PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : درخواست ها و پرسش و پاسخ ( موضوعات خارج از محوريت )



صفحه ها : [1] 2

Mehdi
03-05-2010, 02:21 PM
آقا بهزاد ممنون از مطالب
فقط چند سوال:



پيكر حشرات از سه قسمت سر، سينه و شكم تشكيل شده با اسكلت خارجی كيتينی ( نوعی قند به همراه پروتيين )؛ سيستم تنفسی نيز بسيار جالب است و اكسيژن از سطح بدن مستقيماً توسط لوله های نايی به مصرف سلول ها می رسد. خوب ديگه كافی اگه چيزی براتون سوال بگيد

با این وصف پس حشرات سیستم خونرسانی شبیه به جانوران بزرگتر هم ندارن. درسته؟ ممنون میشم اگر در مورد سیستم خونرسانی هم توضیحاتی بدید.



پس، از هر شكل و گونه ای اگر نيشتون زد يا گازتون گرفت – همون طور كه گفتم همشون غده زهری ندارن – كار خاصی نكنيد، فقط يكی دو تا استامينوفن ميل كنيد و محل را با آب وِلرم و صابون بشوييد

آنوبانینی یه جورایی داره تبدیل میشه به یه مرجع. به همین دلیل گفتن جملاتی نظیر جمله بالا ممکنه باعث بروز حادثه برای کسی بشه. آیا جمله فوق منبع مستندی داره؟ اگر داره بفرمایید. اگر نه اصلاح کنید که کسی خدای ناکرده به خاطر گوش دادن به پندهای ما دچار مشکل نشه.



_ رتيل ها: بدن پشمالو، عدم تنيدن تار، كليسرهای بزرگ ( همون آرواره )، اختلاف كم اندازه شكم با سر-سينه و زندگی و لانه سازی رو و زير زمين، تنه پوسيده درختان و ... از بارزترين ويژگی های ظاهری منفك كنندشان از عنكبوت هاست اين گروه نيز شكارگر و گوشت خوارند ولی غدد زهری در هيچ يك از گونه های آن وجود ندارد.

یعنی می خوای بگی هیچ رتیلی نیش نمیزنه؟

Meghdad
03-05-2010, 02:57 PM
_ رتيل ها: بدن پشمالو، عدم تنيدن تار، كليسرهای بزرگ ( همون آرواره )، اختلاف كم اندازه شكم با سر-سينه و زندگی و لانه سازی رو و زير زمين، تنه پوسيده درختان و ... از بارزترين ويژگی های ظاهری منفك كنندشان از عنكبوت هاست اين گروه نيز شكارگر و گوشت خوارند ولی غدد زهری در هيچ يك از گونه های آن وجود ندارد.
یعنی می خوای بگی هیچ رتیلی نیش نمیزنه؟
فكر كنم منظور اين بوده كه گزيدگى رتيل‌ها سمى و زهرآلود نيست، نه اينكه اصلا نيش نميزنن (بالاخره جزو حشرات شكارچى و گوشتخوار هستند و ميتونند با آرواره‌هاشون گزيدگى ايجاد كنند)
به ويژه اينكه در حالت عادى هم كارى با ما ندارند و كمتر ديده ميشن. خودم رتيل‌ها فقط در زمان شب و در كنار حوض آب بيشتر ديدم. (احتمالا بيشتر فعاليت شبانه دارند)

Behzad
03-05-2010, 03:52 PM
اول، سيستم گردش خون در بند پايان اصطلاح خاصی داره و به گردش خون باز معروف؛ اين سير خون كه در همگی بندپايان ( حشراتم شامل ميشه ) به جز در چندين مورد مثل مورچه ها، مشاهده می شه به نحوی كه خون در محلی به نام رگ و موی رگ جريان نداره بلكه از انتهای باز برخی از رگها خارج و دايماً در تماس با سلول ها قرار می گيره، جريان يك طرفه خون ميان سلول ها سبب ميشه كه خون پس از غذا و اكسيژن رسانی به سلول ها، وارد سياه رگ ها بشه و پس از اون به قلب راه پيدا كنه تا دوباره احيا بشه همچنين حركت ماهيچه ها به رسيدن خون به تمام قسمت ها كمك زيادی ميكنه. و سيستم قلب هم در اكثر گونه ها لوله ای شكل و در قسمت بالايی يا پشتی بدن قرار داره ( اينا بيش از اين مباحث تخصصی ميشه مثلاً سيستم عصبی، گوارشی، ساختار بدنی و ... )
دوم، اين صحبت كه با صابون و آب وِلرم محل گزيدگی را شست شكی درش نيست ولی يه پزشكی كه من ازش سوال كردم گفت خوردن استامينوفن برای تسكين محل و سرگيجگی احتمالی توصيه ميشه. فوقش اينه كه آدم می خوره بالا مياره ديگه. ولی اين مسلم كه اگه فرد حالش خيلی بد بود بايد بردش بيمارستان تا 5-6 ساعتم وقت هست - تو بد ترين گزيدگيا - ولی كلاً من در همين حد می دونم.
سوم، من به گاز گرفتنی كه همراه با ورود زهر به بدن باشه، ميگم نيش زدگی و به گاز گرفتنی كه بدون ورود سم به بدن باشه، میگم گزيدگی. خوب حالا در مورد رتيلا كه مقداد خان دقيقاً درست ميگه كه در شب اين موجودات را می تونيم ببينيم يا در جاهای تاريك و نمناك مثل زير زمينای قديم، كه البته ديدنش به نسل من نرسيده، فقط به قربانی يا شكار حمله ميكنن و كليسرهای بزرگ جهت از بين بردن شكار براشون كافی چون جانوری كه زهر داره خيلی در روند تكامل عقب افتاده و تازه تزريق سم خيلی براش هزينه بر تا جايی كه خودتون می دونيد برخی از گونه های زنبور پس از تزريق سم، محتويات شكمشون بيرون ميريزه و می ميرن؛ اين مطلب دقيقاً علمیِ كه رتيل هيچ گونه غده زهری نداره ولی منم اگر يكيشونو ببينم ميترسم.

Mehdi
03-05-2010, 04:19 PM
اول، سيستم گردش خون در بند پايان اصطلاح خاصی داره و به گردش خون باز معروف؛ اين سير خون كه در همگی بندپايان ( حشراتم شامل ميشه ) به جز در چندين مورد مثل مورچه ها، مشاهده می شه به نحوی كه خون در محلی به نام رگ و موی رگ جريان نداره بلكه از انتهای باز برخی از رگها خارج و دايماً در تماس با سلول ها قرار می گيره، جريان يك طرفه خون ميان سلول ها سبب ميشه كه خون پس از غذا و اكسيژن رسانی به سلول ها، وارد سياه رگ ها بشه و پس از اون به قلب راه پيدا كنه تا دوباره احيا بشه همچنين حركت ماهيچه ها به رسيدن خون به تمام قسمت ها كمك زيادی ميكنه. و سيستم قلب هم در اكثر گونه ها لوله ای شكل و در قسمت بالايی يا پشتی بدن قرار داره ( اينا بيش از اين مباحث تخصصی ميشه مثلاً سيستم عصبی، گوارشی، ساختار بدنی و ... )

اگر کتابی یا سایتی معرفی کنی که کلا در مورد ساختار بدن حشرات اطلاعات توش باشه خیلی خوبه. همیشه با دیدن یه حشره که گاهی به اندازه سر یه سوزن میشه هزار سوال برام پیش میاد.



دوم، اين صحبت كه با صابون و آب وِلرم محل گزيدگی را شست شكی درش نيست ولی يه پزشكی كه من ازش سوال كردم گفت خوردن استامينوفن برای تسكين محل و سرگيجگی احتمالی توصيه ميشه. فوقش اينه كه آدم می خوره بالا مياره ديگه. ولی اين مسلم كه اگه فرد حالش خيلی بد بود بايد بردش بيمارستان تا 5-6 ساعتم وقت هست - تو بد ترين گزيدگيا - ولی كلاً من در همين حد می دونم.

من چند دوره ای کمک های اولیه، امداد و... رفتم. در تمام دوره ها تاکید میشد که تا جایی که می تونید به مصدوم مسکن ندید. مسکن باعث میشه ارتباط مصدوم با درد قطع بشه و قطع شدن علائم درد زمانی که هنوز عامل درد وجود داره می تونه خیلی خطرناک باشه.
مسکن فقط زمانی توصیه شده که شما عامل درد را شناختید، کنترل کردید و می دونید دیگه خطری متوجه مصدوم نیست. مثلا اگر یکی در یک برنامه طبیعت گردی یا کوه نوردی دستش شکسته باشه و آتل مناسب براش بسته نشده، به هیچ عنوان نباید بهش مسکن بدید. وقتی درد وجود داره، مصدوم حواسش به دستش هست. اما اگه درد برطرف بشه ممکنه یه تکون ساده بدون درد باعث قطع شدن یه رگ بشه و...



سوم، من به گاز گرفتنی كه همراه با ورود زهر به بدن باشه، ميگم نيش زدگی و به گاز گرفتنی كه بدون ورود سم به بدن باشه، میگم گزيدگی.


با این اوصاف پس رتیل عملا زهر نداره و تنها به خاطر آرواره هایی که داره می تونه بخشی از پوست را سوراخ کنه و نه بیشتر! اگر اشتباه می گم اصلاح کنید.

Behzad
03-05-2010, 06:31 PM
مورد اول: من گفتم در ايران جايگاهی نداره . اما بهترين سايت بيابان های ايران آقا محسن اديب. IranDesert.com
اگر ميخوايد بازم بحث حشرات را بيشتر بسط ميدم و اتفاقاً صحبتای خوبی ميشه راجع بهشون كرد.

دوم: خوشم اومد خيلی نكته جالبی بود. پس يا اون دكتر ... بوده يا شرمش ميشده بگه نمیدونم. آخه دكتر عموميا چون با اين مسايل مواجه نمیشن اطلاعات دقيقی هم ندارن. شما خيلی بهتر از اونا می دونی.

سوم: دقيقاً منظورم همين. اين گاز گرفتگی باعث خون افتادن محل ميشه چون كليسرها قطورن ولی سمی وارد بدن نمیشه . برای اين كه كليسرها ميكروبين بايد محل گزيدگی را تميز كرد.

Behzad
03-05-2010, 06:55 PM
صحبت از حشرات شد گفتم دوتا عكس بزارم بد نيست.

مانتيس يا آخوندك يا شِيخك

You can see links before reply

سه گونه ملخ آفت؛ به ترتيب از راست به چپ: ملخ نابالغ ايتاليايی، ملخ آسيايی و سومی ؟!

You can see links before reply

Majid
08-05-2010, 06:14 PM
جاالب بود بهزاد جان
تو سفر جنوب که رفته بودیم وقتی تو جزیره شیتور(مارو) بودیم خیلی از این توتیا لب ساحل بودن که واقعا زیبا بودن، تو جزیره ی لاوان هم راحت میشد از اسکله اوناروتو آب دید، یکی از قایق سواران رفت و چندتاشونو آورد بیرون و داد به بچه ها. البته همه بعد از نگاه کردنشون انداختنشون تو آب.

ممنون از توضیحاتت :ymapplause: :ymapplause: :ymapplause: :ymapplause:

Behzad
08-05-2010, 06:41 PM
حداقل برادر مجيد يه نظری ميده. خيلی سپاس گزارم مجيد جان ^:)^ . خيلی ها به جزيره شيدور ميگن شتور كه نادرست. بله دست گرفتنشون مشكلی ايجاد نميكنه. مشكل وقتی ايجاد ميشه كه برخورد به خارها شديد باشه يعنی در اثر شكسته شدن، وارد پوست بشه (~~) . اگر هم به آب نمی انداختينشون ثواب ميكردين چون انقدر تعدادشون زياد كه پدر مرجان ها و اسفنج ها را در آوردن، تعداد لاكپشتام كمه و اصولاً تعداد زياد يه موجود منجر به ايجاد آسيب به محيط ميشه مثل ما آدما كه زمين را قبضه كرديم!

Majid
08-05-2010, 07:21 PM
ما چاکریم ;)
ما اگه میدونستیم همشونو می بردیم با خودمون :D
اتفاقا بچه ها میگفتن نکنه نسلشون منقرض بشه ، برا همین انداخیمشون تو آب #-o

Parvaneh
08-05-2010, 08:20 PM
ممنون از اینکه پیشنهاد رو قبول کردید و توضیحات خوبی دادید.
من فکر می کردم که توتیا از اون قسمت قرمز انتهایی باعث عفونت می شند.
در مورد سفره ماهی هم محلی های اونجا هم به ما هشدار می دادند (و هم در قشم)

حال عروس دریایی،خود سفره ماهی و ماهی مرکب ،هشت پا و خرچنگ ....(هرکدوم که صلاح می دونید) خوشحال میشیم.
اینها جانورانی هستند که دوستان ازش خاطره دارند ;)

Meghdad
08-05-2010, 09:26 PM
حال عروس دریایی،خود سفره ماهی و ماهی مرکب ،هشت پا و خرچنگ ....(هرکدوم که صلاح می دونید) خوشحال میشیم.
اینها جانورانی هستند که دوستان ازش خاطره دارند ;)
از عروس دريايى كه فكر كنم خيلى‌ها خاطره داشته باشن! مخصوصا اون موقع كه رشته‌هاى دنبالشون به آدم ميخوره!
هم از عروس بودنش! هم از دريايى بودنش!!
حالا اون گزش‌هاى سوزناك مربوط به كدوم بخش ميشه خدا ميدونه ;) :D

Solmaz
10-05-2010, 10:25 PM
اینجوری می خوابن! :-o

Mehdi
11-05-2010, 06:03 PM
...
اما برخی بر اين تصورند كه سوسماران نيز همانند بسياری از مارها دارای نيش سمی اند و برای آدمی خطرناك؛ سوسماران در هيچ كجای ايران و جهان از هر نوعی، فاقد غدد سمی و دندان های بزرگ و تيزند ( البته به غير از بزمجه ها ) و تنها دو گونه سوسمار در دنيا كه هر دو هم در آمريكای مركزی يافت ميشوند و به نام های (Gilla monster) و (Beaded lizard) شناخته می شوند دارای غدد زهری هستند. دليل اين كه سوسماران نيازی به غدد و نيش زهری ندارند به تواناييشان در فرار و سرعت حركت زياد، برمیگردد.
...

:ymapplause:

Solmaz
11-05-2010, 10:55 PM
لابد اونیه که شبیه خاره! /:)

Solmaz
13-05-2010, 11:54 AM
اکسولوتل (Axolotl) عجیبترین ماهی دنیاست که می خندد و دست و پا دارد! این حیوان به ماهی راه رونده مکزیکی مشهور است و همانند قورباغه و وزغ دوزیست است. معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است در حالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی می ماند و اگر رشد کند بالغ نمی شود. اکسولوتل هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا (قورباغه البته لارو، حشره نرم، کرم، ماهیان کوچک و حتی گوشت خام چرخ کرده) دارد. اکسولوتل در ترمیم اعضا بدنش در بین مخلوقات معروف است. آنها می توانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان از جمله دست، پا، پوست، دم و حتی قلب، کلیه و کبد، را احیا کنند! رنگ آنها بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگ طلایی، سفید شفاف، سیاه شفاف و نارنجی نیز یافت می شوند. این موجود را می توان در خانه و در آکواریوم نگهداری کرد و بین 10 تا 15 سال عمر می کنند.

Behzad
13-05-2010, 02:08 PM
اين خيلی موجود جالبی و از اونجايی كه دوزيستان نابالغ مثل ماهيان دارای آبشش هستند، طی عبور از مراحل دگرديسی، آبشش ها كه بافت پوششی تغيير شكل يافته به خارجن، به شش ها كه بافت پوششی تغيير شكل يافته به داخلن، تغيير می كنند، اما در اين جانور، سير بلوغ اين رخداد را درش به وجود نمیاره؛ واسه همين عين ماهيا نميتونه بيرون از آب مثل ساير دوزيستان زنده بمونه. اين مجودات به طور طبيعی، در مكان های تاريك زندگی می كنند و همون طور كه در عكس می بينيد، به خاطر همين زندگی در نور كم، چشم ها طی روند تكامل، كوچك شده. اون قسمت های قرمز رنگ كه دو طرف سر می بينيد، همون آبشش ها هستن كه به دليل وجود خون در اونها به رنگ قرمز ديده ميشن. درضمن دوزيستان شامل قورباغه ها، وزغ ها و سمندرهاست كه هركدوم اينام خودش تقسيم بندی دارن و اين موجود زيبا يه سمندر كه در ايران هم ما 7 گونه سمندر داريم و از اين هفتا،5 گونه فقط در كل زمين، در ايران پيدا ميشه كه بعد ها براتون توضيح ميدم راجع بهشون كه مدام آلمانيا اونها را به طور قاچاق از كشور خارج ميكنن كه البته دستشون رو شده. و بريتانيايی ها هم گياهان بومی و اِندِميكمون را در غالب اكوتوريست، خارج ميكنن.

Majid
13-05-2010, 03:38 PM
بهزاد جان این موجودو از کجا میشه خرید؟
من میخوام برای آکواریومم بخرمش :D :D :D :D

Behzad
13-05-2010, 06:43 PM
والا مجيد جان تو ايران يه همچين چيزی وارد نميشه. و يه قانون بين المللی عليه تجارت دوزيستان هست كه برا برخی از گونه ها صدق ميكنه. ايناييم كه به عنوان حيوان خانگی ازش استفاده ميكنن، غدقن. ولی خوب كی قانون سرش ميشه. مثلاً سمندر لرستان كه يكی از گونه هايی كه فقط در ايران پيدا ميشه، در خيلی از آكواريومی ها در شهرها واستان های اطراف خوزستان به فروش ميرسه كه اخيراً در يه نشست بين المللی، تجارتش به طور كلی ممنوع اعلام شد. ولی مثلاً از كشورهای آمريكای لاتين، ايگوانا يا طوطی كاكاتوا و ماكائو آورده ميشه.

Solmaz
13-05-2010, 07:41 PM
من میخوام برای آکواریومم بخرمش :D :D :D :D
با اجازه برادر بهزاد باید بگم که هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون از طرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی می شود. همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در آکواریوم باشند، حتما با هم درگیر می شوند.

Alirezaa
14-05-2010, 05:28 PM
شنیدم اینگونه لاسرتاها دمشون خیلی زود کنده میشه, درسته؟ نشونه افتادگی دم تو خیلی از گونه ها که دیدم کج شدن و نافرم شدن دم از نقطه انقطاعه, حالا یه سوال:
تو عکسی که گذاشتم این قهوه ای بودن دم نشونه قطع شدگی اونه یا نه اینگونه دم قهوه ای رنگ دارند؟

Parvaneh
22-05-2010, 12:23 PM
اتفاقا تو گیسوم جانورانی که دیدیم خیلی جالب بودند قسمت حشرات که هیچ.
سلطان حشرات اونجا جناب دراکولا بود .... :-ss
و هر بار جای شما رو (که زیارتتون هم نکردیم) خالی می کردیم...

Behzad
22-05-2010, 10:13 PM
خيلی با اين دو عكس به خصوص پايينيش كيف كردم. خيلی ممنون كه در سفرها به ياد انجمن هستين و دوست دارم كه خودتون بگيد اين دو عكس چه موجوداتين چون آموزشش داده شده.
در ضمن دِرماتيت يعنی بيماری يا ناراحتی پوستی ( دِرم يعنی پوست مثل آندودرم يا درون پوست و ايت هم پسوند نشانگر بيماری، ناراحتی يا حساسيت مثل مننژيت ( بيماری مننژ )، كوليت، بُُرُنشيت و ... .

Majid
22-05-2010, 10:22 PM
این اولیه یه نوع حلزونه با نام لیسه
درسته بهزاد جان؟
دومی هم که یه نوع هزارپا هست

Mehdi
23-05-2010, 09:56 AM
یه سوال آقا بهزاد.
یکی از اتفاقاتی که در طبیعت گاهی می افته، افتادن یک حشره در آب و یا غذا است که مجبورمون می کنه یک عالمه غذا را دور بریزیم. می خوام اطلاعاتی در مورد عوارض ناشی از خورده شدن یک حشره بدونم و اصولا آیا حشراتی وجود دارن که خورده شدنشون عوارضی در پی داشته باشه. البته قضیه آلوده بودن را کنار بذارید چون فکر میکنم با گرم شدن غذا و البته حشره ای که در اون وجود داره آلوذگی های میکروبی از بین میرن.
حرف های زیادی درباره سمی بودن برخی حشرات شنیدم. مثلا کفش دوزک بارها شنیدم که حشره ایه که خوردنش می تونه خطرناک باشه و مشابه اینها. آیا منبعی وجود داره که معرفی کنید؟

Kosar
23-05-2010, 01:22 PM
ای ول آقا بهزاد
خیلی مطالب جالبه.دستت درد نکنه. :ymhug: :-bd

Mehdi
23-05-2010, 01:54 PM
عالی بود آقا بهزاد. ممنون :ymapplause:
پس میشه نتیجه گرفت که بیشتر حشراتی که در طبیعت وجود دارن نه تنها سمی نیستن بلکه ارزش غذایی هم دارن و اگر زمانی یکی از این حشرات خورده شد احتمال ایجاد مسمومیت خیلی کم خواهد بود. درسته؟

Soheila
25-05-2010, 11:53 PM
ممنون آقا بهزاد.
امیدوارم دست پر از لرستان برگردیم ;)

البته برادر مهدی از سفر سال گذشته تصویری رو از سوسمار چشم ماری (از مشخصات ظاهری این جوری حدس زدم) ثبت کردند ;)

Mehdi
26-05-2010, 10:02 AM
ممنون آقا بهزاد.
امیدوارم دست پر از لرستان برگردیم ;)

البته برادر مهدی از سفر سال گذشته تصویری رو از سوسمار چشم ماری (از مشخصات ظاهری این جوری حدس زدم) ثبت کردند ;)

چه حافظه ای :ymapplause:

You can see links before reply

Behzad
26-05-2010, 11:50 AM
بله خواهر سهيلا آفرين به شما اصلاً منظور و منطق در شناسايی گونه ها ظاهرشون و به همين دليل هم من سعی ميكنم تصاويری را قرار بدم. اين كه عكسی كه من قرار دادم زير گلوش سبز رنگ مال منطقه و فصل و همچنين نر بودنش ( عكس از گوگل ) وگرنه گونه همون و عكس مهدی خان همين گونه يعنی لاسرتای مارچشم. آفرين به شما :ymapplause: . حالا انشالا قرار شده يه غافلگيری و كار جالب هم طی سفر داشته باشين كه توسط برادر مقداد صورت ميگيره !

Behzad
29-05-2010, 11:55 AM
يكی از دوستان خواستن كه در مورد سگ تازی صحبت بشه.
دوست عزيز در دنيا 300 گونه سگ وجود داره كه در دنيا تنها گونه ی را كه به نام ايرانی ميشناسن، همين سگ تازيه و بهش ميگن سگ شكاری ايرانی Persian Grey Hound يا Arabian Grey Hound يا سالوكی هم بهش ميگن. در عراق، كشورهای حوزه عرب و كلاً همين خاورميانه خاستگاهشه؛ ميگن تو ايران ديگه پيدا نميشه و خيلی هم باارزشه اما من خودم تو فيلما ديدم كه روستاييان كرد دارنش. در دونوع پرمو يا شلال و كم مو يا كوسه وجود داره و اتفاقاً همون سگيه كه در فيلما در انگلستان مسابقه ميذارن و ملت هم شرط بندی ميكنن. در قديم الأيام، پادشاهان از اين سگ برای شكار استفاده ميكردن مثل ظل سلطان حاكم اصفهان عصر قجر و دليلش هم بدن كشيده و پاهای بلند و سر كوچيكه كه در واقع وقتی ميخوان در مورد يوزپلنگ صحبت كنن، فيزيك بدنيشون را مثل هم ميدونن. نوع شلالش كميابه و اتفاقاً احتمال كثيف بودنشم بيشتره. من عذر ميخوام حالا اينو ميدونستم اما در مورد اين چيزا نپرسين كه انجمن به بی راهه كشيده نشه. چون تنها گونه ايرانیه، گفتم در عموم بنويسم.

You can see links before reply

شكار خرگوش

You can see links before reply

Mehdi
04-07-2010, 11:10 PM
ممنون بهزاد جان
بازم مثل همیشه دست پر اومدی



...ايران نيز در آلوده نمودن اين دريای گرانبها نقشی ارزنده دارد به گونه ای كه فقط حجم فاضلاب های ريخته شده به آن در طول سال 1380 از سواحل ايران، بالغ بر 94 ميليون متر مكعب برآورد شده است. بر اساس مطالعات انجام شده ميزان مجموع مواد جامد محلول ( TDS ) آب های جنوبی دريای كاسپين بسيار بالاتر از استاندارد جهانی ( WHO ) گزارش شده و علت سطوح بالای آن، گستردگی حجم فاضلاب های شهری و زراعی ريخته شده به اين درياست.

