شمام. اطلاعات زیادی ندارم ولی این مورد یکی از علاقمندیهای شخصی من و خیلیهای دیگه هست.

ولی به هر حال باید منطقی و قدم به قدم بریم جلو که خواننده هم بتونه مطالب مورد نیازش رو پیگیری کنه و در عمل هم به قیمت جونش تموم نشه. ماجرای Christopher McCandless (You can see links before reply)رو بخونید. یه فرد با معلومات و کتاب و ابزار کم که میره در دل طبیعت و سرنوشت دلخراشی رو پیدا می کنه. نکته مهم اینه که اینها رو عملا تمرین کنیم. اینکه اینجا نکات کاربردی رو بگیم خیلی مهمه.

پس پیشهاد اول اینکه قدم به قدم و تفکیک شده بریم جلو. و در شرایط عادی سعی کنیم تمرینشون کنیم.

چیزهایی که می دونم اینه و امیدوارم با کمک هم بیشترش کنیم . امیدوارم این همه تایپ به درد بخوره :3:

نکته اول نامگذاری این شاخه است. اون چیزی که مصطلحه بهش می گن "بقا در طبیعت" یا "زنده ماندن در شرایط سخت" یا survival. دوستانی که آموزششون در ارتش یه کم جدیتره همون آموزش عمومی این مبحث رو در یه فصل می خودنند و اونهایی که دوره کد مخصوص رو می خورند و یا اونهای که کادر هستند دوره هاشون بیشتر و جدیتره. در کشورهای دیگه دوره های آموزشی هم برای این کار وجود داره. در ایران به طور رسمی قبل از آنوبانینی کسی به این کار اقدام نکرده (البته گروههایی هستند که این کار رو انجام می دن). یادگیری اش چیز سختی نیست. خیلی از بچه های گروه کم و بیش تجربه شو دارند. بعد از جنگ های جهانی این آموزشها مهم شد و ارتش آمریکا یه عده رو بین بومی های جاهای مختلف فرستاد که تجربیات اونها رو جمع کنند که نتیجه اش همون منوال های نظامی شده که خیلی کاربردی اند.

خوب قدم بعدی اینه که چطور می شه در شرایط سخت زنده موند ؟

فکر کنم اول باید بفهمیم که تو شرایط سخت یا بقا هستیم یا نه ؟

مهمترین نکته اینه که نباید کارهای بدون فکر و انرژی تلف کن رو انجام بدیم. اول باید با واقع بینی موقعیت خودمون رو بسنجیم.

اگه راهتون رو گم کنید. اگه جایی بدون امکانات به شب بخورین اگه منابع آب و غدا تموم بشه اگه دچار سانحه شدین و از مراکز امداد فاصله دارین اگه دچار گزیدگی و یا حمله جانوران شدین و ... مواردی هستند که خطرناک تلقی می شن.

اگه تشخیص بدین که در چنین موقعیتی هستین به خاطر اظطراب آدرنالین خونتون بالا می ره که تا یه حدی خوبه ولی بیشترش مشکل سازه. سعی کنید آروم باشید و در مورد وضعیت فکر کنید. آیا راه حل سریع وجود داره که خارج بشین یا نه ؟ امکاناتتون که همراه دارین چیه ؟

در برخی موارد مجبور هستین که تا رسیدن کمک همون جا بمونین ولی در برخی حالات مجبور به حرکت هستین. به طور میانگین اگه شما وضعیتتون رو به کسی اطلاع داده باشین حدود سه روز باید طول می کشه تا پیداتون کنند. این عدد کاملا در شرایط مختلف فرق می کنه، ولی متوسطش همینه. پس باید بتونید معادل این مدت رو زنده بمونید.

چه بخوایین حرکت کنید و چه بخوایین یه جا بمونید شما نیازها و اولویتهای کلی دارین که اگه برآورده بشن زنده می مونین.

قاتلین طبیعت چی هستند ؟ سرما (Hypothermia) ، از دست دادن آب (Dehydration )، بی غذایی (Starvation) ، گرما زدگی و زخمها و سایر بیماریها. در ارتفاعات کمبود اکسیژن یا Hypoxia هم رخ می ده.

اولویت بستگی به شرایط داره اگه زخم یا آسیب داشته باشین درمان اون در اولویته که اوضاع وخیم تر نشه. بعد می رین سراغ اولویتهای عادی.

در بیشتر موارد اولویت اول جلوگیری از سرمازدگی هست. مهمترین چاره هم استفاده از پناهگاهه. اگه تونستین از پناهگاههای طبیعی (مثل غارها) استفاده کنید و گر نه باید بسازین. در مبحث پناهگاهها (You can see links before reply) یه سری مهم هاش لیست شدند. پناهگاه باید جلوی بارون و باد و جیوانات رو بگیره. هر محیطی هم پناهگاه خاص خودشو داره. جنگل و کویر و کوه و زمستون با هم فرق دارند. مهمترین عامل هم زیرسازیه. باید زیر رو تا حای ممکن عایق درست کنید. در تابستون پناهگاه اولویتش پایین تره.

بعد باید آتش روشن کنید. هم به جهت فکر و روانی و هم به خاطر گرما و هم برای از بین بردن میکروبهای آب و هم دورکردن حیوانات وحشی (البته مثل اینکه خرسها بیشتر کنجکاو می شن و میان نزدیک :106: ) و ... آتش مهمه. آتیش که روشن می شه اصلا من حالم خوب می شه و نگران نیستم :4:. واسه روشن کردن آتش هم روشهای اولیه وجود داره که تو این کتابهای بقا زیاد می گن ولی بهترین روش اونی هست که خودتون باهاش کار کردین. به جای چند روش یه روشو یاد بگیرین و همیشه استفاده کنید. من و خیلی های دیگه استفاده از آتش زنه یا همون سنگ چخماق مدرن رو ترجیح می دیم.

