PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پستانداران ايران



Behzad
10-04-2010, 09:32 PM
در اين بخش در مورد پستانداران ايران صحبت خواهد شد؛ تاكنون قريب به 220 گونه از اين رده مهره‌داران در ايران عزيز ما ثبت و شناسايی شده.

Behzad
01-05-2010, 11:35 PM
پستانداران علف خوار

پستانداران علف خوار شامل دو راسته فردسمان و زوج يا جفت سمان هستند و دستگاه گوارش اين موجودات كارايی بالايی نسبت به گوارش سلولز پيدا كرده و دليل آن به وجود گروهی از باكتری های مفيد و نيز برخی از آغازيان تاژكدار در سيستم گوارشی برمیگردد كه نمونه بارز همزيستی از نوع همياری است.

راسته فردسمان: اسب، الاغ و گورخر نمونه هايی از اعضای اين راسته اند كه بر روی سم خود راه می روند و اين سم، ناخن انگشتان است كه در اين جهت تغيير شكل يافته و سم ها در مقايسه با سم زوج سمان بزرگ تر می باشد. فيل و كرگدن نيز نمونه های ديگری از اين راسته اند. هضم گياه خورده شده بدين شكل است كه مواد موجود ديگر در غذا در مرحله اول و پس از آن سلولز تجزيه می گردد كه اين خود دليل مشاهده غذای هضم نشده در مدفوع جانور است؛ لذا اين راسته گوشت مكروه دارند. در ايران تنها نمونه وحشی موجود در طبيعت، گورخر ايرانی يا به اصطلاح اهل فن اُناگر ( Equus hemionus onager ) است كه شديداً در خطر انقراض قرار دارد و در دو استان سمنان ( كوير مركزی ) و فارس ( منطقه بهرام گور )، يافت می شوند كه مهمترين دلايل نابودی آن ها كه زمانی فلات ايران پراكندگی آن را شامل می شد، تخريب زيستگاه و شكار بيش از حد ( تازه گوشتشم مكروه ولی خوب ... ) می باشد. عكس زير: گورخر ايرانی در منطقه بهرام گور فارس

You can see links before reply

راسته زوج سمان: اين گروه خود نيز به دو دسته خوك شكلان و نشخواركنندگان تقسيم ميگردد؛ شامل گراز و خوك ( خوك شكلان ) و گوزن، قوچ، پازن و بز، شتر، گاو، گوسفند، آهو و امثال اينها ( نشخواركنندگان )،كه هر دو گروه پستاندارانی هستند كه شكافی سم آنان را به دو قسمت متقارن تقسيم نموده. در نشخواركنندگان معده چهارقسمتی است. چنين موجوداتی نشخواركننده می باشند و ابتدا سلولز موجود در غذا و سپس مواد ديگر هضم می شوند؛ اين گروه از پستانداران گوشتی حلال دارند كه البته اين خود علت كاهش شديد جمعيت آهوان و نيز كل و بز در كشورمان بوده است. در مقابل خوك شكلان به طريق ديگری غذای مصرف شده را هضم می نمايند. عكس زير: گوزن زرد ايرانی

You can see links before reply

Behzad
02-07-2010, 04:57 PM
توضيحی اجمالی پيرامون گربه سانان وحشی ايران

توضيح كلی: تيره يا خانواده گربه سانان كه به Felidae ( فليده ) معروفند، كه هميشه علاقه مندان به حيات وحش از ديدن اونها لذت ميبرند. اوضاع زيستی و جمعيتی اعضای اين فاميل، خانواده يا تيره در ايران زياد جالب نيست و طی دو دهه گذشته توجهات به سمت يوزپلنگ آسيايی، گونه ای كه در آسيا فقط در ايران نسلش از بين نرفته و دليلش هم طبيعت خاص ايرانه كه البته با اين اوصاف يوزپلنگ فقط در ايران و قاره آفريقا زندگی ميكنه و برآورد جمعيتشم حدود 100 تا 120 قلاده هست.اما روزی در ايرانِ ما، اين خانواده 10 گونه را شامل ميشد. شامل:
1. شير ايرانی

You can see links before reply

2. ببر خزر يا هيركانی

You can see links before reply

3. پلنگ ايرانی

You can see links before reply

4. يوزپلنگ آسيايی، زمستان

You can see links before reply

5. سياه گوش يا لينكس

You can see links before reply

6. كاراكال

You can see links before reply

7. گربه جنگلی

You can see links before reply

8. گربه پالاس

You can see links before reply

9. گربه شنی

You can see links before reply

10. گربه وحشی، كمی بزرگ تر از گربه های شهری با رنگی تيره؛
You can see links before reply

خواهش ميكنم گذرا از اين مطلب عبور نكنيد و خوب متوجهش بشيد؛ چون گربه سانان از مهم ترين جانوران درخطر ايرانن و هر يك هم صلابت خاصی دارن.
اما گفتم روزی 10 گونه بودند مگه حالام همين مقدار نيستن؟
خير. خودتون بهتر از من ميدونيد كه شير ايرانی و ببر خزر كه از پر صلابت ترين گونه های گربه سان جهانند ديگه در كشور ما زندگی نميكنند و به دلايل گونه گونی چون تخريب زيستگاه، شكار بيش از حد، كمبود شكار و ... منقرض شدند. درباره شير كه نژاد ايرانیش در آسيا زندگی ميكرده، فعلاً فقط در هندوستان حدود 400 قلاده به صورت وحشی زندگی ميكنه البته در يك منطقه حفاظت شده. تفاوت شير ايرانی با شيرهای نژاد آفريقا، در چثه كوچك تر شير ايرانی و همچنين دارا بودن يك لايه پوست آويزان شده از سطح زير شكمه كه حدود 100 ساله در ايران منقرض شده و پراكنشش به استان های فارس، خوزستان و شايدم لرستان محدود ميشده به خصوص دشت ارژن فارس كه الآنم يه ذخيره گاه زيست كره و جزو ميراث جهانی يونسكو. اما متأسفانه ببر خزر كه دارای بيشترين خط و خطوط بين گونه های مختلف ببر مثل ببر چينی يا يير سيبری ( آمور ) يا ببر بنگال و ... بوده، ديگه در هيچ كجای اين كره خاكی حتی در باغ وحش های خارج هم يافت نميشه و به كل حدود 60-70 سالیه در كشورمون منقرض شده. همچنين رنگش از بقيه گونه ها سرخ تر و پررنگ تر بوده. بدونيد كه ببر هم مختص آسياست و آفريقا ببر نداره. آخرين زيستگاه اين موجود پرصلابت هم نيزارهای ميانكاله يكی ديگه از 11 ذخيره گاه زيست كره ايران در عصر كنونی بوده. در خاطرات ظل السلطان حاكم قجر اصفهان اومده كه يه صبح تا عصر: "امروز ما 32 ببر شكار نموديم " !!!!!. با اين اعمال قبيه دمار از روزگار حيات وحش ايران همين آقا دراُورد.
اما به غير از اون دوتا، ما 8 گونه در حال حاضر داريم كه از بابت گربه سانان، ايران را از كشورهای پرتنوع گربه سانان محسوب ميكنن.
الآن در كشور ما توجهات بيشتر روی پستانداران بزرگ جثه و پرندگان معطوفه. انجمن يوز پلنگ آسيايی كه اعضاشم دانشجويانی هم رشته بنده هستند، فعال ترين نهاديه كه به صورت مدون و علمی روی پستانداران و به خصوص يوزپلنگ، پلنگ، خرس قهوه ای و ... كار و تحقيق ميكنه You can see links before reply (You can see links before reply)
اما از همه اينا كه بگذريم خداييش اين 8 نوع گربه برای آدمی خطرناك و مضرند؟
اشتباه محضه اگر يه اين چنين فكری بكنيم. اينا از مهم ترين موجودات رأس هرم و زنجيره های غذايین كه نابودی و انقراضشون خيلی ميتونه خطرناك باشه. در مورد خطرشونم بايد بگم فقط پلنگه كه شايد ما ازش ميترسيم ولی اين طور نيست؛ به غير از پلنگ كه اون 7 تا رو بايد بهشون بگيم گربه های ملوسی. پلنگ هم اولاً شب شكاره و ثانياً گزارش حمله به آدم در ايران تا جايی كه من ميدونم نداشته. و اصلاً در مقايسه با گرگ خطرناك نيست. خلاصه من 10/1 هم از گربه سانان سرزمين پاكمون نگفتم. اگر سؤالی هست در خدمتم. **==

Hamed Ehsani
09-07-2010, 04:11 AM
سلام عزیز،منم دو تا عکس دارم که تو یکی از شکارام گرفتم.گفتم شما هم ببینین بد نیست

You can see links before reply

You can see links before reply

Behzad
09-07-2010, 11:42 AM
آقای احسانی خيلی دو عكس فوق العاده ايه. اين جونده ای به نام پايكا يا خرگوش موشه كه در نيمه شمالی ايران در استان هايی مثل تهران، خراسان، سمنان، اصفهان،كردستان، آذربايجان، اردبيل و در موردی كرمان كه در جنوب شرقی تقريباً واقع شده در ارتفاعات پايين تا بعضاً بيش از 3000 متر يافت ميشه. بهش ميگن خرگوش موش، چون هم به يه موش بزرگ شبيه و هم به يه خرگوش. گياه خواره و بيشتر برگ ميخوره. با اين كه بيشتر در مناطق كوهستانی و سرد زندگی ميكنه، خواب زمستونی نداره و برخلاف بيشتر جوندگان، اين گونه روزفعاله. آفرين به شما اما چرا شكار؟ از يه طبيعت نورد حرفه ای بعيده!!!! :(

Behzad
18-07-2010, 12:13 PM
يه بار يه گروهی بوديم كه با هم جمع شده بوديم، من به ذهنم رسيد از دخترا و پسرا سؤال كنم كه دوست داشتيد چه حيوونی می بوديد؟ " اكثر مردا يا گفتن شير يا عقاب " و " اكثر خانمها دوست داشتن يا كبوتر يا مرغ عشق يا گربه بودن و فقط يكيشون گفت دوست داشتم عقاب بودم ". اين خودش يه روان شناسی جالبه. حالا اينو گفتم چون اين مطلب بيشتر آقايون رو حال مياره: بزرگ ترين پرندگان شكاری ايران.
ديگه اين جا لازم ميبينم يه توضيحات اجمالی راجع به مطلبی حول زيست جغرافيای ايران بگم و اون اينه كه در اين دانش زيست جغرافيا، دنيا را به عوالم مختلف تقسيم ميكنند: قاره اروپا و آسيا ميشه پاله آركتيك؛ شبه قاره هند و تايلند و اون دور و بر رو ميگن آرينتال ( چشم بادومی ) و البته اخيراً ميگن ايندومالای. قاره آفريقا و شبه قاره عربستان ميشه افريكن يا اتيوپين؛ استراليا ميشه استرالين؛ آمريكای شمالی و قسمت های شمالی اوراسيا هلاركتيك؛ آمريكای جنوبی نئاركتيك. قطب شمال و جنوب به ترتيب آركتيك و آنتركتيك. خوب حالا باز اينا يه زير شاخه هايی داره كه ما كاری باهاش نداريم مگر در يكی دو مورد. حالا اين عالم ها هركدوم شرايط زيستی خاصی دارن كه متعاقب اون، گياهان و جانوران خاص اين عوالم در اونها پيدا ميشه. مثلاً كروكوديل مردابی و خرس سياه كه در سيستانه، ارينتاله؛ يا راكون و خرس قهوه ای هُلاركتيكه؛ قرقاول و گوركن پاله آركتيكه. شرق و جنوب شرق بيشتر ارينتاله، غرب، شمال غرب و مركز پاله آركتيك، شمال هلاركتيك، جنوب و جنوب غربی افريكن. البته در همه مناطق يه تأثير يه عالم تنها نيست مثلاً سيستان آميخته ای از افريكن و ارينتاله. يا اردبيل پاله آركتيك و هلاركتيكه.
اما ايران ما موقعيت خيلی جالب و استثنايی داره و فقط اونهايی كه به اين مطلب واقف هستند، ميدونند كه ايران از بايت تنوع زيستی فوق العاده هست كه اين امر بی دليل نيست؛ معروفه كه پروفسور فيروز ميگه " ايران همانند چهارراهی بين چهار عالم قرار گرفته "، كاملاً هم درست و زيبا ميگه. ايران موقعيتی داره كه چهار عالم پاله آركتيك، افريكن، ارينتال وتا حدودی هلاركتيك اين سرزمين رو دربرميگيرن و لذا ما گونه هايی مختلف چه گياهی و چه جانوری متعلق به اين مناطق رو در كشورمون داريم و به اصطلاح حيات وحش ايران ميكسيه از حيات وحش اين 4 عالم. اما عربستان، عراق، افغانستان، پاكستان، تركيه و آذربايجان هيچ كدومشون اين طوری نيستن و فقط تحت تأثير يك يا دو عالم هستن و اين همه تبليغ حيات وحششونو ميكنن؛ اونوقت ما با اين همه غنا شامل 525 گونه پرنده، 215 گونه پستاندار، حدود 180 گونه ماهی آب شيرين، 570 گونه ماهی آب شور، 205 خزنده و 21 دوزيست، تازه بيشتر از بينشون ميبريم و اهميتی بهشون نميديم؛ اين آمارا هم يه بار برادر مقداد گفت از كجا اينا رو ميگی گفتم من از خودم درنميارم ديگه چيزيه كه هست همه كارشناسام يكم بالا پايين تر، قبولش دارن. حيفه من اين همه تو سروكلم ميزنم بی دليل نيست. اصولاً علت اين كه حيات وحش ايران به چشم نمياد و مثلاً شما ميريد خلخال يا ابر و چيزی نميبينيد، چندين دليل عمده و كلی داره: يك اين كه درسته اين مناطق پوشش گياهی خوبی دارن اما اگر از اين بابت مستعد بودن جزو مناطق تحت پوشش محيط زيست قرار ميگرفتن؛ دو زيستگاه های ايران در چندين دهه اخير به شدت مورد تخريب و دگرگونی قرار گرفته نمونه بارزش تالاب انزلی يا روندی كه درياچه اروميه فعلاً واردش شده؛ سه ديدن حيات وحش شرايطی داره كه مثلاً شانسه، استتاره، صبر، دونستن اين كه كجاها بريم، چه وقت بريم و ... . در پست بعدی به خاطر اين كه خيلی زياد حرف زدم، در مورد پرندگان شكاری بزرگ ايران خواهم گفت انشالا چون تكليف عكس مشخص نيست.