طوری با زمین داریم رفتار می کنیم انگار یکی دیگه تو صندوق عقب ماشینمون داریم :|

Behzad
05-07-2010, 08:48 PM
خوب سه دريا را توضيحاتش به طور اجمالی و خلاصه داده شده؛ حالا نوبت می رسه به اصل ماجرا يعنی تنوع زيستی اونها به اضافه جزاير. ببينم تاحالا خوب بوده؟ :ymhug: يا i-)

Meghdad
06-07-2010, 02:26 PM
درود بر آقا بهزاد
موضوع بسيار جذاب و خوبى مطرح شده، چون خيلى كم پيش مياد فرصت آشنايى يا ديدن موجودات دريايى از نزديك براى شخصى فراهم بشه. براى همين از اينكه اطلاعات و تجربه خودتون رو در اختيار دوستان قرار مى‌ديد تشكر مى‌كنم. :)

مشتاقانه پيگير مطالب حيات دريايى هستيم :ymhug:

omid
06-07-2010, 04:19 PM
خوب سه دريا را توضيحاتش به طور اجمالی و خلاصه داده شده؛ حالا نوبت می رسه به اصل ماجرا يعنی تنوع زيستی اونها به اضافه جزاير. ببينم تاحالا خوب بوده؟ :ymhug: يا i-)
عالي بوده آقا بهزاد اما اين طبيعت بكر از اونم عالي تر :D
ممنون كه همه ما رو با اين خاك زر خيز و با اين طبيعت و موهبت الهي آشناتر ميكني.پيگير و منتظر مطالب شما بوده و هستيم. :ymhug:

Behzad
24-07-2010, 06:38 PM
خوب دوستان تعريفات پايه تمام شد. يه برنامه ريزی داريم اونم توضيح دلفين ها، نهنگ ها، كوسه ها، ماهيان، ريف های مرجانی و پرندگان دريايی كه تو اولويتن. من هيچ كاری نميكنم مگر اين كه شما بگيد اول از همه كدوم يك از اين موضوعات باز بشه. بگيد كدوم؟ ديگه از اين جا به بعد حوصلتون سر نميره
بالأخره دنيايیه كه خيلی زيبايی ها درش نهفته خيلی. سهيم بشيد درش

Mehdi
24-07-2010, 08:17 PM
خوب دوستان تعريفات پايه تمام شد. يه برنامه ريزی داريم اونم توضيح دلفين ها، نهنگ ها، كوسه ها، ماهيان، ريف های مرجانی و پرندگان دريايی كه تو اولويتن. من هيچ كاری نميكنم مگر اين كه شما بگيد اول از همه كدوم يك از اين موضوعات باز بشه. بگيد كدوم؟ ديگه از اين جا به بعد حوصلتون سر نميره
بالأخره دنيايیه كه خيلی زيبايی ها درش نهفته خيلی. سهيم بشيد درش
همش جالبه برادر...
کدومش آخه... :105:

Shahram
24-07-2010, 08:39 PM
خوب دوستان تعريفات پايه تمام شد. يه برنامه ريزی داريم اونم توضيح دلفين ها، نهنگ ها، كوسه ها، ماهيان، ريف های مرجانی و پرندگان دريايی كه تو اولويتن. من هيچ كاری نميكنم مگر اين كه شما بگيد اول از همه كدوم يك از اين موضوعات باز بشه. بگيد كدوم؟ ديگه از اين جا به بعد حوصلتون سر نميره
بالأخره دنيايیه كه خيلی زيبايی ها درش نهفته خيلی. سهيم بشيد درش

همش خوبه :4:
ولی به شخصه با دلفین ها بیشتر حال می کنم :76:

Behzad
24-07-2010, 11:33 PM
بگيد بازم بگيد. تاحالا دلفين ها

Majid
25-07-2010, 12:22 AM
من عاشق دلفینم
یادش بخیر سفر جنوب چه دلفین های قشنگی بودن:71:
از دلفین بگو بهزاد جون

Parvaneh
25-07-2010, 10:36 AM
من عاشق پنگوئنم! اما جزو این ها که برشمردید نیست!:15:

Behzad
25-07-2010, 05:06 PM
رو چشمم از دلفين های ايران كه واقعاً همگی سرمايه های بی بديل و مستعد برای صنعت توريسته و دوستار و شادبخش روح و روان آدمیه صحبت خواهد شد. اما قبل از اون به دليل برنامه های غار كتل خور و كرفتو، اجازه بديد بخش زيست شناسی و محيط زيست غار رو كامل كنم و به يه جايی برسونم.

Behzad
25-07-2010, 05:08 PM
آهان در ضمن خواهر پنگوئنا رو هم بلدم و در تنوع زيستی در يه پست انواعش رو كه 9-10 تا مبشه ميارم. اصولاً خانما پنگوئنا رو مثل عروسك حساب ميكنن و لطافتی كه داره!

Azadeh
25-07-2010, 10:30 PM
از کوسه بدم میاد. قیافه نداره ! :78: :4: ولی از همه ماهی ها بگین. یکی یکی ... گوش میکنیم :105: .
راستی در مورد صدف و مرجان هم بگین. و چرا کف دریای مرجان سفیده؟میگن به خاطر وجود مرجانه که آب رو تصفیه میکنه؟ من که درست نفهمیدم. :106:

Behzad
25-07-2010, 10:59 PM
حتماً خواهرجان. منتها مشكل عكسا خيلی حاد و هنوز گريبان من يكی رو بدجوری گرفته. عكس نباشه هيچ چيزی پيش نميره و بايد عكسا از pc خودم قرار داده بشه تا واقعاً طبيعت ايران به چشم بياد نه مال خارج ايران و جاهای ديگه دنيا. اين هم كه ميگيد چرا كف دريای مرجان سفيده، متوجه منظورتون نشدم؟!

Azadeh
25-07-2010, 11:19 PM
دریای مرجان در ضلع جنوب کیش قرار گرفته. از روی دریا دیدم که رنگ کف دریا سفیده . پرسیدم گفتن به خاطر وجود مرجانه و برای همین این دریا رو به همین اسم گرفته.
آب این دریا به قدری شفاف و تمیز است که اول فکر کردم آب نیست و فقط کف دریا باقی مانده!

Behzad
25-07-2010, 11:34 PM
دقيقاً مرجان ها خاصيت كنترل املاح آب و به علاوه ارگانيسم های هم زيست با اونها و خود مرجان ها خاصيت تصفيه آب رو دارند چون اولاً دوكفه ای ها، توتياها، خرچنگ ها، عروس های دريايی و بعضاً خيارهای دريايی و ماهيان جست و جوگر و كف خوار از مواد معلق و املاح درشت آب تغذيه ميكنن و همين طور مرجان ها، با جلبك های سبز تك سلولی به نام زئوگزنتلاها هم زيستی دارن كه به واسطه املاح و مواد معدنی و استفاده از اونها، فتوسنتز ميكنن؛ بنابراين آب به نوعی تهی از ناخالصی هاست. لذا تمامی مناطق مرجان خيز دنيا، آب های شفاف يا به اصطلاح كريستاله دارن، كم عمق و گرمسيری دنيا در دو عرض بالا و پايين 0 تا 30 شمالی و جنوبی استوا و نزديك به اون هستن. و باز 25% ماهيان دنيا در اكوسيستم های مرجانی پيدا ميشن پس يه شبكه مفصل غذايی و پيچيده زير قايق ما در حال شارشه. حالا انشالا سر فرصت تمامی اين عجايب را توضيح خواهم داد. فعلاً مطالبی در مورد غارها دارم ياد ميگيرم كه سخته و خيلی تازه هستن برام.

Azadeh
25-07-2010, 11:45 PM
چه جالب. عجب خدایی که همه چیز رو با نظم و دقیق آفریده.. خدا رو شکرت به خاطر زیبایی ها.
ممنونم آقا بهزاد. آره سر فرصت.یکی یکی. :69:

Mehdi
26-07-2010, 10:57 AM
منتها مشكل عكسا خيلی حاد و هنوز گريبان من يكی رو بدجوری گرفته. عكس نباشه هيچ چيزی پيش نميره و بايد عكسا از pc خودم قرار داده بشه تا واقعاً طبيعت ايران به چشم بياد نه مال خارج ايران و جاهای ديگه دنيا.
سلام بهزاد جان
اینو ببین لطفا
You can see links before reply

Behzad
26-07-2010, 02:15 PM
ولی آدم از همون اينترنت بذاره بهتره :109:
برادر مهدی خيلی خفنه من يه لحظه خوف برم داشت.

Behzad
04-08-2010, 09:56 PM
يكی از دوستان يه سؤالی ازم كرد كه خوب بد نميبينم اين جا توضيحش بدم گرچه ربطی به حيات نداره:

گفتن كه چرا وقتی در ساحل كيش واستاديم و به دريا نگاه ميكنيم، در طول روز اون قشنگی و خيرگی رو كه ساير درياها دارن در ما ايجاد نميكنه.
پاسخ من: اصولاً نه تنها سواحل جزيره كيش بلكه بيشتر نقاط سواحل خليج فارس در استان های جنوبی و جزاير جنوبی، آنچنان زيبايی محصور كننده ای كه مثلاً ما را به ياد افق اقيانوس آرام كه در فيلم ها و يا جاهای ديگه ديديم، نداره. دليلش اينه كه تبخير در خليج فارس فوق العاده زياده كه خوب البته همين باعث درجه شوری زياده آب اين دريا شده و بارش و آب های ورودی خيلی كمتر از خروجیه ( تبخير ). بنابراين وقتی در ساحل به افق نگاه كنيم، آسمون آبی رنگ نيست و بيشتر به سفيد ميزنه كه ناشی از تبخير بالای آب سطح دريا و بخارات آبه كه حالت مه آلود ايجاد ميكنه. اين رو زمانی كه در هواپيما نشستيم و بالای خليج فارس در حال پروازيم، هم ميشه ديد كه از اون بالا در اكثر روزها و بالأخص تابستان ها سطح خليج فارس ديده نميشه. اما باز بستگی به فصل و ساعات شبانه روز داره پس آسمون آبی نيست كه ما آب نيلی رنگ اين دريا چشمان ما رو نوازش بده و صد البته روحمون رو. عمان اما اين حالت با اين كه ميانگين دما در سواحلش بيشتر از خليج فارسه، آسمونی آبی داره كه دليلش برميگرده به بادهای مونسون يا موسمی كه منشئش اقيانوس هنده و بنابراين بخارات رو با خودش ميبره و هوا از حالت سكون در مياد. كلاً باز فاكتورهای ريز و متعددی هست كه نميشه كلی گفت.

golbahar
09-08-2010, 11:50 AM
سلام
راستش من یه چیزایی می دونم ، اما برای شرکت در مسابقه نمی گم ها ! میگم که شما تصحیح کنید .
من یک سری زیستگا ها ی ایران رو می شناسم که بر اساس تقسیمات جغرافیایی نام گذاری شدند :

- زیستگاه شمال ایران :
جایگاه اصلی درختان برگ ریز در ایران است .
مرال ( به قول محلی ها گاو کوهی) ، شوکا ( نوعی گوزن بسیار کوچک) و اوشکول یا سنجابک پستاندارانی هستند که در این منطقه دیده می شوند و فکر کنم جاهای دیگه ی ایران نیستند . ببر خزر هم پستاندار منقرض شده ی این منطقه است که البته تا شمال خراسان حضور داشته .

-زیستگاه کوهستانی :
شامل البرز و زاگرس است .
در منطقه ی زاگرس غربی سنجاب ایرانی حضور دارد که حنایی رنگ است تا خاکستری و دم پر پشتی دارد . وابستگی این پستاندار به جنگل های بلوط است و در واقع تنک شدن و از بین رفتن جنگل های بلوط منجر به از بین رفتن این پستاندار می شود .

-زیستگاه بلوچی :
تنها جایی در ایران که کروکودیل دارد : معرفی میکنم گاندو کروکودیل ساکن رودخانه سرباز !
پستانداران این زیستگاه شامل خرس سیاه ، سنجاب بلوچی ، خفاش میوه خور .

-زیستگاه خوزستان :
در گذشته از تنوع خوبی بر خوردار بوده .
زیستگاه اصلی گوزن زرد در ایران
رودک یا گور کن عسل خور از پستانداران این منطقه است .

-زیستگاه بیابانی :
پستانداران شامل : روباه شنی ، گربه ی شنی ، جربوآ یا دو پا ( که البته در مناطق استپی و حتی کوهستانی هم دیده می شود . وجه مشترک پستانداران این منطقه گوشهای بلند و پا های مو دار است .
بیشتر جانوران این منطقه شبگرد هستند .


-زیستگاه استپی

Behzad
09-08-2010, 12:14 PM
اين نوع تقسيم بندی در اطلس محيط زيست ايران هم اُورده شده و مربوط ميشه به زيستگاه پستانداران ايران و نمونه ای برای معرفی گونه های شاخص و غالب اين نواحی كه البته اقليم های متفاوتی دارن. اون چيزی كه در مسابقه مطرح شده و حول عوالم زيست جغرافياست، با اين تقسيم بندی خُرد خيلی متفاوته و در صفحه 21 پست شماره 207 توضيح داده شده كه البته جواب يكی از سؤالها با اين راهنمايی داده شد!!!

Mehdi
09-08-2010, 04:38 PM
You can see links before reply



You can see links before reply
You can see links before replyافعی شاخدار ايرانی



بهزاد جان این عکس واقعیه؟ :7:
تا جایی که می دونم مارها قربانی خودشونو از سمت سر می خورن نه از دم.
اینجوری احتمال گیر کردن دست و پای قربانی تو گلوی مار زیاد میشه.

Behzad
09-08-2010, 05:06 PM
عكس كاملاً حقيقيه، در طبيعت و در هوای گرگ و ميش كه زمان فعاليت و شكاره گرفته شده و اين سخن شما كه از سر ميخورن هم درسته؛ اما بيايم لحظه شكار رو بازسازی و تصور كنيم: مار زير بوته چنبره زده و منتظر فرصت مناسبه، موشم داره برا خودش ميچره و چون كوررنگه و مار هم كاملاً بی صدا و بی حركت، به حضورش پی نميبره، حالا مار كم كم نزديك ميشه و موش متوجه ميشه؛ موش ميخواد فلنگ رو ببنده و از سمت مار دور بشه، بنابراين پشتش به سمت مار متمايل ميشه چون داره ازش فرار ميكنه ديگه؛ خوب حالا مار سريع خودشو پرت ميكنه و از دم ( پشت :4:) طعمه رو با دهان ميگيره و به درستی ميبلعه. اين كه لايه های پوششی درون دهان و مری آسيب ميبينه، برا يه مار گرسنه به يه جُك شبيه و فرصت رو در هر شرايطی بايد غنيمت بشمره. خوشم مياد كه كشكی از يه موضوع عبور نميكنيد برادر مهدی؛ زنده باد:3:

Mehdi
09-08-2010, 05:11 PM
عكس كاملاً حقيقيه، در طبيعت و در هوای گرگ و ميش كه زمان فعاليت و شكاره گرفته شده و اين سخن شما كه از سر ميخورن هم درسته؛ اما بيايم لحظه شكار رو بازسازی و تصور كنيم: مار زير بوته چنبره زده و منتظر فرصت مناسبه، موشم داره برا خودش ميچره و چون كوررنگه و مار هم كاملاً بی صدا و بی حركت، به حضورش پی نميبره، حالا مار كم كم نزديك ميشه و موش متوجه ميشه؛ موش ميخواد فلنگ رو ببنده و از سمت مار دور بشه، بنابراين پشتش به سمت مار متمايل ميشه چون داره ازش فرار ميكنه ديگه؛ خوب حالا مار سريع خودشو پرت ميكنه و از دم ( پشت :4:) طعمه رو با دهان ميگيره و به درستی ميبلعه. اين كه لايه های پوششی درون دهان و مری آسيب ميبينه، برا يه مار گرسنه به يه جُك شبيه و فرصت رو در هر شرايطی بايد غنيمت بشمره. خوشم مياد كه كشكی از يه موضوع عبور نميكنيد برادر مهدی؛ زنده باد:3:
با وجود اینکه آخر سر موضعتو مشخص نکردی :7: اما به هر حال ممنون :4:

Behzad
09-08-2010, 05:40 PM
ديگه چی بگم. آقا در بيش از 90% از سر ميخورن. حالا اگر شرايط فرق كنه، استثنا هم رخ ميده. طبيعت و حيات وحش كه هيچ چيزش معلوم نيست. اين عكس هم يه استثناست و برای همين من ازش استفاده كردم تا براتون جالب باشه.
برای مارها پيشنهاد ميكنم مطالب مؤسسه رازی رو يه نگاهی بندازيد و اگر لازم بود من توضيحات رو ميدم. ميخواستم كامل مارهای ايران رو توضيح بدم ولی زمان زيادی ميبره:

You can see links before reply

گشتم و يه كليپ خوب هم پيرامون همين صحبتامون پيدا كردم، ببينيد:

You can see links before reply

Nooshmak
14-08-2010, 05:01 PM
You can see links before reply
.

دقیقاً این نوعشو دیدم تو اون مستند خیلی قیافه ی کمیکی دارن با اون مدل چشماشون با اون باله های کناری که مثل دست واسشون می مونه ولی انگار لپ هم دارن آدم دلش واسشون می سوزه خیلی محزونن :2:
راستی آقا بهزاد گل خورک ها از خودشون صدا هم تولید می کنن ؟؟/:7: فکر کنم که تو اون مستند دیدم که با باله هاشون صدا تولید می کنن قلمرو مشخص می کنن درسته ؟//
در ضمن خیلی از شما تشکر می کنم که به در خواست های ما توجه می کنید من که تو این مدت همه بحث تنوع زیستی ... خوندم البته نگید که واسه مسابقه خوندم چون واقعاً هم جذاب بودن هم خیلی روان نوشته بودید ممنون .

Behzad
14-08-2010, 05:17 PM
قلمرو طلبی در خيلی از ماهيان ديده ميشه؛ اگر شما ديديد و يا تو مستند گفته درسته؛ البته هر دو گونه برخلاف بانمكيشون خيلی جسور و وحشين تا جايی كه اون اشلمبو هم نوع خواری هم ميكنه. البته من اينا رو از نزديك تاحالا توفيق نداشتم ببينم ولی به عنوان گونه های جانوری جزيره قشم، در گذشته مطالعاتی روشون داشتم و به عنوان گونه جاذب توريست بايد دربارش ميدونستم.

Meghdad
14-08-2010, 05:34 PM
البته من اينا رو از نزديك تاحالا توفيق نداشتم ببينم ولی به عنوان گونه های جانوری جزيره قشم، در گذشته مطالعاتی روشون داشتم و به عنوان گونه جاذب توريست بايد دربارش ميدونستم.
اين نوع ماهى رو در قشم ديدم و شيوه حركت و رفتارشون خيلى جالب و شايد هم بانمك هست.
همونطور كه گفته شد به عنوان يك جاذبه گردشگرى در جنوب ايران مطرح هست و البته در اين مورد كمى تبليغات هم شده...
اگر قصد مشاهده اين نوع جانور رو داشتيد، ميشه اون‌ها رو بين گل و لاى ناشى از جذر آب پيدا كرد و البته كمى حوصله و دقت هم براى تشخيص دادنشون در محيط لازم هست.
پيشنهاد مى‌كنم در اطراف محل‌هايى كه چاله‌هاى آبگير وجود داره دنبالشون بگرديد. (البته قبل از اينكه پرندگان سراغ‌شون رفته باشن) :3:

Solmaz
17-08-2010, 12:07 AM
اتفاقا من هم در یک برنامه مستند این ماهیا رو دیدم. ولی چیز جالبی که تو اون برنامه دیدم این بود که این ماهیا (دقیقا البته ماجراشو یادم نمیاد) توی یه دیوار گلی که مربوط به یه خانه محلی خرابه بود، مدفون شده بودن و جالب اینجا بود که وقتی بارون اومد و دیوارهای گلی شسته شدن، ماهیها زنده اومدن بیرون و توی آب گلی شروع به لولیدن کردن!

Nooshmak
17-08-2010, 02:58 AM
اتفاقا من هم در یک برنامه مستند این ماهیا رو دیدم. ولی چیز جالبی که تو اون برنامه دیدم این بود که این ماهیا (دقیقا البته ماجراشو یادم نمیاد) توی یه دیوار گلی که مربوط به یه خانه محلی خرابه بود، مدفون شده بودن و جالب اینجا بود که وقتی بارون اومد و دیوارهای گلی شسته شدن، ماهیها زنده اومدن بیرون و توی آب گلی شروع به لولیدن کردن!

فکر می کنم منم همین مستندو دیدم یه منطقه بایر بود که وقتی نگاه می کردی هیچ موجود زنده ای به نظر آدم نمی تونست توش زندگی کنه ولی وقتی بارون بارید چاله های کوچولو ایجاد شدن که از زیرش این گل خورکها بیرون می یومدن سر تا سر اون محل پر از چاله های کوچیک بود که اونا توش وول می خوردن ولی دیدنشون خیلی سخت بود وقتی حرکتی نداشتن چون از ترس شکارچی که بالا سرشون پرواز می کرد با محیط هماهنگ شده بودن که کمتر به چشم بیان

Behzad
17-08-2010, 08:27 AM
خدمت شما عرض كنم كه در تنش های محيطی ( سرما، گرمای مفرط، خشك سالی و كم آبی، و گرسنگی )، خيلی از جانوران به حالت خواب و خلسه فرو ميرن. دوزيستان در فصل زمستان به زير گل و لای فرو ميرن و در اين زمان تنفس پوستی انجام ميدن. اين هم ميتونه برای اين ماهيان صدق بكنه و در شرايط خشكی به زير زمين مرطوب فرو برن و در شرايط مساعد و وجود آب در سطح زمين باشن. اما اگر حقيقت رو بخوايد من همچين چيزی رو درباره اين ماهيان هيچ كجا نه شنيده بودم و نه ديده.

BabakRash
17-08-2010, 05:07 PM
آقا بهزاد درسته که خورشید ماهی سنگین ترین ماهی استخوانی جهان بحساب میاد؟
و اینکه مولا مولای ماده در هر بار می تواند ۳۰۰ میلیون تخم بگذارد که این بیشترین مقدار تخم گذاری در بین مهره دارانه؟

Behzad
17-08-2010, 05:15 PM
نه. به همون نسبت كه بزرگ ترين ماهی جهان كوسه نهنگه، وزنش هم از همه ماهيان بيشتره و به 10-12 تن ميرسه. اما اين خورشيدماهی به زور 2 تن بشه. در مورد تخم گذاريشم من در جريان نيستم. آخه مگه چيه كه 300 ميليون تخم بخواد بذاره.

البته من امروز متوجه كلمه استخوانی شدم. آره دقيقاً درسته. من فكر كردم ميگيد سنگين ترين ماهی جهان؛ چون ميدونيد كه كوسه ها و از جمله كوسه نهنگ، اسكلت غضروفی و سخت دارن و جزو ماهين استخوانی نيستن. من تا همين حد ميدونم كه هامورها تا 700 كيلو ميرسن و تن ها هم تا 100-120 كيلو و اين نوع ماهی ( خورشيدماهی ) هم تا 2 تن رشد ميكنه.

Solmaz
20-08-2010, 12:48 AM
برادر بهزاد ما بی صبرانه منتظر مطالب جالب شما راجع به دلفینا هستیم! :105:

Behzad
20-08-2010, 11:01 AM
خواهر فعلاً طبق توافقی كه شده، تمام وقتم ميره برای جانوران موذی. البته دلفين ها 1-2 روز زمان ميخواد تا من يه سری سؤالاتی رو از دوستان متخصص بپرسم و اجازه هايی هم هست كه بايد گرفته بشه. ولی انشالا تا قبل از 15 شهريور نوشته خواهد شد.
ممنون از توجهتون.

Shahram
22-08-2010, 10:56 AM
خيله خب، از چی ميخوايد بدونين؟! عكسی چيزی هست هم ميتونيد بذاريد تا دربارش صحبت كنيم.
به جز مارها كه بعداً صحبت ميشه، در مورد جانور خاصی يا هر چيزی؟!
ميخوايد پليكان ها يا فلامينگوها رو بگم يا گوزن های ايران يا آهوان ايران يا سمندرها يا لاك پشت فراتی يا هرچيزی كه شما ميخوايد؟!
پيشنهاد بديد تا من اطاعت امر كنم.
باز هم از كسانی كه مشاركت دارن، تشكر ميكنم؛ شماها باعث پيشرفت من و متعاقب اون بخش و گروه ميشيد.

بالاخره فرصت کردم بعضی مطالب این بخش رو بخونم.آقا بهزاد عالیه. مخصوصا مطالب و لینکی که واسه مارها گذاشتی. هم چنان منتظر مطالب جدیدتر در این زمینه هم هستم :4::3:

You can see links before reply

این خارپشت اروپایی رو هم من سمت روستاهای آذربایجان زیاد دیدم. خیلی بانمکه. بیشتر اهالی این مناطق معتقدند که خارپشت دشمن مار هست و وجودش رو مهم می دونند ! می خواستم بدونم این مطلب از نظر علمی هم تایید شده است ؟ :7:
در مورد مطالب جدیدتر هم یادمه یه جایی پروانه خانم در مورد پنگوئن ها پرسیده بودند، که موضوع جالبیه و همین طور به گوزنها و آهوها هم علاقمندم. :4: البته بزهای کوهی رو هم به این لیست اضافه کنی خوبه :76: اصلاً همشون خوبن:8: :6:

Behzad
22-08-2010, 11:14 AM
دقيقاً درسته شهرام خان؛ اينا حتی نسبت به سم مارها هم مصونن و يكی از دشمان اصلی افعی ها هستن، چون هر دو شب فعالن غالباً. آره ديگه اينم خارپشته اروپاييه كه در همون نواحی كه ذكر كرديد، قابل مشاهدن؛
اجازه بديد دارم روی پروانگان و بيدها كار ميكنم. بعدش راجع به پنگوئن ها ميگم و بزهای كوهی هم گمون ميكنم در حيات وحش گهر توضيحات خُردی دربارش داده شده.
و اينكه يكی از وفادارترين اشخاص بخش محيط زيست هستيد، مهر شما رو به دل من انداخته. ممنون

Solmaz
22-08-2010, 10:51 PM
برادر بهزاد ممنون. واقعا عکسای فوق العاده ای هستند. :41:
می خوام بدونم آیا میشه از روی جثه به تفاوت بین پروانه و شب پره پی برد. آخه معمولا پروانه ها ظریف ترند ولی شب پره ها توپولی هستند؟
نقش پروانه ها گرده افشانیه، پس نقش شب پره ها و بیدها چیه؟ من معمولا دیدم که همش یه جا میشینن و تحرک خاصی ندارن!