شما برای بقا باید یه کیت بقا همراتون باشه و کاملا شخصیه و هر کسی یه چیزی رو داخلش می ذاره ولی بدون شک آتش زنه یا چحماق یکی از مهمترین اجزای کیت بقا هست.

روشهای دیگه هم در بخش مربوط به آتش (You can see links before reply) گفته شده.

بعد باید به دنبال روشها تهیه آب باشین که این هم کاملا وابسته به محیطی هست که در اون هستین و واسه برخی محیطها از قسمت قبل هم مهمتره.

در مورد آب باید موردی بحث بشه ولی نکته مهم اینه که آبهای راکد و غیرچشمه باید جوشونده بشن تا باکتری نداشته باشن. اگه آب آلوده بخورین ممکنه دچار اسهال بشین که بیشتر شما رو به سمت کم آبی می بره.


کاکتوس رو من تو ایران ندیدم ولی در مورد اون باید احتیاط بشه واسه کویر روشهای دیگه ای هم داریم که بهتر از کاکتوسه. مثل همون چاله ای که تو عکسهای کلاس بقا می بینید و یا پلاستیک بستن به دور درختها که اینها دیگه روشهای نهایی هستند که تا جای ممکن شما رو زنده نگه دارن. اکثر کویرها رودخانه دائمی ندارن و ممکنه رودخانه فصلی داشته باشن که اون هم شوره و باید یه جوری نمکش رو کم کنید تا بشه خورد.



بعد اولویت بعدی غذا هست. که یا باید گیاهان رو بشناسید و از اونها استفاده کنید و یا بتونید شکار کنید که یه سری تله ساده می شه استفاده کرد (دوستان حامی محیط زیست معذرت می خوام ولی بسوزه پدر ناچاری :4:) از اکثر کرمها و عقرب (پس از کندن دمش) می شه به صورت خام تغذیه کرد. بقیه رو هم که می شه پخت و خورد. که باز این هم خودش یه داستانی و بستگی داره تو چه محیطی باشین. بعضی جاها



پس خیلی ساده باید گرم بمونیم و تشنگی و گرسنگی رو برطرف کنیم.



برای راحتی یه عده قانون سه تایی رو استفاده می کنند که شما بتونی اولویت بندی کنی که البته دقیق نیست و واسه دونستن اولویتهاست:



سه دقیقه بدون هوا



سه روز بدون آب



سه هفته بدون غذا



می شه زنده موند. ولی این زنده موندن به درد نمی خوره. اگه شما فعالیت داشته باشین که مسلما خواهین داشت این اعداد مخصوصا در مورد آب و غذا به شدت پایین میان یا در مورد محیطهای خاص مثل کویر و بیابان.



اینها می شه اولویتها ی زنده ماندن واسه زمانی که متوقف هستین. اگه بخوایین حرکت کنید اولویت دیگه ای میاد وسط. اون هم جهت یابی و پیمایش هست که اون هم روشهای زیادی داره. که تو بخش مربوطه (You can see links before reply) گفته شده.



در مورد حرکت هم چند نکته مهمه. یکی اینکه تو اکثر این آموزشها می گن مسیر رودخونه رو دنبال کنید تا تمدن. این روش کلاسیک و تقریبا یکی از اشتباه ترین کارهاست. من که هیچ وقت از این روش جواب نگرفتم. همیشه آخرش به یه دره ختم می شه که نمی شه ازش رد شد.



دوم حرکت در شب هست. یکی از مهمترین اصول بقا استراحت کافی هست. شما بدون خواب خوب کم کم هوشیاری رو از دست می دین. از اون گذشته حرکت شبانه در شب های بدون نور ماه و مخصوصا در کویر که پر از جانوران شب کاره کار عاقلانه ای نیست. دید شما به شدت کم و آسیب پذیری تون زیاده.



برای پیشگیری من همیشه کیت بقا رو همرام دارم و سعی کردم از ابزارهاش استفاده کنم تا روشش رو در خو وضعیت بقا یاد نگیرم. و در شرایط سخت پناهگاه --> آتش --> آب --> غذا و در همه شرایط مسیریابی برام مهمه. اگه چند تا گره مهم (You can see links before reply) و کمک ها اولیه (You can see links before reply) و ابرشناسی (You can see links before reply) و هواشناسی (You can see links before reply) و تکنینکهای آشپزی خاص (You can see links before reply) رو بلد باشین و کمی هم به ابزار سازی علامند باشین موقعیت بقا به یه موقعیت لذت بخش تبدیل می شه. مهترین نکته روانشناسی بقا هست. مثلا دو قایق متصل به هم بودند که یکی زنده مونده و یکی دیگه مرده. نتایج خوبی هم برای زندگی داره، مثلا یکی از مهمترین شعارهای بومیان استرالیا اینه که شما فقط با دانش زنده می مونید. این تجربه قبل از وقوع و آموزش هم بیشتر شما رو از نظر روانی شارژ می کنه. :3:



واسه ادامه هم پیشنهادم اینه که اگه رو کلیات به جمع بندی رسیدیم بریم سراغ موارد خاص. مثل بقا در کویر و بیابان و یا بقا در جنگل و... . یه سری مباحث ناقص هم تو بخش آموزشهای تخصصی داریم. مثل همین کیت بقا و یا روشهای تهیه آب و ... که دوست داشتم تکمیل شه ولی حسشو نداشتم. فقط دیگه از من انتظار نداشته باشین این همه تایپ کنم. :18::4:

adeleh
11-02-2011, 10:57 PM
احساس می کنم خیلی خیلی با عجله نوشتین !:3:
شما که شروع کردین ، حوصله به خرج بدین و مطالب رو مفصل تر بنویسید تا برای افرادی مثل من فهمش راحت تر باشه .مطلبی که من در بالا نقل قول کردم مربوط به گم شدن در بیابان ( کویر )بود .قصد داشتم خلاصه فصلهای بعدی کتاب رو هم بنویسم ولی منصرف شدم . به دلیل اهمیت موضوع و اینکه بعضی موارد این کتاب ممکنه در ایران کاربرد نداشته باشه . البته کسی چه می دونه شاید روزی من یا شما در صحرای آریزونا گم بشیم !:4: اونوقت مجبوریم از کاکتوسها استفاده کنیم .
بهر حال می خوام بدجنسی کنم و این کار رو محول کنم به شما :16:
اما یک نکته رو فراموش نکنید و اونهم در نظر گرفتن زمانی که انسان در شرایط اقلیمی مختلف ممکنه گم بشه و هیچ گونه امکاناتی هم همراه نداره .
ممنون .:1:

Shahram
12-02-2011, 01:32 PM
احساس می کنم خیلی خیلی با عجله نوشتین !:3:
شما که شروع کردین ، حوصله به خرج بدین و مطالب رو مفصل تر بنویسید تا برای افرادی مثل من فهمش راحت تر باشه .مطلبی که من در بالا نقل قول کردم مربوط به گم شدن در بیابان ( کویر )بود .قصد داشتم خلاصه فصلهای بعدی کتاب رو هم بنویسم ولی منصرف شدم . به دلیل اهمیت موضوع و اینکه بعضی موارد این کتاب ممکنه در ایران کاربرد نداشته باشه . البته کسی چه می دونه شاید روزی من یا شما در صحرای آریزونا گم بشیم !:4: اونوقت مجبوریم از کاکتوسها استفاده کنیم .
بهر حال می خوام بدجنسی کنم و این کار رو محول کنم به شما :16:
اما یک نکته رو فراموش نکنید و اونهم در نظر گرفتن زمانی که انسان در شرایط اقلیمی مختلف ممکنه گم بشه و هیچ گونه امکاناتی هم همراه نداره .
ممنون .:1:

آره عجله ای نوشتم. :4:
فکر کنم بالا به این پیشنهاد رسیدیم که ادامه بدیم قرار نشد بی خیال بشیم. اگه به من واگذار کنید می شه مثل این همه مدت که مطلبی نبود :9:
لطفا به این کار ادامه بدین ولی فقط به یه منبع متکی نباشین من و بقیه هم اگه حرفی یا بحثی داشتیم می زنیم :3: شاید آخرش یه چیز خوبی از توش دربیاد.
اینکه وقت می ذارین و خلاصه شده قرار می دین جای تقدیر داره :53:
حداقل امکاناتی که به من آرامش می ده به تقلید از این دوره های بقا یه چاقوی مناسب و قمقمه خودم :8: و یه آتش زنه است. از این کمتر خطر زیاد می شه. :42:
حواسم بود که مطلب رو واسه یکی از حالات نوشتین و می خوایین ادامه بدین. من هم فقط پررویی کردم یه توضیح کلی دادم.
همه کس چیزی برای یاد دادن دارند بی تعارف بگم خیلی وقتها من یه سری نکات مهم رو از دوستانی که اولین برنامه است میان بیرون یاد گرفتم :3:
قرار نشد سریع کنار بکشین. منتظر بقیه مطالبتون هستم، شما هم آمادگی بحثو داشته باشین. :3: این جوری می شه خوب یاد گرفت. :6:

adeleh
12-02-2011, 03:09 PM
همه کس چیزی برای یاد دادن دارند بی تعارف بگم خیلی وقتها من یه سری نکات مهم رو از دوستانی که اولین برنامه است میان بیرون یاد گرفتم :3:
قرار نشد سریع کنار بکشین. منتظر بقیه مطالبتون هستم، شما هم آمادگی بحثو داشته باشین. :3: این جوری می شه خوب یاد گرفت. :6:

نه خواهش می کنم . منظور من کنار کشیدن نبود .:3: فقط گفتم شاید منبعم معتبر نباشه و باعث گمراهی دوستان بشه . باشه من بازم مطالب کلی کتابو می نویسم و سعی می کنم منابع دیگه ای هم پیدا کنم .شما هم کمک کنید .:5:
ممنون.:1::53:

adeleh
13-02-2011, 03:45 PM
2- سرگردان در دریا ( قسمت اول) :