Behzad
05-08-2010, 01:41 PM
به نام خدا

خارپشت ها يا جوجه تيغی های ايران:

مختصری ار خارپشت ها:

در ايران تاكنون 4 گونه خارپشت شناسايی و ديده شده كه من ميگم محتمله در شمالی ترين نواحی اردبيل يك گونه ديگه به نام خارپشت رومانيايی يا سينه سفيد شمالی وجود داشته باشه كه البته نياز به مطالعه و گشت بيشتر داره. باز اين 4 گونه ممكنه كه نژادهايی در ايران در مناطق مختلف داشته باشه كه باز در موردش تحقيقاتی صورت نگرفته چون اين برنامه ها بر پايه ژنتيك سلولی و مولكوليه. خارپشت ها مثل ساير پستانداران غدد شيری دارن و در مناطق سردسير دارای خواب زمستانی هستن كه اشاره كردم بعضاً اين خواب رو در غارهايی كه در ارتفاعات بالا نيستن ممكنه بگذرونن يا در حفرات داخل زمين. شب فعالن و در طول روز در زير بوته ها و گياهان، صخره ها يا سوراخ های درون زمين مخفی ميشن و در مناطق مختلف جنگلی تا بيابانی رژيم غذايی متفاوتی از حشرات تا حلزون ها، قورباغه ها و وزغ ها، مارها، تخم پرندگان، لاشه ساير حيوانات، قارچ، ريشه گياهان، توت، هندوانه و اين جور چيزاست. سرعتشون در حال دودين به 7-8 كيلومتر در ساعت ميرسه و از جاهای مختلف ميتونن عبور بكنن. برای حفاظت از خودشون 2 تدبير مهم دارن: 1. خارها كه در واقع موهای تغيير شكل يافته هستن مثل تشی و اين كه هر خارپشت 5 تا 7 هزار خار بر سطح پشتی بدنش داره و 2. خاصيت رولينگ كه باشه لوله كردن و در واقع جمع كردن بدن كه البته ممكن در موقيت تنش زا و بيماری اين خاصيت رو از دست بدن. در نواحی مختلف صيادهای متفاوتی دارن؛ مثلاً در جنگل ها بيشتر پرندگان شكارگر شب شكار و بالأخص جغدهاست اما در قسمت های خشك و بيابانی بيشتر روباه، گرگ و خدنگ دشمن اصليشونه. در ضمن اون گونه هايی كه در نواحی جنگلیين جثه بزرگ تری دارن تا گونه های ديگه چون بديهيه كه شرايط زيستی در اون محيط بهتره. خارپشت ها فقط در سه قاره آسيا، اروپا و افريقا پيدا ميشن و فقط 15 گونه در اين سه قاره دارن. Anobanini.net

از تهديداتی كه بقاشونو در خطر قرار ميده تصادفات جاده ايه و آلودگی حشراتی كه با سم های شيميايی ساخته شده به دست انسان، مورد تغذيه قرار ميگيرن و مرگ ناشی از مسموميت پيدا ميكنن يا در اثر تلف شدن مستقيم به واسطه سموم دفع آفات نباتی. در خيلی از فرهنگ های افريقايی و آسيايی مردم گوشتش را معجزه آسا و با خواص طبی ميشمرن و ازش تغذيه ميكنن البته بيماريای مشترك با انسان هم دارن پس برای خوردن پرورشی باشن بهتره. البته مثل تشی كه در ايران ما هم پرورش ميدن و از گوشتش برای درمان جانبازان شيميايی استفاده ميكنن. نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست Anobanini.net

خارپشت برنت Brandt's Hedgehog: در مناطق مركزی تا بلوچستان، گونه ای بيابان زی

You can see links before reply

خارپشت گوش بلند Long-eared Hedgehog: در تهران، سيستان، مازندران و خوزستان ديده شده، گونه ای كوچك جثه

You can see links before reply

خارپشت بيابانی Desert Hedgehog: ديده شده در كرمان، هرمزگان و جزيره تنب، گونه ای افريكن

You can see links before reply

خارپشت اروپايی European Hedgehog: در شمال غربی از تهران تا دو آذربايجان، اردبيل، گيلان، مازندران و كردستان.

You can see links before reply
نوشته بهزاد زادهوش، Anobanini.net

Behzad
25-08-2010, 11:53 PM
به نام خدا

گوزن های ايران:

در دنيا 26-27 گونه گوزن زندگی ميكنه كه در ايران ما 3 گونه قابل مشاهدست، و متأسفانه در اثر 3 عامل مهم تخريب زيستگاه، افزايش جمعيت انسانی و شكار بی رويه و غيرمجاز، واقعاً در ايران شرايط مناسبی ندارن. گوزن، حيوانيست كه در زيستگاه های جنگلی و نيمه جنگلی با مرز مرتع و استپی قادر به ادامه حياته برخلاف پازن، قوچ و آهو كه به ترتيب در زيستگاه های صخره ای- كوهستانی، تپه ماهوری- كوهپايه ای و دشتی قابل مشاهدن؛ گوزن، پستانداری زوج سم و نشخواركنندست پس معده چهار قسمتی داره. شاخ كه در نرها ديده ميشه، از استخوان جمجمه رشد ميكنه و هر سال هم شاخ ميفته و شاخ جديدی شروع به رشد ميكنه كه در مدت رشد، پوست مخملی شكلی روی اونها پوشيده شده كه نقش تغذيه و تكامل شاخ ها رو به عهده داره (به عكس شوكا دقت كنيد). بعد از تكميل رشد شاخ ها، اين لايه مخملی خشك ميشه و حيوان با ماليدن شاخ ها به تنه و شاخه ی درختان، اون لايه رو جدا ميكنه. از علوفه، برگ ها، بوته ها و درختچه ها، سرشاخه ها، ميوه ها و بعضاً قارچ های جنگلی تغذيه ميكنن. در حال حاضر مرال و شوکا بيشتر در ارتفاعات جنگلی هشت شهرستان گيلان شامل: تالش، فومن، رودبار، شفت، رودسر، سياهکل، لنگرود و ماسال زيست ميكنن. جدا از شکار به کمک سلاح های جديد، کاهش و نابودی جنگل ها و پوشش گياهی که همين کاهش و نابودی زيستگاه های اين حيوانات رو به دنبال داره و توسعه مناطق روستايی و شهری به اضافه آلودگی ها، همگی عمده دلايلی هستن كه بقای حيات در اين مناطق رو به خطر ميندازن و ناپديد شدن كل حيات وحش رو به دنبال دارن.

گوزن كوچك يا مينياتوری يا شوكا (Roe Deer):

يكی از كوچك ترين و ظريف ترين انواع گوزن ها در دنياست و گونه ای پاله آركتيك به حساب مياد كه به جنگل های معتدله اروپايی متعلقه. پاهای باريك و بلند و دم تقزيباً قابل مشاهدست. در ايران تنها در جنگل های هيركانی و به خصوص دو آذربايجان، مازندران و گيلان؛ البته در جنگل ها و مزارع نزديك به اونها در شمال اردبيل، كردستان و كرمانشاه هم ديده شده. مثلاً جنگل های اورامانات. بدون پيوندهای اجتماعی وزن نر بالغ يك شوكا، 20 تا 35 كلوگرمه. شاخ ها در شوكا معمولاً 3 و 4 شاخك داره و حداكثر طول 30 سانت. شاخ اندازی شوكا اواخر پاييزه و شاخ های جديد تا بهار سال آينده به حداكثر رشد ميرسن. اصولاً جنگل های انبوه و جوان، بهترين مكان برای يك شوكای جوانه. پلنگ، گرگ، شغال و گربه جنگلی دشمنان موفقی برای اين گونه به شمار ميرن. طول عمر: حدود 15 سال. در زمستان موها بلندتر و تيره ‌تر ميشه و رنگ بدن قهوه ‌ای مايل به خاکستری. ميزان فعاليت شوکا در تغذيه به ميزان تاريکي و روشنايي بستگی داره، اينها در شبهای تاريک يعنی وقتی ماه کامل نيست، بيشتر وقتشون رو به چريدن و سرشاخه خواری مي پردازن؛در حاليکه در شب های مهتابی و روشن، اکثر اوقات رو صرف رفت و آمد و پرسه‌ زدن ميکنن. در اغلب مواقع سال اوج فعاليت اين گوزن اوايل طلوع و غروب آفتابه. زمستان ها بيشتر فعاليت رو روزهنگام دارن؛ که دليلش به گرمترين ساعات روز در اين فصل برميگرده؛ تغذيه در اين فصل بيشتر در مناطق باز انجام ميشه. ديده شده در بهمن، اسفند و فروردين تغذيه نرهای بزرگسال به طور چشمگير افزايش پيدا ميكنه و اين همون زمانيه که شاخ ها در حال رشد هستن. شوکا در مناطق تحت مديريت سازمان محيط زيست و برخی نقاط جنگلی درشمال و غرب ايران مثل: پارک ملی گلستان، منطقه حفاظت شده جهان نما، منطقه شکار ممنوع چلچلی زيستگاه های جنگلی علی‌ آباد کتول، کرد کوی، گنبدو مينودشت، منطقه حفاظت شده البرز مرکزی، پناهگاه حيات وحش دودانگه، چهاردانگه، مناطق جنگلی منطقه دوهزار تنکابن، آبريزهای شمالی البرز در ناحيه شرق نوشهر، چالوس، جنگل های يخکش بهشهر و نقاط بكر و انبوه جنگل های اسالم-خلخال. بدانيد كه شوکا قلمرو طلبه. نوشته بهزاد زادهوش Anobanini.net

You can see links before reply

You can see links before reply

مُرال يا مارال يا گوزن قرمز (Red Deer):

سومين گوزن بزرگ دنيا بعد از موس و كاريبوی آلاسكا، كانادا و روسيه هست. عنصری پاله آركتيك و نيمه سردسيريه، با حداكثر وزن 260 كيلو در ايران و 130 سانت طول شاخ ها كه همين شاخ ممكنه 12-13 كيلو وزنش باشه. شاخ مارال آخر زمستان ميفته و شاخ های جديد بلافاصله شروع به رشد ميكنه تا آخر تابستان و هر سال يك شاخك جانبی به شاخ اصلی اضافه ميشه كه نشان دهنده سن حيوانه. مارال در جنگل های انبوه سه استان گيلان، مازندران و گلستان، ارسباران و در بعضی محدوده های حصار كشی شده مثل لوندويل. دشمن اصلی: آدم، پلنگ و خرس. ميانگين طول عمر: 15 تا 20 سال در شرايط طبيعی و استاندارد. مهم ترین زیستگاه مارال در ایران، پارک ملی گلستان، منطقه حفاظت شده البرز مرکزی، دودانگه و جهان نماست. بهزاد زادهوش

You can see links before reply

You can see links before reply

گوزن زرد ايرانی يا بين النهرينی ( Persian Fallow Deer ):

گونه ای كه تنها بومی ايرانه و در خطر؛ كه خوشبختانه با تدابير كارشناسان قديمی، احيای كامل نسل با موفقيت همراه بود و در اين مورد يكی از افتخارات ايران با مرگ دكتر هرمز اسدی در همين راه. حدود 50 سال پيش، وقتی كه همه متخصصين اون زمان فكر ميكردن اين حيوان از بين رفته، در جنگل های حاشيه دز و كرخه دوباره كشف شد. چند سال بعد 8 رأس از اينها رو زنده گيری كردن، 2 تا به آلمان فروختن، 2 تا به اسراييل و بقيه هم به دشت ناز مازندران منتقل شد برای احيای نسل؛ همه اون زمان فكر ميكردن كه اين گونه نابود ميشه؛ ولی نجات پيدا كرد و رو به تكثير گذاشت. باز بعد از اون و با افزايش جمعيتش در دشت ناز، يه تعدادی به جزير اشك درياچه اروميه و بيشه های خوزستان بردن و تا اون موقع، كاملاً در اين مناطق احيا شدن؛ همين 2-3 سال قبل دوباره زنده گيری و به زيستگاه اصلی خودشون در دز منتقل شدن. رنگ زرد آجری با خال های سفيد روی بدن و شاخ های كوتاه در نر، مشخصه يكتا در اين گونست. البته يك گونه هم جنس با گوزن زرد ايرانی كه شباهت زيادی بهش داره، و با نام گوزن زرد اروپايی معروفه، جثه كوچك تر اما شاخ های بلند تر و پهن تری داره كه در جنگل های اوراسيايی ديده ميشه. اخيراً هم تصميم بر اونه كه تعدادی در محدوده فنس كشی شده در پارك ملی خجير تهران رها بشه كه اقدامی بس بی خردانست. حداكثر وزن يك نر بالغ حدوداً 130 كيلو ميشه. گرگ و گربه جنگلی به خصوص مهم ترين دشمنان طبيعی در حوزه دز و كرخه هستن. معمولاً شب گرد و به صورت اجتماعی زندگی می کنن. يه مشخصه جالب ديگه، وجود برآمدگی در قسمت جلوی گردنه كه در طول فصل جفت یابی بیشتر قابل دیدنه و مشخص تر. زمان شاخ اندازی هم مثل گوزن قرمزه؛ شاخ ها به سمت عقب رشد ميکنن و بلندیشون هم بعضاً به 70 سانت میرسه. طول عمر: حداكثر عمر گوزن زرد 16 سال تخمین زده شده ولی به طور متوسط حدود 8 تا 10 سال زندگی میكنه. نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست Anobanini.net

You can see links before reply
بهزاد زادهوش، Anobanini.net

Behzad
30-08-2010, 12:20 AM
به نام خدای مهربان

آهوان ايران ( Iranian Gazelles )

در مورد آهوان ايران، پيچيدگی ها و رازهای علمی زيادی وجود داره كه هم من بلد نيستم و هم خيلی تخصصی ميشه؛ بررسی های ريخت شناسی و ژنتيكی باعث شده تا 7 زيرگونه يا نژاد از 3 گونه آهوی موجود در ايران، مورد شناسايی قرار بگيره. بعد از انقلاب، آهوان ايران به دليل شكار غير مجاز و بيش از حد و همچنين تخريب زيستگاه، به شدت كاهش پيدا كردن.

آهو يا غزال، يك جانور زوج سم نشخواركنندست كه در ايران ما 3 نوع از اون ديده ميشه و واقعاً از اين بابت بايد به خودمون افتخار كنيم.آهو از مهم ترين پستانداران ساكن دشت ‌ها، مناطق استپی و بيابانيه كه تپه ماهورهای كوتاه و درمنه‌ زارهای واقع در دشت‌های مسطح مناطق نيمه خشك و بيابانی با پوشش گياهی كافی رو ترجيح ميده. پاييز فصل جفت گيری غزال های ايرانه و دوره ی بارداری حدود 170 روز. آهوی نر قلمرو طلبه و محدوده خودشو با شاخ زدن به درخت مشخص ميكنه. وزن آهو بين 15 تا 45 كيلو متغيره. آهوان در محيط طبيعی خودشون، به شدت از انسان ها فراری هستن. غالباً گروهی زندگی ميكنن. بچه ها در بهار متولد ميشن و 2-3 روز در مكانی توسط مادر مخفی ميشن كه در اين حالت، مادر روزی 2-3 مرتبه برای شير دادن به سراغشون ميره. نوزاد تا 3-4 ماه شيرخوارگی ميكنه. يك آهو به طور متوسط تا 12 سال عمر ميكنه و شكارچيانی مثل يوزپلنگ، گرگ، كاراكال، انسان و گاهی پرندگان شكارگر، از دشمنان اصلی اونها به شمار ميان. تعداد غزال های يك گله در محيط مساعد، ممكن تا 300 رأس هم برسه. آهوان صبح تا عصر فعاليت ميكنن و بقيه روز هم به نشخوار كردن ميپردازن.