Behzad
22-08-2010, 11:12 PM
برادر بهزاد ممنون. واقعا عکسای فوق العاده ای هستند. :41:
می خوام بدونم آیا میشه از روی جثه به تفاوت بین پروانه و شب پره پی برد. آخه معمولا پروانه ها ظریف ترند ولی شب پره ها توپولی هستند؟
نقش پروانه ها گرده افشانیه، پس نقش شب پره ها و بیدها چیه؟ من معمولا دیدم که همش یه جا میشینن و تحرک خاصی ندارن!

بيدها هم مثل پروانه ها خرطوم مكنده دارن ولی بعضی گونه ها از تار و پود لباس ها هم تغذيه ميكنن؛ باز مثل پروانگان نقش گرده افشانی در انواع نوش خوار وجود داره. بيدها از پروانه ها مشخصن و اصولاً بدن يغور و بال های ضخيم تری نسبت به پروانه ها دارن و به شاخك ها هم دقت كنيد. اينكه بی حركتن در روزهنگام اين طوره وگرنه بعد از غروب ميپرن؛ حتی انقدر بی حركتن كه فكر ميكنی مرده هستن. شب پره ها، از اصلی ترين منابع غذايی خفاش ها هستن و روزها بيشتر در سايه ی زمين، صخره ها و غارها پيدا ميشن.


اينم بيد اطلسی، بزرگ ترين بيد دنيا كه رنج پراكنشش ايران رو در بر نميگيره


You can see links before reply

Behzad
23-08-2010, 11:15 AM
پنگوئن ها ( Penguins )، پرندگان بی پرواز

علت پرواز نكردن به تحليل بال ها و نبود ماهیچه های پروازی برميگرده.
در دنيا 17 گونه پنگوئن شناخته شده و شما در مستندها، تصور نكنيد كه پنگوئن، پنگوئنه و هيچ تفاوتی با هم ندارن. در مستندها، بزرگ ترين و سالارترين گونه بيشتر مورد توجه قرار ميگيره و اون نوع امپراطوره. اين موجودات از 45 سانت دارن تا 130 از نظر طولی و قدی، با حداكثر وزن 40 كيلو؛ همگی در نيمكره جنوبی در سواحل آبی و نواحی خليج مانند پيدا ميشن ولی يك گونه هم در استوا. توزيع يا پراكنششون در آبهای سرد نيمكره جنوبی شامل سواحل قطب جنوب، نيوزلاند، استراليا، آفريقای جنوبی، آمريكای لاتين و گونه گرمسيری هم در جزاير گالاپاگوس قابل رؤيته.

You can see links before reply

پنگوئن امپراطور - شاه پنگوئن - پنگوئن آدلای - پنگوئن ويالون زن - پنگوئن جنتو - پنگوئن پرشاهينی سياه-سفيد – پنگوئن ماكارونی - صخره جهنده - كاكل سيخی – كمندی – رويال – آبدره – هامبولت – ماژلان –گالاپاگوسی – آفريقايی – پاسياه.

You can see links before reply

همگی پنگوئن ها، جَدی با قدرت پروازی و شيرجه زنی در آب برای به دست آوردن ماهی داشتن ولی با گذشت زمان و شرايط محيطی، پرواز درشون كم شد تا جايی كه اين قدرت رو از دست دادن. پنگوئن ها پرندگانی هستن فوق العاده اجتماعی؛ دور هم جمع ميشن برای جوجه آوری در دسته های بزرگ و كوچك، به اين دسته های پر سر و صدا، كُلونی گفته ميشه؛ و وقتی هم كه به داخل آب ميرن، به صورت گله ای اي كار رو ميكنن. پنگوئن ها، تأثير پيوسته و متقابلی با همسايگانشون دارن و رفتارهای پيچيده ای درشون ديده ميشه كه به يك نمايش بزرگ شباهت داره و اين، به اونها اجازه ميده كه خشونت جنسی خودشون رو كنترل، همسر گزينی كنن و تشخيص بدن همسر و فرزندشون رو در ميان جمعيت های بسيار بزرگ.

You can see links before reply

از ماهيان كوچك، سخت پوستان و اسكوييدها تغذيه ميكنن و خودشون شكار شيرهای دريايی و نهنگ ها ميشن. بزرگ ترين تهديد برای كلونی های اين پرندگان، تغييران محيطی آبه كه باعث ميشه دسترسی به منابع غذايی براشون مشكل و محدود بشه؛ گرمايش زمين و ذوب يخ های قطبی، مهم ترين معضل پيش روی اين موجودات زيباست. طی عصر جديد، كشتی های صيادی، حدود 100 هزار قطعه از اين پرندگان رو برای مصارف غذا و به دست آوردن چربی حيوان شكار كردن.

Shahram
23-08-2010, 01:10 PM
پنگوئن ها ( penguims )، پرندگان بی پرواز
...
پنگوئن امپراطور - شاه پنگوئن - پنگوئن آدلای - پنگوئن ويالون زن - پنگوئن جنتو - پنگوئن پرشاهينی سياه-سفيد – پنگوئن ماكارونی - صخره جهنده - كاكل سيخی – كمندی – رويال – آبدره – هامبولت – ماژلان –گالاپاگوسی – آفريقايی – پاسياه.
...


ماکارونی اونهایی هستند که رو سرشون یه چیزهایی شبیه مو دارند ؟ مثل همین عکس آخر ؟
من دو رنگ مو دیدم یه سری سیاه و یه سری زرد. همشون ماکارونی اند ؟ یا نه فرق دارند.

Behzad
23-08-2010, 01:39 PM
اين عكس آخری ماكارونيه ولی اونی كه ميگيد روی سرش موی سياه داره، صخره جهندس كه هر دو كاملاً شبيه به هم هستن ولی صخره جهنده، ابروی با پر زرد داره اما باز هر دو به يك ژانر يا سرده متعلقن. در ضمن من penguin رو اشتباهی نوشتم penugim!!!!! كه به خاطر عجله در نوشتنه.

اين صخره جهنده

You can see links before reply

Solmaz
24-08-2010, 12:40 AM
هر پنگوئن به طور متوسط چندتا تخم میزاره؟
من تو یه مستند دیدم که بچه هاشون توسط پرندگان شکاری، شکار میشن! (خیلی دلخراش بود:2:) و موقع کولاک شدید، بعضیا از بچه ها میمیرن. وقتی کولاک بند اومد، مادرایی که بچه هاشون رو از دست داده بودن، بر سر بچه های دیگر پنگوئن ها که از کولاک جان سالم به در برده بودند، دعوا میکردند! انگار براشون سخت بود که باور کنن بچشون مرده! :20:

Behzad
24-08-2010, 01:59 PM
هر پنگوئن به طور متوسط چندتا تخم میزاره؟
من تو یه مستند دیدم که بچه هاشون توسط پرندگان شکاری، شکار میشن! (خیلی دلخراش بود:2:) و موقع کولاک شدید، بعضیا از بچه ها میمیرن. وقتی کولاک بند اومد، مادرایی که بچه هاشون رو از دست داده بودن، بر سر بچه های دیگر پنگوئن ها که از کولاک جان سالم به در برده بودند، دعوا میکردند! انگار براشون سخت بود که باور کنن بچشون مرده! :20:

مطلب پنگوئن ها رو هم به دو دليل نوشتم: اول اينكه از گذشته ها چيزايی درباره اينها ياد گرفته بودم و دوم، به خاطر درخواست خواهر پروانه و تأكيد شهرام خان؛ كه اميدوارم مثمر ثمر و مفيد واقع شده باشه. پنگوئن ها، بسته به نوعش، 2 تا 5 سال عمر ميكنن و هر سال بازم بسته به نوعش 1 تا 2 تخم ميذارن. اون گونه هايی كه جثه بزرگ دارن، مثل امپراطور و شاه پنگوئن يك تخم و كوچك تر ها 2 تخم ميذارن و با گرمای شكمشون، تخم رو گرم نگه ميدارن كه ديديد ديگه. اصولاً حيوانات هم مثل ما آدما احساس و عواطف متفاوتی دارن؛ بهترين نمونش مهر مادريه: مثلاً فيلی كه بچه عقب افتاده به دنيا بياره، توسط مادر رها نميشه يا بعضاً زالی يا آلبينيسم كه در خرس، شير، فيل، شتر و آدم ديده ميشه و دليلش بروز ژن های نهفتست، باعث ميشه كه فرد زال، مورد توجه خاصی در بين جمعيت هر يك از گونه های ذكر شده باشن يا مثلاً بهترين و تأسف بارترين نمونه، خبر يوزپلنگ مادر چند هفته قبل بود كه به دنبال توله ها و نگران به دنبالشون از بين رفت؛ مثلاً ديده شده كه جفت يوز در جاده تصادف كرده و همسر، كنار جاده منتظر لحظه ای بوده تا پيكر جون داده همسر رو به خاكی بكشه و مدام اون رو صدا ميكرده؛ اينا همش برميگرده به چيزايی كه اينجا جاش نيست و بايد حضوری گفت.

Solmaz
26-08-2010, 12:17 AM
ممنون برادر. مثل همیشه عالی بود.
می خواستم بدونم اون گوزنایی که شاخای پهنی دارن، اسمشون چیه؟ و آیا تو ایران از اونا هست؟ به نظرم میاد بیشتر تو مناطق سرد مثل کانادا و آلاسکا باشن، درسته؟

Azadeh
26-08-2010, 11:49 AM
ممنون. این دفعه واقعا لذت بردم !!
خیلی حیفه که عمر گوزن ها کوتاهه. باز هم بنویسید از این گوزن ها.
شاخ گوزن شوکا و مارال برام جالب بود. مرسی.

Behzad
26-08-2010, 11:59 AM
می خواستم بدونم اون گوزنایی که شاخای پهنی دارن، اسمشون چیه؟ و آیا تو ایران از اونا هست؟ به نظرم میاد بیشتر تو مناطق سرد مثل کانادا و آلاسکا باشن، درسته؟
شما لطف داريد خواهر. اما آخه اين چه سؤاليه؟! وقتی گفتم 3 گونه گوزن، ديگه مشخصه كه گونه ديگه ای در ايران نداريم. گوزنی كه شما ميگيد، موسه كه در همون مناطق هلاركتيك يعنی آلاسكا، شمال كانادا و روسيه پيدا ميشه.
گوزن کاریبو، هم دومین گوزن بزرگ جثست كه در همون مناطق هلاركتيك و در مرز استپ با تايگا پيدا ميشه. البته ممکنه در مناطق مستعد، گوزن قرمز از گوزن کاریبو بزرگتر هم باشه!

عكس اول: موس، عكس دوم: كاريبو

You can see links before reply

You can see links before reply

Azadeh
26-08-2010, 12:03 PM
You can see links before reply
دو عاشق

Carlos
26-08-2010, 01:35 PM
امکانش هست در مورد شکارهای غیر محاز که باعث به خطر افتادن محیط زیست ایران میشه کمی توضیح بدید؟ چون بعضاً شنیده میشه که با وجود حفاضت های سنگین که اصلا معلوم نیست راست میگن یا نه باز هم شکار غیر مجاز گونه های در خطر کشف میشه؟
نامه جدیدی هم به انجمن شکار زده شده و جریمه ی شکار گوزن را 150 و عقاب رو 250 میلیون اعلام کردند.
ممنون میشم اگر توضیح بدید استاد.

Shahram
26-08-2010, 05:10 PM
You can see links before reply



یعنی این 5 سالشه ؟

Nooshmak
26-08-2010, 06:02 PM
یعنی این 5 سالشه ؟

به گفته آقا بهزاد که هر سال یه شاخک فرعی به شاخ اصلی اضافه میشه به نظر 9 یا 10 ساله میاد :7::7::7: استاد اینطور نیست ؟//

ولی گوزن زرد ایرانی واقعاً زیباست و اصیل :8:

Behzad
26-08-2010, 11:00 PM
امکانش هست در مورد شکارهای غیر محاز که باعث به خطر افتادن محیط زیست ایران میشه کمی توضیح بدید؟ چون بعضاً شنیده میشه که با وجود حفاضت های سنگین که اصلا معلوم نیست راست میگن یا نه باز هم شکار غیر مجاز گونه های در خطر کشف میشه؟
نامه جدیدی هم به انجمن شکار زده شده و جریمه ی شکار گوزن را 150 و عقاب رو 250 میلیون اعلام کردند.
ممنون میشم اگر توضیح بدید استاد.

اين يه بحث بسيار دامنه داريه كارلوس عزيز. بعد از انقلاب، و با تحولات دوران جنگ، خيلی از اسلحه های نظامی به دست مردم افتاد حتی كار به تانك در حياط خونه ها كشيد. بعد در سال های 58-60 طرحی اجرا شد مبنی بر جمع آوری سلاح های نظامی كه عموماً هم ژ-3 بود توسط مردم و تحويل به ارتش كه در شهرهای بزرگ موفق بود. اما در جاهايی مثل همون لرستان، كردستان و ... كه توجه زيادی بهشون معطوف نبود، اين سلاح ها همچنان دست مردم بود. موتورهای ايژ و تفنگ ژ-3 از يه طرف و بحبوحه انقلاب و جنگ و ساختن كشور، فراموش شدن طبيعت و حيات وحش ايران هم از طرف ديگه و سوءاستفاده مردم و بعضاً روستايی ها باعث نابودی حدود 40% از علف خواران ايران مثل آهوها، قوچ ها و پازن يا بز وحشی شد؛ تازه بعضی افراد به سوسماران هم رحم نميكردن، پلنگ رو برای تروفه و قاليچه خز شكار ميكردن و با موتور به دنبال آهوان در دشت ها ميفتادن و با ژ-3 به دم بعدی امانشون نميدادن. حالا بعد از 30 سال، كمی حيات وحش جون گرفته كه همش هم در 6-7 سال اخير بوده و وجود محيط بانان به علاوه مديريت مناطق چهارگانه حفاظت محيط زيست و نهادها و ان جی اوهای مردمی در احيای نسبی پوشش جانوری كشور، مؤثر بوده. اما همچنان قوانين و توجهات از بالا ايراد داره. مثلاً در حوزه آلاينده ها و پساب های صنعتی، اگر كارخانه ای تصفيه فاضلاب صنعتی نداشته باشه، از 15 هزار تومن تا 120 هزار تومن جريمه ميشه؛ كارخانه ای كه روزی 800-900 ميليون تومن سود داره، مياد اين خرده جريمه رو به محيط زيست ميده و بازم تصفيه پساب نميذاره؛ چون هم هزينه بره و هم دلش برا محيط زيست نسوخته. اگر مثل عربستان، كسی شكار غيرمجاز بكنه رو هم 5 سال زندانیی و هم جريمه سنگينی ازش بگيرن، اين اتفاقات ديگه در كشور نميفته. تازه فرهنگ سازی در مردم شهری ضعيفه چه برسه به روستايی كه گرگ به دامش ميزنه و فكر ميكنه پلنگه و گردن پلنگ به دار ميره. فرهنگ سازی و علم داشتن به چگونگيش، به خصوص در بين افراد جوان و نوجوان خيلی مهمه. خلاصه بايد رو در رو براتون بگم. كلاً تا همين حد بدونيد كه اين كشور حالا حالاها از اين بابت مشكل داره.

Behzad
26-08-2010, 11:03 PM
یعنی این 5 سالشه ؟

خوشم اومد، انتظار نداشتم كسی به اين موضوع دقت بكنه؛ شهرام خان آفرين كاملاً درسته و اين گوزن 5 ساله هست. گوزن 1 ساله نر فقط يه شاخ ساقه مانند داره كه حدود 30 سانت رشد ميكنه. در ضمن شاخك های يك شاخ محسوب ميشه نه هر دو شاخ. البته تعداد شاخك فرعی برای گوزن، و وجب شاخ برای سن قوچ.

Carlos
27-08-2010, 06:29 PM
اين يه بحث بسيار دامنه داريه كارلوس عزيز. بعد از انقلاب، و با تحولات دوران جنگ، خيلی از اسلحه ....

موضوع سلاح و مهمات و جنگ و قوانین پیرامون برمیگرده به شغل اصلی من. اما من اخر جوابم رو در مورد میزان جریمه نقدی شکار غیره مجاز مخصوصا گونه های حساس که یا در راس هرم قرار دارند یا در حال انقراض هستند نگرفتم...بعد امار شکار های غیر مجاز رو هم اگه محبت کنید بگید ممنون میشم...این مطالب رو شاید این ماه چاپ کنیم برای همین میخوام.

Behzad
27-08-2010, 10:40 PM
در مورد جريمه ها، بالاترين نرخ به يوز آسيايی تعلق داره كه 25 ميليونه و اين مبالغی كه شما ميگيد، بی مفهومه. من اصلاً خودم رو وارد اين موضوعات نميكنم؛ كار من چيزه ديگريست. وضعيت زيستی جانداران مختلف هم در سطح جهانی دسته بندی ميشن و هر يك در سطح و مرتبه مشخصی از فهرست سرخ اتحاديه حفاظت از طبيعت ملل متحد قرار ميگيرن:

You can see links before reply

CR در آستانه انقراض: مثلاً يوز، گورخر، خرس سياه، درنای سيبری يا سفيد، لاك پشت فراتی و ... در اين مرحله هستن.

EN در خطر: پلنگ ايرانی، ماهيان خاوياری و فك خزر در اين جايگاه قرار دارن.

VU آسيب پذير: عقاب دريايی پالاس، 5 گونه لاك پشت دريايی آب های ايران، ميش مرغ در اين رتبه هستن.

و هر سال بر اساس وضعيت زيستی هر گونه، آمارها بازبينی ميشه.
درباره تعداد فقره شكار غيرمجاز، هيچ چيز مشخصی نيست كه بخوايم دربارش صحبت كنيم؛ هر روز در گوشه گوشه كشور، تعدادی از اين جرايم رخ ميده كه البته عاديه و كسی متوجه نميشه. شكار در مناطق مستعدی كه تحت پوشش حفاظت محيط زيست نيست، خودش يه داستانه؛ كسانی رو ميشناسم، كه هر هفته حداقل 2 قوچ شكار كوچيكشونه و از اشخاص تحصيل كرده و يعنی فهيم جامعه ( دكتر ) هستن كه صرفاً جهت تفريح به اين تخلفات مبادرت ميكنن و در همون طبيعت، شكار رو كباب ميكنن و ... . اصولاً مناطق تحت پوشش، ديگه به خودش شكارچی غيرمجاز نميبينه؛ اگر هم ببينه، شكارچی كله خر و نادانه؛ البته اخيراً تيركمان هايی اومده كه از فاصله 200 متری و بی هيچ صدايی ميشه باهاش آهو و قوچ زد؛ يا مثلاً مجوز شكار صادر ميكنه خود همون سازمان. خلاصه اينا بحثای حاشيه ايه و منم خوشم نمياد كه بيش از اين بدونم.

Solmaz
28-08-2010, 02:24 PM
برادر مرسی.
سمت خونه ما پره از این طوطی هندیا! دسته جمعی پرواز میکنن و موقع پرواز جیغ ویغ میکنن! بیشترم رو درختای کاجن و از میوه های اون میخورن!
خیلی با نمکن. خدارو شکر که هنوز دست هیچ کس بهشون نرسیده! :63:
یه سئوال: اسم این طوطی بزرگای رنگارنگ چیه و آیا تو ایرانم هستن؟

Mehdi
28-08-2010, 03:18 PM
بهزاد جان
این چند تا عکس را به نیت این بخش گرفتم. ببین اگر به درد می خوره نگهشون دار اگرم خوب نیست که پاک کن.


You can see links before reply

این نوع زنبور را تا حالا ندیده بودم.



You can see links before reply

رنگ متفاوت چشم ها جالب بود



You can see links before reply

بدون شرح



You can see links before reply

سوسک جالبی بود :3:



You can see links before reply

اثر نیش یه مگس. فکر می کنم از همون مگس های سگ بود.



You can see links before reply

اینم یه حلزون (لیسه اگر درست یادم باشه) که به یه تار آویزون بود.

Behzad
28-08-2010, 06:46 PM
عكسای خيلی جالبيه؛ آفرين. بازم از اين كارا بكنيد. زنبورها هم گونه های زيادی دارن حدود 300-400 تا پس با ديدن انواع مختلف نبايد تعجب كرد. اونم خرچنگ پهن رودخانه ايه. اون سوسك هم يه آفته برای مركبات بيشتر. اونم اثر يكی از گونه های تابانيده هست و همون مگس سگی كه شما گفتيد. اونم يه ليسه جوانه. گربه با چشم دو رنگ هم زياد ديده ميشه كه به ذخاير و گنجينه های ژنی گربه های خانگی برميگرده.

Solmaz
29-08-2010, 11:59 PM
برادر یعنی اگه مثلا تو قایق باشیم و یه دلفین در نزدیکی ما باشه و دستمونو سمتش دراز کنیم، میاد طرفمون و میزاره نوازشش کنیم؟ آخه من عاشق این کارم!

Behzad
30-08-2010, 12:21 AM
بله، اين كار خودش يه جذب توريسته؛ پرپويز و از دلفينها، نوع بينی بطری به خصوص، به قايق نزديك ميشن و بعضاً شما به آرومی ميتونيد اونها رو لمس كنيد.

Azadeh
31-08-2010, 11:21 AM
You can see links before reply

اسم این پروانه چیه؟ خیلی خوشگله.

Mehdi
31-08-2010, 11:31 AM
You can see links before reply

اسم این پروانه چیه؟ خیلی خوشگله.
چند شب پیش "سینما اقتباس" یه فیلم پخش کرد با همین نام "پروانه آبی". ماجرای یه پسر بچه در حال مرگ بود که برای دیدن این پروانه ها به همراه یه حشره شناس راهی یه سفر طولانی شد. تو فیلم می گفت این نوع پروانه ها فقط یه جا زندگی میکنن و تو یه فصل خاص هم دیده میشن. شکل پروانه ها دقیقا مثل همین عکسیه که شما گذاشتید.
ظاهرا فیلم از یه داستان واقعی اقتباس شده بود.

اینم لینک فیلم:
You can see links before reply

Behzad
31-08-2010, 01:14 PM
اينا پروانه های مورفوی آبی هستن كه خيلی معروفن و بسيار شگفت انگيز و جالب؛ بخوانيد:

You can see links before reply

در آمريكاي جنوبي در دهه هاي 50-60 از پروانه هاي خانواده مورفو براي رنگ اسكناس ها استفاده مي كردند. رنگ بال آنها آبي صدفي متاليك است و زير نور ماوراء بنفش تلالو خاصي دارد و مانع از جعل اسكناس مي شود. اين پروانه ها به صورت ميليوني مهاجرت مي كنند. درخشش بال آنها به حدي است كه چند سال پيش فضانوردان يكي از ايستگاه هاي فضايي نور در حال حركتي را روي جنگل هاي آمازون شناسايي كردند كه احتمال مي دادند بشقاب پرنده باشد، اما بعد از بررسي هاي لا زم مشخص شد كه اين درخشش مربوط به مهاجرت ميليوني پروانه هاي مورفو است.

You can see links before reply

Azadeh
01-09-2010, 11:03 PM
راستی آقا بهزاد، یک جایی خوانده ام نوشته بود مار ماهی سمی است؟ واقعا اینجوره؟ و آیا این مار ماهی همان پر ماهیه؟ شک دارم. چون پرماهی شبیه ماره که درازه.

Nooshmak
05-09-2010, 02:25 AM
آقا بهزاد این ماهی واقعیه ؟//
تو سواحل ژاپن پیداش کردن میگن زشت ترین ماهیه به علت برآمدگی رو پیشونیش و اینکه شبیه انیمیشن شرک ، تازه می گن 30 سالشه!!!

You can see links before reply

You can see links before reply

Behzad
05-09-2010, 07:36 PM
چرا واقعی نباشه. جالبه بدونيد اين گونه در آب های ايران هم ديده شده. اينا نرشون تا 2 متر و ماده تا كمتر از 1 متر رشد طولی دارن و در تپه های مرجانی اقيانوس آرام-هند ديده ميشن و از لحاظ زيستی در وضعيت EN يا در خطر ليست سرخ اتحاديه حفاظت از طبيعت قرار دارن و بنابراين به ندرت در آب های ايران ديده ميشن. اين بزرگ ترين عضو از خانواده طوطی ماهيانه كه بهش ميگن طوطی ماهی كله كوهانی و مثلاً برای نمونه در اولين صفحه تنوع زيستی، عكس طوطی ماهی رنگين كمان هم هست. اينا لب های ضخيم و گوشتی دارن بر خلاف ساير طوطی ماهيان كه به جای لب، دهان منقار مانند دارن تا با استفاده از اونها از مرجان های سخت، تغذيه بكنن. دقيقاً نرها تا كمتر از 25 سال و ماده ها حدود 30 سال عمر ميكنن؛البته بلوغ جنسيشون هم خيلی در هنگامه.

You can see links before reply

You can see links before reply

نقاط زرد رنگ كه نشانه تراكم پايينه و در خليج فارس، قشم، دهانه كارون و در حوزه بندر ماهشهر و عربستان صعودی، رنج پراكنششه

You can see links before reply

Behzad
05-09-2010, 09:55 PM
در آب های جنوب ايران، 7-8 گونه طوطی ماهی ديده ميشه كه زيباترينشون كه در آب های خليج فارس ديده ميشه، طوطی ماهی عبوسه. تقديم به شما يكی از بهترين عكس های آرشيو ايران من كه اين عكس در تپه های مرجانی ( سايت بيگ كورال ) شرق كيش گرفته شده توسط مربی عزيزم محمد رسول باقريان

You can see links before reply

Nooshmak
06-09-2010, 01:05 AM
واقعاً دستتون درد نکنه هنوز نیومده تو سایت با اطلاعات عالیتون غافلگیر شدم ، سپاس .