بازماندگان حادثه غرق شدن کشتی نیز مانند سرگردانان در بیابان از بی آبی و تشنگی در هراسند .اما شکنجه روحی آنان بیش از تشنگان بیابان است .زیرا به جای ماسه خشک ، از آب احاطه شده اند . ابی که قادر به نوشیدن آن نیستند .که نوشیدن آن حتی به مقدار کم زندگیشان را به مخاطره می اندازد .در نتیجه در دو جهت باید به مبارزه بپردازند .خطرات طبیعت و دیگری وسوسه نوشیدن آب دریا .که اگر راهی برای رفع تشنگی پیدا نکنند ، بالاخره تسلیم وسوسه می شوند .معمولا قبل از رضایت به نوشیدن آب دریا آخرین کاری که تشنه های دریا به آن متوسل می شوند ، نوشیدن ادرار خود و یا حتی نوشیدن خون یک همراه مرده:31::13:است !!!
پس از نوشیدن آ ب شور، تشنگی افزایش می یابد و فرد سعی می کند برای رفع عطش خود بازهم از آب شور بنوشد و آنقدر به این کار ادامه می دهد تا بالاخره جانش را از دست می دهد . پس به هیچ وجه نباید از آب دریا برای رفع تشنگی استفاده نمود .
یک راه برطرف کردن تشنگی استفاده از آب موجود در بافتهای بدن ماهی است که می توان آن را داخل پارچه ای قرار داده ، فشرد تا آب آن خارج شود و سپس آن را نوشید .البته این روش مورد تایید همه محققان این امر نیست .
بهترین وسیله بدست آوردن آب در دریا ، بارش باران است که باید آن را در ظروفی که مانع تبخیر آن شود جمع آوری کرده و ذخیره نمود .اگر چه دریا نمی تواند آب شیرین به انسان بدهد اما قادر است به وفور غذای او را تامین کند . ماهی ، لاک پشت ، پلانکتونها ،جلبک و حتی پرندگان دریایی به مقدار کافی برای مدت نامحدود در دسترس گمشدگان قرار دارد . یک روش خوب برای صید ماهی استفاده از اعما و احشا ماهیهای دیگر و پرندگان شکار شده بعنوان طعمه است . اما در بعضی مناطق خطر نزدیک شدن کوسه را در پی دارد .
همچنین می توان از پرهای پرندگان شکار شده پوششی مناسب برای محافظت از نور خورشید تهیه کرد . عده ای برای ساخت قلاب ماهیگیری از عجیب ترین اشیا از عقربه ساعت یا قطب نما گرفته تا سنجاق ، میخ کفش ، چاقوی جیبی و استخوان پرنده و تیغ ماهی استفاده کرده اند و نخ ماهیگیری خود را از بند کفش و یا حتی نخ لباسهایشان درست کرده اند .
پلانکتونها یکی از منابع غذایی بسیار مناسب برای گمشدگان دریاست .در صورتیکه هیچ گونه ای وسیله ای برای جمع کردن آن در اختیار نباشد ، می توان از چتر نجات و یا لباس برای این کار استفاده کرد و آن را به شکل قیف درآورده و به عقب قایق بست تا پلاکنتونهای موجود در سطح آب را جمع آوری کند .البته پلانکتونها در همه دریاها وجود ندارند و یا گاهی فقط شبها به روی آب می آیند .که نباید اشتباها عروسهای دریایی را بجای آنها صید کرد چون نیش زهرآلود آنها باعث سوزش و استفراغ می شود .
ماهیهای پرنده شبها برروی امواج شنا میکنند .برای صید آنها می توان یک پارچه به رنگ روشن را کف قایق پهن کرده و یا چراغی روشن نمود .این کار باعث جلب توجه آنها می شود .
بهترین راه نگهداری ماهی صید شده خالی کردن شکم آن و تقسیم کردن به قطعات باریک و خشک کردنش است .
کسی که در دریا سرگردان می شود نباید از نهنگها و ماهیهای بزرگ وحشت داشته باشد .بلکه باید مراقب کوسه ها وماهیهای سمی باشد .کوسه ها شامه بسیار عجیبی دارند و میتوانند بوی خون را از کیلومترها حس کنند .
متاسفانه هیچ راهی برای تشخیص سمی بودن ماهی ها وجود ندارد .اما عده ای عقیده دارند که ماهیهای سمی زشتند .چشمهای فرورفته ، سرکوچک و پوزه طوطی مانند دارند .گوشهایشان لزج و بدنشان حجیم و مکعب است .فلسشان سخت و تیغشان خشن یا پوستشان شل و سفید و بد بوست .
حتی اگر غذا وآب به اندازه کافی در دسترس باشد باز گمشدگان با مشکل دیگری روبرو هستند و آن مبارزه با عوامل جوی است .طوفان دریا آنقدر انسان را خسته و کوفته می کند که حتی قدرت خوردن و اشامیدن را هم از او می گیرد و باعث بوجود آمدن حالت تهوع و استفراغهای شدید می شود . در این حالت به هیچ وجه نباید غذای جامد مصرف کرد و تنها توصیه استراحت و عادت کردن تدریجی به شرایط است .
حرکت متناوب دریا خواب را هم از انسان می گیرد .و گاهی عده ای را دچار بحرانهای روحی ، عصبانیت و یا گریه می کند که در این حالت ممکن است دست به کارهای عجیبی مثل پرت کردن آذوقه خود به داخل دریا بزنند .

donkishot
13-02-2011, 05:15 PM
دوستان تجربه مرگ وحشتناكه يعني ديگه كنترل از دست خارج ميشه
من تجربه اش را در تاريخ 08/01/1367 ساعت 30 دقيقه نيمه شب داشتم و براي اولين بار در عمرم عرق سردي كل بدنم رو پوشانده بود جدا خيس عرق شده بودم
فقط اينو بگم كه در كمتر از يك ثانيه از بدو تولد تا يك هفته بعد از مرگم را بصورت رنگي كامل ديدم
از طرفي تجربه جالبي بود.

يه آقاي 57-8 ساله هم ميشناسم كه جدي جدي مرده و زنده شده كه پاش بشينيد و اون تعريف كنه اصلا پلك نميزنيد

Shahram
14-02-2011, 09:20 AM
2- سرگردان در دریا ( قسمت اول) :