آهوی ايرانی ( Gazella subgutturosa ): آهوی ايرانی در فلات ايران و آسيای مركزی از شبه جزیره عربستان، و در خاورمیانه تا مغولستان، پاکستان و چین پراکندگی داره كه اصولاً در مناطق به اصطلاح خوش علف ديده ميشه و رنگ تيره تر با جثه ای بزرگ تر نسبت به آهوی عربی. آهوی نر شاخ داره ولی ماده شاخ نداره؛ طول شاخ يك نر مسن، ميگن به 45 سانت هم ميرسه. پاهای كشيده و فيزيك بدن در اين جانور، طوری تكامل پيدا كرده كه اون رو از شكارچيان قوی و تيزرو مثل سگ سانان و گربه سانان مصون نگه داشته و در حين فرار و حفظ جان، سرعتشون به 70 كيلومتر در ساعت ميرسه. يك نر 40-45 كيلو رشد ميكنه. شاخ آهو برخلاف جبير كه شاخی صاف و رو به جلو داره، پيچ خورده و چنگ ماننده. بيشترين جمعيت آهوی ايرانی در مناطقی چون: پناهگاه حيات ‌وحش موته (اصفهان)، پارك ملی گلستان، پارك ملی بمو در شيراز، كالمند يزد و جزيره خارك ديده ميشه.زير گلو بالأخص در نرها برآمدگی گواتر مانند يا چيزی كه ما آدما بهش ميگيم سيب گلو ( غده تيروييد )، ديده ميشه. در تابستان آهوی ایرانی بدن روشن ‌تر و براق ‌تری داره و به رنگ نخودی تا خاکی دیده ميشه.

You can see links before reply

You can see links before reply

آهوی هندی يا جبير يا چينكارا يا بزآهو ( Gazella bennettii ): چينكارا رو ميشه در جنوب آسيا و درواقع در4 كشور هند، بنگلادش، پاكستان و ايران ديد. ظريف تر، كوچك تر با رنگی روشن تر نسبت به آهوی ايرانی، نر و ماده هر دو شاخ دارن؛ امتداد دو شاخ تا حدی با هم موازی و نوك شاخ‌ ها كمی به ‌طرف داخل متمايل شده‌؛ اين شاخ در نرها از نيم رخ، اول انحنای كمی به عقب و بعد به جلو داره؛ اما شاخ ماده كاملاً صافه. در ضمن قطر شاخ ماده نصف قطر شاخ يك نره. درعلفزارها تا مناطق خشك و با پوشش گياهی كم ديده ميشن و از اين نظر نسبت به آهوی ايرانی برتری داره. وزن جبيرها 15-25 كيلو ميرسه. جبير در ايران، اصلی ترين غذای يوزپلنگ و يوز اون رو شكار ميكنه تا تنها از جگرش تغذيه بكنه. جبير تابستان ها، پوستی صاف، براق و متمايل به سرخ پيدا ميكنه. در دو طرف صورت، نوارهايی به رنگ قهوه ای تيره از چشم تا پوزه كه با نواری سفيد رنگ مرزبندی ميشه، وجود داره. حداكثر طول شاخ ها تا 40 سانت در نرها ديده ميشه. نسبت به كم آبی و خشكی شديد مقاومه و تنها آب بدنش رو از علوفه و گياهانی مثل گون تأمين ميكنه. اين گونه اصولاً تك زيه ولی خب بعضاً به صورت گروه های چند رأسی ( تا 4 رأس ) هم ديده ميشن. جالب بدونيد كه خيلی از متخصصين، مهم ترين عامل انقراض يوز آسيايی در هند و پاكستان رو كاهش شديد جمعيت چينكارا ميدونن. در ايران، در رنج پراكنششون كه مناطق خشك مركزی، خراسان، جنوب و جنوب شرقی كشور و جزيره هرمز رو شامل ميشه، به شدت محافظت ميشن. به طور مشخص در مكران، سيستان، كوير مركزی و لوت، از منطقه حفاظت شده توران تا پارك ملی كوير، اصفهان، كرمان، لارستان و ساير نقاط جنوبی ايران زندگی ميكنه.

You can see links before reply

You can see links before reply

آهوی كوهی دره شوری ( Gazella gazelle dareshurii ): آهوی کوهی، سومین گونه آهوی ايرانه که در عربستان، عمان، فلسطین و جنوب لبنان پراکندگی داره و فقط یک جمعیت ازش در جزیره فارور در استان هرمزگان زندگی میکنه. درباره منشاء این جمعیت نظرات متفاوته اما احتمال داده ميشه که آهوان جزیره فارور در گذشته از یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج‌ فارس به این جزیره منتقل شده؛ اين گونه در ايران با نژاد دره شوری، تنها در جزيره فارور بزرگ ديده ميشه و چون تنها در همين نقطه ايران وجود داره، در فهرست سرخ اتحاديه حفاظت از طبيعت، در رتبه CR ( در آستانه انقراض ) قرار ميگيره. اين گونه برای اولين بار توسط مهندس دره شوری كشف شد و بنابراين به افتخار ايشون، اين آهوی كوهی به نژاد دره شوری شهرت پيدا كرد. رنگ بدن قهوه‌ ای خاكستری با يك ناحيه مشخص روشن و نوارهای تيره پهلويی هست كه روی بينی در بيشتر موارد مشخصه. شاخ در هر دو جنس ديده ميشه. شاخ نرها ظريف و چنگی شكل ولی نه به شكل شاخ آهوی ايرانی، بلكه شاخ‌ ها به ‌تدريج از هم دور ميشه و فقط انتهای اونها به سمت داخل و جلو خم شده.

You can see links before reply

You can see links before reply

Behzad
04-09-2010, 11:10 PM
آرمین یه خبر جالب گذاشته بود به این آدرس You can see links before reply، که بد ندیدم مختصر توضیحی راجع به این خانواده از پستانداران بدم. dormouse یا سنجابک، از پستانداران بسیار زیبا و آروم حدفاصل سنجاب ها و موش ها با دم پشمالو و پر مو که در ایران 4 گونه ازش پیدا میشه و بیشتر هم در مناطق پر درخت و جنگلی معتدل و خنک اوراسیا و شمال افریقا یافت میشن؛ مثل شمال و همچنین جنگل های کوهستانی بلوط زاگرس. جالبه بدونید که دو گونه از این موجودات یعنی سنجابک دم موشی و سنجابک دم موشی ایرانی، در دنیا فقط بومی ایرانه و هیچ تحقیق و بررسی پیرامونشون انجام نشده چون هم هر دو کمیابن و هم شب فعال و با خواب زمستانی طولانی مدت. سنجابک دم موشی ایرانی در جنگل های غرب ایران و سنجابک دم موشی در جنگل های مرزی ایران و ترکمنستان در حوزه گلستان و خراسان شمالی دیده میشن.

اولی اشگول یا سنجابک تپلی در جنگل های مازندران و گیلان و دومی سنجابک جنگلی در جنگل های هیرکانی یا خزری و جنگل های زاگرسی

You can see links before reply

You can see links before reply

Behzad
07-09-2010, 06:18 PM
به نام خدا

سگ سانان ايران ( Family Canidae )، خانواده ای از راسته گوشتخواران، قسمت اول

در طبيعت وحش ايران ما 6 گونه سگ سان زندگی ميكنه كه به قرار زيرند:

گرگ، شغال، روباه معمولی، شاه روباه، روباه تركمنی و روباه شنی. دقت كنيد كه كفتار سگ سان نيست و خودش يه خانواده مستقل 2 گونه ای رو شامل ميشه. سگ سانان همگی شب گرد هستن؛ ناخن های تيزی ندارن و غلافی كه پنجه ها مثل گربه سانان در اون جمع بشه، وجود نداره؛ لذا ناخن ها پيدا هستن. بر خلاف گربه سانان كه به پنجه ها خيلی متكی هستن، اينها به فك و دندان های قوی مجهزن و كمتر از پنجه ها استفاده ميكنن. ردپای كلی سگ سانان، بر خلاف گربه سانان ( البته به جز يوز )، به طور عادی آثار ناخن ها درش ديده ميشه و الگويی بر عكس ردپا در گربه سانان داره. بويايی در اين گروه از پستانداران فوق العاده قويه به نحوی كه از فواصل چند كيلومتری، ميتونن بوی طعمه رو حس كنن؛ اين حس به خصوص در گرگ ها خيلی پيشرفته و تكامل يافتست. Anobanini.net

مقايسه ردپای يك سگ سان با گربه سان، خوب دقت كنيد!
سمت راست يك سگ سان و تصوير چپ يك گربه سان

You can see links before reply

شغال ( Golden Jackal ):

شغال جثه كوچكی داره و بسيار مشابه گرگه با اين تفاوت كه رنگی قهوه ای متمايل به قرمز داره و دمی كوتاه تر و جثه ای نصف گرگ. در سراسر ايران ديده ميشه و تراكم بالايی در شمال ايران داره؛ بر خلاف گرگ، تك رو هست و بعضاً در مزارع، بيشه ها و روستاها ديده ميشه. اينها در مناطق خشك بيشتر به روستاها متكی هستن. ميوه خواری درشون ديده ميشه و با شكار جوندگان و به خصوص خرگوش، برای ما آدما مفيد هستن. صدای بسيار نكره ای هم دارن.

عكس از سيد بابك موسوی

You can see links before reply

گرگ خاكستری ( Grey Wolf ):

بعضی افراد، گرگ های ايران رو با نام گرگ ايرانی، گرگ هندی و ... ميخونن كه اشتباهه. گرگ هايی كه در خاورميانه ديده ميشه، از نوع گرگ خاكستريه با نژادهای مختلف كه در اروپا هم همين گونه وجود داره و در ايران هم دو نژاد يا زير گونه ازش ديده ميشه؛ گرگ بزرگ ترين گونه از خانواده سگ سانانه كه در بيشتر نقاط كشور پراكندست و به اقتضای جغرافيای مكان زيست، طيف های رنگی متفاوتی داره. گرگ ها شب فعالن و بلافاصله بعد از غروب آفتاب ديده ميشن؛ به صورت گروهی از 2 قلاده به بالا _ تعداد افراد بستگی به فراوانی طعمه داره _ شكار ميكنن و حيوانات ضعيف و مريض رو فوراً تشخيص ميدن و شكار ميكنن؛ بنابراين هم در قوی نگه داشتن پستانداران وحشی علف خوار، و هم در جلوگيری از گسترش بيماری ها نقش دارن.

ردپای گرگ

You can see links before reply

گرگ خاكستری نژاد بيابانی يا جنوبی، معروف به سگ گرگ: اين نژاد گرگ، كوچك تر از نژاد گرگ شماليه و آجری رنگه، با نام علمی ( Canis lupus pallipe )، به دليل تراكم پايين شكار در مناطق بيابانی، اين نژاد، از جوندگان و پستانداران كوچك جثه بيشتر تغذيه ميكنه و در رژيم غذاييش كمتر از نشخواركنندگان استفاده ميكنه؛ اين خطرناك تر از نژاد شماليه. نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست Anobanini.net

عكس از انجمن حفاظت از يوزپلنگ آسيايی، قمشلوی اصفهان

You can see links before reply

گرگ خاكستری نژاد شمالی: جثه اينها از نژاد جنوبی بزرگ تره و وزنی تا 70 كيلو پيدا ميكنن. اين به واسطه وجود طعمه بيشتر و شرايط محيطی مساعد، زندگی به كامشه. با نام علمی ( Canis lupus cubanensis ).

عكس از فرهاد رضوی، تالاب كانی برازان

You can see links before reply

Behzad
08-09-2010, 02:09 PM
به نام خدا

سگ سانان ايران ( Family Canidae )، خانواده ای از راسته گوشتخواران، قسمت دوم

روباه های ايران: (روباه ها به طور كلی از پستانداران كوچك، پرندگان، خزندگان، بی مهرگان و به خصوص حشرات و بعضاً برای تأمين املاح و مواد معدنی مورد نياز بدن، از بعضی از گياهان هم تغذيه ميكنن). 3 گونه روباه شنی، و به خصوص بلانفُردی و تركمنی، در ايران افت جمعيت شديدی داشتن، نادر هستن و لذا در كشور ما در خطر انقراض قرار دارن. شکار غيرمجاز و مسموم شدن طعمه روباه‌ ها، مهم‌ترين عامل کاهش جمعيت اونها محسوب ميشه.
روباه‌ ها ارزش‌ های زيادی دارن: در ايجاد تعادل اکولوژيک بسيار موثرن و جمعيت موش‌ ها و خرگوش‌ ها رو در مزارع در حالت تعادل نگه ميدارن. شکار جوندگان به وسيله روباه باعث ميشه که جمعيت خرگوش‌ ها که پوسته درختان رو ميخورن و جمعيت موش‌ ها رو که به محصولات کشاورزی آسيب‌ ميزنن، در حالت تعادل قرار داشته باشه.
دم روباه به عنوان شال زينتی روی دوش، و از پوست اونها فرآوری هايی برای انواع پوشاك، كيف و ساير وسايل زينتی مورد استفاده قرار ميگيره كه همين ماجرا، عمده ترين دليل شكارشونه.
در منطقه نایبندان طبس دوربين ‌ها تَله ‌ای که به خاطر يوزپلنگ ‌ها کار گذاشته شده، از تعداد زيادی شاه ‌روباه عکس گرفتن و اين دليلی بر وجود اين گونه كمياب در اين منطقه هست.
در منطقه ترکمن صحرا که روباه ترکمنی وجود داره هم گفته ميشه در چندين سال اخير خريد و فروش پوست روباه خيلی رواج پيدا كرده، که همين باعث شده که تمامی اهالی اين منطقه به شکار روباه مشغول بشن.