Behzad
06-09-2010, 01:08 PM
عالی بود آقا بهزاد. ممنون :ymapplause:
پس میشه نتیجه گرفت که بیشتر حشراتی که در طبیعت وجود دارن نه تنها سمی نیستن بلکه ارزش غذایی هم دارن و اگر زمانی یکی از این حشرات خورده شد احتمال ایجاد مسمومیت خیلی کم خواهد بود. درسته؟

ببينيد يه چيز ساده ای نيست كه بخوايم اين طوری قضاوت كنيم. عموماً در طبيعت حشرات خوش رنگ و لعاب كه بيشتر رنگ های زرد، قرمز و سياه دارند مبين سمی بودن و خطرناك بودنشون ولی خيلی از حشرات ديگم هستن كه اين رنگها رو ندارن ولی سمين؛ حالا، اگر حشره سمی بود، به واسطه حرارت، زنجيره ها و پيوندهای پپتيدی پلی مری سم شكسته ميشن و سم خنثی ميشه؛ يعنی با توجه به ساختار پروتيينی سم، در اثر حرارت اين ساختار دچار تغيير و دگرگونی ميشه و نهايتاً خنثی ميشه.
پس نتيجه كلی اين كه حرف شما كاملاً درسته برادر مهدی و حرارت باعث ميشه كه اگر حشره ای داخل غذا افتاد، اون غذا كاملاً سالم و بی عيبه.

Solmaz
08-09-2010, 12:10 PM
از دیگر عوامل مهم کاهش جمعیت دوزیستان شیوع نوعی بیماری قارچی موسوم به chytridiomycosis است که عامل آن یک پاتوژن قارچی به نام batrachochytrium dendrobatidis این پاتوژن موجب نابودی صدها گونه در نقاط مختلف جهان شده که به عقیده برخی دانشمندان یکی از بدترین و یا به عبارتی وخیم ترین رکوردهای تاریخی نابودی تنوع ریستی در نوع خود به حساب می آید.
پاتوژن چیه؟ و آیا راه مقابله دارد؟

Solmaz
08-09-2010, 12:16 PM
از بهترین سامانه‌های پرنده‌نگری در ایران می‌توان از مرداب انزلی، جزیره قشم، دریاچه ارومیه و شبه جزیره میان‌کاله را نام برد.
برای فصل پاییز، کدامیک از این مناطق شرایط مناسب برای پرنده نگری رو دارن؟

Mehdi
08-09-2010, 12:48 PM
برای فصل پاییز، کدامیک از این مناطق شرایط مناسب برای پرنده نگری رو دارن؟
از نظر آب و هوایی اوائل پاییز انزلی و میان کاله مناسبه و اواخر پاییز قشم. اما از نظر وجود پرنده نمی دونم و آقا بهزاد باید نظر بده.

Majid
08-09-2010, 01:16 PM
وای بهزاد این روباه شنی رو از کجا میشه خرید؟:1::3:
من یکیشونو می خوام:6:

Behzad
08-09-2010, 01:19 PM
پاتوژن چیه؟ و آیا راه مقابله دارد؟


پاتوژن ( Pathogen ) يعنی بيماری زا؛ مثلاً باكتری بيماری زا رو ميگن پاتوژن باكتريايی، قارچ بيماری زا: پاتوژن قارچی، و هر ميكروب بيماری زا ميشه پاتوژن ميكروبی.

راه مقابله داره ولی نه در حيطه حيات وحش؛ مثلاً شما يه ماهی يا يه لاك پشت داريد، مبتلا به يك نوع خاص از قارچ بيماری زا شده ( نوع خاصی پاتوژن قارچی )، ميريد پيش دام پزشك، قطره ای رو پيشنهاد ميده و ميتونه مشكل رو بر طرف بكنه. اما در حوزه طبيعت و حيات وحش، به دليل قرنطينه و ايزوله نبودن و همچنين ارتباط جانوران و گونه ها با هم، مهار بيماری بسيار مشكل و حتی ميشه گفت كه غير ممكنه.

Mehdi
08-09-2010, 01:25 PM
اما در حوزه طبيعت و حيات وحش، به دليل قرنطينه و ايزوله نبودن و همچنين ارتباط جانوران و گونه ها با هم، مهار بيماری بسيار مشكل و حتی ميشه گفت كه غير ممكنه.
فکر می کنم وظیفه کنترل بیماری در حیات وحش بر عهده حیوانات شکارچی باشه. عموما اولین انتخاب یه حیوان شکارچی از بین طعمه ها، مریض و ضعیف های اوناس.

Parvaneh
08-09-2010, 01:29 PM
این مبحث رد پا خیلی کاربردیه.سپاس
اگر بشه ردپاها حیوانات دیگه هم (حتی در یک تاپیک جدا و در زمانی که فرصت اینکارو داشتید)گذاشته بشه عالیه.
اصولا یه طبیعت گرد بایستی حداقل از حضور حیوانات در منطقه باخبر باشه و متناسب با اون تمهیداتی رو بیندیشه.

Behzad
08-09-2010, 01:36 PM
دقيقاً درسته ولی بعضی اوقات ميشه كه يه بيماری خاص ميفته به جون يك گونه جانوری يا حتی در سطح كلان يك رده از مهره داران؛ مثل مورد دوزيستان يا سالمونلای پرندگان و خزندگان. حالا، مثلاً در ايران، تب كنگو شايع ميشه يا آنفولانزای مرغی؛ ولی مهار ميشه چون در محيط شهری و در بين حيوانات اهليه. خيلی از كاكايی ها و ساير پرندگان مهاجر، ميتونن ناقل بيماری هايی مثل آنفولانزای مرغی باشن. در حيات وحش، بيماری خود به خود ميتونه كنترل بشه؛ بعد از از بين رفتن جانوران در اثر يك بيماری در سطح وسيع، نسل بعد نسبت به اون بيماری مقاوم تره پس ميتونه بهش مبتلا نشه. وبا در زمان های قديم به همين شكل وبال بشر رو گرفت. آدم هايی كه بيمار نشدن و بدن قوی تری داشتن يا به هر ليل در كانون بحران و بيماری نبودن، جمعيت جديدی رو در مكان ديگری بنيان گذاشتن. چيز پيچيده ايه ولی اين حرف شما كاملاً درسته كه طبيعت و چرخه زيستی، خودش رو كنترل ميكنه.

Behzad
08-09-2010, 02:17 PM
وای بهزاد این روباه شنی رو از کجا میشه خرید؟:1::3:
من یکیشونو می خوام:6:

اينو ببين؛ بهش ميگن فنك ( Fennec Fox )، تا حالا تو ايران گزارشی مبنی بر وجودش نبوده ولی خيلی كم امكان داره در قسمت های غربی دشت خوزستان به طور اتفاقی ديده بشه. در عراق هم مورد تأييد قرار نگرفته. به عنوان پت ( Pet ) يا حيوان خانگی هم خيلی پر طرفداره!!!

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

Mehdi
08-09-2010, 02:28 PM
اYou can see links before reply

:8:
واقعا آدم می مونه چی بگه به اونی که این موجودات را درست کرده :77: :77: :77:

Majid
08-09-2010, 03:30 PM
واییییییییییییییییییییییی ییییی:6::6:
بهزاد من از اینا میخوام:4:
سفارش بده برام بیارن:8:
هرچقدر قیمتش باشه میخوام

Mehdi
08-09-2010, 11:34 PM
ممنون دوستان
شناسایی رد پای حیوانات یکی از چیزایی بود که خیلی دوست داشتم یاد بگیرم. فکر می کنم با کمک شما به زودی به این آرزو میرسم :6:

Behzad
09-09-2010, 12:19 AM
ممنون دوستان
شناسایی رد پای حیوانات یکی از چیزایی بود که خیلی دوست داشتم یاد بگیرم. فکر می کنم با کمک شما به زودی به این آرزو میرسم :6:

برادر مهدی، مهم ترين ردپاها كه لازمه بدونيد، مال سگ سانان و گربه سانانه كه الگوی كلی بالا رو داره. ولی چون منابع فارسی كمه و من هم كم تجربه، سعی ميكنم يه چيزايی رو قرار بدم كه به درد بخور باشه. خرس هم مثل سگ سانان، آثار ناخن ها در ردش ديده ميشه و جای پای عقبی، مشابه ردپای انسانه. گربه سانان، زمان شكار و يا در حين دويدن، ميتونن آثار ناخن رو در ردشون داشته باشن. يه سری ردپای نشخوار كنندگان هم هست كه اونها رو هم ميارم. سرگين، پلت يا ريمه، مو، ناخن، جمجمه و آثار به جا مانده از طعمه و شكار، همگی از نمايه ها هستن كه در شناسايی يك گونه جانوری به ما كمك ميكنن.
انشالا سعی ميكنم در همين تاپيك درباره نمايه ها و آثار پستانداران مطلبی جمع كنم.:3:

Mehdi
11-09-2010, 12:14 AM
خب، اگر خوب بوده، بگيد تا از سرگين هم بگم. منتها درباره سرگين ها، اطلاعات كمتری دارم.

عالی بود بهزاد جان
تو یکی از سفرهای آخری که رفته بودیم اتفاقا یه سرگین پیدا کردیم که هرچی فکر کردیم نفهمیدیم مال چی میتونه باشه. پر بود از هسته های یه میوه شبیه به آلو. فکر می کنم آقا شهرام عکس گرفت ازش. امیدوارم بعد توضیحات شما بفهمیم چی بود :3:

MEISAMHAMIN
11-09-2010, 01:55 AM
آقا بهزاد ممنون واقعاً جالب بود حدود 1 ساعتي مجذوب اين تاپيك شده بودم :41::41::41: تازه اينجا رو كشف كردم مبحث رد پاها بسيار جالب بود مبحث معرفي گربه سانان هم بسيار جالب و غم انگيز بود به خصوص در مورد ببر ايراني هيچ فكر نمي كردم كه به كلي منقرض شده باشه.
سلماز خانم از شما هم بابت خرس ها ممنون:41::41:
آقا بهزاد سوالي كه به ذهنم رسيد در مورد ديدن حيات وحش در ايران فكر ميكنم با توجه به تنوع گونه اي كه شما اشاره كرديد اما تعداد هر گونه چندان قابل توجه نيست كه رويت اونها هم سخته. شخصا شغال و روباه و گرگ رو ديدم و رد پاي خرس رو هم ديدم اما در مورد ساير پستانداران هيچي. براي اين ميگم پستانداران كه هر چي تو آسمان باشه پرنده ميبينم حالا ميخواد كجشك سان باشه يا يه قرقي تفاوتشون رو نمي فهمم:7:
اگه ممكنه و مقدور كمي هم در مورد نحوه رويت پستانداران تو هر منطقه يه توضيحاتي بديد مثلا تو پارك ملي كوير چه حيواناتي رو ميشه ديد و چه كار بايد كرد.
بازم از مطالب بسيار جذابتون تشكر مي كنم:6:

Nooshmak
11-09-2010, 03:26 AM
آقا بهزاد موشها و خرگوشها جزو کدام دسته قرار گرفتند ؟// کف روها یا پنجه روها :7:

Behzad
11-09-2010, 10:11 AM
عالی بود بهزاد جان
تو یکی از سفرهای آخری که رفته بودیم اتفاقا یه سرگین پیدا کردیم که هرچی فکر کردیم نفهمیدیم مال چی میتونه باشه. پر بود از هسته های یه میوه شبیه به آلو. فکر می کنم آقا شهرام عکس گرفت ازش. امیدوارم بعد توضیحات شما بفهمیم چی بود :3:

والا من يه لحظه خودم رو زدم جای يه آدمی كه اصلاً اين اطلاعات رو نداره؛ با خوندن مطالبم زياد چيزی دستگيرم نشد. بد نوشتم به نظر خودم. تازه كلی نشستم فكر كردم كه انسجام بدم تو ذهنم كه خوب بنويسم و اين شده. عكس سرگين رو بايد ببينم برادر مهدی؛ خيلی از حيوانات ميوه خواری ميكنن.



آقا بهزاد ممنون واقعاً جالب بود حدود 1 ساعتي مجذوب اين تاپيك شده بودم :41::41::41: تازه اينجا رو كشف كردم مبحث رد پاها بسيار جالب بود مبحث معرفي گربه سانان هم بسيار جالب و غم انگيز بود به خصوص در مورد ببر ايراني هيچ فكر نمي كردم كه به كلي منقرض شده باشه.
سلماز خانم از شما هم بابت خرس ها ممنون:41::41:
آقا بهزاد سوالي كه به ذهنم رسيد در مورد ديدن حيات وحش در ايران فكر ميكنم با توجه به تنوع گونه اي كه شما اشاره كرديد اما تعداد هر گونه چندان قابل توجه نيست كه رويت اونها هم سخته. شخصا شغال و روباه و گرگ رو ديدم و رد پاي خرس رو هم ديدم اما در مورد ساير پستانداران هيچي. براي اين ميگم پستانداران كه هر چي تو آسمان باشه پرنده ميبينم حالا ميخواد كجشك سان باشه يا يه قرقي تفاوتشون رو نمي فهمم:7:
اگه ممكنه و مقدور كمي هم در مورد نحوه رويت پستانداران تو هر منطقه يه توضيحاتي بديد مثلا تو پارك ملي كوير چه حيواناتي رو ميشه ديد و چه كار بايد كرد.
بازم از مطالب بسيار جذابتون تشكر مي كنم:6:

شما لطف داريد آقا ميثم. يه جمله ای معروفه در بين متخصصين كه ميگن: حيات وحش ايران خيلی متنوع و غنيه و از لحاظ اين غنا ما رو در دنيا يكتا ميكنه اما تراكم كمه. درباره ديدن حيات وحش هم يه مطلب نوشته بودم ولی هرچی ميگردم پيداش نميكنم. سر فرصت پيداش ميكنم. درباره كوير، پرنده های بيابانی مثل چكچك، هوبره كه كميابه و همه جا نيست، پرندگان شكارگر كوچك، انواع خزندگان به خصوص سوسمارها، از پستانداران، آهو، گربه سانانی مثل كاراكال، سگ سانانی مثل شغال ها، روباه ها و بعضاً گرگ؛ خارپشت ها، انواع جوندگان، تشی، خرگوش، خيلی كم گراز و از اين دست حيوانات.


آقا بهزاد موشها و خرگوشها جزو کدام دسته قرار گرفتند ؟// کف روها یا پنجه روها :7:

اصولاً اين نوع دسته بندی رو برای جوندگان ذكر نميكنن ولی اگر بخوايم حسابش كنيم، چيزی بين اين دو مدل هستن و چون بيشتر كف پا و 5 انگشتشون روی زمين تكيه داره پس كف رو هستن.

Shahram
11-09-2010, 04:02 PM
1- با تلسکوپهای ستاره شناسی کوچک و با کمک چشمی های بزرگنمائی کمتر و میدان دید بازتر هم می شه پرنده ها رو دید. کاری که من هم گاهی انجام می دم، البته کمی حوصله می خواد ولی خیلی لذت بخش هست :8:

2-تا جایی که می دونم تالاب گاوخونی هم محل مناسبی برای دیدن پرنده های مهاجر در اواخر پاییز و اوایل زمستان هست اما با صحبتی که با آقا بهزاد داشتم مثل اینکه امسال وضعیت تالاب زیاد خوب نیست. :2:

Behzad
11-09-2010, 04:19 PM
نه اوضاع كه خوب نيست. دوستان بذاريد من از همين حالا خيالتون رو راحت كنم؛ من حالاحالاها گير برنامه درس و كسب دانشم. پس به موقعش از اون كسانی كه اين كارن كمك ميخوام تا راهنماييمون بكنن كه كجاها بريم، برای برگزاری اين چنين برنامه هايی. الكی رفتن اشتباهه. به موقعش كم نميذارم. هم از لحاظ ساپورت اطلاعاتی و هم از نظر وسايل و رفاه. آقا شهرام شريفی هم خيلی از اين بابت تجربه دارن و ميتونن كمك بكنن تا جايی كه من در مقابل ايشون هيچم.

Behzad
11-09-2010, 11:13 PM
ببينيد. عكس اول هم يكی از گونه های خانواده puffer ها يا بادكنك ماهيانه كه آخرين مطلب حيات درياييه:

You can see links before reply

Behzad
12-09-2010, 12:52 AM
اگر ميخوايد عظمت بزرگ ترين جانور تاريخ زمين رو ببينيد كه در آبهای عمان هم ديده شده با حدود 35 متر طول و 180 تن وزن، كليپ زير رو دانلود كنيد، و در پوست خودتون نگنجيد كه ما در آبهای ايرانی عمان اين گونه رو داريم:

You can see links before reply (You can see links before reply)

Elnaz
12-09-2010, 11:36 AM
کلیپو دیدم. واقعا بزرگه. چطور تونستن اینقدر بهش نزدیک بشن و ازش فیلم بگیرن؟؟؟
اونم زیر اب که ترسش بیشتره.:42:
البته به نظر بی ازار میاد.

Behzad
12-09-2010, 06:03 PM
کلیپو دیدم. واقعا بزرگه. چطور تونستن اینقدر بهش نزدیک بشن و ازش فیلم بگیرن؟؟؟
اونم زیر اب که ترسش بیشتره.:42:
البته به نظر بی ازار میاد.

مگه اژدهاست :59:
با دوربين های هوايی كه به زير هليكوپتر سواره ازش تصوير برداری شده. به نظر نمياد بی خطرن بلكه كاملاً بی خطرن. ابهتش آدم رو محسور ميكنه. اينا از زئوپلانكتون های ميگومانندی به نام كريل و بچه ماهيان تغذيه ميكنن و حدود 1000 قطعشون در اقيانوس ها وجود داره. به موقعش توضيح ميدم.

Solmaz
12-09-2010, 07:55 PM
عجب ابوهتی دارن! آدم تو کار خالقش میمونه! :77:

Behzad
16-09-2010, 04:12 PM
آفرين خواهر الناز، بسيار عالی و متعالی. اتفاقاً يكی از دوستان در صفحه 1 همين تاپيك عكس هايی از اين موجود گذاشتن.

You can see links before reply (You can see links before reply)

Behzad
20-09-2010, 07:41 PM
زنده باد خواهر الناز؛ آفرین. این عکس ÷رنده در آق اولر، عقاب دوبرادره و نسبتاً کمیاب که در مناطق استپی-کوهستانی دیده میشه؛ خداییش عجب چیزی دیدید، تقزیباً نابالغم هست و بالغش 70-80 سانت رشد طولی داره. چقدر جای من تو این برنامه خالی بوده. من خیلی دیر سر میزنم چون یزدم و برنامه هام حسابی در هم بر همه. عفو کنید

You can see links before reply

MEISAMHAMIN
20-09-2010, 10:50 PM
آقا بهزاد دستت درد نكنه قسمت سرگين بسيار كاربردي و مفيده چون بيشترين چيزي كه ما ميبينيم همينه معمولا رد پا ها يا از بين ميرن يا ديده نمي شن اما اثرات سرگين مدت زيادي باقي مي مونه بسيار متشكر:6:

golbahar
21-09-2010, 11:20 PM
سلام دوستان عزیز میدونم که یه کم دیره ولی مبارکه مبارکه مبارکه :36: :4:
باز شدن صفحه ی پرنده نگری مبارکه
آقا بهزاد باز هم مثل همیشه دستت درست .
راستی می خوام به تمام نکات مهمی که آقا بهزاد فرمودند چند تا نکته ی دیگه رو هم اضافه کنم .
اول اینکه مهمترین نکته در پرنده نگری سکوت و سکوت و سکوت است .
هر کسی اولین چیزی که از پرنده ها به یادش میاد صداهای اوناس : قار قار ، جیک جیک ، چه چه ، قوقولی قوقو . . . . پرنده ها به منظور اطلاع رسانی به هم دیگه از اصوات استفاده می کنند . از جمله تعریف قلمرو شون ، جلب جنس مخالفشون ، آلارم دادن در مواقع خطر ، خبر پیدا کردن غذا و . . . .
پس صدا زیاد در میارن از خودشون و هر کدومشون مطمئنا برای اینکه از این اخبار با خبر بشن باید شنونده های خوبی هم باشن .
بله پرنده هاشنوایی حساسی دارند و و قتی در طبیعت مشغول دیدن پرنده ای هستیم اگر صدا های مزاحمی ایجاد کنیم اولین اتفاقی که می افته اینه که پرنده می پره و از دید ما خارج میشه .
نکته ی دوم اینه که بدونیم وقتی ما به طبیعت می ریم در واقع ما به قلمرو اونا( همه ی جانداران ساکن اون محیط طبیعی اعم از گیاه و حیوان ) وارد شدیم .
(منظورم از طبیعت مطمئنا پارک ها نیست ، که البته چه خوبه این نکات همه جا رعایت بشه ) پس باید به محیط میزبان احترام بذاریم همون طور که از ورود یک سوسک به حریم خونه تون ناراحت میشید ورود شما هم به طبیعت اگر با تغییرات و آسیب همراه باشه برای جانداران اون محیط ایجاد مزاحمت میکنه ولی فرقش اینه که درخت و پرنده دمپایی ندارن که باهاش بزنن تو سر ما .
بعضی پرنده ها به شدت به این تغییرات حساس هستند . شاید شما در یک جایی یک لانه ی خالی از پرنده با چند تا تخم ببنید و کلی هیجان زده بشید ، سراغ اون لون برید و تخمها رو لمس کنید و به خیال خودتون بعد هم یواشکی یبایید کناری و فکر کنید پرنده الان میاد و نه خانی اومده و نه خانی رفته ولی پرنده هیچ وقت به اون لونه بر نمی گرده چون به محض نزدیک شدن به لونه متوجه تغییراتی میشه و به علت ترس دیگه سراغ تخمها نمی یاد ! ! !:2:

Behzad
22-09-2010, 03:06 PM
ممنون خواهر، دقیقاً تمامی صحبت هایی که کردید درسته؛ خیلی از جانوران، به بوی انسان حساسن و این چیز آشکاریه. خیلی از پرنده ها، اگر تخمشون بوی انسان گرفته باشه، دیگه روی اونها نمیخوابن؛ یا در خیلی از مهره داران و به خصوص پرندگان و پستاندران، اگر لانه و آشیانه توسط آدمی مورد کنکاش قرار گرفته باشه و بوی انسان به خود بگیره، دیگه حیوان در اون محل زندگی نخواهد کرد و ترک مسکن میکنه. پس یادمون باشه که در طبیعت تنها نظاره گر باشیم و نه فوزول!:4:

Azadeh
23-09-2010, 10:58 AM
آیا این دوپای کوچک با کانگورو هم خانواده است؟ چون از نظر قیافه، پرشی شبیه هم هستند.

yas.1375.15
23-09-2010, 11:54 AM
لطفا در مورد نهنگ ها و دلفین ها و کوسه ها بیشتر بنویسید.عکسم همچنین و در مورد نوع زندگیشون

Elnaz
23-09-2010, 03:37 PM
با اجازه برادر بهزاد من جواب ازاده جونو میدم.
عزیزم این حیوان جزو خانواده دوپاهای کوچک هست. فقط از نظر نوع حرکت مثل کانگورو می مونه.

Behzad
23-09-2010, 06:37 PM
آیا این دوپای کوچک با کانگورو هم خانواده است؟ چون از نظر قیافه، پرشی شبیه هم هستند.

ممنون خواهر الناز؛ اگر بخوایم علمی جواب بدیم، دوپاها از راسته جوندگان هستن و پستاندار جفت دار یا حقیقی؛ اما گانگروها، والابی ها، والاروها، اپوسوم ها، کوالا و باندیکوت ها، همگی از پستانداران کیسه دار ( Marsupial ) هستن و در اینها نوزاد به طور نارس به کیسه منتقل میشه و تا مراحل کامل تمایز در این کیسه خواهد بود و از مادر شیرخوارگی میکنه. پستانداران کیسه دار بسیار با پستانداران جفت دار متفاوتن و از نظر تکاملی پست تر با مکانیسم تولیدمثلی متفاوت؛ رحم کامل هم ندارن.

You can see links before reply

golbahar
23-09-2010, 06:41 PM
سلام دوستان
دیدن کوچکترین پرنده ی ایران خیلی من رو هیجان زده کرده :6::4: و می خوام شما رو هم شریک کنم .
کسی آیا می دونه کوچکترین پرنده ای که تو ایران دیده میشه ، چه پرنده ایه و اندازه اش چقدره ؟

Behzad
23-09-2010, 07:36 PM
مگس خوار نه تنها کوچک ترین پرنده ایران، بلکه کل عالمه. hummingbird یا مرغ مگس خوار رو من از نزدیک و پیش از ظهر در اصفهان هم دیدم؛ حدود 2 سال قبل. اینا دائم پرواز میکنن و این پرواز دائم، به انرژی زیادی نیاز داره و لذا همیشه در حال شیره خواری و نزدیک به گیاهان دیده میشن.
منتها من هنوز نمیدونم در ایران چند گونه دیده میشه.

You can see links before reply

poupak
23-09-2010, 07:51 PM
ممنون دوستان .
من فکر می کردم این نوع کوچیکش فقط در کوبا وجود داره!!!! مرسی از اطلاعات.