بازماندگان حادثه غرق شدن کشتی نیز مانند سرگردانان در بیابان از بی آبی و تشنگی در هراسند .اما شکنجه روحی آنان بیش از تشنگان بیابان است .زیرا به جای ماسه خشک ، از آب احاطه شده اند . ابی که قادر به نوشیدن آن نیستند .که نوشیدن آن حتی به مقدار کم زندگیشان را به مخاطره می اندازد .در نتیجه در دو جهت باید به مبارزه بپردازند .خطرات طبیعت و دیگری وسوسه نوشیدن آب دریا .که اگر راهی برای رفع تشنگی پیدا نکنند ، بالاخره تسلیم وسوسه می شوند .معمولا قبل از رضایت به نوشیدن آب دریا آخرین کاری که تشنه های دریا به آن متوسل می شوند ، نوشیدن ادرار خود و یا حتی نوشیدن خون یک همراه مرده:31::13:است !!!
پس از نوشیدن آ ب شور، تشنگی افزایش می یابد و فرد سعی می کند برای رفع عطش خود بازهم از آب شور بنوشد و آنقدر به این کار ادامه می دهد تا بالاخره جانش را از دست می دهد . پس به هیچ وجه نباید از آب دریا برای رفع تشنگی استفاده نمود .
یک راه برطرف کردن تشنگی استفاده از آب موجود در بافتهای بدن ماهی است که می توان آن را داخل پارچه ای قرار داده ، فشرد تا آب آن خارج شود و سپس آن را نوشید .البته این روش مورد تایید همه محققان این امر نیست .
بهترین وسیله بدست آوردن آب در دریا ، بارش باران است که باید آن را در ظروفی که مانع تبخیر آن شود جمع آوری کرده و ذخیره نمود .اگر چه دریا نمی تواند آب شیرین به انسان بدهد اما قادر است به وفور غذای او را تامین کند . ماهی ، لاک پشت ، پلانکتونها ،جلبک و حتی پرندگان دریایی به مقدار کافی برای مدت نامحدود در دسترس گمشدگان قرار دارد . یک روش خوب برای صید ماهی استفاده از اعما و احشا ماهیهای دیگر و پرندگان شکار شده بعنوان طعمه است . اما در بعضی مناطق خطر نزدیک شدن کوسه را در پی دارد .
همچنین می توان از پرهای پرندگان شکار شده پوششی مناسب برای محافظت از نور خورشید تهیه کرد . عده ای برای ساخت قلاب ماهیگیری از عجیب ترین اشیا از عقربه ساعت یا قطب نما گرفته تا سنجاق ، میخ کفش ، چاقوی جیبی و استخوان پرنده و تیغ ماهی استفاده کرده اند و نخ ماهیگیری خود را از بند کفش و یا حتی نخ لباسهایشان درست کرده اند .
پلانکتونها یکی از منابع غذایی بسیار مناسب برای گمشدگان دریاست .در صورتیکه هیچ گونه ای وسیله ای برای جمع کردن آن در اختیار نباشد ، می توان از چتر نجات و یا لباس برای این کار استفاده کرد و آن را به شکل قیف درآورده و به عقب قایق بست تا پلاکنتونهای موجود در سطح آب را جمع آوری کند .البته پلانکتونها در همه دریاها وجود ندارند و یا گاهی فقط شبها به روی آب می آیند .که نباید اشتباها عروسهای دریایی را بجای آنها صید کرد چون نیش زهرآلود آنها باعث سوزش و استفراغ می شود .
ماهیهای پرنده شبها برروی امواج شنا میکنند .برای صید آنها می توان یک پارچه به رنگ روشن را کف قایق پهن کرده و یا چراغی روشن نمود .این کار باعث جلب توجه آنها می شود .
بهترین راه نگهداری ماهی صید شده خالی کردن شکم آن و تقسیم کردن به قطعات باریک و خشک کردنش است .
کسی که در دریا سرگردان می شود نباید از نهنگها و ماهیهای بزرگ وحشت داشته باشد .بلکه باید مراقب کوسه ها وماهیهای سمی باشد .کوسه ها شامه بسیار عجیبی دارند و میتوانند بوی خون را از کیلومترها حس کنند .
متاسفانه هیچ راهی برای تشخیص سمی بودن ماهی ها وجود ندارد .اما عده ای عقیده دارند که ماهیهای سمی زشتند .چشمهای فرورفته ، سرکوچک و پوزه طوطی مانند دارند .گوشهایشان لزج و بدنشان حجیم و مکعب است .فلسشان سخت و تیغشان خشن یا پوستشان شل و سفید و بد بوست .
حتی اگر غذا وآب به اندازه کافی در دسترس باشد باز گمشدگان با مشکل دیگری روبرو هستند و آن مبارزه با عوامل جوی است .طوفان دریا آنقدر انسان را خسته و کوفته می کند که حتی قدرت خوردن و اشامیدن را هم از او می گیرد و باعث بوجود آمدن حالت تهوع و استفراغهای شدید می شود . در این حالت به هیچ وجه نباید غذای جامد مصرف کرد و تنها توصیه استراحت و عادت کردن تدریجی به شرایط است .
حرکت متناوب دریا خواب را هم از انسان می گیرد .و گاهی عده ای را دچار بحرانهای روحی ، عصبانیت و یا گریه می کند که در این حالت ممکن است دست به کارهای عجیبی مثل پرت کردن آذوقه خود به داخل دریا بزنند .

مرسی. در مورد این نوع بقا اطلاعی ندارم ولی فکر می کنم الان بهتر شد :41:
این که بخش بخش می نویسین خوبه. به آدم فرصت فکر کردن می ده. عنوان بحث هم یه تغییر کوچولو میدم تا بهتر بشه :3:

adeleh
14-02-2011, 12:45 PM
مرسی. در مورد این نوع بقا اطلاعی ندارم ولی فکر می کنم الان بهتر شد :41:
این که بخش بخش می نویسین خوبه. به آدم فرصت فکر کردن می ده. عنوان بحث هم یه تغییر کوچولو میدم تا بهتر بشه :3:

خدا رو شکر که شما راضی شدید .:4:
این بخش بخش نوشتن بخاطر اینه که دارم کتاب رو می خونم و خلاصه کردن و تایپ کردنش یکم وقت میگیره .:3:

adeleh
14-02-2011, 10:09 PM
سرگردان در دریا ( قسمت دوم ) :