1. روباه معمولی يا قرمز: فراوان ترين روباه ايران
2. روباه تركمنی يا كُرساك
3. شاه روباه يا روباه بلانفردی
4. روباه شنی
Anobanini.net
روباه معمولی (Red Fox): اين گونه وسيع ترين جغرافيای پراكنش در بين كليه اعضای راسته گوشتخواران در دنيا رو داره و در سراسر نيم كره شمالی از قطب شمال تا آفريقای شمالی، آمريكای مركزی و استپ های آسيايی گسترش پيدا كرده. روباه قرمز به گونه ای سازگاريافته و فرصت طلبانه ای همه چيزخواری ميكنه و مستعد زندگی در محيط های شهريه. در خيلی از زيستگاه ها، به نظر ميرسه روباه ها ارتباط نزديكی با بشر دارن و در مناطق زراعی تراكم زيادی پيدا ميكنن چون جمعيت جوندگان در اين گونه محيط ها بالاست. در مركز لندن و پاريس هم بعضاً ديده ميشن. در همه جای ايران به جز جنگل های متراكم و انبوه شمال ديده ميشن. طيف رنگ اين گونه در ايران، تركيبی از خاكستری و قهوه ايه و به خاطر سياهی پشت گوشها و سفيدی نوك دم، از سه گونه روباه زير قابل تشخيصه. بهزاد زادهوش Anobanini.net

روباه معمولی يا قرمز، عكس از فرهاد رضوی

You can see links before reply

نقشه توزيع و پراكنش جهانی روباه معمولی

You can see links before reply

روباه تركمنی يا كرساك ( Corsac Fox ): اين گونه در آسيای مركزی و بومی فلات تبت، تركمنستان، قزاقستان، ازبكستان و شمال فلات ايرانه. جمعيت اين روباه زيبا و كوچك نوسان قابل توجهی داشته و به طور غم انگيزی كاهش پيدا كرده و دليلش هم تغييرات شديد آب و هواييه. افراد اين گونه ميتونن در ظرف يك سال، تا حد 10 برابر افت تعداد داشته باشن. توانايی اين رو دارن كه در يك دوره مديد، بدون آب و غذا سر كنن. اينها به خوبی با آب و هوای گرم و خشك سازگاری پيدا كردن. روبا تركمنی در ايران، بومی دشت گرگان و كوه ها و تپه های تركمن صحراست. روباهی بسيار كوچك با دم كوتاه كه نوك اون سياهه. در ايران از جمعيت كمی برخورداره.

You can see links before reply

You can see links before reply

روباه شنی يا روپلی ( Ruppell's Fox ): اين روباه يك گونه افريكنه با جثه كوچك، با وزنی حدود 3 كيلو و گوش های بسيار بزرگ. اين گونه گسترش وسيعی در مناطق بيابانی و نيمه بيابانی افريقای شمالی و سراسر بخش های شرقی شبه جزيره عربستان تا پاكستان داره. در ايران، بيشتر در مناطق خشك مركزی، جنوب غربی و شرقی ديده ميشه. دم دراز نوك سفيدی داره و بين پنجه های پاها موهای بلندی رشد كرده. تك رو هست ولی ممكنه در يك ناحيه، چندين لانه اين نوع روباه پيدا بشه. در جزيره قشم، اين گونه با روباه قرمز ديده ميشه.

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

شاه روباه يا روباه بلانفردی ( Blanford's Fox ): پراكنش اين گونه روباه محدود به مناطق كوهستانيه. گفته ميشه در ايران، از فارس، كرمان، يزد، اصفهان و خراسان گزارش شده ولی در دو دهه اخير، گزارش مستندی از مشاهده اون نبوده به جز تصاوير ثبت شده دوربين های تله ای انجمن حفاظت از يوز. دم بسيار بلند، بزرگ و پشمالو، دو نوار سياه و مشخص در طرفين صورت كه از چشم ها به طرف بينی امتداد پيدا كرده ( خط اشك ) و رنگ تيره بدن و انتهای دم، علاوه بر جثه كوچك، از علايم مشخص شاه روباهه؛ همين زيبايی ها، توجه شكارچيان پوست رو خيلی به خودش جلب ميكنه. همه چيزخواره و عموماً از حشرات و ميوه ها تغذيه ميكنه. شاه روباه يكی از كمياب ترين گونه های جانوری ايرانه كه نسلش به شدت كاهش پيدا كرده و در آستانه انقراضه. حمايت شده در كنوانسيون سيتز ( منع تجارت بين المللی گونه های در خطر گياهان و جانوران ). نوشته بهزاد زادهوش، Anobanini.net

You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

Solmaz
08-09-2010, 08:24 PM
خرس قهوه ای (Brown Bear)

خرسها در بهار و تابستان در علف زارهای مرتفع کوهستانی علف تازه و حشره می خورند و در پاییز به داخل جنگل می روند و تا می توانند از میوه ی درخت بلوط و آلوچه ی جنگلی استفاده می کنند. در فصل زمستان هم می خوابند.
خرس قهوه ای بزرگترین گوشتخوار ایران است. همه چیزخوار است و هم از مواد گیاهی و هم مواد جانوری تغذیه می کند. ولی بر خلاف آنچه تصور می شود، بیشتر مواد گیاهی می خورد.
در ایران از شمال خراسان تا آذربایجان و لرستان، خوزستان و فارس دیده می شود. خرس قهوه ای در مناطق جنگلی خزر، ارسباران و زاگرس، علفزارهای مرتفع کوهستانی و دره های پایین دست جنگل زندگی می کند.
خرسها بر خلاف آنچه تعریف می کنند، حیوانات ترسویی هستند و به محض روبرو شدن با انسان یا حس کردن بوی آن، ترجیح می دهند فرار کنند. ولی خرسهای ماده ی بچه دار، خرسهای زخمی، خرسهایی که جایی برای خواب زمستانی پیدا نکرده اند یا خرسهایی که از خواب زمستانی بیدار شده اند، مهاجم و بسیار خطرناک اند. البته این اتفاق بسیار کم رخ می دهد و در اکثر موارد، خرسها سعی می کنند با انسان روبرو نشوند.
خرسها با خوردن میوه های جنگلی و دفع و پخش هسته های آنها در سطح جنگل، به تجدید حیات درختان جنگلی کمک می کنند. این گونه در ایران جمعیت به نسبت مناسبی دارد ولی در برخی نواحی جمعیت آن رو به کاهش است.

You can see links before reply

You can see links before reply

ردپای خرس قهوه ای

You can see links before reply

نقشه توزیع و پراکنش جهانی خرس قهوه ای

You can see links before reply

خرس سیاه آسیایی (Asiatic Black Bear)

خرس سیاه از خرس قهوه ای کوچکتر و محل زندگی و عادتهای رفتاری آن متفاوت است. خرس سیاه لکه ی سفیدرنگی به شکل V روی سینه خود دارد که بهترین نشانه ی شناسایی آن در میان خرسهای دیگر است. البته توله خرسهای قهوه ای هم روی بدن خود لکه های سفیدرنگی دارند که در نقاط متفاوت بدنشان پراکنده است. خرس سیاه اروپایی هیچ لکه ی سفیدی روی سینه ندارد.
خرس سیاه در ایران در سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان دیده می شود و در رویش گاه های پراکنده ی داز (درختی شبیه نخل زینتی) و زیتون زندگی می کند. خرس سیاه اغلب از مواد گیاهی شامل میوه و جوانه ی گیاهان تغذیه می کند. گاهی هم حشره، مهره داران کوچک، نوزاد پستانداران دیگر و دامهای اهلی را می خورند. به نخلستانها هم دستبرد می زند و خسارت هایی وارد می کند. خرس سیاه به دلیل جثه کوچک و چنگالهای تیز، بیشتر برای زندگی روی درخت سازگار شده است.
خرس سیاه از قهوه ای خطرناکتر است و هنگام احساس خطر ترجیح می دهند به جای فرار، از خود دفاع و حتی حمله کنند. خرس سیاه با خوردن حشرات و جوندگانی که تعدادشان زیاد و زیان آور شده اند، به کنترل آفت کمک زیادی می کند. این گونه در ایران در حال انقراض است.

You can see links before reply

You can see links before reply

ردپای خرس سیاه

You can see links before reply

نقشه توزیع و پراکنش جهانی خرس سیاه

You can see links before reply


تفاوت طول چنگال دستها و ردپای خرس قهوه ای و سیاه در تصویر زیر مشخص شده. همانطور که دیده می شود، طول چنگالهای دست خرس قهوه ای از خرس سیاه بلندتر است.


You can see links before reply

( بهزاد زادهوش + فرهنگنامه حیات وحش ایران )

Behzad
10-09-2010, 02:47 PM
به نام خدا

نمايه ها ( Signs )

درسته كه ممكنه گاهی به طور اتفاقی با صحنه های جالب و ديدنی از جانوران روبه رو بشيم، ولی گريز غريزی حيوانات وحشی از ما، داشتن حواس پيشرفته و شب فعال بودن، همگی باعث شده تا مشاهده مستقيم اونها كاری مشكل و زمان بر باشه.
برای كسانی كه به نوعی با حيات وحش سر و كار دارن، مدت های مديد كمين كردن و به انتظار نشستن، عاديه؛ گرچه نهايتاً هم ممكنه هيچ چيزی نبينن.
حالا، بررسی آثار و نمايه های به جا مونده از حيوانات، ميتونه بدون اينكه نيازی به ديدن حيوان باشه، اطلاعات زيادی درباره محل زندگی، نوع حيوان، فعاليت های مختلفی كه در طول شبانه روز انجام ميده و ... رو در اختيار ما بذاره.
هر اثر يا نشانه ای كه حيوان در طبيعت به جا ميذاره و يا هر تغييری كه در محيط ايجاد ميكنه، به طوری كه بيانگر حضور حيوانی در زمان معين در اون محل باشه رو نمايه ميگن. شامل: ردپا، سرگين، مو، پر، استخوان، خراشيدگی، له شدگی و ... .
فايده نمايه: يك متخصص يا طبيعت گرد، لازمه كه نمايه ها رو به خوبی بشناسه؛ در اين صورته كه ميتونه وقايع و تغييرات ايجاد شده در يك محيط رو به درستی تجزيه و تحليل و بعد از اون تفسير بكنه.
مثلاً بررسی سرگين در پستانداران و پلت يا ريمه ( Pellet ) در پرندگان شكارگر، تا حدی ما رو به رژيم غذايی حيوان آشنا ميكنه؛ يا بررسی و شناسايی ردپای حيوانات، علاوه بر اينكه نوع حيوان عبور كرده رو مشخص ميكنه، در برخی موارد تشخيص جنس و تخمين وزن و سن حيوان رو هم امكان پذير ميكنه. بهزاد زادهوش، Anobanini.net


ردپا ( Track, Spoor or Footprint ): مناسب ترين زمان برای جست و جوی ردپاها، ساعات اوليه صبحه كه دليلش هم شلوغی كم رفت و آمد نسبت به ساعات ديگر روزه كه همين باعث سالم ماندن اثر ميشه.
روش های مختلف راه رفتن در پستانداران:
كف رو: به كندی و بدون شتاب راه ميرن؛ مثل نخستی ها ( ميمون ها، لمورها و آدمی )، خرس، راسو، راكون و سمورها

You can see links before reply
پنجه رو: سريع حركت ميكنن؛ مثل سگ سانان و گربه سانان

You can see links before reply

سُم رو: سم دار و بدون ناخن هستن و ميتونن به سرعت فرار بكنن.

You can see links before reply

پای حيواناتی كه سريع ميدون، در مقايسه با حيواناتی كه با سرعت كمتری حركت ميكنن، سطح تماس كمتری با زمين داره؛ بنابراين طی تكامل، در اين جانوران تعداد انگشتان كاهش پيدا كرده و پاها دراز و باريك شدن. الگوهای گام برداری هم متفاوته مثلاً سم روها و پنجه روها، رايج ترين الگوی گام برداری رو دارن و ردپای به جا مونده از اين حيوانات، اثر پای جلو و عقب هر طرف بدن، نزديك و پشت سر هم قرار ميگيره ( پای راست رو به جلو، هم زمان پای چپ عقب رو به جلو؛ حركت مخالف ).

You can see links before reply

يا مثلاً در كف روها مثل خرس، راكون و راسو، دوپای يك سمت بدن رو هم زمان بلند ميكنن و در فاصله كمی جلوتر اونها رو روی زمين ميذارن.

You can see links before reply

در اكثر حيوانات به جز جوندگان، ردپای جلويی بزرگ تر و عميق تر از رد عقبيه. ( به خرگوش دقت كنيد )

You can see links before reply

Coyote ( گرگ )، Weasel ( راسو )، Otter ( شنگ يا سگ آبی، در ايران 2 گونه داريم )

You can see links before reply

ميگن سعی كنيد ردپاها رو با هم و در كنار هم ببينيد؛ چون در اين صورته كه ميتونيد بين الگوی گام برداری، نوع جانور و متعاقب اون عادات و رفتارش، ارتباط شايسته و منطقی برقرار كنيد.
اگر ردپا كوچك و چهار انگشت در پای جلو و پنج انگشت در پای عقب وجود داشت، يعنی حيوان يك جونده بود مثل راسته جوندگان ( موش ها، جردها، جربيل ها، دوپاها، خرگوش، سنجاب و از اين دست حيوانات )
اگر در هر اثر پنج انگشت وجود داشت، ردپا متعلق به سمورها و راسو هست.
اگر هر اثر 4 انگشت داشت، متعلق به سگ سانان و گربه سانانه.
خب، اگر خوب بوده، بگيد تا از سرگين هم بگم. منتها درباره سرگين ها، اطلاعات كمتری دارم.

از راست به چپ:

Galloper: يعنی روش چهارنعل، حيوان در زمان پرش، ارتفاع زيادی از زمين پيدا نميكنه، مثل سنجاب.
Bounder، روش جهشی، مختص حيواناتيه كه بدن كشيده و پاهای كوتاه دارن؛ به كمك پاهای عقبی جهش ميكنن و بدن رو به سمت جلو جابه جا؛ در جانوران با اين الگوی حركت، پاهای عقبی اندام اصلی حركتين؛ مثل خرگوش
Diagonal، معمول ترين الگوی حركتی كه در سم روها و پنجه روها ديده ميشه.
Pacer، در كف روها، مثل خرس، راكون، راسو؛ در اينها يك لحظه تمام وزن بدن به وسيله دو پای يك طرف بدن تحمل ميشه. نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست
Anobanini.net

You can see links before reply

Behzad
11-09-2010, 05:08 PM
نمايه ها ( سرگين يا مدفوع _ Scat, Poo or Dropping ) :4::
گفته ميشه كه حيوانات معمولاً هر كجا احساس امنيت بيشتری داشته باشن، مبادرت به دفع ميكنن؛ بنابراين يكی از بهترين محل های جست و جو و مشاهده سرگين، محل استراحت ( Lay، استراحت موقت ) و خواب ( Bed، جای دائمی مثل لانه و آشيانه ) جانورانه. حالا يه سری نكات هست كه لازمه بدونيم:


You can see links before reply

1. كمتر اتفاق ميفته كه سرگين يك گوشتخوار ( سگ سانان، گربه سانان، راسوها و سمورها، خرس ها، راكون و كفتار ) در محل تغذيش ببينيم يا زمانی كه آفتاب در حال غروبه زمان مناسبی برای مشاهده و بررسی ردپای حيوانات نيست.
2. سرگين سگ سانان: به صورت لوله ايه، و نوك و دو انتهای اون تيز نيست و غالباً هم ميشه تكه های كوچك استخوان رو درش ديد.