Mehdi
25-09-2010, 08:47 AM
مگس خوار نه تنها کوچک ترین پرنده ایران، بلکه کل عالمه. Hummingbird یا مرغ مگس خوار رو من از نزدیک و پیش از ظهر در اصفهان هم دیدم؛ حدود 2 سال قبل. اینا دائم پرواز میکنن و این پرواز دائم، به انرژی زیادی نیاز داره و لذا همیشه در حال شیره خواری و نزدیک به گیاهان دیده میشن.
منتها من هنوز نمیدونم در ایران چند گونه دیده میشه.

You can see links before reply
من از این پرنده زیاد دیدم. جاهای زیادی از ایران. فکر می کنم همه جای ایران بشه دیدشون. البته چون تخصصی ندارم ممکنه چیز دیگه ای دیده باشم.

Elnaz
25-09-2010, 06:40 PM
مگس خوار نه تنها کوچک ترین پرنده ایران، بلکه کل عالمه. Hummingbird یا مرغ مگس خوار رو من از نزدیک و پیش از ظهر در اصفهان هم دیدم؛ حدود 2 سال قبل. اینا دائم پرواز میکنن و این پرواز دائم، به انرژی زیادی نیاز داره و لذا همیشه در حال شیره خواری و نزدیک به گیاهان دیده میشن.
منتها من هنوز نمیدونم در ایران چند گونه دیده میشه.

You can see links before reply

برادر بهزاد میشه راجب این پرنده یه کوچولو توضیح بدید؟ مثلا اندازش چقدره؟

Behzad
26-09-2010, 03:05 PM
آفرین خواهر حق با شماست. ولی اونچه که من دیدم چی بوده. وقتی حرکات و فیزیولوژی اون رو دیدم، هیچ شکی به خودم راه ندادم که یک مگس خواره. گواهشم برادر مهدی که میگن من هم دیدم. میگم من زیاد تو حوزه پرندگان موفق نیستم و این که اون چیه مهمه. این مرغ مگس خوار هم من از ویکی پدیا دیدم که اصلاً دامنه یا رنج پراکنشش فقط امریکا رو شامل میشه، همون طور که خواهر پوپک گفتن. اما این رو هم میدونم که الیکایی ها هم جثه ظریف و کوچکی دارن. بابا شما که واردید خوب تاپیک رو دست بگیرید. تخصصی هم دارید ازش استفاده کنید.

Mehdi
26-09-2010, 03:26 PM
آفرین خواهر حق با شماست. ولی اونچه که من دیدم چی بوده. وقتی حرکات و فیزیولوژی اون رو دیدم، هیچ شکی به خودم راه ندادم که یک مگس خواره. گواهشم برادر مهدی که میگن من هم دیدم. میگم من زیاد تو حوزه پرندگان موفق نیستم و این که اون چیه مهمه. این مرغ مگس خوار هم من از ویکی پدیا دیدم که اصلاً دامنه یا رنج پراکنشش فقط امریکا رو شامل میشه، همون طور که خواهر پوپک گفتن. اما این رو هم میدونم که الیکایی ها هم جثه ظریف و کوچکی دارن. بابا شما که واردید خوب تاپیک رو دست بگیرید. تخصصی هم دارید ازش استفاده کنید.
منم فکر می کنم از این جونور زیاد دیدم یا لااقل چیزی بوده که خیلی به این پرنده شبیه بوده. البته از اونجایی که فرق کلاغ و گنجشک را نمی دونم احتمالش زیاده اشتباه کرده باشم. :9:

Behzad
28-09-2010, 11:56 AM
آفرین؛ کاملاً درسته. من هم پیگیری کردم و دیدم ما شهدخوار دیدیدم. فراوانی زیادی هم داره با جثه کوچک.
دقیقاً من این موجود رو دیدم

You can see links before reply

Elnaz
28-09-2010, 08:59 PM
برادر بهزاد مثل همیشه مطالبت جالب و عالیه. من عاشق دلفینم:8:. مرسی از بابت مطلبت.
کاش بشه یه برنامه بذاری تا ما هم بتونیم از نزدیک این حیوونای نازو ببینیم.(البته هر وقت وقت کردی و سرت خلوت شد)

Alireza Hashemi
28-09-2010, 11:21 PM
با سلام
عكسی كه به عنوان حواصیل خاكستری نام گذاری شده است فرم تیره اكرت ساحلی است.
پیروز باشید

Behzad
29-09-2010, 11:59 AM
سلام و درود به شما جناب هاشمی. من تاحالا اگرت ساحلی نشنیدم که تو ایران باشه و اینکه بخواد به رنگ تیره باشه. در جنگل های حرا اگرت بزرگ دیده میشه. و اگر میشه بیشتر راجع به کلامتنون توضیح بدید.

Behzad
29-09-2010, 01:08 PM
خواهش میکنم خواهر الناز؛ باز به شما که نظر میدید. واقعاً کیفیت مطالب بالاست و خداییش در سطح کتب علوم جانوری هم این مباحث دیده نمیشه. اخیراً مفتخر شدم تا سرپرستی آزمایشگاه جانورشناسی یزد رو به عهده بگیرم و کلیدش بره تو جیبم؛ چیزی که اونجا زیاده، نمونه های بی مهره و ماهیان هست و عکس هاش رو با توضیحات به مرور براتون قرار میدم. به علاوه این که آیا تمایل دارید از اثرات زیست محیطی که جمعیت دلفین ها رو تهدید میکنه مثل شکار و تأمین معاش، تخریب زیستگاه، کاهش طعمه و شکار و ... صحبت بشه یا خیر؟ این یک؛ و دو اینکه آیا تمایل دارید گونه های دلفینی که در آب های ایران وجود داره، معرفی بشه و اینکه ببینیم چند گونه دلفین در حوزه آبهای ایران داریم؟ بخش دوم یه مقداری مشکل هست و مستلزم هماهنگی با افرادی هست. ممنون از شما دوستان که مطالب رو دنبال میکنید و یک نوید به متخصص ارشد گروه، حامد پیمانخواه که درباره تشخیص خطرناک بودن مارها، چند وقت دیگر مطلب خوبی رو خواهم بست.:3:

Solmaz
30-09-2010, 09:27 PM
اخیراً مفتخر شدم تا سرپرستی آزمایشگاه جانورشناسی یزد رو به عهده بگیرم و کلیدش بره تو جیبم
:41::41::41::41::41::41::41:

آیا تمایل دارید از اثرات زیست محیطی که جمعیت دلفین ها رو تهدید میکنه مثل شکار و تأمین معاش، تخریب زیستگاه، کاهش طعمه و شکار و ... صحبت بشه یا خیر؟ این یک؛ و دو اینکه آیا تمایل دارید گونه های دلفینی که در آب های ایران وجود داره، معرفی بشه و اینکه ببینیم چند گونه دلفین در حوزه آبهای ایران داریم؟ بخش دوم یه مقداری مشکل هست و مستلزم هماهنگی با افرادی هست.
من با بخش دوم بیشتر موافقم.

Elnaz
01-10-2010, 09:36 PM
دو اینکه آیا تمایل دارید گونه های دلفینی که در آب های ایران وجود داره، معرفی بشه و اینکه ببینیم چند گونه دلفین در حوزه آبهای ایران داریم؟ بخش دوم یه مقداری مشکل هست و مستلزم هماهنگی با افرادی هست. ممنون از شما دوستان که مطالب رو دنبال میکنید و یک نوید به متخصص ارشد گروه، حامد پیمانخواه که درباره تشخیص خطرناک بودن مارها، چند وقت دیگر مطلب خوبی رو خواهم بست.:3:

منم مثل سلماز با بخش دوم موافقم. توضیح راجب بخش اول یه مقدار دلخراشه.

Zapata
01-10-2010, 10:17 PM
:41::41::41::41::41::41::41:

من با بخش دوم بیشتر موافقم.

من که با هر دوبخش موافقم اینکه بدونیم ما انسان ها چه بلا هایی که سر موجودات در نمیاریم یه خورده چشمانمونو باز میکنه :45:
البته نه تنها درباره دلفینها بلکه در باره تمام حیوانات مظلوم که انسان بهشون رحم نداره :102:

Alireza Hashemi
02-10-2010, 09:57 AM
سلام و درود به شما جناب هاشمی. من تاحالا اگرت ساحلی نشنیدم که تو ایران باشه و اینکه بخواد به رنگ تیره باشه. در جنگل های حرا اگرت بزرگ دیده میشه. و اگر میشه بیشتر راجع به کلامتنون توضیح بدید.
با سلام
اكرت ساحلی در كرانه جنوبی كشور بسیار زیاده.جاهایی مثل جنگل حرا خیلی دیده میشه. دو مورف تیره و روشن داره كه البته هردو یك گونه هستن. میتونید از منابع زیر اطلاعات بیشتری بدست بیارید.
كتابهای: پرندگان ایران(اسكات و همكاران- چاپ قدیم): پرنده شماره 25 - پرندگان ایران (جمشید منصوری-چاپ قدیم) پرنده شماره 19 - پرندگان ایران(جمشید منصوری - چاپ جدید) پرنده شماره 24ـ پرندگان قشم( بیژن دره شوری) پرنده شماره 5 - حیات وحش ایران ( اسكندر فیروز) صفحه 232 - پرندگان خاور میانه(پورتر) پرنده شماره54 - فرهنگ پرندگان خلیج فارس پرنده شماره 38
معلومه زحمت زیادی واسه سایت میكشین خوشحال میشم بتونم كمكی بكنم
با آرزوی موفقیت
-----------------------------------------------------------------------------------------------
ضمنا سفیدی زیر گلو در اكرت ساحلی و سادگی طرح سر و گردن در این پرنده اون رو از حواصیل خاكستری مشخص می كنه. اندازه اكرت ساحلی هم كوچكتره و بر خلاف حواصیل خاكستری كه روی سر كمی تیره و بدن خاكستریه رنگ كلی بدن تیره دیده میشه

Behzad
02-10-2010, 01:56 PM
خیلی ممنونم آقای هاشمی، والا این سایت از خیلی نظرها، بی نظیره و من حاضرم از بابت بخش محیط زیست قسم بخورم که بی همتاست در سراسر ایران. خیلی خیلی خوشحال میشم بچه های گروه طرلان، بخش پرندگان و پرنده نگری انجمن ما رو بچرخونن و کار تلفیقی و همکاری داشته باشن. من اصولاً در حوزه پرندگان ایران به جز یک سری از پرندگان شکارگر، تخصص زیادی ندارم و لذا خیلی خوبه که این بخش رو دست بگیرید و کمک کنید. ممنونم

Majid
02-10-2010, 01:57 PM
من فدای تو بشم بهزاد جون که میدونی من چقدر ماهی دوست دارم:11:

زنگوله
02-10-2010, 02:28 PM
سلام مگه خداها هم ماهی میخورن؟

Behzad
02-10-2010, 10:19 PM
اخيراً و با مروری اجمالی بر همه مباحث محيط زيست، متوجه به خيلی از ضعف ها شدم و چون كار به حدی رسيده كه از بيرون اخباری به گوشم ميرسه، و اينكه مطالب داره به عنوان يك مرجع مورد استفاده خيلی از افراد خارج از حيطه آنوبانينی قرار ميگيره، به اضافه اينكه من به شدت بر كيفيت ظاهر و محتوای مطالب حساس هستم، تصميم دارم كه تحولات بسيار اساسی رو در بخش پياده كنم. خواهش ميكنم، هر پيشنهادی، انتقادی و خلاصه چيزی كه در جهت بهبود كار باشه و به ذهنتون ميرسه اعم از مدير و اعضا، در همين تاپيك بيان كنيد. فشار روی من زياد شده،انتقادات به جايی شده و خودم هم متوجه كيفيت پايين مطالب شدم. در اين راه كمكم كنيد. ممنون و سپاس فراوان

Mehdi
02-10-2010, 10:28 PM
اخيراً و با مروری اجمالی بر همه مباحث محيط زيست، متوجه به خيلی از ضعف ها شدم و چون كار به حدی رسيده كه از بيرون اخباری به گوشم ميرسه، و اينكه مطالب داره به عنوان يك مرجع مورد استفاده خيلی از افراد خارج از حيطه آنوبانينی قرار ميگيره، به اضافه اينكه من به شدت بر كيفيت ظاهر و محتوای مطالب حساس هستم، تصميم دارم كه تحولات بسيار اساسی رو در بخش پياده كنم. خواهش ميكنم، هر پيشنهادی، انتقادی و خلاصه چيزی كه در جهت بهبود كار باشه و به ذهنتون ميرسه اعم از مدير و اعضا، در همين تاپيك بيان كنيد. فشار روی من زياد شده،انتقادات به جايی شده و خودم هم متوجه كيفيت پايين مطالب شدم. در اين راه كمكم كنيد. ممنون و سپاس فراوان
خبر ندارم چی شده بهزاد عزیز اما هرچی هست امیدوارم خیر باشه
وقتی کار بزرگی شروع می کنی مشکلات بزرگی هم سراغت میاد. طبیعیه :3:
اگر کاری از دست من بر میاد در خدمتم :3:

Behzad
02-10-2010, 10:44 PM
والا وجهه بنده يه مقداری خدشه دار شده و در تلاشم كه جلوی اين پشت سر زدن ها رو بگيرم. چند مشكل اساسی پيش آمده:

1. انتقاد به شيوه نوشتار
2. قابل درك نبودن مطالب و گُم بودن
3. دقيق نبودن برخی مطالب

چه كمكی ميتونيد بكنيد كه اول از همه باتجربه تر و داناتر از برادر مهدی، خودش:
پيشنهاد بديد اون ضعف ها رو برطرف كنم و مثلاً در جواب پست ها ديدم هميشه تعريف و تمجيد كرديد؛ در صورتی كه ممكن بوده اصلاً اين طوری نباشه. انتقاد كنيد و هر چيزی كه به ذهنتون ميرسه تا درجه كيفيت رو بالا ببرم و بالانس ايجاد بشه.

خاطره
03-10-2010, 04:35 PM
والا وجهه بنده يه مقداری خدشه دار شده و در تلاشم كه جلوی اين پشت سر زدن ها رو بگيرم. چند مشكل اساسی پيش آمده:

1. انتقاد به شيوه نوشتار
2. قابل درك نبودن مطالب و گُم بودن
3. دقيق نبودن برخی مطالب

چه كمكی ميتونيد بكنيد كه اول از همه باتجربه تر و داناتر از برادر مهدی، خودش:
پيشنهاد بديد اون ضعف ها رو برطرف كنم و مثلاً در جواب پست ها ديدم هميشه تعريف و تمجيد كرديد؛ در صورتی كه ممكن بوده اصلاً اين طوری نباشه. انتقاد كنيد و هر چيزی كه به ذهنتون ميرسه تا درجه كيفيت رو بالا ببرم و بالانس ايجاد بشه.



یه پیشنهاد دارم براتون یه موضوعی که باعث میشه مطلب علمی تر و بهتر جلوه کنه داشتنه منبعه کاش مطالبی که گزاشتین منابعش رو ذکر کنید.

Behzad
04-10-2010, 01:31 PM
پاسخ این خواسته رو خودتون بعد از مدتی متوجه خواهید شد. مطالبی که بنده شخصاً مینویسم، در هیچ کتاب و سایتی دیده نمیشه. اگر اهل این علوم باشید، باید این مسئله را متوجه شده باشین.

Maryam.Ghasemian
05-10-2010, 12:41 AM
برادر بهزاد
من خیلی تو حوزه تخصصی شما وارد نیستم و اطلاعات چندانی هم ندارم اما تو این مدت که مطالب رو دنبال می کردم موردی که خیلی جالب بود تنوع مطالب و خود جوش بودن مباحث بود در واقع خیلی خوب بقیه بچه ها رو با خودتون همراه کردید جوری که اگه در حین سفر با موردی برخورد کنند اون ذوق و شوق توشون هست که پیگیرش بشن و صرفا به گردآوری یه سری مطالب بسنده نکردید و این باعث شد فرصتی پیش بیاد تا با سوال و جواب و صحبت پیرامون موضوعات مختلف به موارد خوبی اشاره بشه . شاید از این طریق شما از بیرون تحت فشار قرار گرفته باشید اما من به شخصه با اینکه اطلاعات چندانی تو این زمینه نداشتم اما از مطالب استفاده کردم . از طرفی همیشه نمی تونیم همه رو راضی نگه داریم اما می تونیم در حد توان و شوق خودمون تلاش کنیم تا لااقل از کاری که انجام دادیم رضایت قلبی داشته باشیم . مطمئنا این مباحث روز به روز جهت گیری بهتری پیدا می کنه و فقط زمان لازم داره تا کم و کاستی هایی اگه هست رفع بشه به هر حال همه ما داریم تجربه می کنیم .
به شخصه از وقت و حوصله ای که برای غنای هر چه بیشتر این مباحث به خرج می دید تشکر می کنم .:54:

جوجه کلاغ
05-10-2010, 10:31 PM
درود بر تو ای بهزاد
یه نکته: اوچه که ما در ایران داریم در اصل گورخر هست یعنی از لحاظ ژنتیکی از جد الاغ مشتق شده
و زبرا ی آفریقایی در واقع گوراسب هست و به جد اسب نزدیکی بیشتری داره

ahmadmobaraki
12-10-2010, 10:53 PM
الهی و الهی سرراهت در بیاد مار سیاهی
اول برمو زنه که دل برتو بستم
دوم برتو زنه که بی وفایی :21:
یکی از عکسا متعلق به مار جعفریه که در منطقه زیاده و فوق العاده سمیه - در اصطلاح محلی بهش میگن مار کور که این وجه تسمیه بخاطر نوع حرکتشه که بسیار کنده -
عکس بعدی هم متعلق به مارمولک بخت برگشته ایه که وارد حریم خصوصی ماشده وبالنگه دمپایی چنان بر دیوار کوبیده شده که زبان از کامش بیرون شده و دمش به گوشه ای دیگر چسبیده :33::33:
You can see links before reply

You can see links before reply

Elnaz
14-10-2010, 08:40 PM
برادر بهزاد مطالبی که راجب مارها نوشتی خیلی خیلی جالبه مخصوصا اون قسمتی که درباره تشخیص مارهای سمی از غیر سمیه. واقعا دستت درد نکنه.

Negooli
14-10-2010, 09:36 PM
مطالبی که در مورد مارها نوشتید بسیار عالی بود
فط اینکه من از دیدن عکس اینها هم میترسم- چه برسه به خودشون!:2:
---

ایمان
14-10-2010, 11:43 PM
مطالبی که در مورد مارها نوشتید بسیار عالی بود
فط اینکه من از دیدن عکس اینها هم میترسم- چه برسه به خودشون!:2:
---
یک آلبوم (You can see links before reply) جالب و خوفناک از انواع مارها!(الحق بعضی‌هاشون ترسناکند)


You can see links before reply

Behzad
15-10-2010, 11:39 AM
هنوز چيزای خفنش مونده. عجله نكنيد. متأسفانه آزمايشگاه نمونه های خوبی نداشت وگرنه دستم خيلی باز تر می بود. ولی كلاً از هر 3 نفر شما متشكرم.

Behzad
16-10-2010, 06:46 PM
حتماً كليپ زير رو ببينيد: حمله پايتون افريقايی به پلنگ و شادی گله فيل

You can see links before reply

Behzad
17-10-2010, 08:57 PM
خب، همون طور كه از مطلب مارها خيلي خيلي خوشتون اومد :44::44:، ميخوام اگر موافقيد راجع به خرچنگ ها و گونه هايی كه در ايران در حوزه آبهای داخلی و همچنين خليج فارس و دريای عمان ديده ميشه صحبت كنم. موافقيد يا بريم سراغ نهنگ ها و يا تپه های مرجانی. مارها رو هم ديگه حالشو ندارم. بعداً ادامشو مينويسم. مشغله ذهنيم زياده، نميتونم درست بنويسم.:4:

Solmaz
17-10-2010, 10:20 PM
خرچنگها خوبه، مخصوصا از نوع گوشه گیرش که قبلا راجع به اون به من توضیحاتی دادی.

Elnaz
18-10-2010, 12:56 AM
اطلاعات من راجب خرچنگ ها تقریبا صفره.اگه میشه از خرچنگ ها بنویسید.

Shahram
18-10-2010, 09:19 AM
خب، همون طور كه از مطلب مارها خيلي خيلي خوشتون اومد :44::44:، ميخوام اگر موافقيد راجع به خرچنگ ها و گونه هايی كه در ايران در حوزه آبهای داخلی و همچنين خليج فارس و دريای عمان ديده ميشه صحبت كنم. موافقيد يا بريم سراغ نهنگ ها و يا تپه های مرجانی. مارها رو هم ديگه حالشو ندارم. بعداً ادامشو مينويسم. مشغله ذهنيم زياده، نميتونم درست بنويسم.:4:

همه شون خوبن. :4:
نمی خوایی بگی که در مورد بعضی هاشون چیزی نمی گی ؟:9:
خرچنگ هم خوبه:113:

Soheila
18-10-2010, 01:08 PM
خب، همون طور كه از مطلب مارها خيلي خيلي خوشتون اومد :44::44:، ميخوام اگر موافقيد راجع به خرچنگ ها و گونه هايی كه در ايران در حوزه آبهای داخلی و همچنين خليج فارس و دريای عمان ديده ميشه صحبت كنم. موافقيد يا بريم سراغ نهنگ ها و يا تپه های مرجانی. مارها رو هم ديگه حالشو ندارم. بعداً ادامشو مينويسم. مشغله ذهنيم زياده، نميتونم درست بنويسم.:4:
ممنونم آقا بهزاد، بحث خرچنگها خیلی خیلی هیجان انگیزه، تو سفر قشم پارسال بود که یکی از همسفرهامون وقتی پابرهنه تو ساحل راه میرفتند خرچنگ پاشون رو زد و کلی هم درد کشید...
در هر حال هر بحثی که شما شروع کنید، برای ما کلی مفید و مغتنم هست...:1:

Behzad
18-10-2010, 02:14 PM
حتماً. ماجرای خرچنگ ها از اونجا شروع شد كه خود من هر وقت يه خرچنگ ميديدم، فقط بهش نگاه ميكردم. البته خودم از بين كليه جانوران نهنگ ها رو بيش از همه دوست دارم چون ديدنشون واقعاً مشكل و وقتی هم كه ميبينی از نزديك احساس عجيبی بهت دست ميده كه حتی اگر يوزپلنگ رو هم از نزديك ببينم، اين چنين حسی نخواهم داشت. خيلی كار اشتباهيه كه مارها رو تموم نكردم و ميرم سر موضوع ديگه ولی آدم خسته ميشه. دست همتون درد نكنه و اميدورام مطلب خرچنگ ها مثمر ثمر واقع بشه.

Behzad
26-10-2010, 03:21 PM
درود بر عزیزانی که مباحث رو دنبال میکنند. اخیراً چیزی به ذهنم نمیرسه، شما پیشنهاد بدید از چی بگم، و اگر میدونستم حتماً اطاعت امر خواهم کرد. سپاس

Elnaz
26-10-2010, 04:11 PM
راجب موضوع مورد علاقه خودتون یعنی نهنگ ها بنویسید.

JackLondon
26-10-2010, 05:38 PM
آقا بهزاد یه سوال...من توی سفری که به قشم داشتیم رفتم جزیره هنگام(:8:)...اونجا به جای اینکه دلفین ببینم (:20:)چیزی دیدم که خیلی تعجب کرد...داشتم غروب خورشید رو از تو قایق نگاه می کردم که دیدم یه سفره ماهی از توی آب پرید بالا و دوباره شیرجه زود تو آب(خیلی باحال بود)...مثل حرکت دلفین ها...آیا سفره ماهی ها هم شیرجه میزنن؟...:7:

علت سووال من اینه که از چند نفر که داشتم تعریف می کردم که سفره ماهی این حرکت رو انجام نمیده...ممنونم استاد بهزاد

Azadeh
26-10-2010, 06:35 PM
آقا بهزاد یه سوال...من توی سفری که به قشم داشتیم رفتم جزیره هنگام(:8:)...اونجا به جای اینکه دلفین ببینم (:20:)چیزی دیدم که خیلی تعجب کرد...داشتم غروب خورشید رو از تو قایق نگاه می کردم که دیدم یه سفره ماهی از توی آب پرید بالا و دوباره شیرجه زود تو آب(خیلی باحال بود)...مثل حرکت دلفین ها...آیا سفره ماهی ها هم شیرجه میزنن؟...:7:

به سوال خودت، هم پاسخ دادی!
حالا آقا بهزاد پاسخ بدن.

Behzad
27-10-2010, 12:46 PM
آقا بهزاد یه سوال...من توی سفری که به قشم داشتیم رفتم جزیره هنگام(:8:)...اونجا به جای اینکه دلفین ببینم (:20:)چیزی دیدم که خیلی تعجب کرد...داشتم غروب خورشید رو از تو قایق نگاه می کردم که دیدم یه سفره ماهی از توی آب پرید بالا و دوباره شیرجه زود تو آب(خیلی باحال بود)...مثل حرکت دلفین ها...آیا سفره ماهی ها هم شیرجه میزنن؟...:7:

علت سووال من اینه که از چند نفر که داشتم تعریف می کردم که سفره ماهی این حرکت رو انجام نمیده...ممنونم استاد بهزاد


سلام الیاس، ببین برادر آدرس میدم، برو ببین سؤالت جوابش + یا - ؛ لینک زیر، پست شماره 34،



4. راسته سپرماهيان يا سفره ماهيان واقعی، با چهار خانواده در خليج فارس (You can see links before reply)

از نهنگ ها خواهم گفت، بی نظیرترین مخلوقات از نظر من

JackLondon
27-10-2010, 12:57 PM
سلام الیاس، ببین برادر آدرس میدم، برو ببین سؤالت جوابش + یا - ؛ لینک زیر، پست شماره 34،



4. راسته سپرماهيان يا سفره ماهيان واقعی، با چهار خانواده در خليج فارس (You can see links before reply)

از نهنگ ها خواهم گفت، بی نظیرترین مخلوقات از نظر من

خیلی خیلی ممنون آقا بهزاد...توضیحات کاملی بود و جذاب...پس این سفره ماهیی که من دیدم از نوع سفره ماهی عقابی بوده...دقیقا همون شکلی بود که توضیح دادین...ممنونم:6::53:

چقدر خوبه یه مدیری مثل شما اینجا داریم!!

hedieh
27-10-2010, 01:15 PM
مرسی از اطلاعات مفیدی که به زبون ساده و قابل فهم اینجا به اشتراک گذاشته میشه.:5:

Behzad
28-10-2010, 10:32 AM
خیلی خیلی ممنون آقا بهزاد...توضیحات کاملی بود و جذاب...پس این سفره ماهیی که من دیدم از نوع سفره ماهی عقابی بوده...دقیقا همون شکلی بود که توضیح دادین...ممنونم:6::53:

چقدر خوبه یه مدیری مثل شما اینجا داریم!!