نوسان قایق فقط موجب بی خوابی نمی شود .در این وضعیت کوچکترین فعالیت جسمی و از جمله دفع ادرار و مدوفع خطرناک است . بسیاری از افرادی که برای این کار در کنار قایق ایستاده یا روی زانو نشسته اند ، تعادل خود را از دست داده و به دریا افتاده اند .اگر قایق تعدادی سرنشین داشته باشد ، این سرنشینان می توانند به یکدیگر تکیه داده و یا از ظروفی که در دسترسشان است از قوطی کنسرو گرفته تا کفشهایشان استفاده کنند و سپس آن را به دریا بریزند .:4:
اما بسیاری در کف قایقشان ادرار می کنند که معمولا به سرعت توسط آبی که در آن ریخته می شود شسته شده و از نظر پاکیزگی مشکلی ایجاد نمی کند .اما این آب موجب دردسرهای زیادی می شود . زیرا برای خالی کردن آن انرژی زیادی مصرف می شود و آخرین رمقها را می گیرد .
آب دریا لباسها را نیز مانند پوست بدن از بین می برد و موجب زنگ زدن زیپ لباسها و اسلحه ها می شود .آذوقه ها را فاسد می کند و مانند اسید کنسروها را از بین می برد .
آب شور رطوبت طبیعی پوست را از بین می برد .پس از چند ساعت تماس با آب شور پوست ترک می خورد و کم کم متورم می شود و لبها را زخم می کند .چنانچه پماد و مواد چرب کننده در دسترس باشد استفاده از آنها موجب تسکین زخم و خشکی پوست خواهد بود .در غیر این صورت می توان از چربی پرندگان صید شده یا ماهیها استفاده کرد .
آب باران که همه گمشدگان دریا برای رسیدنش دست به دعا برمی دارند ، موجب مشکلات بسیار دیگری می شود .زیرا مانند مسلسل انسان را گلوله باران می کند .بارش سخت قطعات درشت آن بسیار دردناک است و ضربه قطره ها آن قدر روی اعصاب فشار می آورد که موجب خشم و ناراحتیهای عصبی می شود .
اشعه خورشید هم ناراحتیهای زیادی به بار می آورد .برای محفظت از آن می توان مدتی در زیر قایق و چسبیده شنا کرد (که البته باید متوجه وجود کوسه ها نیز بود ).خیس کردن لباسها در آب دریا و بلافاصله پوشیدنشان نیز مقداری طراوت و خنکی به بدن می بخشد .انداختن چیزی روی سر و بدن سایه محافظ خوبی ایجاد می کند .پوشیدن لباس زیاد نیز علی رغم ایجاد گرمای زیاد ، مانع از زنده زنده بریان شدن می شود .:31:
غرق شدن در دریاهای شمالی و سرد قلب و ماهیچه های تنفسی را از کار می اندازد و به مدت یک لحظه که بینهایت طولانی به نظر می رسد ، شخص قادر به نفس کشیدن نیست .حتی ریه ها نیز قادر به بیرون دادن هوا نخواهند بود.اثر این شوک به تدریج از بین می رود و شخص تحرک اندامهایش را باز می یابد اما این سرما به بدنش نفوذ می کند .احساس حرارت آرام بخشی که در اثر بی حس شدن بدن به وجود می آید ، در حقیقت نشانه فرا رسیدن مرگ است .انگشتان کرخ معمولا نخستین اندامهایی هستند که از این کار سر باز می زنند.آسان ترین حرکت که به مرگ یا زندگی فرد بستگی دارد، به کوششی تقریبا فوق انسانی مبدل می شود . اگر مرگ در آبهای منجمد به سرعت بر شناگر غلبه می کند ، برعکس در یک قایق نجات مراحل بسیار آهسته تری دارد .بعضی از افراد قبل از مردن از سرما دیوانه شده اند و بعضی در خواب جان داده اند .
با این وجود تعداد زیادی از کسانی که در مناطق قطبی گم می شوند ، در برابر سختیها مقاومت می کنند .بعضی از افراد علی رغم نوسان قایقها توانسته اند با ماساژ بدن یکدیگر و یا انجام حرکات ورزشی سرمای شدید را تحمل کنند و زنده بمانند .

adeleh
24-02-2011, 11:10 PM
در محاصره برف :
برای رفتن به کوه مهمترین امر مجهز بودن است .کوهنوردان آماتور معمولا قدرت بدنی خود را بیش از آنچه که هست می پندارند و متوجه نیستند که کار قلب و نحوه گردش خون انسان حتی به هنگام بالا رفتن از تله اسکی تحت تاثیر تغییرات جوی قرار می گیرد . علاوه برآن آنها تصور نمی کنند که دمای کوهستان ممکن است ناگهان 20 درجه کاهش پیدا کند .
فقط معدودی از کوهنوردان متوجه خطری هستند که زندگی آنان و امداد گرانشان را تهدید می کند .اما جاه طلبانی هم هستند که به نظرشان کاملا طبیعی می آید که اگر برای شکستن رکورد صعود به منطقه ای با شکست مواجه شوند ، دیگران جانشان را برای نجات انها به خطر اندازند .
دومین اقدام مهم پس از مجهز بودن ، این است که حتما باید مقصد و ساعت احتمالی بازگشت خود را به مسئول محل اقامت یا نگهبان پناهگاه اطلاع داد .