گرگ
You can see links before reply

3. سرگين گربه سانان: ظاهرش لوله ای نوك دار و شبيه دوكه، تكه های استخوان درش ديده نميشه. حالا، گربه سانان معمولاً بعد از هر بار دفع سرگين، روی اون رو با خاك، خاك برگ يا هر چيز ديگه ( بسته به جنس بستر ) ميپوشونن. لذا در اطراف محل دفع سرگين اين جانوران، آثار پنجه های اونها هم ديده ميشه.

پلنگ
You can see links before reply

4.گياه خواران و نشخواركنندگان: چون در بهار و تابستان گياه تازه و آبدار در دسترس و زياده، سرگين به صورت نرم دفع ميشه.

گوزن
You can see links before reply

5. درسته كه در پاييز تنوع و تراكم پوشش گياهی مثل بهار و تابستان نيست ولی در اين زمان، ميوه های مختلفی ميرسن كه حتی خيلی از گوشتخواران هم از اونها تغذيه ميكنن و بنابراين آثار دانه و هسته ميوه ها در سرگين اونها ديده ميشه. حالا، با شروع سرما و زمستان، منابع گياهی شديداً كاهش پيدا ميكنن؛ پس در اين زمان تغذيه جانوران علف خوار به قسمت های خاصی از گياه محدود ميشه مثل سرشاخه ها و قسمت های چوبی گياه؛ كه همين سبب ميشه سرگين در مقايسه با ساير فصول باريك تر و خشك تره.

6. سرگين همه چيزخواران: هر دو منبع غذايی گياهی و جانوری رو استفاده ميكنن؛ سرگين از نظر شكل و رنگ در مقايسه با اون دو گروه تنوع بيشتری داره و عمدتاً به صورت دوكی شكل و كشيدست.

خارپشت
You can see links before reply

پس نمونه های مختلف سرگين در حيوانات:

_ لوله ای شكل « در سگ سانان به جز روباه، و خرس »

روباه
You can see links before reply

خرس سياه
You can see links before reply

_ دوكی شكل « در گربه سانان »

You can see links before reply

_ ساچمه ای شكل « در اكثر علف خواران »

خرگوش
You can see links before reply
Anobanini.net
حالا بعضی محققين، نياز دارن تا سرگين رو آناليز و تجزيه كنن كه از اين كار خيلی چيزا ميشه فهميد مثلاً تا حد زيادی از وضعيت جسمانی و سلامتی حيوان مطلع ميشن يا در يك دوره به رژيم غذايی جانور پی ميبرن. يه چيز جالب هم بگم: كلاً در خيلی از مناطق طبيعی، يك گونه رو به وسيله نمايه هايی كه به جا ميذاره به حضورش پی ميبرن؛ مثلاً من شنيدم وجود كاراكال رو از منطقه ای در شيراز كه حالا اسمشم يادم رفته، به وسيله ردپاش، حضورش رو در محل ثبت و اثبات كردن. پس برای كسانی مثل من يا طبيعت گردان، دونستن اين داستانها خيلی مهم و به درد بخوره. در ضمن اينها شكل خاص ندارن و ممكنه بعضی وقتا تشخيص سرگين دشوار باشه و با تجربه و بودن در محيط ميشه اين بحث رو خوب و كاربردی ياد گرفت. نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست Anobanini.net

Behzad
16-09-2010, 02:05 PM
به نام خدای مهربان

آخرين قسمت از نمايه ها، مقايسه و تفاوت ردپای سگ سانان با گربه سانان:
سمت راست يك سگ سان، و چپ يك گربه سان

You can see links before reply

A- به طور عادی، در ردپای يك سگ سان، آثار ناخن ها وجود داره A- در رد يك گربه سان، در حالت راه رفتن، آثار ناخن ها ديده نميشه
B- نرمه پاشنه پا در سگ سانان، برخلاف گربه سانان ( جز يوز )، در قسمت انتهايی فرورفتست B- قسمت ابتدايی نرمه پاشنه در يك گربه سان، فرو رفتست
C- قسمت ابتدايی نرمه پاشنه پا در سگ سانان برخلاف گربه سانان، بدون فرورفتگيه C- انتهای نرمه پاشنه سه لوپی و لوپ ها در يك امتداد قرار دارند
D- دو انگشت ميانی در سگ سانان، نزديك به هم ولی در گربه سانان از هم فاصله دارن
E- دو انگشت كناری در ردپای سگ سانان مثلثی شكل و به طرف بيرون متمايل شدن
F- معمولاً اثر نرمه پاشنه پا در سگ سانان، كوچك تر از يك گربه سانه.
G- ردپای سگ سانان بيضی شكله اما ردپای گربه سانان گلابی شكل.
H- پهنای ردپای گربه سانان برخلاف سگ سانان، بيشتر از طولشه.
I- يك شباهت: در گربه سانان و سگ سانان هر دو، ردپای جلويی بزرگ تر از رد عقبيه. در حالت جهيدن، حمله و دويدن، در يك گربه سان آثار ناخن ها مثل سگ سانان در ردپا هويدا ميشه.

ردپای روباه - يك سگ سان
You can see links before reply

ردپای پلنگ - يك گربه سان
You can see links before reply

You can see links before reply

ردپای لينكس يا سياه گوش - يك گربه سان
You can see links before reply

ردپای يوزپلنگ
You can see links before reply

يك توضيح: يوزپلنگ درسته كه يك گربه سان حقيقيه اما بسياری از ويژگی هايی كه يك سگ سان داره، درش ديده ميشه؛ مثلاً صدای يك گربه سان رو نداره و صدای خاصی داره؛ يا مثلاً در درپای يك يوز، مثل سگ سانان، اثر ناخن ها ديده ميشه. يا حتی غذايی كه ميخوره همتاست و فقط از كبد زوج سمان وحشی تغذيه ميكنه. از خيلی نظرها، عادات رفتاری واقعاً اعجاب آور و خاصی داره كه در ساير گربه سانان ديده نميشه. تفاوت پلنگ با يوز: يوز بدن لاغر و كشيده داره ولی پلنگ تپله. پلنگ لكه هايی كه به روی بدن داره، مثل گُله ولی يوز خال های توپر داره. پلنگ شب شكاره ولی يوز روزفعال. پلنگ ميتونه يوز رو بكشه ولی برعكسش امكان نداره.
نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست، Anobanini.net
You can see links before reply

بالايی پلنگ ( Leopard ) و پايينی يوز ( Cheetah )
You can see links before reply

Elnaz
16-09-2010, 02:28 PM
نام فارسی: پایکا
نام انگلیسی: Afghan (Rufescent) Pika
نام علمی: Ochotona rufescens

You can see links before reply

انواع پایکا
در دنیا، بر اساس محیط زندگی، دو گروه پایکا وجود دارد. برخی از ان ها در مناطق کوهستانی و صخره ای و گروه دیگر در مرغ زارها و استپ ها زندگی می کنند.
پایکاهایی که در ایران زندگی می کنند و پایکاهای افغانی نامیده می شوند، جزو پایکاهای کوهستان زی هستند و در تپه ماهورها تا ارتفاعات بالاتر از 3 هزار متر پراکنده اند.

کوچولوهای تنبل
ان ها بسیار تنبل هستند.بیشترین فعالیت ان ها در طول تابستان است که به دنبال جمع اوری علوفه هستند. انها عادت دارند در اطراف لانه علوفه ی زیادی جمع اوری کنند که گاهی ارتفاع ان به نیم متر می رسد.
این موجودات چندان ترسو نیستند و به راحتی می توان به انها نزدیک شد.

You can see links before reply

You can see links before reply

جونده ی پرزاد و ولد!
پایکای ماده می تواند در سال تا 5 بار زایمان کند و در هر زایمان، تا 11 نوزاد به دنیا بیاورد. دوره ی بارداری پایکای افغانی مشخص نیست و مطالعه ای در مورد ان صورت نگرفته است.
اما دوره ی بارداری انواع دیگر پایکا به طور معمول 30 روز است و پایکای مادر تا 30 روز به فرزندان خود شیر می دهد.

پراکنش
در اسیای میانه و در ایران در استان هایی مانند خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمان، اصفهان، کردستان، تهران و سمنان پراکنده است.

( فرهنگنامه حیات وحش ایران )

Elnaz
23-09-2010, 10:45 AM
نام فارسی: دوپای کوچک


نام انگلیسی: Small Five-toed Jerboa


نام علمی: Allactaga elater



You can see links before reply



کوچولوهای جهنده!


دوپاها بدن کوچک و جمع و جوری دارند. گردن مشخصی ندارند و مهره های گردنشان به هم چسبیده است. دست های بسیار کوچک و پاها و دم بسیار بلند، از ویژگی های منحصر به فرد دوپاهاست. این پا و دم بلند، باعث می شود راه رفتن دوپاها مانند کانگورو به صورت جهش های بلند باشد. به دلیل راه رفتن کانگورویی، در جاهایی زندگی می کنند که خاک سفت و گیاهان پراکنده داشته باشد. زیرا در این مکان ها در خاک فرو نمی روند.



You can see links before reply



دندان های تیز و بلند


دوپاها یک جفت دندان بلند در ارواره ی بالایی و یک جفت دیگر در ارواره ی پایینی دارند که مرتب رشد می کند. ان ها برای ساییدن این دندان ها، مجبورند همیشه در حال جویدن باشند. اگر یکی از این دندان ها به دلیلی شکسته شود، دندان طرف مقابل به سبب ساییده نشدن، مرتب رشد می کند. در نتیجه، حیوان دیگر قادر به بستن دهان و تغذیه نیست و از گرسنگی تلف می شود.


چند لانه!


دوپاها لانه های زیرزمینی دارند که در عمق 50 سانتی متری خاک حفر می شود. این حیوان 3 نوع لانه دارد. یکی از لانه ها برای خواب زمستانی یا تابستانی، یکی برای زاد و ولد و یکی به صورت موقت برای فرار از دشمن ساخته می شود.


You can see links before reply You can see links before reply


پراکنش
در افغانستان، پاکستان، شرق ترکیه، شمال قفقاز و اسیای میانه پراکنده است. در ایران در فارس، خوزستان، کرمان، سیستان و بلوچستان، تهران، کردستان و اذربایجان زندگی می کند.

( فرهنگنامه حیات وحش ایران )

Behzad
23-09-2010, 11:27 AM
آفرین خواهر الناز، کم کم دارم امیدوار میشم. دوپاها یا جربوآها، از جمله پستاندارانی هستن که در کشور ما خیلی کم دربارشون تحقیق شده؛ اینا از جمله جانوران شبگرد یا Nocturnal هستن که در نواحی بیابانی افریقا و آسیا دیده میشن و مثل سایر جوندگان، نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت پوشش گیاهی این مناطق، از طریق هرس بوته ها و گیاهان علفی ایفا میکنن. بسیار هم بانمک هستن. در ایران دوپای مصری و دوپای ایرانی خیلی بیشتر مورد توجه بودن. باز مشخصه بارز دیگری که در این موجودات دیده میشه، دم بلندی که انتهاش منگوله ای شکله.

تصاویر جربوآی مصری
You can see links before reply (You can see links before reply)
You can see links before reply (You can see links before reply)

You can see links before reply

Solmaz
02-10-2010, 11:53 AM
حشره خوار کوتوله (Etruscan Shrew)

You can see links before reply

حشره خوار کوتوله یکی از کوچکترین پستانداران دنیاست که می تواند از سوراخی به قطر یک مداد عبور کند! وزن آن به اندازه یک حبه قند است که بیش از 10 درصد آن را مغز تشکیل می دهد. برخی به آنها موشهای خرطوم دار هم می گویند. این پستاندار آنقدر کوچک و ظریف است که اگر آن را لمس کنیم، قلبش می ایستد و می میرد!!

You can see links before reply

حشره خوار کوتوله به سبب سوخت و ساز زیاد بدنش، مرتب در حال غذا خوردن است و گاهی در روز 80 تا 90 درصد وزن بسیار سبک خود، غذا می خورد. اگر غذای کافی در دسترس این جانور قرار نگیرد، بلافاصله میمیرد! این موجود هم روزفعال و هم شب فعال است.
حشره خوارها غده هایی دارند که بو تولید می کند که از این خاصیت برای جفت یابی استفاده می کنند.
به دلیل داشتن چشمهایی بسیار کوچک، قدرت بینایی شان بسیار ضعیف است. بنابراین از حس شنوایی به جای بینایی استفاده می کنند.
حشره خوارها با تغذیه از تعداد زیادی از حشره های زیان آور و لارو آنها، در کنترل آفت ها، به خصوص در جنگل ها و مزرعه های کشاورزی، نقش مهمی دارند.
پراکنش
در جنوب اروپا، جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا پراکنده است. در ایران تاکنون در دشت مغان، منطقه تجن در مرز ترکمنستان و گرگان دیده شده است. به تازگی هم چند نمونه از آن در جزیره قشم شناسایی شده.
در ایران علاوه بر حشره خوار کوتوله، 11 نوع حشره خوار دیگر به نامهای حشره خوار آبزی مدیترانه ای، حشره خوار آبزی قفقازی، حشره خوار دورنگ، حشره خوار دندان سفید بزرگ و کوچک، حشره خوار خزری، حشره خوار بجنوردی و حشره خوار خانگی زندگی می کنند.

( فرهنگنامه حیات وحش ایران )

Behzad
12-11-2010, 08:43 PM
روباه معمولی يا قرمز تقريباً كم سن - تهران

You can see links before reply

Behzad
15-11-2010, 05:00 PM
بسم الله ارحمن الرحيم

رنگ در جانداران، قسمت اول - نوشته بهزاد زادهوش

زالی يا آلبينيسم و سياهی يا ملانيسم

You can see links before reply

You can see links before reply

اين مطلب واقعاً قشنگه و در عين حال نياز به دامنه اطلاعاتی وسيعی برای نوشتن داره. محيط روی جانداران اثر گذاره و جاندارن روی محيط يعنی محيط و جانداران بر يك ديگر اثر متقابل دارن. جانداران محيط رو برای بهتر شدن شرايط بقا و زندگيشون تغيير ميدن و محيط هم شيوه زندگی هر جاندار رو به جهتی سوق ميده. رنگ در يك موجود، در زندگی، بقا و شيوه حياتش تأثير داره؛ اثری كه خورشيد بر جانداران داره، در هر محيط متفاوته و اين به عوارض زمين، عرض جغرافيايی و نوع محيط ( خشكی يا آبی ) برميگرده. در نيمكره شمالی، شيب های جنوبی و شرقی نسبت به شيب های شمالی و غربی انرژی بيشتری دريافت ميكنن و همين خيلی در شكل پذيری رنگ جاندارن مؤثره. Anobanini.net
در اين پست راجع به دو مقوله شبيه به هم ولی متفاوت اشاره ميكنم. رنگ سياه و سفيد در جانوران به دو دليل وجود داره:

1. يا به خاطر محيطی كه در اون زندگی ميكنن و در اين صورت رنگ، صفتی خواهد بود كه تحت اثر محيط قرار داره؛

2. يا به دليل جهش های تصادفی؛ كه اين دو از هم جدا هستن.