قربانت؛ البته چیزی که هست، و من غیر مستقیم بهش اشاره کردم، در سفره ماهیان واقعی و بزرگ جثه مثل خانواده سفره ماهیان خفاشی یا شیطانی، عقابی و مانتاهای نابالغ این رفتار دیده میشه که اینها ÷لانکتون خوارن و در قسمت های فوقانی بیشتر دیده میشن و در واقع به سطح نزدیک هستن.

مثلاً عکس اول یک مانتا نابالغه، چون مانتای بالغ حداقل 6 متر عرض باله هاشه پس انجام چنین عملی براش ممکن نیست. عکس دوم اما یک سفره ماهی عقابی هست که اتفاقاً انواع بالغ میتونن از آب جهش داشته باشن. بازم سؤالی هست بپرسید :3:

You can see links before reply

You can see links before reply

Elnaz
14-11-2010, 07:22 PM
...

اين هم حركات بسيار زيبا و پر منفعت وال نگری در دنيا ( whale watching )، به اميد روزی كه آبهای ايران انقدر سالم باشه، امكانش هم باشه، خود بهزاد زادهوش، همه آنوبانينی های اهل دل رو ميبره نشونتون ميده؛ هنوز گير خودمم نيومده :105::50:

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

ما که از خدامونه همچین روزی رو ببینیم.:63:

Behzad
21-11-2010, 10:12 AM
خیلی خُب، دوستان عزیزم دوست دارم پیشنهاد بدید، از چی صحبت بشه؟ ما برای شما مینویسیم و انظار هم میره که خودتون انتخاب کننده موضوع باشید. فقط حواستون به این باشه که حیات وحش و محیط زیست کشور در دایره تخصص بنده هست.

JackLondon
21-11-2010, 11:54 AM
خیلی خُب، دوستان عزیزم دوست دارم پیشنهاد بدید، از چی صحبت بشه؟ ما برای شما مینویسیم و انظار هم میره که خودتون انتخاب کننده موضوع باشید. فقط حواستون به این باشه که حیات وحش و محیط زیست کشور در دایره تخصص بنده هست.

بهزاد جان تا حالا مطالبی رو پیرامون نهنگ ها و سفره ماهی ها و همچنین دلفین ها نوشتی که خیلی خوب بود...

راجع به کوسه ها هم میشه مطالبی رو بنویسی؟...توی کدام نواحی از اب های ایران هستن...چه نوعی هستن و ...

ممنونم ازت استاد:3:

Behzad
21-11-2010, 03:00 PM
عرض به خدمتت الياس جان، در مورد كوسه ها بدون كه اينها بسته به گونه يا نوعشون در جاهای مختلفی ديده ميشن، كوسه هايی كه در اطراف مرجان ها و بهتر بگم در نواحی كم عمق وجود دارند، عموماً تنوع و تراكم بيشتری در درياها دارن و به اقتضای رژيم غذاييشون، فعاليت ميكنن. كوسه های بزرگ جثه كه باز بسته به گونه ميتونن پتانسيل خطر رو داشته باشن، در آبهای دور از سواحل و بعضاً عميق به سر ميبرن. اصولاً حمله كوسه به آدمی، از سر شكارش نيست بلكه گيج شدن و اشتباه گرفتن انسان با طعمست. آرامش هم در برخورد با كوسه ها خيلی مهمه. بر اساس تحقيقاتی كه در واحد تنوع زيستی مركز ملی اقيانوس شناسی انجام داديم، در آبهای ايران 50حدود -60 گونه كوسه وجود داره كه شناسايی گونه ها رو خود من انجام دادم. ميتونم علمی تر هم بگم ولی شما نيازی نيست در اون حد بدونيد. حالا اينجا كليك كن (You can see links before reply)

Elnaz
06-12-2010, 08:28 PM
ممنون برادر بهزاد

این یه قطعه عکس را از آرشیو در آوردم. هر دو حشره مورد نظرت کنار هم دیده میشه.
این رنگیشو خیلی کم دیدم تا الان :3:
عکسش کمی قدیمی بود. ببخشید کیفیت مناسب نداره.


You can see links before reply


فوق العاده خوش رنگه. :41:


آسيابك ماده ( female damselfly)

You can see links before reply




تا حالا فکر میکردم به همشون میگن سنجاقک.:10:
مرسی به خاطر مطالب علمی و جالبی که میذارید.:53:

Behzad
19-12-2010, 03:50 PM
خُب، دوستان عزيز عذر ميخوام از غيبت يك هفته ای كه به علت سفرهایی ايجاد شد، و بسی از نبودن در خدمتتنون شرمسار. كار دوباره رو با يه طنز نيمه علمی شروع ميكنم؛ و اون اتفاقی بود كه به دليل غيبت طولانی مدتم اتفاق افتاد؛ صبح وقتی از خانه راهی دانشگاه ميشدم، و از اونجايی كه يه طبيعت گرد ميدونه نبايد كفشش رو بيرون از چادر كه البته خونه رو هم شامل ميشه، قرار بده تا مبادا از فرط سرما جانورانی برای رهايی از اون به داخل كفشش پناه ببرن و من اين قاعده رو رعايت نكردن، پس يه تجربه فراموش ناشدنی نصيبم شد. اول پای راست رو در كفش كردم، بندش رو بستم و حس كردم كفی كفشم به بالا لوله شده، پس اهميت ندادم، بعد خاك روی كفش كه ناشی از غبار موجود در هوای يزد بود رو زدودم و بعدش تازه داستان شروع شد؛ حس كردم چيزی داره سر انگشتان پام رو ماساژ ميده، بعدش سريعاً پاهام رو از كفش بيرون اُوردم و گمون كردم كه احتمالاً يه خزنده مثل انواعی از سوسمارانه، ولی بعدش با كمال تعجب، خنده و ترس، ديدم يه موش قهوه ای نوجوان به داخل كفش چند روز پوشيده نشده پناه برده. خلاصه موش خُمار، كه تازه با جنبش پای من از خواب بيدار شد و متوجه شد در چه شرايط بغ رنجيه، خودش رو كه خفت افتاده بود جمع و جور كرد و به روی پله ها پريد؛ من هم از فرصت استفاده كردم و با اينكه ديرم شده بود، يكم كار هنری هم كردم كه ملاحظه ميكنيد. فقط نميدونم ناكس از كجا اومده بود؛ پايين در كيپ كيپه، و سوراخ موراخی هم نيست كه بگم از اونجا اومده؛ بعدش هم كه رفتم دانشگاه و فكر كردم كه وقتی برميگردم هنوز روی پله ها آراميده، اثری از آثارش نبود. حالا ما مونديم و يه كفش موشی، يه جوراب موشی و يه پسر سوسول به نام بهزاد. در ضمن اين يكی در مقايسه با موش های خانواده دار و محترم تهران، يه نخود به حساب ميومد.

يكم حالا علميش كنم: اولاً در ايران ما بيش از 70 گونه جونده ( Rodent) وجود داره كه خانواده های متعددی مثل سنجاب ها، جردها و جربيل ها، دوپاها، وُل ها، همسترها، موش ها، تشی و ... هستند. حالا از بين 20-25 گونه موش شناسايی شده در ايران، مخصوصاً موش سياه و قهوه ای، ميزبان مناسب كَك هستن و ناقل بيماری هايی مثل تيفوس و طاعون؛ حدس زده ميشه اين دو گونه از طريق راه های تجاری و ترانزيتی و علی الخصوص كشتی های حامل گندم در زمان های بسيار دور وارد خيلی از كشورها و من جمله ايران شدن؛ در شهرهای بزرگ و ساحلی تراكم بالايی دارن، چون محيط مستعده و باز از نظر ضرر برای آدمی اين 2 گونه، خيلی خيلی به مواد غذايی و انبارهای غله تسلط دارن. يه چيز ديگه كه ما ميدونيم جوندگان به دليل جثه كوچك و بهره وری بالا از انرژی دريافتی و فرصت طلب بودن، سرعت زادآوری و رشد بالايی دارن، خواب زمستونی ( Hibernation) ندارن و بيش از 95% شبگردند ( Nocturnal).

You can see links before reply

Mehdi
19-12-2010, 03:57 PM
خوش آمدی بهزاد جان :6:
در نبودت اینجا رو کلی گرد و خاک برداشته:3:

در سفر اخیر که در جریانش بودی، چند تایی عکس مناسب اینجا گرفتم که اگر برسم امروز میذارم توضیح بدی هم برا من و هم برا بقیه دوستان :3:

Behzad
19-12-2010, 03:59 PM
ما مخلصيييييييييم برادر. ما اينجاييم تا كار كنيم و ياد بديم و ياد بگيريم.

sorosh
19-12-2010, 11:05 PM
مرسی آقا بهزاد واقعا که خاطره جالبی را تبدیل به موضوع علمی کردی.
خدا را شکر تمساح و یا چیز دیگری در کفشتون نبود وگرنه از بحث علمی خارج و یک تراپدی را در قسمت کتاب و رمان میگذاشتید.:3:

Behzad
26-12-2010, 03:58 PM
دوستان عزيزم گمان ميكنم علی رغم آخرين درجه تلاش و كيفيت مطلب پروانه ماهيان، آنچنان استقبالی برخلاف تصورم نشد و پست به اين ارزشمندی باب طبعتون نبود. هر آدمی خودش رو ميكشه تا عكس های گونه های خليج فارس و دريايی عمان رو ببينه و تازه عكس هايی كه توسط خود ما گرفته شده؛ كلاً چيز عجيبی بود. آيا تمايلی به توضيح، آشنايی و ديدن عكس های ايران گونه های خانواده فرشته ماهيان و جراح ماهيان هست يا خير؟ با توجه به اينكه امتحانات هم در پيشه.

Elnaz
26-12-2010, 05:44 PM
دوستان عزيزم گمان ميكنم علی رغم آخرين درجه تلاش و كيفيت مطلب پروانه ماهيان، آنچنان استقبالی برخلاف تصورم نشد و پست به اين ارزشمندی باب طبعتون نبود. هر آدمی خودش رو ميكشه تا عكس های گونه های خليج فارس و دريايی عمان رو ببينه و تازه عكس هايی كه توسط خود ما گرفته شده؛ كلاً چيز عجيبی بود. آيا تمايلی به توضيح، آشنايی و ديدن عكس های ايران گونه های خانواده فرشته ماهيان و جراح ماهيان هست يا خير؟ با توجه به اينكه امتحانات هم در پيشه.

چرا فکر میکنی به این مبحث علاقه ای نداریم. در این که علاقه شما نسبت به جانوران خیلی بیشتر از ماست شکی نیست ولی تعداد کسایی که مطالب شما رو میخونن کم نیست.:1:

Behzad
26-12-2010, 08:53 PM
خواستن يك كتاب جامع و خوب درباره حيات وحش معرفی كنم. با اينكه من كتب ايرانی رو قبول ندارم، ولی كتابی به نام حيات وحش ايران ( Fauna of Iran) رو حتی از كتب لاتين بيشتر قبول دارم و شروع يادگيری من با اين كتاب كليد خورد و هنوز هم يكی از مهم ترين منابع خود منه. با اينكه سال چاپ و اطلاعات به بيش از 10 سال قبل برميگرده، ولی پروفسور اسكندر فيروز كتابی رو نوشتن كه ارثيه ماندگاری در حوزه فرهنگی حول حيات وحش كشوره. توصيه ميكنم هر كسی كه علاقه مند و طبيعت گرده، با وجود دغدغه های روزمره، حتماً اين كتاب رو كنار ديوان حافظ خودش قرار بده. توضيحات بيشتری خواستيد، در خدمتم. به جز مقوله جانوران و حيات وحش، اطلاعات بسيار كامل و مبسوطی درباره علوم طبيعی مثل جغرافيای ايران، تاريخ حيات وحش و ... در اين اثر گنجونده شده؛ برای همين تأكيد ميكنم كه چون درباره ايرانه، لازمه به عنوان طبيعت گرد داشته باشيمش.


ناشر : مرکز نشر دانشگاهي

مولف : اسكندر فیروز

ترجمه :

ویراسته : محمدرضا داهي

تاریخ اولین چاپ : 1378

چاپ آخر : چاپ دوم-1388

قطع : رقعی

تعداد صفحه : 506

شابک : 964-01-0956-8

You can see links before reply

كمتر كتابی می‌تواند اطلاعات لازم در خصوص كل جانوران مهره‌دار در ایران را یكجا به خواننده ارائه دهد. اما كتاب حیات‌وحش ایران تألیف آقای مهندس

اسكندر فیروز كه سالها در رشته حفظ محیط زیست تجربه اندوخته است می‌تواند اطلاعات لازم و كافی را در اختیار خواننده قرار دهد. در این كتاب نامهای

فارسی، انگلیسی، و علمی 174 گونه ماهی، 20 گونه دوزیست، 10 گونه لاك‌پشت، یك گونه تمساح، 112 گونه سوسمار، یك گونه كرم سوسمار، 72

گونه مار، 502 گونه پرنده و 162 گونه پستاندار (مجموعا 1054 گونه مهره‌دار موجود در ایران) در متن و نیز در سه فهرست جداگانه آورده شده است. این

تعداد جانور در 164 خانواده قرار دارند. از جانوران هر خانواده حداقل یك عكس رنگی از یكی از اعضای آنها در كتاب گنجانده شده است كه به خوانندگان

دیدگاهی كلی درباره جانوران ایران می‌دهد. توضیحاتی كه به شناخت بیشتر و بهتر جانوران كمك می‌كند در این كتاب گنجانده شده است.

Behzad
27-12-2010, 09:51 PM
يكی از دوستاااااااااااااااااااان ، ايميلی زده بود و بد نديدم در موردش توضيحی بدم. عكس هايی از عكاسان National Geographic، كه برترين های سال 2010 به حساب مياد، محتوای اين ايميل بود كه من تصاوير موجوداتی رو كه در ايران ما هم پيدا ميشه گلچين كردم و خدمتتون تقديم ميكنم با مختصر توضيحاتی.

دسته های ماهی باراكودا

You can see links before reply

نمای نزديك از يك باراكودا

You can see links before reply

پسر عموهای آسياييش تنها در ايران يافت ميشوند!!!

You can see links before reply

روزی روزگاری همين پرندگان كه باكلان نام دارند، با همين ژست در درياچه اروميه زياد ديده ميشدند

You can see links before reply

همزيستی از نوع همياری بين دلقك ماهی و شقايق دريايی در دريای سُرخ

You can see links before reply

در آبهای ايران گونه ای ديگر با دو مورف رنگی سياه و زرد و زرد و سفيد در ميان شقايق های دريايی رُخ نمايی ميكنند - عكس از مهدی صبور، آبهای كيش

You can see links before reply

شيرماهی يا خروس ماهی در ميان دسته ساردين، گونه ای سمی كه در ايران هم كم ديده نميشود

You can see links before reply

لاكپشت سبز، يكی از 8 گونه لاك پشت دريایی دنيا و نيز يكی از 5 گونه لاك پشت موجود در آبهای جنوبی ايران، گونه ای آسيب پذير

You can see links before reply

poupak
27-12-2010, 09:58 PM
نمای نزديك از يك باراكودا

You can see links before reply




inham namaye nazdiktaresh, ba yeki az doostaye ghavas e man, hamooneh digeh ? na?

Dar zemn agha jon man do roozeh be sarkar email zadam babat e conference, javab ver mana

Behzad
27-12-2010, 10:01 PM
من دقيقاً ميخواستم همين عكس رو بذارم ولی پيداش نكردم. اين محمدرسول باقريان _ سمت چپ_ مربی خودمه و اينجا آبهای بالی در اندونزيه.
اين دقيقاً يك باراكوداست. من منظورتون رو درباره كنفرانس نفهميدم؛ شرمنده

ممنون خواهر پوپك گُلللل

poupak
27-12-2010, 10:10 PM
من دقيقاً ميخواستم همين عكس رو بذارم ولی پيداش نكردم. اين محمدرسول باقريان _ سمت چپ_ مربی خودمه و اينجا آبهای بالی در اندونزيه.
اين دقيقاً يك باراكوداست. من منظورتون رو درباره كنفرانس نفهميدم؛ شرمنده

ممنون خواهر پوپك گُلللل
پس میشناسین ایشونو ؟ ازشون بپرسین که چه بر ما گذشت در راه هندورابی؟:42::42: مرگ رو به چشم دیدیم .:59::59::59:

آقا جان، من یک ایمیل به شما فرستادم بابت کنفرانس محیط زیست که آقای غلامی هم در جریان هستند مشروح ماجرا پیوست به ایمیل بود . چون تعداد نفرات محدود است لطفآ زودتر بررسی کنین که میتونین بیاین یا نه که من به کسان دیگه بگم .
ممنون
ایمیل رو بهbehzad@anobanini.ir فرستادم

donkishot
28-12-2010, 10:20 PM
الان چند ساعته اين بخش منو مشغول كرده ،از بهزادمدير بخش تشكر فراوان دارم.

Behzad
28-12-2010, 11:35 PM
يكی پرسيده اين عكس آواتارتون آقا بهزاد جريانش چيه، دارين گريه ميكنين.
خواستم علاوه بر اون درباره اين منطقه هم صحبتی كنم.
اين درختی كه من دستم رو دورش حلقه كردم، يك بنه يا اصطلاحاً پسته وحشی بسيار مسن در يك منطقه بسيار بكر بكر بكر به نام دره گاهان قرار گرفته. يكی از پيشنهادات من برای بهار اين منطقست كه با وجود كوهستانی بودن در فاصله 15 دقيقه ای از دشت خشك يزد قرار گگرفته با تنوع واقعاً حيرت آور گياهی در منطقه شكار ممنوع شيركوه. پيروز اونجا بودم و با اينكه الآن فصل سرماست، ولی گياهان متعددی من جمله انغوزه، نخل، درمنه، فيكاس، بنه، زرشك، بادام وحشی و خيلی چيزای ديگه كه من نميدونم چی بودن. نمونه اين منطقه رو شايد فقط و فقط در كوهستان های بكر لرستان بشه ديد. منطقه با ديواره های صخره ای فوق العاده عظيم، احتمالاً بهترين سايت برای صخره نوردان باشه كه هنوز به درستی شناخته نشده. آبشار و چشمه های متعدد در اين كوهستان بكر به اضافه يك سری غار و دره های زنجير وار و تو در تو وپديده های ژئومورفولوژيكی بی نظير از ويژگی های منطقست. واقعاً جای بی نظيريه.

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

Marzieh
29-12-2010, 12:09 AM
این عکس را تو گودر دیدم خیلی بامزه بود ولی معرفیش نکرده بودن .
یعنی چی میتونه باشه؟؟؟؟

poupak
29-12-2010, 01:07 AM
این عکس را تو گودر دیدم خیلی بامزه بود ولی معرفیش نکرده بودن .
یعنی چی میتونه باشه؟؟؟؟

این حیوان زیبا رو بهش میگنAxolotl و من یادمه که بهزاد ی جا توضیح داده بود و چند تا هم عکس داشت که منو یاده زیزیگولو انداخت :71:

اما الان هر چی میگردم پیدا نمیکنم کجای سایته ، ی جور دوزیسته اگه اشتباه نکنم.
فعلان تا اینجاش داشته باشین تا رئیس اینجا خودش بیاد . :1:

You can see links before reply این سایت رو هم پیدا کردم در باره اش

اما فقط از همین زاویه خوش تیپه از جهات دیگه ی چیزیه فی ما بین سوسک و ماهی و زی زی گو لو و سوسمار :confused:

Parvaneh
29-12-2010, 08:19 AM
این عکس را تو گودر دیدم خیلی بامزه بود ولی معرفیش نکرده بودن .
یعنی چی میتونه باشه؟؟؟؟
یه سری اطلاعات هم اینجا می تونی پیدا کنی:
You can see links before reply AA%D9%84#post12582

Behzad
29-12-2010, 09:19 AM
بابا ايول ما رو باش كه فكر كرديم همه تو بخش محيط زيست گيجن ولی نگو از من بهتر ميدونن. كارتون درست خانمها :3:

Behzad
30-12-2010, 12:35 PM
امروز(5 شنبه ) هوا خیلی افتضاحه. بشدت آلوده است . ماسک درجه یک چی پیشنهاد میکنید من ffp2 و n95 رو امتحان کردم. اینا تا 0.3 میکرون فیلتر میکنند.

ماشالا شما كه گزينه خوبی رو انتخاب كرديد. توجه كنيد من بهداشت محيط نخوندم ولی ديگه بهتر از استاندارد N95 سری FFp2 برای آلاينده های خطرناك بيولوژيكی FFp3 هست كه من نميدونم داروخانه ها دارن يا خير. ولی نفس كشيدن در تيپ FFp3 مشكله و بهتره اولويت رو برای FFp2 قرار بديد. مشكل آلودگی اخير در ايران، به بنزين داخلی برميگرده؛ پالايش بنزين با پالايشگاه های گاز مشكلات فراوانی مثل اُفت عدد اُكتان و افزايش ميزان سُرب رو رقم ميزنه. پيشنهاد من FFp2 هست كه هم تا حدودی از پس آلاينده های گازی مثل CO، CO2، NOX، SO2 و SO3 برمياد و هم در برابر ذرات معلق جامد فيلترينگ خوبی داره.
استاندارد N95، مربوط به ماسك های زغال فعاله كه در سه تيپ يا سری فيلتر FFp2، FFp1 و FFp3، وجود داره و با توجه برای مصارف مختلف در برابر آلاينده های خاص طراحی شده؛ خفن ترين فيلتر FFp3 هست كه كارايی فيلترينگ و پالايندگی بالايی داره ولی از اون طرف ميزان مقاومت تنفسی درش بيشتره.
الآن هم كه زمستونه، و شبها هوا آرام و ساكنه، وارونگی يا Inversion رُخ ميده كه ازن اتمسفری در سطح زمين قرار ميگيره؛ دوستان من تهران نيستم و از اين بابت خدا رو شكر؛ خيلی دقت كنيد كار واجب نداريد نرين بيرون. سُرب شش رو داغون ميكنه، ازن به مراتب آسيب بافتيش بيشتره.

You can see links before reply

Behzad
30-12-2010, 01:55 PM
قطعاً دود سگار رو فيلتر ميكنه، من فكر ميكنم FFp2 هم دود سيگار رو عبور نده. در ضمن اين ماسك ها يك بار مصرفند ولی ما ميگيريم برا 2-3 مرتبه بيرون رفتن و استفاده كردن جا داره.

Behzad
30-12-2010, 02:48 PM
ديگه همينه، امروز روز برا چی نبايد پول داد. بخوای دست تو دماغت بكنی هم بايد پول بدی، ديگه چه برسه به تأمين سلامتی و بهداشت

alireza123
30-12-2010, 04:22 PM
اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد



اکسولوتل( Axolotl ) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است.

معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند بالغ نمیشود. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب می باشد. هردو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.

اکسولوتل فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند. آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد. هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما با هم درگیر میشوند.


خوششانس! اگر شما یک اکسولوتل دارید که پایش را از دست داده است نگران نباشید چون دوباره پایش رشد میکند! اکسولوتل در ترمیم اعضاء بدنش در بین مخلوقات معروف است، آنها میتوانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان را احیا کنند یا در صورت قطع شدن آن اعضاء دوباره آنرا اضافه کنند. دم، پوست و هر عضو عمده بدنشان مثل قلب، جکر و کلیه قابل ترمیم یا اضافه شدن است.

اکسولوتل بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگهای طلایی آلبینو (طلایی شفاف) ، سفید شفاف، سیاه شفاف و خالدار نیز یافت میشود. اکسولوتل میتواند بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15 سال عمر کند

فقط یه ذره زشته...

Behzad
01-01-2011, 03:55 PM
You can see links before replyهمه‌ی آنهایی که تاکنون دریاچه نمک قم را از نزدیک دیده‌اند، بی‌شک چنین مناظری را به خاطر دارند؛ همان ذوزنقه‌های آشنا و نمکی‌ای را می‌گویم که در اغلب فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی هم نقش عالم برزخ را بازی می‌کنند!
اما اینک علی اصغر شادجو، عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی، تصاویری را از دریاچه ارومیه به سراسر جهان مخابره کرده است که نشان می‌دهد، برای دیدن آن ذوزنقه‌های آشنا، دیگر مردم شریف ساکن در سرگربه‌نشان و دوست‌داشتنی وطن، لازم نیست تا رنج سفر را بر خود هموار کرده و به مرکز ایران بیایند! کافی است خود را به محوطه‌ای برسانند که سابق بر آن، نگین فیروزه‌ای وطن – دریاچه ارومیه – می‌نامیدنش و امروز همان عالم برزخ یا کویری دست‌ساز به نام ارومیه!
Http :// biaban /wp-content/uploads/p4190156-_resize.jpg

ديگه شده، چی كارش كنيم؟؟؟
نه من ميتونم كاری بكم، نه شما، نه ملت ايران. دست من و شما كه نيست. دوستش داری، منم دوستش دارم ولی بايد جون كندنش رو هم تحمل كرد.