کوهنوردان آماتور هرگز نباید تنها در مناطق کوهستانی کم رفت و آمد ماجراجوئی کنند .زیرا یک اتفاق جزئی مانند پیچ خوردگی دست یا پا ممکن است در کوهستان عواقب مرگباری داشته باشد .
اما اگر کسی با رعایت قواعد ساده فوق باز هم به دردسر افتاد نباید ناامید شود .حتی در ارتفاع زیاد و با وجود سرمای شدید می توان با ابتدایی ترین وسایل مدت زیادی از آسیب به دور ماند .البته باید به نحوه ساختن یا " ایگلو " ( خانه ای که با برف و یخ ساخته می شود ) آشنایی داشت .
کلبه های کوچک برفی اسکیموها بهترین محافظ در برابر باد و سرما هستند .اسکیموهای آلاسکا وقتی می خواهند مدتی در یک محل توقف کنند یک کپه بزرگ شاخه و خار و خاشاک درست می کنند و برروی آن تکه های پوست یا پوشش دیگری قرار می دهند .سپس رویش را با برف تازه می پوشانند .پس از حدود یک ساعت برف سفت می شود و می توان شاخه ها را از زیر آن بیرون کشید و کلبه آماده استفاده می وشد .
زمانی که قشر برف ضخیم است ، حفر یک سوراخ به دور تنه یک درخت آسانتر است .سپس سوراخ را با شاخه های همان درخت پوشانده و پناهگاه آماده می شود .
بدون در نظر گرفتن گرمایی که در اثر حضور افراد در سوراخ ایجاد می شود ، دمای درون پناهگاه 10 درجه سانتیگراد از دمای خارج آ که گاهی در اثر باد و طوفان به 20 درجه زیر صفر می رسد ، بالاتر است و دمای درون کلبه برفی نسبت به تعداد افرادی که در آن هستند ، بالا می رود .
قربانیان بهمن اغلب در اثر خفگی می میرند .زیرا اگر بهمن برف بهمن سبک و پودر باشد ذرات ریز آن به سرعت داخل ریه ها می شود و اگر برف خیس باشد دور بدن قربانی را مانند سیمان سفتی می پوشاند .
هنگامی که شخص در کوهستان است و بهمن شروع می شود چنانچه زمانی که بوسیله برف برده می شود ، بازوان خود را مانند حالت شنا کردن تکان دهد ، در اطرافش سوراخی ایجاد می شود که می تواند جای کافی برای آزادی عمل و نجات خود از آوار برف داشته باشد .
اگر بخواهیم کلبه برفی ما در نجاتمان موثر باشد باید از لحظه ای که تهدید طوفان را احساس می کنیم و پیش از اینکه بیش از حد خسته شویم ، شروع به ساختن آن کنیم .
البته اقامت در ایگلو خالی از اشکال نیست .که مهمترین آن عوارض ناشی از گرمای ملایم و خوب درون ان است . وقتی مدتی طولانی در ایگلو کی مانیم ، برف و یخ در زیر کیسه خوابها آب می شود و زمین را باطلاقی می کند .برای رفع این مشکل باید ، شاخه هایی از درخت را به صورت یک تشک فنری در زیر خود بگذارید .
تنفس افراد نیز یکی دیگر از مشکلات است که باعث کم شدن اکسیژن و افزایش دی اکسید کربن در فضای محدود آن می شود .برای جلوگیری از این کار باید سوراخی برای تهویه در آن درنظر گرفت .
در منطق قطبی مشکلات به مراتب بیشتر از کوهستان است .در قطب جنوب گاهی سرما به کمتر از 80 درجه زیر صفر می رسد که می تواند انسان را در یک لحظه فلج کند به خصوص وقتی که با وزش باد شدید همراه باشد .در چنین شرایطی اگر لباسها خیس شوند باید بلافاصله بدن را خشک نمود و گرنه مرگ آنی در اثر سرمازدگی شدید را در پی دارد .
به یاد داشته باشید " بدترین سرمازدگیها در اثر غفلت ایجلد می شود نه تقدیر " .
هرگز برای رفع تشنگی از برف استفاده نکنید .این کار علاوه بر اینکه تشنگی شما را بیشتر می کند باعث تورم گلو ،سرمازدگی لبها ، زخم شدن زبان و بعلاوه سرمازدگی دستها می شود . رطوبت کفشها خیلی زود به پاها نفوذ می کند .اگر برودت هوا چندین درجه زیر صفر باشد ، سرمازدگی پاها فورا بروز نمی کند . بلکه آنها اول سفید می شوند و راه رفتن دشوار می شود .این علائم نخستین علائم خطرند که بعد موجب پوسیدگی اندامها و قانقاریا می شود .
اگر چه سرمازدگی اغلب در اثر غفلت ایجاد می شود ، اما در بسیاری از مواقع معالجه غیر کافی یا غیر مجاز ، عواقب آن را مخیم تر می کند . در این گونه موارد نباید اندام یخ زده را با برف ،الکل ، نفت یا بنزین ماساژ داد .زیرا برخلاف تصور ماساژ حتی ضرر بیشتری وارد می کند . در سرمای شدید پوست و بافتهای بدن بسیار آسیب پذیر می شوند .اگر با دویدن و کوبیدن دستها به هم بخواهیم اندامهای بی حس شده را گرم کنیم ، موجب زخم شدن آنها می شویم .برای پیشگیری از آسیب اندامها این ورزشها را باید پیش از سرمازدگی انجام دهیم و خود را گرم نگه داریم نه پس از آن .
بعضی افراد برروی قسمتهای سرمازده بدنشان ادرا می کنند زیرا گرمای ناشی از آن تا حدی مفید است .برخی دیگر برای گرم شدن دستهایشان را زیر بغل می گذارند یا پاهایشان را روی شکم یا رانهای همراه خود قرار می دهد که این کار همان چیزی است که متخصصین توصیه می کنند .
یکی از راههای توصیه شده برای مبارزه با بی خوابی ناشی از هوای سرد، استفاده از غذاهای پر کالری و بالارفتن سوخت و ساز و در نتیجه حرارت بدن است .
سرما علاوه بر اینکه از خوابیدن جلوگیری می کند ، نظافت و عادات بهداشتی را نیز از بین می برد .در هوای خیلی سرد هیچ کس تمایل به شستن خود ندارد و این مسئله مشکلات زیادی را برای افراد در پی دارد .
حتی کسانی که در شرایط سخت خونسردیشان را از همه بیشتر حفظ می کنند ، تنها پس از حل مسئله آتش و پناهگاهشان نگران آذوقه می شوند و احساس گرسنگی و تشنگی شدید آنها را به فکر چاره جویی می اندازد .اما یافتن آب آشامیدنی در دنیایی از برف و یخ مشکلتر از آن است که به نظر می رسد .خوردن برف نیز فقط تشنگی را بیشتر می کند و سرمایی که دورن بدن ایجاد می شود وضع را بدتر می کند .حتی اگر برف آب شده و گرم مصرف شود نیز اغلب موجب بروز نفخ و اسهال می شود .علت آن احتمالا عدم وجود املاح در آن است . برای رفع این مشکل باید آن را پس از جوشیدن به صورت چای و یا مخلوط با غذا مصرف کرد .
بدن انسان اگر چه می تواند زمانی دراز در دریا و یا در بیابان بدون غذا بماند ، اما برعکس در مناطق قطبی برای تولید حرارت لازم برای سوخت و ساز و نیز برای حفظ نیروی مقاومت خود نیاز به مواد بسیار پر کالری و حرارت زا دارد .در نتیجه اگر از مصرف مواد کالری دار محروم باشد و یا فقط به قدر ناکافی از آن برخوردار شود ، نیوریش کاهش می یابد .حالت خستگی که گاهی فقط پس از تحمل چند ساعت سرمای شدید در بدن احساس می شود ، به همین علت است .
در ارتفاعات بالا نخستین علائم کاهش نیوری بدن ، پس از صرف آخرین وعده غذا ظاهر می شود .در این حالت توصیه این است که در انتخاب غذا نباید وسواس زیادی به خرج داد ! چرم کفشها لباسها فضولات حیوانات و سگهای سورتمه جز این غذا ها هستند .
مسافران هواپیمایی که روی برف و یخ سقوط می کند ، فقط باید تا رسیدن کمک طاقت بیاورند و اگر در زمان انتظار چیزی برای خوردن پیدا کنند ، شانس این که امدادگران آنها را زنده بیابند بسیار بیشتر می شود .
زمانی که هیچ امیدی به نجات وجود ندارد ، بهتر آن است که خودمان برای نجات از سرما اقدام کنیم .با این کار شانس یافتن چیزی برای خوردن از کاوش در اطراف محل حادثه نیز بیشتر است .
یک پدیده عجیب و خطرناک در مناطق قطبی وجود دارد که جان بسیاری از هوانوردان و کاشفان مناطق قطبی را گرفته است. این پدیده وایت اوت (whiteout) نام دارد .
این پدیده زمانی ایجاد می شود که نور منعکس شده از برف به رنگ آسمان باشد .که در این واقع آسمان از ابرهای خاکستری روشن پوشیده شده است .در این صورت سایه ها ناپدید می شوند و دیگر افقی وجود ندارد . مفهوم ارتفاع و عمق نابود می شود و به این ترتیب هر کس در این سفیدی مطلق قرار دارد تشخیص بالا و پایین را از دست می دهد . در این وضعیت باید با حفظ آرامش در انتظار تمام شدن وایت اوت ماند و فقط زمانی باید شروع به راه رفتن کرد که اشیا اطراف دوباره شکل و رنگ خود را بازیافته باشند .
با اینکه مناطق قطبی بسیار پر خطر هستند ، اما می توان با پیروی از یک رفتار منطقی مدتهای طولانی در آن اقامت داشت و زنده ماند .