اول جهش های تصادفی: اخيراً در ايران گرگ سياه مشاهده شد و اين به طور غير مستند از زبان اهالی روستاها شنيده ميشد؛ اما انجمن يوز برای تهيه نقشه پراكنش لينكس يا سياه گوش، مبادرت به كار گذاری و نصب دوربين های تله ای ( Camera Trap ) در ناحيه انگوران زنجان كرد كه تصاوير جالبی از گرگ سياه به دست داد. اساس كار دوربين های تله ای حسگرهای قوی گرماييه كه به پستانداران كه خونگرمند و از بدن خودشون حرارت منتشر ميكنن، عكس العمل نشان ميده.

گرگ سياه يا ملانيستيك، عكس از دوربين های تله ای انجمن يوز - زنجان

You can see links before reply

عكس از انجمن يوز - زنجان

You can see links before reply

مورف يا ريخت سياه گرگ در كنار نوع معمول

You can see links before reply

بگذريم؛ نه تنها پديده سياهی در حيوانات وجود داره، بلكه پديده ديگری به نام زالی هم در جانوران مهره دار من جمله آدمی مشاهده ميشه كه البته درصد ايجاد زالی بسيار بيشتر از سياهیه. آلبينيسم، سفيدی يكدست و مطلقه و ملانيسم، سياهی مطلق؛ حدواسط اين دو، پديده ديگری به نام لوسيسم ( Leucism ) ديده ميشه كه به دليل ظهور انواع متفاوت و غير يك نواختی از رنگدانه ها بروز ميكنه و در نتيجه پديده ای به نام هم توانی آلل هاست. اين به خصوص در اسب های وحشی امريكايی ( موستانگ )، كبوترها، لايگر ( حاصل آميزش شير نر با ببر ماده ) و تايگون ( حاصل آميزش ببر نر با شير ماده ) ديده ميشه. يعنی جانور هر دو فنوتيپ پدر و مادر را همزمان نشان ميده. نوشته بهزاد زادهوش

You can see links before reply

You can see links before reply


ملانين، رنگدانه يا رنگريزه ايه كه از آمينو اسيد تيروزين ناشی ميشه كه باعث تيره بودن موها، چشم ها، پرها و پوست ميشه و اين رنگريزه در سنين متفاوتی بسته به ژن های يك فرد در موها از بين ميره و بنابراين رنگ سفيد و بی آلايش موهای يك فرد كهنسال، به واسطه همين رُخداده. ملانين با جذب اشعه فرابنفش خورشيد و تبديل اون به انرژی گرمايی بی ضرر، نقش مهمی در سلامت يك فرد ايف ميكنه كه همين كُلی به رنگدانه ها آسيب ميزنه و به همين دليل گفته ميشه كسانی كه زياد در معرض آفتاب قرار دارن، سريع تر موهاشون سفيد ميشه و پوستشون چروك ميفته.
جانورانی كه ملانيسم دارن، ملانيستيك ( Melanistic ) يا سياه نام دارن؛ اين پديده به علت بروز ژن های نهفته در خزانه ژنیه كه در يك جانور از طريق جهش های ژنی و يا تغيير موقت ترجمه ژن در اثر تغييرات دمايی شديد و غير عادی در دوران بارداريه. باز نمونه جالب ديگر، مورف يا ريخت سياه اگرت ساحليه. Anobanini.net
آلبينسم هم به همين شكل ظهور ميكنه. يك فرد زال يا آلبينيستيك، بيماری هايی داره مثل حركت غير عمد چشم ها، ترس از نور يا بهتر بگم گريزان از نور ( نور سفيد قوی ترين جذب كننده نوره ) و آستيگماتيسم كه همون چشم های آستيگماته.

You can see links before reply

زالی در پستاندارن و پرندگان بيشتر ديده ميشه و بارزترين مثالش در جانوران، شتر سفيده كه البته بسيار گرانبهاست و ارزش باركشی نداره چون در محيط بيابانی به دليل همون سه بيماری كه اشاره كردم، كارآيی و بازده خوبی از خودش نشون نميده و بيشتر جنبه تجملاتی داره.
ملانيسم فقط در مهره داران رُخ ميده، ولی زالی در بعضی جانوران بی مهره هم ديده ميشه كه البته دليل خاصی داره.

You can see links before reply

You can see links before reply

دوم اثر محيط و انتخاب طبيعی: جدا از مقوله جهش های تصادفی، انتخاب رنگ توسط محيط برای يك جانور مطرح ميشه؛ كه خود اين به 2 دليل رُخ ميده: يا جذب انرژی و يا استتار؛ . رنگ سياه، قوی ترين منعكس كننده نور و قوی ترين جذب كننده گرماست و بالأعكس رنگ سفيد قوی ترين جذب كننده نور و قوی ترين منعكس كننده گرماست. مثلاً ما تو ايران، مار زنگی داريم كه كاملاً سياهه و در مناطق فوق العاده گرم جنوب ديده ميشه؛ دليل رنگ كاملاً سياه اين موجود، به انتخاب طبيعی از طريق جهش برميگرده؛ يعنی چون نياز بوده جانور نور رو منعكس بكنه، طی سازش ها، به رنگ سياه تكامل پيدا كرده؛ اين نمونه ملانيسم دائم در يك جانوره كه الزاماً به واسطه شرايط محيط زيست اون جاندار اتفاق افتاده. نوشته بهزاد زادهوش

You can see links before reply

در افريقای گرم، نژادهای سياه انسان و در روسيه و اروپای سرد، سفيدترين مورف آدمی ديده ميشه. عرب ها تمام بدن خودشون رو با دش داشه سفيد ميپوشونن يا خانه های با مصالح سفيد و روشن ميسازن. لينكس يا سياه گوش، يك عنصر سردسيريه كه در اروپا و روسيه اصلی ترين رنج پراكنششه؛ در ايران كه شرايط آب و هوايی گرم تره، سياه گوش هايی روشن تر از همتايان اروپايی و روسی داريم. در اكثر گربه سانان و بعضی پرندگان مثل كاكايی سر سياه، با رسيدن فصل گرما، موها و پرها تيره تر ميشن؛ گرما باعث ساخته شدن ملانين ميشه. يوزپلنگ مشخصاً و به طور طبيعی عينك آفتابی داره كه به صورت خط اشكی در اطراف چشمش ديده ميشه تا نور بازتابش كنه و چشم ها رو اذيت نكنه. روباه قطبی در زمستان پُرموست و به رنگ سفيد، و در تابستان به رنگ تيره ديده ميشه. خودم به شخصه 6 ماه بر روی كاكايی های سرسياه نظارت ميكردم؛ در زمستان، رنگ كاملاً سفيدی دارن ولی با فرا رسيدن بهار، رفته رفته در ناحيه سر، پرموهای سياه ديده ميشن و با جلو رفتن فصل و فرا رسيدن تابستان، كاكايی كاملاً سفيد زمستان، رخسار ديگری از خودش به نمايش ميذاره. Anobanini.net

You can see links before reply

You can see links before reply

عامل ديگری كه باعث ايجاد غير تصادفی يك جانور ملانيستيك ميشه، ملانينی شدن صنعته؛ يعنی چی؟
بعد از انقلاب صنعتی و آلوده شدن محيط ها، رنگ سياه كربن سوخته و پخش شده در محيط، باعث شد رنگ تنه خيلی از درختان تيره بشه؛ پروانه ها و حشراتی كه به رنگ روشن بودند، در اين چنين محيط هايی به راحتی توسط شكارگران، شكار ميشدند يعنی در اين محيط ها ديگه استتار خوبی نداشتن؛ پس طی سازش هايی به رنگ های تيره تكامل پيدا كردن و اين يعنی انتخاب طبيعی كه در جهت تضمين بقای يك گونه در محيطه. در اين صورت جانور هم رنگ محيط كثيف و تيره ميشد. اين مورد در محيط ها و جنگل های نزديك به كارخانجات ها ديده ميشه. خرس قطبی به دليل استتار در بيابان سفيد يا قطب، به اين رنگ ديده ميشه.

پروانه های فلفل و استتار موفق و ناموفق هر مورف يا ريخت در محيط پاك و آلوده

You can see links before reply

You can see links before reply

زالی در اثر نبود نور در يك محيط به مدت طولانی هم اتفاق ميفته؛ مثلاً در سگ ماهی غارزی ايرانی كه از دست دادن رنگدانه های سطح بدن در گذر زمان باعثش ميشه.
نوشته بهزاد زادهوش، دانشجوی محيط زيست - Anobanini.net

Mehdi
15-11-2010, 10:40 PM
ممنون بهزاد عزیز
مطالب خوبی بود. فقط یک نکته ای را متوجه نشدم.
به طور طبیعی ما یاد گرفتیم در تابستان لباس سفید بپوشیم تا خنک تر بشیم و درست هم هست. اگر شما تو تابستون زیر آفتاب لباس تیره بپوشی از گرما هلاک میشی. بعد چجوری شما میفرمایید که مار برای سازش با گرما به رنگ تیره در میاد؟ آدم های سیاه پوست هم همینطور و...

یه چیزایی از دسترس انتقال حرارت دانشگاه درباره تابش جسم سیاه یادم هست و اینکه جسم سیاه توانایی تابش تمام طول موج ها (طبیعتا حرارت هم از اوناست) را داره اما فکر می کنم میزان حرارتی که به واسطه تابش نور آفتاب به جسم سیاه تولید میشه بیشتر از تابش حرارت از جسم سیاه باشه :39:

کلا اگر بیشتر در این مورد توضیح بدی ممنون میشم :3:

Behzad
15-11-2010, 11:31 PM
ممنون بهزاد عزیز
مطالب خوبی بود. فقط یک نکته ای را متوجه نشدم.
به طور طبیعی ما یاد گرفتیم در تابستان لباس سفید بپوشیم تا خنک تر بشیم و درست هم هست. اگر شما تو تابستون زیر آفتاب لباس تیره بپوشی از گرما هلاک میشی. بعد چجوری شما میفرمایید که مار برای سازش با گرما به رنگ تیره در میاد؟ آدم های سیاه پوست هم همینطور و...

یه چیزایی از دسترس انتقال حرارت دانشگاه درباره تابش جسم سیاه یادم هست و اینکه جسم سیاه توانایی تابش تمام طول موج ها (طبیعتا حرارت هم از اوناست) را داره اما فکر می کنم میزان حرارتی که به واسطه تابش نور آفتاب به جسم سیاه تولید میشه بیشتر از تابش حرارت از جسم سیاه باشه :39:

کلا اگر بیشتر در این مورد توضیح بدی ممنون میشم :3:

باريكلا، و خيلی خوشم اومد كه خونديد و با دقتم خونديد. دست مريزاد. اشاره كردم، اولاً به دليل اينكه نواحی جنوب شرجیه و بخار آب زيادی در هوا وجود داره، متعاقب اون سوختگی پوست بسيار بيشتره چون بخارات و قطرات ريز آب در حكم ذره بين هستند؛ علاوه بر اون، فراموش نكنيم مار يك خزندست و خونسرد، پس با استفاده از رنگ سياه، سريع تر جذب انرژی ( گرما ) ميكنه و به عبارتی كمتر در معرض نور آفتاب قرار ميگيره. باز علاوه بر اون، مار زنگی ما بيشتر شب هنگام شكار ميكنه كه همين رنگ يه استتار عالی در تاريكی شبه. رنگ سياه آدمی هم به همين شكل، سوخته شدن پوست، اثری بسيار مضرتر از داغ شدن بدن و جذب نور داره، پس طبيعت اين رنگ رو برای انسان افريقايی انتخاب ميكنه. اين يعنی حكمت و معجزه پروردگار. لوگو نميذارم چون عكسا مال ما نيست. حشرات رو هم بخونيد.

دليل علمی تر: نور خورشيد، با وجود لايه اوزون باز هم مقداری پرتوی فرابنفش يا ماوراءبنفش يا uv داره، در متن بالا غير مستقيم گفتم كه رنگ سياه، با تبديل اين اشعه به انرژی حرارتی، اثر زيانبارش رو خنثی ميكنه. نور، و نه گرما، هرچه شديدتر باشه، مقادير بيشتری فرابنفش داره، در نقاط مرتفع زمين، مثل كوه ها، اين مقدار بيشتره و به همين دليل سوختگی پوست در كوهنوردان زياد ديده ميشه كه استفاده از عينك های آفتابی-ورزشی در كوه به اونها توصيه ميشه.

نتيجه كلی: درسته كه يه انسان سياه پوست، جذب گرمای بالايی داره ولی لخت كه راه نميره ( البته بعضياشون چرا )، بدن خودش رو با لباس سفيد و يكدست ميپوشونه. دست ها، پاها و صورت نور دارای فرابنفش مخرب برای سلول های پوستی رو هم بازتاب يا منعكس ميكنه و هم به انرژی گرمايی تبديل ميكنه؛ يعنی ضرر نور برای پوست، بسی بيشتر از گرماست.

بازم ابهامی بود مطرح كنيد.

Behzad
18-02-2011, 02:23 PM
بسم الله و بالله و السلام علی ملت رسول الله

قوچ و ميش در سرزمين ما

مطمئناً دوستان عزيزم خوابيدن اين تاپيك محيط زيست يعنی پستانداران ايران برای شما محسوس بوده و دليلش هم به اين باز ميگرده كه من تصميم داشتم در حيطه تخصص خودم مطلب بنويسم يعنی 2 بخش بی مُهره ها و حيات دريايی. اما وقتی ميبينم اين تاپيك با اينكه آنچنان مطلبی نداره، انقدر پر بازديده، بدك نديدم كمی مطلب تازه بنويسم و اميدوارم استفاده ببريد و مثمر ثمر واقع بشه و برای منم دُعا كنيد كه به زودی اتفاقات خوبی بيفته و مجبور نباشيد با كيفيت گرافيكی پايين مطالب رو بخونيد. ممنونم و حضور هميشگی شماست كه به من انرژی ميده تا بنويسم؛ بازم از همه شما كه نميشناسمتون متشكرم

و اما يكی ديگه از اعضای راسته زوج سُمان ( Order Artiodactyla) در ايران رو مورد بررسی قرار خواهم داد و اون گوسفند وحشی يا قوچ و ميشه.

قوچ به جنس نر جانور و ميش به ماده اطلاق ميشه. هم در قوچ و هم در ميش شاخ وجود داره؛ گفته ميشه اينها نيا يا جد گوسفندان اهلی هستن؛ زيستگاه اصلی اين جانور تپه ماهورها و نواحی نسبتاً كم شيب و مرتفعه؛ بنابراين در نواحی با سيمای طبيعی كوهستانی و نيمه كوهستانی قادر به ادامه حيات خواهند بود؛ گفته ميشه در فصول بهار و تابستان قوچ ها بيشتر در نواحی مرتفع تر دامنه های شمالی ديده ميشن كه دليلش رو خوش علفی و هوای مناسب تر ارتفاعات نسبت به مناطق پست تر ذكر ميكنن و باز ميگن در فصول پاييز و زمستان در قسمت های با ارتفاع پايين تر گذر عمر ميكنن و علتش رو نياز كمتر به آب و وجود علف های آبدار در نواحی دره ای و كم ارتفاع ميدونند. عمر متوسط اين موجودات 18 ساله و جفت گيری اواخر پاييزه و مدت بارداری و آبستنی 5-6 ماهه. نكته جالب ديگه اينكه از وجب شاخ سن تقريبی جانور به دست مياد؛ هر وجب معادل با يك ساله پس اگر يك شاخ 3 وجب بود يعنی جانور يك بره تقريباً 3 سالست. نوشته بهزاد زادهوش، متخصص علوم جانوری

گونه موجود در ايران قوچ و ميش موفلُن نام داره و زيرگونه های اون در فهرست سرخ IUCN در مرتبه آسيب پذير VU قرار داره. يكی از مهم ترين جنبه های حفاظتی قوچ و ميش در ايران ما، نقش جانوره كه از اصلی ترين طعمه های يوزپلنگ، پلنگ و گُرگه؛ و همچنين يكی ديگه از ارزش های زيستی اين موجودات، علف خوار ( Herbivorous) بودنشونه كه به واسطه چرا و خوردن سرشاخه بوته ها به سلامت پوشش گياهی و تنوع فلور يا پوشش گياهی يك منطقه زيستی كمك ميكنند؛ بنابراين مديريت جمعيت قوچ و ميش در مناطق مستعد زيستی و به خصوص مناطقی كه 3 گوشتخوار ذكر شده رو داره، به شدت حائز اهميته.

You can see links before reply

اين جانور شاخ هايی پيچ خورده و حلزونی شكل داره و در ايران با يك گونه به نام قوچ موفلُن يا قوچ قرمز يا قوچ شرقی با نام علمی Ovis orientalis كه 6 نژاد يا زيرگونه از اين گونه در ايران وجود داره. موفلُن گونه ايه كه در ايران، قزاقستان، تركمنستان، ارمنستان، تاجيكستان، تركيه، آذربايجان، ازبكستان، هند، پاكستان و عمان وجود داره. نژادهای اين گونه در سرزمين ما عبارتند از:

You can see links before reply

You can see links before reply


قوچ ارمنی Ovis orientalis gmelinii

قوچ لارستان Ovis orientalis laristanica

قوچ اوريال Ovis orientalis arkal

قوچ اصفهان Ovis orientalis isphahanica

قوچ كرمان Ovis orientalis kermanensis

قوچ البرزی Ovis orientalis arkal x Ovis orientalis gmelinii

------------------------------------------------------------------------------------------------

قوچ اصفهان - عكس از سيد بابك موسوی

You can see links before reply

قوچ لارستان - عكس از سيد بابك موسوی

You can see links before reply

قوچ اوريال - عكس از سيد بابك موسوی

You can see links before reply


هنوز هم كه هنوزه، درباره رده بندی صحيح و جامع اين جانوران به لحاظ نژادی اختلافات زيادی وجود داره ولی اونچه كه خود من بر پايه علمی ديدم و اينكه مهندس ضيايی _ متخصص بنام پستانداران ايران _ برش تأكيد داره همين رده بندی نژادی بالاست.
اينكه چگونه نژادها يا زيرگونه های يك گونه مشخص ميشه، بايد وارد ژنتيك سلولی-مولكولی بشيم و با استفاده از سلول های ستاكی يا بنيادی مغز استخوان جانور و استخراج اونها، كاريوتايپ رو تهيه كرد تا تعداد كروموزوم ها مشخص بشه، كه اين تهيه كاريوتايپ خودش داستان ها داره.

قوچ البرزی، عكس از بهزاد زادهوش

You can see links before reply


تفاوت زيرگونه های اين جانور در شكل و شمايل شاخ ها، اندازه بدن و رنگ و حالت پوزه است :4: . تنوع در بين قوچ ها زياده كه البته اين از وجود دورگه ها ( Hybrid) نشأت ميگيره يعنی قوچ هايی كه از آميزش دو نژاد مجاور هم به وجود ميان.


گله قوچ اوريال - خراسان

You can see links before reply

6 نژاد اصلی قوچ موفلُن در ايران وجود داره كه بزرگ ترين و با اُبهت ترين زيرگونه، قوچ اوريال نام داره و دامنه پراكندگی اون شمال شرقی ايرانه؛ در نژاد اوريال، طول شاخ ها در يك نر بالغ و مسن تا 120 سانت و وزنی معادل 90 كيلو قابل ملاحظه خواهد بود. قوچ ارمنی نژاد ديگری از موفلُنه كه در غرب و شمال غربی كشور زندگی ميكنه؛ قوچ اصفهان در نواحی مركزی و زاگرسی ايران و قوچ لارستان كه يكی از كوچك ترين قوچ های دنياست و نر بالغ اون وزنی بيش از 30 كيلو پيدا نميكنه در جنوب ايران و استان فارس و لرستان زيست ميكنه و وجه تسميه اون برگرفته از منطقه لار در جنوب كشورمونه؛ در ضمن در جنس ماده يعنی ميش لارستان، شاخ ديده نميشه. نوشته بهزاد زادهوش
قوچ البرز مركزی و كرمان، هيبريد هستن؛ از امتزاج قوچ های لارستان و افغانی يا بلانفُردی قوچ كرمان كه دومين هيبريد ايرانه به وجود مياد. و همچنين از آميزش دو نژاد اوريال و ارمنی، قوچ البرز مركزی پديد آمده كه در نواحی البرزی مثل كوهستان های تهران، زنجان، قزوين و ... زيست ميكنه؛ بنابراين اين دو نژاد به پدر و مادر خودشون ( قوچ كرمان به قوچ بلانفرد و قوچ لارستان شبيه، و قوچ البرزی، هم به قوچ اوريال و هم به قوچ ارمنی شباهت داره) شباهت بسيار زيادی دارن و از نظر مورفولوژيكی يا ريخت شناسی، برآيندی از اونها رو آشكار ميكنن اما در تعداد كروموزوم ها با هر دو نژاد تفاوت دارن.


گله قوچ اوريال - عكس از كيارش عليخانی

You can see links before reply


قوچ های كويری، قوچ های اراك، قوچ های اطراف شيراز و كرمان و همچنين مناطق جنوبی خوزستان از جمله قوچ هايی هستن كه در مورد اونها طبقه بندی خاصی صورت نگرفته. يه نكته قابل توجه ديگه اينكه برای اولين بار سال 2001 موفلُن رو كلون كردن ( شبيه سازی) و زاده شبيه سازی شده تا 7 ماه زنده موند و اين برای اولين بار بود كه يك پستاندار وحشی در خطر رو كلون كردن.


جهت دريافت اطلاعات بيشتر، كليك كنيد (You can see links before reply)


قوچ البرز مركزی، عكس از بهزاد فراهانچی

You can see links before reply

قوچ البرز مركزی

You can see links before reply

نوشته بهزاد زادهوش، متخصص علوم جانوری و دانشجوی محيط زيست _ انجمن گردشگران ايران Anobanini.net

Elnaz
12-05-2011, 04:36 PM
نام فارسی: خفاش میوه خوار
نام انگلیسی: Egyptian Fruit Bat
نام علمی: Rousettus aegyptiacus

You can see links before reply

You can see links before reply

پستاندار پرنده

بسیاری از مردم، خفاش ها را از روی سر و ته خوابیدن آن ها در غارهای تاریک می شناسند. با آن که این اطلاعات درست است، تنها بخشی از خصوصیات خفاش به شمار می رود.
خفاش ها تنها پستاندارانی هستند که قدرت پرواز دارند و در آن مهارت زیادی پیدا کرده اند. اغلب خفاش ها شب ها به پرواز درمی آیند، ولی خفاش میوه خوار گاهی در روشنایی روز هم پرواز می کند.
بدن خفاش ها مانند پستانداران دیگر، پوشیده از موست.موهای انبوه و در عین حال ظریف و ابریشمی خفاش ها، سبب می شود در هنگام پرواز، کمترین اصطکاک را با هوا ایجاد کنند. در حقیقت، بال آن ها پوستشان است که روی ساعد و استخوان های کف دست و بندهای انگشتان، که طویل شده اند، کشیده شده و بال را به وجود آورده است. عضلات شانه ی خفاش ها، برای آن که بتوانند پرواز کنند، بسیار قوی است.

خفاش خون آشام

خفاش ها را بر اساس نوع تغذیه ی آن ها به 3 گروه تقسیم می کنند. برخی از خفاش ها از میوه ها تغذیه می کنند. بعضی حشره خوارند و گروه سوم، از خون حیوانات دیگر تغذیه می کنند. گروه سوم همان هایی هستند که به خفاش های خون آشام معروف شده اند. در میان خفاش های ایران، به غیر از یک نوع که میوه خوار است، بقیه حشره خوارند. خفاش های حشره خوار از بال های خود به جای تور حشره گیر استفاده کرده و حشره را به طرف دهانشان هدایت می کنند.


موجودی با نام های متعدد

خفاش ها در هر جای ایران، به یک نام متفاوت خوانده می شوند. برای مثال، کردها به آن ها چرلوک یا شب پرک و آذری ها گچه گوشی می گویند. مازندرانی ها آن ها را شوپره یا شاپرک، زنجانی ها کوراشپلک و لرها شوکورک می نامند.

You can see links before reply

تفاوت خفاش ها با پرندگان

بر خلاف پرندگان، که با بالا و پایین بردن بال ها پرواز می کنند، پرواز خفاش ها مانند شنا کردن در هواست. قدرت نمایش خفاش ها در هوا بیش تر از پرندگان است. در نتیجه، می توانند به طور ناگهانی سرعت خود را تغییر دهند یا حتی در یک لحظه تغییر جهت بدهند. آن ها می توانند در هوا بایستند و طعمه خود را شکار کنند و همه ی این ها را مدیون قدرت پروازشان هستند.
یکی دیگر از تفاوت های خفاش ها و پرندگان، در استخوان های آن هاست. برای آن که پرندگان بتوانند به راحتی پرواز کنند، استخوان های آن ها تو خالی است، اما استخوان های خفاش ها مانند پستانداران دیگر، توپر است.البته استخوان های خفاش ها با وجود توپر بودن، بسیار ترد و شکننده است.
خفاش ها بر خلاف پرندگان، که تخم گذارند، بچه به دنیا می آورند و به آن ها شیر می دهند. آن ها معمولا در هر بار یک بچه و به ندرت دو بچه به دنیا می آورند. بچه ی خفاش هایی که حشره خوار هستند در هنگام تولد دندان های شیری دارند و به کمک آن ها به بدن مادرشان می چسبند و در هنگام پرواز با مادر می روند.

شباهت خفاش ها با پرندگان

خفاش ها، علاوه بر آن که می توانند مانند پرندگان پرواز کنند، یکی از بارزترین خصوصیت پرندگان، یعنی مهاجرت را نیز دارند. برخی خفاش ها در فصل زمستان، که وضعیت برای زندگی سخت می شود، به خواب زمستانی فرو می روند و برخی دیگر مانند پرندگان، به مناطق گرم تر مهاجرت می کنند. آن ها می توانند مسافت های طولانی، برای مثال بیشتر از 1500 کیلومتر را پرواز کنند.

پستاندار راداردار

خفاش ها نابینا نیستند. اما تصاویر را سیاه و سفید می بینند و به بینایی برای پیدا کردن راه یا شکار کردن نیاز ندارند. خفاش های حشره خوار با حنجره و خفاش های میوه خوار از طریق ضربه زدن با زبان به سقف دهان، صداهای بسیار بلندی تولید می کنند که گوش انسان قادر به شنیدن آن ها نیست. این صداها بعد از برخورد به موانع سر راه، به طرف آن ها بر می گردد و خفاش ها با گوششان، که برای این کار تخصص پیدا کرده است، فاصله ی خود را از آن موانع می فهمند و راهشان را پیدا می کنند. گاهی هم بدون تولید صدا و تنها به کمک حافظه، که مکان ها و موقعیت ها را در آن به خاطر سپرده اند، راهشان را پیدا می کنند.

زندگی گروهی

خفاش ها اغلب به صورت گروهی زندگی می کنند. گروه های خفاش ها را در محل های تاریکی مثل غارها، معدن ها، شکاف های صخره ها، سوراخ درختان، زیر پوست درختان، زیر سقف ساختمان ها، چاه ها و قنات ها و در برگ های به هم پیچیده ی درختان می توان پیدا کرد.
این گروه روزها سر و ته در لانه می خوابند و شب ها برای نوشیدن آب به صورت دسته جمعی از آن خارج می شوند.

دشمن خفاش ها

دشمنان طبیعی خفاش ها، مارها و پرندگان شکاری هستند. انسان هم یکی از بزرگترین دشمنان خفاش هاست. زیرا گرفتن و لمس کردن بدن ظریف آن ها یا بر هم زدن آرامششان در هنگامی که در حال استراحت روزانه یا خواب زمستانی هستند، آسیب های زیادی به آن ها می زند و حتی به مرگشان منجر می شود.

You can see links before reply

خویشاوندان خفاش میوه خوار

خفاش ها را می توان در تمام نقاط دنیا، به جز قطب ها و بیابان های بسیار خشک پیدا کرد. در حقیقت، می توان گفت بعد از انسان، خفاش ها بیش ترین پراکندگی را در سطح زمین دارند. از 975 نوع خفاش موجود در دنیا، 43 نوع آن در 7 خانواده به نام های خفاش های میوه خوار، خفاش های دم موشی، خفاش های مقبره ای، خفاش های نعل اسبی، خفاش های بینی برگه ای، خفاش های معمولی و خفاش های دم آزاد در ایران زندگی می کنند.

You can see links before reply

نقش خفاش در طبیعت

خفاش ها فایده های زیادی برای محیط زیست دارند. نوعی خفاش کوچک قهوه ای می تواند در عرض یک ساعت، شما را از شر 600 پشه خلاص کند. یک گروه 150 تایی از خفاش های قهوه ای
بزرگ می توانند می توانند در طول یک تابستان، 18 میلیون یا حتی بیش تر از این مقدار، کرم ریشه خوار بخورند تا کشاورزان مجبور نباشند برای از بین بردن آن ها از سم استفاده کنند که برای محیط زیست ضرر زیادی دارد.
خفاش ها در گرده افشانی گیاهان نیز، به خصوص در جنگل های استوایی، نقش زیادی دارند.
دانشمندان از بزاق دهان نوعی خفاش، که به آن خفاش مقبره ای می گویند، ماده ای به دست آورده اند که برای بیماران قلبی مفید است.

منبع: فرهنگ نامه حیات وحش ایران

Behzad
02-07-2011, 12:33 AM
بسم الله الرحمن الرحيم
گربه‌سانان ايران
كاری از بهزاد زادهوش

منابع:

مهندس هوشنگ ضيايی، متخصص پستانداران
بهزاد زادهوش، متخصص علوم جانوری و دانشجوی محيط زيست
ياسمن حسن بيگی، بيولوژيست
انجمن يوزپلنگ آسيايی

Felidae Family in Iran
گربه‌سانان ايران

مقدمه:


You can see links before reply

ايران ما به دليل موقعيت خاص جغرافيايی دارای ويژگی‌های اكولوژيكی متنوعی است؛ از همين حيث اين كشور از نظر تعداد گونه‌های گربه‌سانان در مقام بالايی قرار گرفته؛ 10 گونه از اين تيره يا خانواده در ايران می‌زيسته‌ كه هم اكنون 2 گونه شير ايرانی و ببر خزری به كلی منقرض شده‌اند. تنها در هندوستان حدود 400 قلاده شير ايرانی در منطقه‌ای به نام " گير " گجرات زندگی می‌نمايند كه تنها بازمانده‌های اين نژاد در دنيا هستند.
اما 8 گونه گربه‌سان ديگر كه در طبيعت وحش ايران ديده ميشوند، شامل انواع زيرند:

1. پلنگ ايرانی ( Panthera pardus saxicolor)
2. يوزپلنگ آسيايی ( Acinonyx jubatus venaticus)
3. كاراكال ( Caracal caracal)
4. سياه‌گوش يا لينكس ( Lynx lynx)
5. گربه جنگلی ( Felis chaus)
6. گربه وحشی ( Felis sillvestris)
7. گربه شنی ( Felis margarita)
8. گربه پالاس ( Otocolobus manul)

در سطح كشور به جهت علل متعدد تمامی گونه‌های فوق الذكر در معرض خطر قرار دارند؛ تخريب زيستگاه، دخالت‌های انسانی و گسترش شهرها، كاهش و مسموميت طعمه‌ها، تله‌گذاری، تصادفات جاده‌ای و ... از عوامل مهم كاهش جمعيت اين موجودات به شمار می‌رود. در اواخر دهه 70 شمسی انجمنی تحت عنوان " انجمن حفاظت از يوزپلنگ آسيايی " با همكاری انجمن حمايت از حيوانات و تنی چند از متخصصين كشور با محوريت پژوهش و حمايت از يوزپلنگ در كشور آغاز به فعاليت نمود. در سال‌های بعد با شدت گرفتن لزوم حفاظت بيشتر از گربه‌سانان، اعضای اين انجمن به طور جدی فعاليت‌های خوبی را در سطح كشور آغاز نمودند. موفقيت در افزايش تعداد يوزپلنگ و نيز فرهنگ‌سازی در ميان اقشار مختلف مردم چه روستايی و چه شهر نشين سبب گرديد تا به طور علمی در مورد وضعيت ساير گوشت‌خواران بزرگ جثه نيز شروع به جمع‌آوری اطلاعات نمايند.
استان يزد كه بالاترين ركورد تلفات يوز را داشت پس از كارهای آموزشی و آگاهی رسانی اين مجموعه، به بهترين و آرام‌ترين زيستگاه يوز در بين ساير استان‌های خراسان، كرمان، اصفهان و سمنان در آمد.
از آنجايی كه گوشت‌خواران از جانوران رأس هرم غذايی‌اند نقش بسيار مهم و كليدی را در زنجيره غذايی اكوسيستم‌ها ايفا می‌نمايند و حذف هر يك به نحوی عواقب و اثرات ناخوشايندی برای آن منطقه خواهد داشت؛ جمعيت جوندگان كه در صورت زاد ولد بيش از حد و افزايش جمعيت می‌توانند به آفت مبدل شوند و نيز پاكسازی محيط از لاشه حيوانات مرده و يا بيمار كه سبب جلوگيری از شيوع بيماری‌ها ميشود از مهم‌ترين نقش حيوانات گوشت‌خوار است؛ پس حفاظت از آنها الزامی خواهد بود.

زيست‌شناسی گربه‌سانان:

گربه‌سانان جانورانی گوشت‌خوار و شكارگرند با قوه بينايی و شنوايی بالا كه به واسطه دارا بودن پاشنه پای نرم و مودار می‌توانند به آرامی و بی سروصدا به طعمه خود نزديك شوند و به يكباره او را بگيرند.
در اعضای كوچك جثه اين خانواده مردمك چشمی خطی بوده، در شب هنگام به صورت گرد در آمده و قوه بينايی موجود را در تاريكی افزايش ميدهد؛ توانايی ديد اين حيوانات در تاريكی 6 برابر آدمی است. يكی از راه‌های شناسايی گربه‌سانان آثار به جا مانده آنهاست كه سرگين يا مدفوع و ردپا را شامل ميشود؛ سرگين در اين موجودات در دو انتها باريك ميشود و لذا اثر به جا مانده دوكی شكل است. در ردپای آنها آثار ناخن‌ها ديده نميشود زيراكه پنجه‌ها دارای غلاف جمع شونده ناخن است تا از آسيب و شكسته شدن چنگال‌ها جلوگيری كند يعنی ناخن‌ها قابل برگشت به داخل غلاف جای گرفته در انگشتهاست؛ از آنجايی كه پنجه‌رو هستند پس در اثر ردپای آنها 4 انگشت مشخص خواهد بود. پاشنه پا نيز برخلاف سگ‌سانان در انتها برآمده و به سمت بيرون است. ( بهزاد زادهوش)
اعضای اين تيره سری كوچك، پوزه كوتاه، گوش‌های نسبتاً كوچك و چشم‌های درشتی دارند. گربه‌سانان در ميان گوشتخوارن كمترين تعداد دندان را دارا می باشند ( 28 تا 30 عدد) وضعيت دندان‌ها به نحوی است كه آنها را قادر می‌سازد طعمه را گرفته و متوقف كنند. سطح زبان با پرزهای شاخی پوشيده شده كه همين امر موجب ميگردد به راحتی با زبان آب بنوشند.
دست‌ها 5 انگشت و پاها 4 انگشت دارند كه به ناخن‌های بلند و تيزی ختم ميگردند؛ ناخن مهم‌ترين سلاح گربه‌سانان برای مهار و توقف طعمه است. سبيل و ساير موهای بلند صورت به عصب ارتباط داشته و برای لمس اجسام و مسيريابی در شب نقش عمده‌‌ای دارند؛ سبيل‌ها قابليت حركت داشته، می‌توانند مانند چتر از هم باز شوند، جلوی صورت قرار بگيرند يا به صورت بچسبند. در گربه‌سانانی كه در مناطق با پوشش گياهی متراكم و انبوه زندگی ميكنند، سبيل‌ها رشد و توسعه زيادی يافته‌اند.
در اين خانواده تنها اعضای جنس پنترا ( Panthera) مثل شير، پلنگ و جگوار توانايی غريدن دارد كه اين مهم به دليل غضروفی بودن بخشی از استخوان هيوئيد ( Hyoid) كه در مجاورت حنجره قرار دارد باز ميگردد. ( مهندس هوشنگ ضيايی)

رفتارشناسی:

همه گربه‌سانان جز شير به صورت انفرادی زندگی می‌كنند. قلمرو خود را به وسيله ادرار، مدفوع و خراشيدن پوسته درختان مشخص می‌نمايند. در فصل جفت‌گيری، نر و ماده در كنار هم ديده ميشوند.
رفتار جالب ديگری كه در اين موجودات ديده ميشود و در تشخيص سرگين گربه‌سانان كمك می‌كند، پوشاندن سرگين پس از هر بار دفع با خاك يا خاكبرگ است؛ بنابراين در اطراف محل سرگين آثار پنجه‌های آنها نيز قابل مشاهده خواهد بود.
اكثر گربه‌سانان شب‌گرد يا شب‌فعال هستند؛ ولی بعضاً در روزها مخصوصاً زمانی كه هوا ابری باشد، ديده ميشوند.
شكار در اين جانوران به آرامی و مخفيانه صورت ميگيرد؛ زمانی كه هدف معين شد، مخفيانه و بی سر و صدا به آن نزديك می‌شوند، خيز گرفته، و به يكباره حمله ميكنند؛ هميشه برای از پای در آوردن شكار به گردن و گلو حمله‌ور شده، با دندان گلو را ميگيرند تا طعمه خفه شود يا با گرفتن گردن نخاع جانور را قطع ميكنند؛ مواقعی كه شكار به فرار مبادرت كند، تا فاصله‌ای او را دنبال كرده و با چنگال‌ها سعی ميكنند به پای طعمه ضربه بزنند تا او منحرف شود و به زمين بخورد؛ اين رفتار به خصوص در گربه‌سانان بزرگ و عليه نشخوار كنندگانی نظير آهو، قوچ و ميش، گراز و كل و بز ديده ميشود.
در بسياری از جانوران رفتارشناسی از روی حالات بدن صورت ميگيرد؛ حالات مختلف دُم در گربه‌سانان بيانگر احساسات متفاوتی است كه در سگ‌سانان اين حالات معانی متمايزی از گربه‌سانان دارد.
حالات بدن گربه‌سانان وضعيت سلامتی، آن چرا كه در خيال دارند و منظورشان را نشان ميدهد. با مشاهده حالات بدن، ميتوان متوجه شد كه حيوان احساس اعتماد ميكند و يا قصد حمله دارد. در زير اطلاعات پايه‌ای حول تفسير رفتارهای فيزيكی آورده شده

چشم‌ها:

اگر چنانچه چشم‌ها بزرگ و باز باشند، نشانگر آماده بودن برای حمله است.
اگر چشم‌ها نيمه باز باشد، نشانگر حالت آرامش است اما هنوز هوشيارانه مراقب اتفاقات اطراف هستند و در صورت لزوم آماده حمله ميشوند.
چشم‌های بسته بيانگر آرامش مطلق و احساس اطمينان است.

گوش‌ها:

اگر گوش‌ها سيخ باشند و رو به جلو نگه داشته شوند، اين نشانه شادی است.
اگر گوش‌ها سيخ باشد اما به عقب كشيده شده باشد، گربه‌سان استرس دارد.
اگر گوش‌ها به عقب كشيده شده باشد و به سر جانور چسبيده باشد، اين نشانه ترس است.

دُم:

زمانی كه دُم سيخ باشد، گربه‌سان خوشحال است.
اگر دُم بالا گرفته شده باشد و نوك آن خم باشد، اين احساسی برای بازی است.
اگر دُم بالا گرفته شده باشد ولی موهای آن سيخ شده باشد، جانور ترسيده و آماده حمله است.
وقتی دُم پايين گرفته شده باشد، حيوان ترسيده و مورد تهديد قرار گرفته؛ لذا ممكن است برای دفاع از خود حمله كند.
زمانی كه دُم بالا گرفته شده باشد و به آرامی به طرفين تكان بخورد، جانور آماده شكار است.
اگر دُم به تندی تكان بخورد، جانور عصبی است و با حالتی پرخاشگرانه رفتار ميكند.


You can see links before reply

هر گربه‌سانان گستره وسيعی از احساسات و رفتارها را دارد. علاوه بر اين، رفتار گونه‌های مختلف گربه‌سانان و واكنش‌های فيزيكی آنان با هم تفاوت ميكند. لذا اطلاعات فوق‌الذكر عمومی است. ( بهزاد زادهوش)

Behzad
12-09-2011, 04:47 PM
بانک اطلاعاتی پستانداران ایران با مدیریت استاد اکبر نعمتی


پستانداران ایران (You can see links before reply)

Mehdi
08-05-2012, 11:05 AM
آقا بهزاد

این عکس ها را چند هفته پیش تو خارک گرفتم. گفتم بذارم شاید مفید باشه :3:

(دم غروب بود به همین خاطر کیفیت خوب نشده)



You can see links before reply

You can see links before reply

You can see links before reply

Behzad
08-05-2012, 02:52 PM
بسيار زيباست، اينا جبير ماده هستن كه سن كمی هم دارن؛ در اكثر جزاير و جنوب ايران اين گونه وجود دارد كه بهش چينكارا هم ميگن؛ هم نر و هم ماده هر دو شاخ دارن.

Gazella bennettii (You can see links before reply)

Behzad
19-05-2013, 02:26 PM
اینفوگراف سنجاب های ایران، کاری از گروه جانورشناسان پرشیا


You can see links before reply

Behzad
19-05-2013, 02:27 PM
خفاش های ایران، کاری از بخش گرافیک گروه جانورشناسان پرشیا


You can see links before reply

Behzad
19-05-2013, 02:28 PM
خارپشتان ایران، کاری از بخش گرافیک گروه جانورشناس


You can see links before reply

Behzad
15-07-2013, 12:10 AM
خر وحشی شده، جزیره هنگام - Feral Donkey, Hengam island, Iran

خرهای اهلی وقتی در طبیعت رها میشن، بعد از چند نسل ژن های نهفته در اون ها غالب میشه و خصوصیات پسر عموهای خودشون یعنی گورخرها رو بروز میدن؛ طوقه دور گردن، بلند شدن موهای یال، خطوط عرضی روی ساق پا و رفتارهای اجتماعی شبیه گورخرها مثل زندگی گروهی.

مقاومت در برابر تنش های محیطی مثل خشکی و گرما، کم غذایی و کم آبی
تعداد زیادی از این موجودات رو در یزد و به خصوص منطقه دره انجیر دیدم و در جنوب کشور و به ویژه نوار ساحلی تعدادشون کم نیست؛ هم در سفر به جاسک برای کار دلفین ها گله های زیادی ازشون رو دیدم و هم در جزیره هرمز و هنگام
این یه نر پیره که به واسطه کهولت سن و وضعیت بد پای راستش از گله طرد شده بود و به دلیل درد پا، فریادهای بلندی میکشید که انصافاً دردناک بود شنیدنش


You can see links before reply

Behzad
26-07-2013, 04:00 PM
سگ های آبی ایران

خانواده راسوها در ایران شامل 8 گونه پستاندار با رفتارها و ظواهر متفاوتی است که تاکنون کمتر در مورد آن ها شناخت داریم. گورکن ها، سمورها، سگ های آبی، راسو و زرده بَر از جمله اعضای این خانواده عجیب بوده که در ایران یافت می شوند.
اینفوگراف حاضر اطلاعات مختصر و مفیدی در مورد این جانوران ارائه می دهد.


You can see links before reply

Alidabirirad
01-11-2019, 12:48 AM
واقعا موضوع جالبی بود و من تونستم در این باره نکات مفیدی را متوجه بشوم ممنون