انجمن یورد
01-01-2011, 08:11 PM
ديگه شده، چی كارش كنيم؟؟؟
نه من ميتونم كاری بكم، نه شما، نه ملت ايران. دست من و شما كه نيست. دوستش داری، منم دوستش دارم ولی بايد جون كندنش رو هم تحمل كرد.


بسم الله الرحمن الرحیم


سلام
بهزاد عزیز برای دانش و علاقه شما در وادی محیط زیست احترام خاصی قائلم، ولی فراموش نکنیم برای حل مسئله باید به راه حل آن فکر نمود.
پاک کردن صورت مسئله صرفا همان مثل کبک سر در برف فرو برده است.
با توجه به اهمیت زیست محیطی این دریاچه و تاثیر آن بر اقلیم هایی که در همسایگی آن قرار دارند نباید نسبت به وضعیت زیست محیطی دریاچه ارومیه بی تفاوت بود.
انسان ها ذاتا موجودات فراموش کاری هستند و این چنین فضاهایی و مباحث می تواند تلنگری باشد برای کسانی که وظیفه ای در قبال محیط زیست ایران عزیز دارند. حال این فرد ذی نفع می تواند یک شهروند باشد یا یک مسئول...

فی المثل دیشب برای اولین بار پس از 2 سال(در سال 87 فقط یک بار برف باریده بود و در سال 88 برف نباریده بود.) در ارومیه برف بارید و آنچنان مردم این شهر را مسرور و ذوق زده نمود که در تمامی محافل از کوچه ها و بازار ها تا مدارس و دانشگاه ها همه شهروندان برای دقایقی از این عنایت الهی سخن می گفتند. مقصود از بیان این مطلب این است که با وجود بارش برف آنهم پس از 2 سال مردم این دیار هنوز امید خود را از دست نداده اند و به احیای مجدد این دریاچه فکر می کنند و برای بارش بیشتر دعا می کنند و به کرم الهی چشم بسته اند.
این در حالی است که ارومیه به منای شهر آب است(اور=شهر + میه=آب) و در این شهر تا 15 سال پیش بارش برف با ارتفاع 50 و 60 سانتی متر در زمستان و بارندگی های مداوم در فصل بهار امری عادی بوده است.
موید این مسئله معماری قدیم این شهر است، زمانی که به پوشش سقف بناهای قدیمی در این شهر دقت کنید متوجه می شوید که به علت بارش فراوان در این منطقه اکثر این بناها با سیستم شیروانی که مخصوص مناطق پر باران است پوشیده شده اند.

دوباره یادآور می شوم که:
با وجود بارش برف آنهم پس از 2 سال مردم این دیار هنوز امید خود را از دست نداده اند و به احیای مجدد این دریاچه فکر می کنند و برای بارش بیشتر دعا می کنند و به کرم الهی چشم بسته اند.

لذا اگر از نظر برخی این دریاچه به دیار باقی پیوسته؛
ولی مردم این منطقه برای 35 درصد باقی مانده از دریاچه ارومیه امید ها و آرزو ها دارند و از پروردگار متعال برای عنایت بارندگی بیشتر درخواست یاری دارند.

نا امیدی بزرگ ترین دشمن دریاچه ارومیه است، لطفا اگر نا امید شده اید از ابراز آن جدا خودداری کنید، چرا که 13 میلیون نفر مجاور حوزه آبریز دریاچه ارومیه هنوز امیدوارند به رحمت الهی.

Behzad
01-01-2011, 08:50 PM
درود بر شما؛
انجمن جون بنده امروز امتحانم رو خراب كردم، دق دليشو سر همه چيز خالی كردم. از طريق پيغام خصوصی شماره تماستون رو بهم بديد
زنده باد ايران و طبيعت ايران

Behzad
01-01-2011, 10:52 PM
آقا سروش چرا نميايد فعاليت كنيد؟ بياين از تجربياتتون بنويسيد. بنده كه آكادميك كار كردم ولی هيچ چيزی بالاتر از تجربه نيست. بيايد از مثلاً وضعيت گاندو بنويسيد بالاخره يه كمكی هم به ما بكنيد دست تنها نمونيم

سپاس

poupak
01-01-2011, 11:55 PM
دوستان،
دانشگاه بین المللی چابهار گروه تحقیقی برای حفظ و معرفی گاندو ها تشکیل داده بود و همه هم افراد خیلی علاقه مند و دلسوز بودند اگه باهاشون ارتباط پیدا کنین خیلی اطلاعات مفصلی خواهید گرفت.

sorosh
02-01-2011, 12:08 PM
آقا سروش چرا نميايد فعاليت كنيد؟ بياين از تجربياتتون بنويسيد. بنده كه آكادميك كار كردم ولی هيچ چيزی بالاتر از تجربه نيست. بيايد از مثلاً وضعيت گاندو بنويسيد بالاخره يه كمكی هم به ما بكنيد دست تنها نمونيم

سپاس

بهزاد عزیز
من هم دانشجوی محیط زیست بوده ام و با تاسیس یک NGO محیط زیستی فعالیت میکنم.
مثلا پیگیری آتش سوزی های مریوان را در دستور کار داشتیم ولی با تلفن های مکرر مجبور به پشت سر گذاشتن برنامه شدیم.
دوست خوبم آقای محمد درویش را که میشناسید. وبلاگ مهار بیابان زایی که فروردین امسال رتبه سوم بین المللی بهترین وبلاگ محیط زیستی جهان را گرفت ولی حالا وبلاگش ف+ ی ل+تر شده.
البته نه اینکه دیگر فعالیت نمیکنیم نه بلکه ارادمون برای فعلیت بیشتر هم شده ولی فعالیت های محیط زیستی عظم ملی میخواد که متاسفانه در مردم ما پیدا نمیشه تا زمانی که مردم تمامی تلاششون درآمد زایی باشه کاری نمیشه کرد.
اگه دوست داشتید میتونید وبلاگم را ببینید. hamedanzist.parsiblog.com (You can see links before reply)
و در مورد گاندو
زمانی که به منطقه باهوکلات رفتم دعا به جان شرور منطقه ... کردم که با نا امنی که ایجاد کرده بود این تمساح ها زنده مانده بودند و در حال زیاد شدن ولی حالا که اشرار از منطقه رفته اند احتمالا توی 2 یا 3 سال آینده باید منتظر خبرهای بدی در مورد گاندو باشیم. البته این را هم بگم که گاندو برای مردم منطقه بسیار مهم و با ارزش است تا جایی که وجهه مذهبی دارد و مردم گاندو را حفظ میکنند.
البته اگر بفهمند در شوش تهران قیمت هر بچه گاندو 800 هزار تومان است اونوقت میترسم که ...

Behzad
02-01-2011, 02:59 PM
باروم نميشه وبلاگ دكتر درويش با اين مشكل رو به رو شده؛ دليلش واضحه مكالمه دكتر درويش كه آتش سوزی جنگل های شمال رو برای امسال پيش بينی كرده بود با رسانه های خارجی.
در هر حال بنده و دوستان خوشحال ميشيم كه كنار ما فعاليت كنيد. آدم نبايد به اميد اين و اون بشينه وگرنه كلاش پس معركست؛ برای همين طرز تفكره كه من اينجا وقت ميذارم و بزرگ ترين بانك اطلاعاتی حيات وحش رو به جرأت بسطش ميدم. زمان برادر، زمان ميخواد تا قدر طبيعت داغون شده كشور دونسته بشه

sorosh
02-01-2011, 09:11 PM
باروم نميشه وبلاگ دكتر درويش با اين مشكل رو به رو شده؛ دليلش واضحه مكالمه دكتر درويش كه آتش سوزی جنگل های شمال رو برای امسال پيش بينی كرده بود با رسانه های خارجی.
در هر حال بنده و دوستان خوشحال ميشيم كه كنار ما فعاليت كنيد. آدم نبايد به اميد اين و اون بشينه وگرنه كلاش پس معركست؛ برای همين طرز تفكره كه من اينجا وقت ميذارم و بزرگ ترين بانك اطلاعاتی حيات وحش رو به جرأت بسطش ميدم. زمان برادر، زمان ميخواد تا قدر طبيعت داغون شده كشور دونسته بشه

آقا بهزاد بسمه الله ما اومدیم شما بگو تو چه قسمتی میتونیم کار کنیم ما پایه ایم

poupak
02-01-2011, 09:54 PM
آقایان روی کمک من هم حساب کنید. با پیغام خصوصی و یا مکالمه در جریان میزارم که چه کارهایی ازم بر میاد.

Behzad
02-01-2011, 10:00 PM
خوشم اومد، پايه داشتيمو نميدونستيم؛ آقا هرجا رو كه ميتونید دست بگيرين، من كه نميدونم شما تو چی تسلط داريد. تخصصتون تو چيه؟ اكولوژی، حيات وحش، آلودگی ها ... ؟!

Behzad
03-01-2011, 05:39 PM
روی اين فيلم (You can see links before reply)كه كليك كنيد، دانلودش ميكنيد و بعد گريه ميكنيد و بعد غبطه ميخوريد. من كه اشكم در اومد

poupak
03-01-2011, 07:47 PM
من حاضر نیستم این فیلم رو ببینم اما میشه حدس رد. در عین حال اگه خودمون رو جای اون چوپانها بگذاریم که با این وضعیت بی آبی و نبود دارو های دامی، نبود نظارت و .. چه عکس العمل دیگه ای رو انتظار داریم؟؟
اینجاست که نقش "آموزش" معلوم میشه و این هم یک بسیج عمومی میخواد
بسیج عمومی از میان خود مردم.
هر کسی که دلش میسوزه ، به جای اعتراضات پراکنده و ناله و نفرین، آستین بالا بزنه و بره عضو یکی از انچمنهای محیط زیست در محل خودش بشه.
با خودمون رو راست باشیم. خیلی وقتها میخوایم بیشتر ژست نازک دلی بگیریم تا اینکه یک کار اساسی بکنیم.

Behzad
03-01-2011, 08:50 PM
سخن شما متين نيست خواهر پوپك و اصلاً خوشم نيومد، چوپان داريم آدمه و چوپانی هم داريم كه فرقی با همونايی كه ميچرونه نداره. هر كسی به يه نحوی ميتونه انجام وظيفه بكنه. من يادمه روزی كه با مرتضی اسلامی مدير عامل انجمن يوز حرف زدم برا همكاری بهش گفتم من ميخوام آموزش بدم و اون گفت ما به غير از آموزش نواحی يوز خيز بخش مستندسازی و پژوهشی هم داريم كه چون من ميخواستم گروه پستانداران دريايی رو پايه گذاری كنم، و اونها تمايلی به غير پستانداران گوشتخوار نداشتن، نهايتاً نتونستيم همكاری كنيم. در عين حال الآن ميان مهريز، ميرن بافق و ... و محلی ها رو آموزش ميدن و اونقدر موفق بودن كه بافق رو كه پرخطرترين نقطه برای يوز بود به امن ترين منطقه طی 5-6 سال تبديل كردن و الآن بيشترين تعداد يئز در بافقه. من اگر شرايطش رو داشتم از اتفاق تنها راه مؤثر رو همين ميدونستم.
دوستدار محيط زيست بودن از روی سانتی مانتاليسم در بخی افراد طبيعت دوست و دوستدار حيوان به يه طرف و وجود ذات انسانی طرف ديگه.
آدم ديدم بدبخت اما يكی كه يه جغد جلوش سنگ ميزنه رو آنچنان لعن و حتی باهاش درگير ميشه كه آدم رو در فكری جز خوش قلب بودن اين آدم نميبره. تازه ايران كه فرانسه نيست؛ چه انتظاری ميشه از ملتی داشت كه دغدغشون چيزای كم اهميته و براشون حيوون نقش يه مجسمه رو داره يا يه جنگل براشون مثل علفزار هزر ميمونه.

عذر ميخوام، ولی دوستان ميدونن من چيزی در دل باشه ميگم و اميدوارم اگر حرفی زدم ببخشيد و در صورت وجود خلافش بهم ثابت كنيد و با هم بحث كنيم.

poupak
03-01-2011, 10:00 PM
من فکر کنم که شما منظور من رو اشتباه متوجه شدین و بر اساس برداشت خودتون جواب دادین.

من اگر چوپان باشم و تمام زندگی خودم و زن وبچه ام وابسته به وجود دام هام باشه ، معلومه که با هر عاملی که اونها رو تهدید کنه با تمام توانم خواهم جنگید. همینه که میزنم میکشم. اینجا قضیه رقت قلب و این حرفها نیست و حرف، حرف بقاست.

پس تا اینجا کاملا حق با اونی هست که از دار و ندارش ( که اغلب اوقات هم دار و ندار همه اهالی روستاست و نه یک نفر دو نفر) دفاع کرده. حالا چاره چیه؟

به نظر من چاره دو عامل میتونه باشه:

اول : وجود بیمه های قابل اطمینان حوادث که باید در سطح کشور برای تمام کسانی که در بخش کشاورزی فعالیت میکنند باشه. که این در سطح تصمیمات و اجراهای دولتیست. در بعضی جاها ، مثل فرانسه که سرکار اشاره کردین هست و در بعضی جا ها مثل کشور ما نیست. از دست بنده و سرکار هم خارجه. هر قدر هم نق بزنیم و غرو لند کنیم نه حیات وحش رو حفظ میکنه و نه دردی از کشاورز و دام دار درمون میکنه.

دوم:آموزش و آموزش و آموزش .

آموزش ماها، همه مردم در کل و آموزش تخصصی افرادی که به نوعی در معرض آسیب رسانی به حیات وحش هستند که مثلا در این مورد بخصوص چطور میشه حیوان مهاجم رو بدون کشتن دور کرد؟ و یا مثلا در مورد کشاورزی ، استفاده بیش از حد مواد شیمیایی و یا این نایلون ها که امسال از ابداعات جالیز کارا بود برای صرفه جویی در آب، چه بلایی در دراز مدت به سر همه چی میاره و راه حل جایگزین چه میتواند باشد.


این آموزش بعهده دولت نیست! شاید تعجب کنید، اما من بعنوان کسی که رسما دارم در مورد "سازمانهای مردم نهاد" تحقیق میکنم و همونطور هم که شما بهم متلک گفتین این تحقیق در کشور فرانسه هست که یکی از بالاترین استانداردهای کشاورزی سالم رو دردنیا داره، خود مردم این امور رو بعهده میگیرن.

خود مردم هم نه کشاورز و دام دار، بلکه من محقق، شمای دانشجو، معلم بازنشسته، کارمند سلمانی، راننده تاکسی، آدم پولدار بی درد و... همه آدمها از تمام اقشار و با هر سطح در آمد و گزفتاری. حالا این هم نیست که همه برن سراغ محیط زیست . هر کسی به فراخور علاقه و دانش و توان خودش وارد سازمان مردم نهاد میشه و از اون طریق آنچه رو که من بهش میگم: "خمس و زکات" به جامعه ای که در اون زندگی میکنه میپردازه . به قولی حق خودش رو ادا میکنه.

باز هم از اونجا که میخوانم سوء تعبیر نشه توضیح میدم که اینطور هم نیست که کشورهای پیشرفته ، بهشت برین باشه و آدمها همه پیغمبر. نخیر. من چهار تا کشور زندکی کردم و آدمها همه جا عینا مثل هم هستندو تفاوتهای بسیار جزئی در باورهای فرهنگی هست همین.
منتها یک تفاوت هست و این تفاوت هم من معتقدم که از این بابته که در جوامعی که در آمد سرانه بیشتره ، مردم بدلیل رفاه نسبی ، فراغ بیشتری دارند که به کارهای عام المنفعه مشغوال شن و در کشورهایی که مردم غم نان دارن ، طبعا مجال نگرانی در این موارد رو ندارن.
حالا چاره چیه؟ اینطوری به نظر یک دور باطل میاد که همش همینطور پیش خواهد رفت.

من میگم که نخیر!
اگر من و شما که سواد خوندن و نوشتن داریم، وظیفه خودمون بدونیم و از ته دل شروع بکار بکنیم، و در باره اش صحبت کنیم ، به تدریج تعداد اونهایی که به همکاری اجتماعی باور میارن بیشتر خواهد شد. هر چقدر هم که شرایط افتصادی مملکت سخت تر بشه، وظیفه من و شما سنگینتر میشه .

من با شناختی که از شما روی این دنیای مجازی دارم ، شکی ندارم که این دغدغه رو دارید . حالا در شاخه خاص محیط زیست.
من هم این دغدغه رو دارم و روال زندگیم گویاست.
دوباره توضیح میدم:
منظور من انتقاد و یا پایین آوردن شغل چوپانی اصلا نیست.( خود من شخصا کسی رو میشناسم که فوق لیسانس حسابداری داره و رسما چوپانه. به ساده ترین شکلش. از روی عرفان هم نیست که این شغل رو انتخاب کرده از روی ناچاریه چون روستازاده هست.)

منظور من اینه که کسانی هم که مثل آقای مرتضی اسلامی نیستند که سواد این کار رو داشته باشن و تخصصشون این باشه، اما میتونن آستین بالا بزنن و مثلا بعنوان داوطلب از امثال ایشون یاد بگیرن و برن در منطقه آموزش بدن. ما هم که انجمن گردشگری هستیم ، همه غلاقه مند به سفر . لزومی هم نداره که که تمام کار و زندگیمون رو هم تعطیل کنیم و بریم دنبال آموزش مردم. نخیر . میشه بگیم : سالی دو بار خواهم رفت. باور کنید اثر داره و خیلی هم اثر داره.

من از حرفهای شما ناراحت نشدم ، چون همین واکنش عجولانه و شوریده ، نشان دهنده علاقه عمیق شما به موضوع هست . فقط بر اساس مراوداتی که من و شما در همین زمینه داشته ایم ، کمی مهلت بدین، بپرسین ، بعد چنین قضاوت تندی رو بکنین. شما من رو میشناسید و اینطور برداشت کردین. من موندم بقیه چه ها که نفهمیدن؟؟؟

حالا بهم بگین که کجای کاریم؟؟ اتفاقا این کل کل کردن ها موضوع رو روشن میکنه. نه؟

sorosh
03-01-2011, 10:05 PM
بهزاد و پوپک عزیز ببخشید من هم وارد بحثتون میشم
اول این فیلم تقریبا 20 روز پیش گرفته شده
دوم واقعا به امر آموزش پی میبره
سوم
من با صحبت بهزاد موافقم چون واقعا چوپان دلیلی برای کشت کاراکال اون هم به این زجر آوری نداره
تنها راهش هم آموزشه البته اون چوپان هم واقعا از رو نافهمی اینکارو انجام داده.
در مورد حفاظت میش مرغ در منطقه مهاباد با این مشکل موجه شدند که مردم برای درو مزارع گندم با کمباین اغلب لانه پرندگان را که دارای جوجه و یا تخم بود از بین میبردند ولی با اموزش مردم محلی آنچنان تعداد میش مرغ زیاد شد که در حال حاضر از آن منطقه به مناطق دیگر جابجا میکنند. و این تاثیر آموزش بر جوامع محلی است.
و وضعیت بی آبی و نبود دارو های دامی، نبود نظارت و دلیل به نابودی گونه های حیات وحش نیست.
از طرفی پوپک خانم حرف دل ما را میزنید
با خودمون رو راست باشیم. خیلی وقتها میخوایم بیشتر ژست نازک دلی بگیریم تا اینکه یک کار اساسی بکنیم.
به راستی این مطلب را با تمام وجود درک کرده ام چون ما 4شنبه هفته پیش تو همدان نشست صمیمی فعالان محیط زیست را گذاشتیم از 120 نفر فعال فقط 40 نفر اومدند و تنها 10 نفرشون ایده و نظر دادند و بقیه به عنوان تماشاچی بی بهره بودند تازه این نشست ما بعد از برپای یک برنامه استانی و یک برنامه بین المللی بود.
من هم از اون روز آنچنان ناراحتم که چرا این همه دانشجوی محیط زیست هم احساسی نسبت به این همه بحران ندارند.
اگه ناراحت نمیشید بگذارید بگم سال 89 بدترین سال محیط زیست ایران طی چندین سال گذشته بود
به خاطر آتش گرفتن 400 هزار جنگل که هنوز ادامه دارد
به خاطر شهادت 25 نفر از محیط بانان که خبری از قاتلینشون نیست
به خاطر مسدود شدن وبلاگ محمد درویش
به خاطر افزایش آلودگی شهرهای بزرگ تهران
به خاطر اضافه شدن 3 استان دیگر به مشکل فرونشست زمین ها
به خاطر خشک سالی
به خاطر پارگی لوله های نفتی در کارون
به خاطر 40 روز حضور کشند در سواحل جنوبی ایران.
همه و همه یک گوشه از اتفاقات عجیبی بود که در سال 89 افتاد
تنها باید گریه کرد و گریه کرد:115:

poupak
03-01-2011, 10:16 PM
بهزاد و پوپک عزیز ...........تنها باید گریه کرد و گریه کرد:115:
من فکر نمیکنم گریه دردی دوا میکنه . باید مصصمم تر شد. اگه من نوعی اونقدر حرفه ای در جلسه حاضر بشم، به تدریج گرد هم آییها از حالت خوش گذرونی و تفریح در میاد و جدی میشه.

Behzad
03-01-2011, 10:49 PM
من فکر کنم که شما منظور من رو اشتباه متوجه شدین و بر اساس برداشت خودتون جواب دادین.

من اگر چوپان باشم و تمام زندگی خودم و زن وبچه ام وابسته به وجود دام هام باشه ، معلومه که با هر عاملی که اونها رو تهدید کنه با تمام توانم خواهم جنگید. همینه که میزنم میکشم. اینجا قضیه رقت قلب و این حرفها نیست و حرف، حرف بقاست.

چوپانی كه تو بيابون كار ميكنه، خوب ميدونه چی به گلش ميزنه و چی كاری به گلش نداره. دقت كنيد، چوپان خوب ميدونه گرگ بدترين كابوس دامشه و بعد از اون در ذهنش به پلنگ حساسه. و خوب ميدونه به قول خودش اون گربه كه اسمش كاراكاله، هيچ خطری برای گله به حساب نمياد. يك چوپان رفتارشناس خوبی هم هست و وقتی ميبينه حيوون از فرط ترس به بالای درخت پناه برده و تازه جثه بزرگی هم نداره، پس شعورش ميرسه كه اين خطری نداره. اونم آدمه گوريل نيستا. صدق سخنم تجربياتيه كه هم يكی دو مرتبه ای ديدم و هم از دوستانم شنيدم.


پس تا اینجا کاملا حق با اونی هست که از دار و ندارش ( که اغلب اوقات هم دار و ندار همه اهالی روستاست و نه یک نفر دو نفر) دفاع کرده. حالا چاره چیه؟

به نظر من چاره دو عامل میتونه باشه:

اول : وجود بیمه های قابل اطمینان حوادث که باید در سطح کشور برای تمام کسانی که در بخش کشاورزی فعالیت میکنند باشه. که این در سطح تصمیمات و اجراهای دولتیست. در بعضی جاها ، مثل فرانسه که سرکار اشاره کردین هست و در بعضی جا ها مثل کشور ما نیست. از دست بنده و سرکار هم خارجه. هر قدر هم نق بزنیم و غرو لند کنیم نه حیات وحش رو حفظ میکنه و نه دردی از کشاورز و دام دار درمون میکنه.

دوم:آموزش و آموزش و آموزش .

آموزش ماها، همه مردم در کل و آموزش تخصصی افرادی که به نوعی در معرض آسیب رسانی به حیات وحش هستند که مثلا در این مورد بخصوص چطور میشه حیوان مهاجم رو بدون کشتن دور کرد؟ و یا مثلا در مورد کشاورزی ، استفاده بیش از حد مواد شیمیایی و یا این نایلون ها که امسال از ابداعات جالیز کارا بود برای صرفه جویی در آب، چه بلایی در دراز مدت به سر همه چی میاره و راه حل جایگزین چه میتواند باشد.


این آموزش بعهده دولت نیست! شاید تعجب کنید، اما من بعنوان کسی که رسما دارم در مورد "سازمانهای مردم نهاد" تحقیق میکنم و همونطور هم که شما بهم متلک گفتین این تحقیق در کشور فرانسه هست که یکی از بالاترین استانداردهای کشاورزی سالم رو دردنیا داره، خود مردم این امور رو بعهده میگیرن.

خود مردم هم نه کشاورز و دام دار، بلکه من محقق، شمای دانشجو، معلم بازنشسته، کارمند سلمانی، راننده تاکسی، آدم پولدار بی درد و... همه آدمها از تمام اقشار و با هر سطح در آمد و گزفتاری. حالا این هم نیست که همه برن سراغ محیط زیست . هر کسی به فراخور علاقه و دانش و توان خودش وارد سازمان مردم نهاد میشه و از اون طریق آنچه رو که من بهش میگم: "خمس و زکات" به جامعه ای که در اون زندگی میکنه میپردازه . به قولی حق خودش رو ادا میکنه.

باز هم از اونجا که میخوانم سوء تعبیر نشه توضیح میدم که اینطور هم نیست که کشورهای پیشرفته ، بهشت برین باشه و آدمها همه پیغمبر. نخیر. من چهار تا کشور زندکی کردم و آدمها همه جا عینا مثل هم هستندو تفاوتهای بسیار جزئی در باورهای فرهنگی هست همین.
منتها یک تفاوت هست و این تفاوت هم من معتقدم که از این بابته که در جوامعی که در آمد سرانه بیشتره ، مردم بدلیل رفاه نسبی ، فراغ بیشتری دارند که به کارهای عام المنفعه مشغوال شن و در کشورهایی که مردم غم نان دارن ، طبعا مجال نگرانی در این موارد رو ندارن.

موافقم


حالا چاره چیه؟ اینطوری به نظر یک دور باطل میاد که همش همینطور پیش خواهد رفت.

من میگم که نخیر!
اگر من و شما که سواد خوندن و نوشتن داریم، وظیفه خودمون بدونیم و از ته دل شروع بکار بکنیم، و در باره اش صحبت کنیم ، به تدریج تعداد اونهایی که به همکاری اجتماعی باور میارن بیشتر خواهد شد. هر چقدر هم که شرایط افتصادی مملکت سخت تر بشه، وظیفه من و شما سنگینتر میشه .

موافقم


من با شناختی که از شما روی این دنیای مجازی دارم ، شکی ندارم که این دغدغه رو دارید . حالا در شاخه خاص محیط زیست.
من هم این دغدغه رو دارم و روال زندگیم گویاست.
دوباره توضیح میدم:
منظور من انتقاد و یا پایین آوردن شغل چوپانی اصلا نیست.( خود من شخصا کسی رو میشناسم که فوق لیسانس حسابداری داره و رسما چوپانه. به ساده ترین شکلش. از روی عرفان هم نیست که این شغل رو انتخاب کرده از روی ناچاریه چون روستازاده هست.)

منظور من اینه که کسانی هم که مثل آقای مرتضی اسلامی نیستند که سواد این کار رو داشته باشن و تخصصشون این باشه، اما میتونن آستین بالا بزنن و مثلا بعنوان داوطلب از امثال ایشون یاد بگیرن و برن در منطقه آموزش بدن. ما هم که انجمن گردشگری هستیم ، همه غلاقه مند به سفر . لزومی هم نداره که که تمام کار و زندگیمون رو هم تعطیل کنیم و بریم دنبال آموزش مردم. نخیر . میشه بگیم : سالی دو بار خواهم رفت. باور کنید اثر داره و خیلی هم اثر داره.

من از حرفهای شما ناراحت نشدم ، چون همین واکنش عجولانه و شوریده ، نشان دهنده علاقه عمیق شما به موضوع هست . فقط بر اساس مراوداتی که من و شما در همین زمینه داشته ایم ، کمی مهلت بدین، بپرسین ، بعد چنین قضاوت تندی رو بکنین. شما من رو میشناسید و اینطور برداشت کردین. من موندم بقیه چه ها که نفهمیدن؟؟؟

همچنان واكنشی كه داشتم رو عجولانه نميدونم. من بند آخر صحبتهاتون رو به خودم گرفتم و خواستم جواب داده باشم


حالا بهم بگین که کجای کاریم؟؟ اتفاقا این کل کل کردن ها موضوع رو روشن میکنه. نه؟

دقيقاً

Behzad
03-01-2011, 10:58 PM
بهزاد و پوپک عزیز ببخشید من هم وارد بحثتون میشم
اول این فیلم تقریبا 20 روز پیش گرفته شده
دوم واقعا به امر آموزش پی میبره
سوم
من با صحبت بهزاد موافقم چون واقعا چوپان دلیلی برای کشت کاراکال اون هم به این زجر آوری نداره

باريكلا


تنها راهش هم آموزشه البته اون چوپان هم واقعا از رو نافهمی اینکارو انجام داده.
در مورد حفاظت هوبره در منطقه مهاباد با این مشکل موجه شدند که مردم برای درو مزارع گندم با کمباین اغلب لانه پرندگان را که دارای جوجه و یا تخم بود از بین میبردند ولی با اموزش مردم محلی آنچنان تعداد هوبره زیاد شد که در حال حاضر از آن منطقه به مناطق دیگر جابجا میکنند. و این تاثیر آموزش بر جوامع محلی است.

!!!!!!!!!!!!!!!!!!




وضعیت بی آبی و نبود دارو های دامی، نبود نظارت و دلیل به نابودی گونه های حیات وحش نیست.

آفرين


از طرفی پوپک خانم حرف دل ما را میزنید
با خودمون رو راست باشیم. خیلی وقتها میخوایم بیشتر ژست نازک دلی بگیریم تا اینکه یک کار اساسی بکنیم.
به راستی این مطلب را با تمام وجود درک کرده ام چون ما 4شنبه هفته پیش تو همدان نشست صمیمی فعالان محیط زیست را گذاشتیم از 120 نفر فعال فقط 40 نفر اومدند و تنها 10 نفرشون ایده و نظر دادند و بقیه به عنوان تماشاچی بی بهره بودند تازه این نشست ما بعد از برپای یک برنامه استانی و یک برنامه بین المللی بود.
من هم از اون روز آنچنان ناراحتم که چرا این همه دانشجوی محیط زیست هم احساسی نسبت به این همه بحران ندارند.
اگه ناراحت نمیشید بگذارید بگم سال 89 بدترین سال محیط زیست ایران طی چندین سال گذشته بود
به خاطر آتش گرفتن 400 هزار جنگل که هنوز ادامه دارد
به خاطر شهادت 25 نفر از محیط بانان که خبری از قاتلینشون نیست
به خاطر مسدود شدن وبلاگ محمد درویش
به خاطر افزایش آلودگی شهرهای بزرگ تهران
به خاطر اضافه شدن 3 استان دیگر به مشکل فرونشست زمین ها
به خاطر خشک سالی
به خاطر پارگی لوله های نفتی در کارون
به خاطر 40 روز حضور کشند در سواحل جنوبی ایران.
همه و همه یک گوشه از اتفاقات عجیبی بود که در سال 89 افتاد
تنها باید گریه کرد و گریه کرد:115:
صداش درنمياد، هر سال دريغ از پارسال

poupak
03-01-2011, 11:06 PM
....

همچنان واكنشی كه داشتم رو عجولانه نميدونم. من بند آخر صحبتهاتون رو به خودم گرفتم و خواستم جواب داده باشم




ده همین دیگه پسر خوب. آخه من اگه از حداقل سلامت عقل برخوردار باشم به آدمی که تو این سن و سال داره اینهمه رو مسائل محیط زیست کار میکنه میگم که جدی نیست و ژست گرفته؟؟؟ بنده روی سخنم به این شوخیهای بچه ها در مورد شکار و کشتار حیوانات بود. که اگه میخوایم قدم جدی برداریم به جای ناله و نفرین ، باید تک به تکمون قدم برداریم.
اصلا به من بگو با چه سریشمی این حرف رو به خودت چسبوندی؟؟؟:13:

Behzad
03-01-2011, 11:09 PM
عزيزم اونا كه نميان اينجا بخونن چی نوشته؛ بنابراين حالت سخن شما هم به نحوی بود كه من به خودم گرفتم و گمان كردم من مورد خطابم. ما همين 3-4 نفريم كه تو اين بخش فعاليم. بقيه در حال گفتن حرف های معمولی هستن

sorosh
03-01-2011, 11:24 PM
باز هم جای شکرش باقیه هنوز چند نفر تعصباتی رو مسایل محیط زیست دارند.
دوستان من ممکنه بعضی از کلماتم موجب ایجاد ذهنیت منفی بشه
ولی به جد تنها دلم به حال محیط زیست میسوزه و دنبال افکار خاص س یا سی نیستم

راستی جمعه گذشته تالاب میقان بودم واقعا افتضاح بود عملا داشت تبدیل میشد به دریاچه نمک قم تعجب میکنم که چرا بحثی یا مطلبی ازش تو روزنامه یا سایتهای محیط زیستی نخوندم.
شما چیزی به گوشتون نرسیده؟
فکر کنید از مسیر معدن تا وسط تالاب در سمت چپ خبری از آب نبود و همه خشک شده بود. سعی میکنم تعدادی از عکسها رو براتون بذارم

Behzad
03-01-2011, 11:42 PM
خواهرجان، نميخوام بگم كه تا حالا چی كارا كردم ولی فقط در همين حد بگم كاری كه برای مركز ملی اقيانوس شناسی كردم و مطالب كمی ازش اينجا ميذارم، تو خاورميانه بی نظير بود

Behzad
03-01-2011, 11:44 PM
ميقان كه من چيزی نشنيدم فقط ميدونم تمام فاضلاب اراك ميريزه تو اين تالاب و بعد از 2 كيلومتر راه رفتن در فاضلاب انسانی، ميرسی به توده ها و كُلنی های باشكوهی از پرندگان :4:

poupak
03-01-2011, 11:53 PM
خواهرجان، نميخوام بگم كه تا حالا چی كارا كردم ولی فقط در همين حد بگم كاری كه برای مركز ملی اقيانوس شناسی كردم و مطالب كمی ازش اينجا ميذارم، تو خاورميانه بی نظير بود

نمخوام دیگه همش صحبتهای فردی بین ما سه نفر بشه ، اما اگه یادتون باشه اصلا صحبتهای ما از امضای شما شروع شد: " من برای مملکتم چه کرده ام؟"

لازم نیست که بگین ... خودِ کار میگه:1:

اینهم که گفتین بچه ها نگاه نمیکنن، فکر نکنم خیلی درست باشه. همه میبینن و قدر هم میدونن، یکیش خود من. اما چون تخصصیه شاید به احترام کامنت نمیزارن. چرا از این وری نبینیم؟

خلاصه که آقا ما در خدمتیم. کمکی بر میومد بگین.

sorosh
04-01-2011, 12:19 AM
اینهم که گفتین بچه ها نگاه نمیکنن، فکر نکنم خیلی درست باشه. همه میبینن و قدر هم میدونن، یکیش خود من. اما چون تخصصیه شاید به احترام کامنت نمیزارن. چرا از این وری نبینیم؟

خلاصه که آقا ما در خدمتیم. کمکی بر میومد بگین.

با قسمت اول جملتون موافقم بهزاد جون خوب راست میگه دیگه چرا میگی کسی نمیبینه :3:

در بحث خدمت هم باید بگم ما در خدمت تریم چون تازه سربازیمونم تموم کردیم خلاصه آقا بهزاد ایده بده اجراش با ما:6:

Maziar
17-01-2011, 02:05 AM
امروز مدیران باغ وحش ارم تهران از بیم همه‌گیری بیماری مشمشه ۱۴ شیر آن باغ وحش را تیرباران کردند!........؟ درسته اين خبر؟؟؟

Majid
17-01-2011, 09:14 AM
امروز مدیران باغ وحش ارم تهران از بیم همه‌گیری بیماری مشمشه ۱۴ شیر آن باغ وحش را تیرباران کردند!........؟ درسته اين خبر؟؟؟
ظاهرا درسته:
You can see links before reply

خاطره
17-01-2011, 09:35 AM
امروز مدیران باغ وحش ارم تهران از بیم همه‌گیری بیماری مشمشه ۱۴ شیر آن باغ وحش را تیرباران کردند!........؟ درسته اين خبر؟؟؟

نهههههههههه ....:(( :20:

sorosh
17-01-2011, 11:30 AM
دوستان من وبلاگم را با موضوع شهادت یا مرگ برای ببرها و شیرها به روز کرده ام برای خوندن بد نیست You can see links before reply (You can see links before reply)

alireza123
17-01-2011, 04:46 PM
اماره کره ی زمینو دارین؟؟؟؟:4:

You can see links before reply

باحاله. گفتم بزارم با اینکه اکثرا میشناسین سایتشو...:3:

Shahram
29-01-2011, 09:49 AM
بهزاد جان این رد پای وسطی متعلق به چی می تونه باشه (اگه درست ازت یاد گرفته باشم باید گربه سان باشه :106:) رد پای گربه کاراکال می تونه این جوری باشه ؟ (عکس واسه پارک ملی کویره)
You can see links before reply

Behzad
29-01-2011, 02:06 PM
رد درست مشخص نيست، شما كه از نزديك ديدی، بهتر ميتونی قضاوت كنی؛ بله احتمالش زياده مال كاراكال باشه

JackLondon
07-02-2011, 09:53 PM
بهزاد جان ممنون از توضیحات خیلی خوبت...یادمه که توی برنامه ی ماسوله - ماسال که رفتیم روز دوم 2تا عقاب رو توی آسمون در حال گلاید کردن و چرخ زدن توی یه مسیر دوار (البته تقریبا دوار)دیدیم...با اینکه دور بودن اما حس خیلی جالبیه دیدن این حیوانات در محیط طبیعی خودشون

Behzad
07-02-2011, 10:19 PM
ما هر روز اينجا تو دانشگاه به كوه ها كه نگاه ميكنيم و به خصوص شيركوه، عقاب طلايی جفت جفت گلايد ميكنن و ما ميشينيم تو آلاچيق و چايی ميخوريم و از هوای پاك يزد لذت ميبريم و نگاه ميكنيم. جای شما خالی

يه چيزی تو اين مايه ها ولی از فاصله خيلی دورتر

You can see links before reply

بله 100% زيبايی داره. من به شخصه در پرندگان بيشتر به شكارگرهای بزرگ جثه گرايش دارم؛ مثل بيشتر مردها
بازی با عقاب طلايی، قزاقستان

You can see links before reply

Shahram
13-02-2011, 09:07 AM
او ادامه داد: در این روش شمارش افراد جمعیت‌ها با استفاده از دوربین دو چشمی و یا چشم غیرمسلح و با استفاده از gps از طریق جابجایی در منطقه به وسیله موتور سیکلت، خودرو و در عمده مواقع پیاده روی انجام می‌شود.
...
او افزود: این پرندگان شامل 82 هزار و 398 پرنده آبزی و کنار آبزی و 363 پرنده از دیگر گونه‌ها (شکاری و..) بودند.


اینو از بخش اخبار برداشتم در مورد سرشماری پرندگان.

این تعداد رو با چه روشی بدست میارن ؟ تخمینی یا واقعا می شینن و می شمرن ؟

Behzad
13-02-2011, 01:15 PM
اینو از بخش اخبار برداشتم در مورد سرشماری پرندگان.

این تعداد رو با چه روشی بدست میارن ؟ تخمینی یا واقعا می شینن و می شمرن ؟

نه نه، به هيچ عنوان تخمينی نيست. سرشماری و آمار گيری از جانوران شيوه های مختلفی داره. شيوه ای كه برای پرندگان و پستانداران استفاده ميشه به اين صورته كه در چند ناحيه چندين نفر اقدام به شمارش ميكنن كه اشاره كرده يا به وسيله دوربين، خودرو و موتور. ساده ترين روش، متود چارچوبه كه برای بی مُهره ها استفاده ميشه.

You can see links before reply

You can see links before reply

Mehdi
13-02-2011, 01:22 PM
نه نه، به هيچ عنوان تخمينی نيست. سرشماری و آمار گيری از جانوران شيوه های مختلفی داره. شيوه ای كه برای پرندگان و پستانداران استفاده ميشه به اين صورته كه در چند ناحيه چندين نفر اقدام به شمارش ميكنن كه اشاره كرده يا به وسيله دوربين، خودرو و موتور. ساده ترين روش، متود چارچوبه كه برای بی مُهره ها استفاده ميشه.

بیشتر توضیح میدی بهزاد جان
یعنی چند ناحیه شمارش میشه بعد با یه تناسب محاسبه میشه که مثلا وقتی در یک کیلومتر 100 عدد هست پس در 10 کیلومتر 1000 تا؟

Shahram
13-02-2011, 02:13 PM
نه نه، به هيچ عنوان تخمينی نيست. سرشماری و آمار گيری از جانوران شيوه های مختلفی داره. شيوه ای كه برای پرندگان و پستانداران استفاده ميشه به اين صورته كه در چند ناحيه چندين نفر اقدام به شمارش ميكنن كه اشاره كرده يا به وسيله دوربين، خودرو و موتور. ساده ترين روش، متود چارچوبه كه برای بی مُهره ها استفاده ميشه.



آره اگه می شه بیشتر توضیح بده. برادر من تو برنامه یه ماشین آدمو که از هم تفاوت بارز دارن و می شناسمشون می خوام بشمرم تا یکی حرکت می کنه حساب از دستم درمیره :4:. چطور می شه به روش دقیق مثلا هشتادوچهار هزار و خرده ای پرنده شبیه هم رو شمرد ؟ روشی که می دونم اینه که یه مساحت کوچیک رو انتخاب می کنیم تعداد رو اونجا بدست میاریم ولی بعد ضرب می کنیم تو مساحت کل. هر چی تعداد بیشتر باشه خطا کمتره و می شه چند ناحیه کوچیک هم انتخاب کرد و میانگین اونها رو به عنوان نتیجه بخش کوچک در نظر گرفت (همون روشی که آقا مهدی گفتند)

Behzad
13-02-2011, 05:17 PM
من نميدونم اينا به چه درد شما ميخوره؛ ولی به هر حال سرشماری در گياهان و جانوران متفاوته.
ئر گياهان با استفاده از پلات يا چهارچوب 10×10 يك منطقه رو برآورد تراكم ميكنن و در گياهان به جای سرشماری از كلمه تراكم استفاده ميشه. تراكم در هكتار؛ شيوه ايه كه ميان چندين پلات رو در محيط قرار ميدن و در هر پلات تعداد ی از گونه گياه مورد نظر قرار ميگيره؛ مجموع گياه پلات ها رو جمع ميكنن و به تعداد پلات ها تقسيم ميكنن و در هر 100 متر مربع به طور متوسط عددی به دست مياد كه يك هكتار رو بر اون عدد تقسيم ميكنن.
در جانوران متفاوته؛ برای پرندگان بيشتر روش Capture-recapture رو مورد استفاده قرار ميدن و يه سری رو با تله دام گذاری ميگيرن؛ آزاد ميكنن و دوباره يه سری ديگه بعد نسبت ميگيرن.
برای چهارپايان شيوه مشاهده مستقيم از طريق پيمايش خطی مسيرها، كمين، جرگه، دوربين تله ای و ... مورد استفاده قرار ميگيره.
حالا شيوه های شمارش جانوران بسته به جثه و عادات رفتاری، در سطح كلان به دو قسمت مستقيم و غير مستقيم تقسيم ميشه:

روش مستقيم:

1. پيمايش هوايی 2. تقسيم بندی ناحيه ای زمين و پيمايش خطی

روش غير مستقيم:

1. تعدد ردهای جانور مورد نظر

2. شمارش طعمه

3. به دام انداختن- رها كردن

4. نسبت گيری جنسيتی

5. سرشماری تعداد شكار

حالا اين همه مكافات به خاطر مديريت حيات وحش و به دست اومدن يه سری شاخصه هاست كه برای حفاظت و مديريت مورد نيازه. مثل هدفی كه در سرشماری جمعيت های انسانی مورد نظره.
در ايران اكيپ ها و گروه هايی مشخص ميشه كه از 3-4 نفر تشكيل شده و هر منطقه به يك گروه واگذار ميشه كه اصولاً با پيمايش خطی مسير و شمارش افراد گله و يا كلونی آمار گيری صورت ميگيره.
مثلاً برای جمعيت پلنگ ايرانی گفته شده 1200 پلنگ در سال 2005 در خاورميانه وجود داره كه اين با استفاده از دوربين های تله ای بوده يا مثلاً ميگن در پارك ملی تندوره خراسان 40 قلاده پلنگ وجود داره كه با استفاده از محيط بانان و همچنين دوربين های تله ای و تعدد رد به نوعی تخمين زده شده.
ولی اصولاً در اين مسير چيزی به نام تخمين وجود نداره و تا حد ممكن سعی ميشه تعداد افراد يك گونه در يك مكان يا منطقه با تعداد واقعی مشخص بشه

Zapata
13-02-2011, 06:10 PM
سلام آقا بهزاد اگه اشتباه نکنم فامیلی شما باید زادهوش باشه ( اگه باشه)
چند وقت پیش اسمتون رو تو مجله سرزمین من دیدم برام جالب شده بود
خیلی اوقات میخواستم از اون مجله اینجا یاد کنم اما نشده بود
امروز گفتم هم از مجله یاد کنم هم برای شما آرزوی موفقیت کنم به امید روزی که
مقاله شما رو توی این مجله وزین ببینیم :53:

Behzad
13-02-2011, 09:05 PM
سلام آقا بهزاد اگه اشتباه نکنم فامیلی شما باید زادهوش باشه ( اگه باشه)
چند وقت پیش اسمتون رو تو مجله سرزمین من دیدم برام جالب شده بود
خیلی اوقات میخواستم از اون مجله اینجا یاد کنم اما نشده بود
امروز گفتم هم از مجله یاد کنم هم برای شما آرزوی موفقیت کنم به امید روزی که
مقاله شما رو توی این مجله وزین ببینیم :53:

والا من در عجبم، شما لطف داريد و عذر ميخوام كه اسمتون رو هم نميدونم. مقاله ای تحت عنوان دلفين های ايران ارسال شد و خُب استقبال هم كردن. علاوه بر مجله بسيار قوی سرزمين من، مقاله ای با محوريت پلنگ ايرانی رو اواخر سال 87 در فصلنامه كوه چاپ كردن و اخيراً هم با مساعدت خواهر پوپك تقاضايی از مجله سفر برام ايميل شد.
نوشتن در مجلات نياز به داشتن دوست و آشنا داره؛ اون موقع كار خيلی راحت تره.
ممنون و به اميد ديدار
موفق، شاد و سلامت باشيد :57::53:

Carlos
13-02-2011, 10:41 PM
نوشتن در مجلات نياز به داشتن دوست و آشنا داره؛ اون موقع كار خيلی راحت تره.
يد :57::53:

:26::26::41::41:

ahmadmobaraki
21-02-2011, 09:23 PM
سلام بر مدیر محترم
جون جایی برای پیدا کردن عکسام پیدا نکردم محیط زیست رو بهانه کردم امیدوارم توی این انجمن جایی برای ما فقیرفقرا پیدا بشه امییییییین
امروز عصر ( جمعه ) هوس کردیم با عیال به یاد دوران جوانی دو نفری وبدون حضور بچه ها یه گشت وگذاری در اطراف روستا داشته باشیم واز هوای بهاری وطبیعت سبز، اندک استفاده ای ببریم - مسیر مان از کنار یک اب انبار ( برکه) که برای ما جنوبی ها بسیار مهم ومنبع تهیه ابمان است میگذشت وقتی به اب انبار رسیدیم دیدیم که یک گوساله در برکه مشغول شناست با دیدن ما تحرکش بیشتر شد ومرتب اینطرف وانطرف میرفت . من رو به عیال کرده وگفتم فرض کن این گوساله بچه خودمان است :24::24:باید یه کاری واسش انجام بدیم - اب انبار معمولا 4 درب داره که هم برای ورود وخروج ابه هم برای برداشتن اب از اون - من به سراغ یکی از خروجی ها رفته ودرعین ناباوری دیدم که این گوساله خودش به طرف من امد واجازه داد گوشش گرفته تا اورابابت کاربدی که انجام داده تنبیه کنم .هم جانش نجات دهم - نمیدانم چرا درادبیات فارسی هر فرد نفهم و کج فهمی به گاو تشبیه میکنن این یکی که خیلی عاقل بود علاوه براستثنائات میتوان گفت این گاوزیاد مجله وکتاب خورده :4:

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

Solmaz
21-02-2011, 09:31 PM
سلام بر مدیر محترم
جون جایی برای پیدا کردن عکسام پیدا نکردم محیط زیست رو بهانه کردم امیدوارم توی این انجمن جایی برای ما فقیرفقرا پیدا بشه امییییییین
امروز عصر ( جمعه ) هوس کردیم با عیال به یاد دوران جوانی دو نفری وبدون حضور بچه ها یه گشت وگذاری در اطراف روستا داشته باشیم واز هوای بهاری وطبیعت سبز، اندک استفاده ای ببریم - مسیر مان از کنار یک اب انبار ( برکه) که برای ما جنوبی ها بسیار مهم ومنبع تهیه ابمان است میگذشت وقتی به اب انبار رسیدیم دیدیم که یک گوساله در برکه مشغول شناست با دیدن ما تحرکش بیشتر شد ومرتب اینطرف وانطرف میرفت . من رو به عیال کرده وگفتم فرض کن این گوساله بچه خودمان است :24::24:باید یه کاری واسش انجام بدیم - اب انبار معمولا 4 درب داره که هم برای ورود وخروج ابه هم برای برداشتن اب از اون - من به سراغ یکی از خروجی ها رفته ودرعین ناباوری دیدم که این گوساله خودش به طرف من امد واجازه داد گوشش گرفته تا اورابابت کاربدی که انجام داده تنبیه کنم .هم جانش نجات دهم - نمیدانم چرا درادبیات فارسی هر فرد نفهم و کج فهمی به گاو تشبیه میکنن این یکی که خیلی عاقل بود علاوه براستثنائات میتوان گفت این گاوزیاد مجله وکتاب خورده :4:

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

خدا خیرتون بده. طفلی حتما کلی ترسیده بوده! :20:

Dr Ernesto
22-02-2011, 08:27 AM
صحبت از حشرات شد گفتم دوتا عكس بزارم بد نيست.

مانتيس يا آخوندك يا شِيخك

You can see links before reply

سه گونه ملخ آفت؛ به ترتيب از راست به چپ: ملخ نابالغ ايتاليايی، ملخ آسيايی و سومی ؟!

You can see links before reply

این تصاویر منو به یاد دوران دانشجویی انداخت که واسه کسب در آمد،آفات گیاهی و سایر حشرات رو میکشتیم و به سوزن میزدیم.بعدش به دانشجویان زیست و کشاورزی میفروختیم.
پول خوبی گیرمون میومد،ولی آه حشرات منو گرفت و تو دوران سربازی پوستم کنده شد