donkishot
25-02-2011, 09:30 PM
در مناطق قطبي يكي از بهترين چيزها همراه داشتن چربي است
بالاخص چربي خوك كه انرژي فوق العاده اي دارد و اصولا مردم بومي مورد مصرف زيادي دارند
(وقتي موضوع مرگ و زندگيه ديگه فكر حلال و حرام نباشيد)

بر گرفته از تعريفهاي يك اشنا كه تجربه اش را داشته
(پدرم كه 60 درجه زير صفر را به عينه ديده)

donkishot
26-02-2011, 12:53 PM
به نقل از مرحوم پدرم

وقتي كه در سيبري بوده گويا گرگها محاصره اش كرده اند تا كه او را بخورند
و تنها كاري كه به فكرش رسيده تا جان خود را نجات دهد.

خوشبختانه همراهش گازوييل بوده و سريع خود را گازوييل اندود ميكند حتي صورت وموي سرو نزديك به 40 ليتر گازوييل را روي خودخالي ميكند و خود را حتي المقدور زير برف مدفون ميكند كه گرگها بعد از كلي دور ايشان چرخيدن و حتي از گرگها روي پدرم ادرار ميكند و دور ميشوند.

و بدين صورت نجات پيدا ميكند

adeleh
26-02-2011, 03:30 PM
به نقل از مرحوم پدرم

وقتي كه در سيبري بوده گويا گرگها محاصره اش كرده اند تا كه او را بخورند
و تنها كاري كه به فكرش رسيده تا جان خود را نجات دهد.

خوشبختانه همراهش گازوييل بوده و سريع خود را گازوييل اندود ميكند حتي صورت وموي سرو نزديك به 40 ليتر گازوييل را روي خودخالي ميكند و خود را حتي المقدور زير برف مدفون ميكند كه گرگها بعد از كلي دور ايشان چرخيدن و حتي از گرگها روي پدرم ادرار ميكند و دور ميشوند.

و بدين صورت نجات پيدا ميكند

ممنون از خاطره جالبتون .موقع بروز حادثه و خطر مهمترین مسئله اینه که شخص فکرش رو به کار بگیره و ابتکار عمل داشته باشه .خوبه که باز هم از تجربیات پدرتون برامون بگید.:1: